←عقل نظری و عملی
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] یکی از [[اصحاب]] که پرسید عقل چیست؟ میفرماید: "عقل چیزی است که با آن [[خدا]] را [[بندگی]] کنند و [[بهشت]] به دست آرند"<ref>{{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ}}</ref>. راوی با این جواب [[امام]] به یاد کسانی میافتد که هیچ یک از این دو را نمیکنند و با این حال [[عاقل]] شمرده میشوند؛ بنابراین از [[امام]] سؤال میکند؛ آنچه در [[معاویه]] بود، نامش چیست؟ و [[امام]] فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"<ref>{{متن حدیث|تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۶-۱۶۸.</ref> | # [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] یکی از [[اصحاب]] که پرسید عقل چیست؟ میفرماید: "عقل چیزی است که با آن [[خدا]] را [[بندگی]] کنند و [[بهشت]] به دست آرند"<ref>{{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ}}</ref>. راوی با این جواب [[امام]] به یاد کسانی میافتد که هیچ یک از این دو را نمیکنند و با این حال [[عاقل]] شمرده میشوند؛ بنابراین از [[امام]] سؤال میکند؛ آنچه در [[معاویه]] بود، نامش چیست؟ و [[امام]] فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"<ref>{{متن حدیث|تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۶-۱۶۸.</ref> | ||
== | == عقل نظری و عملی == | ||
{{اصلی|عقل نظری|عقل عملی}} | |||
در کتابهای حکمی، عقل را از جهت نوع فعالیت، در یک تقسیمبندی کلی، به عقل نظری و عملی تقسیم میکنند. عقل نظری به قوه مدرکه کلیات در معقولات گفته میشود که با ترتیب قیاسات و [[اقامه برهان]]، امور نظری را [[کشف]] میکند. [[عقل عملی]]، در مسائل ارزشی، از قبیل [[اخلاق]] و [[حقوق]] و مسائل [[اجتماعی]] و [[خانوادگی]] به کار میرود؛ به این ترتیب که با تشخیص امور نافع از مضر و تفکیک [[حق]] از [[باطل]]، (به زعم خود، در نفس ایجاد [[شوق]] و رغبت برای انجام امور نافع و [[نفرت]] از انجام امور مضر در جزئیات مینماید<ref>الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۸۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۵۶۲ ـ ۵۶۴.</ref> | در کتابهای حکمی، عقل را از جهت نوع فعالیت، در یک تقسیمبندی کلی، به عقل نظری و عملی تقسیم میکنند. عقل نظری به قوه مدرکه کلیات در معقولات گفته میشود که با ترتیب قیاسات و [[اقامه برهان]]، امور نظری را [[کشف]] میکند. [[عقل عملی]]، در مسائل ارزشی، از قبیل [[اخلاق]] و [[حقوق]] و مسائل [[اجتماعی]] و [[خانوادگی]] به کار میرود؛ به این ترتیب که با تشخیص امور نافع از مضر و تفکیک [[حق]] از [[باطل]]، (به زعم خود، در نفس ایجاد [[شوق]] و رغبت برای انجام امور نافع و [[نفرت]] از انجام امور مضر در جزئیات مینماید<ref>الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۸۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۵۶۲ ـ ۵۶۴.</ref> | ||