فلسفه بعثت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸۷: خط ۸۷:
بدین‌سان، اگر [[مردم]]، [[پیشوایان دینی]] همچون پیامبران و امامان را سزاوار حکومت دانستند، آنان را به این مقام برمی‌گزینند و کسی نباید با نام دین به حکومت بپردازد و آن را مأموریتی الهی بپندارد. در پاسخ به این دیدگاه، باید پرسید: اگر چنین است، چرا پیشوایان معصوم، همواره در پی [[تشکیل حکومت اسلامی]] بوده و از [[غصب خلافت]] به دست [[امویان]] و [[عباسیان]] سخن می‌گفته‌اند؟ [[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی می‌فرماید: «اگر یاورانی به شمار این گوسفندان می‌داشتم، برمی‌خاستم». سدیر می‌گوید: «چون گوسفندان را شمردم، بیش از هفده رأس نبودند»<ref>بحار الانوار، ج۴۷، ص۳۷۳.</ref>. همچنین، [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ به ادعای [[هارون]] که از بازگرداندن [[فدک]] سخن می‌گفت، حد آن را به گونه‌ای تعیین کرد که همه قلمرو حکومت هارون را در بر می‌گرفت<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۴۴.</ref>؛ کنایه از اینکه ما بنیان حکومت شما را بر [[باطل]] می‌دانیم و همواره در [[اندیشه]] [[تشکیل حکومت دینی]] هستیم. بزرگ [[پرچمدار]] [[عدالت]] و [[دادگری]]، [[امام علی]]{{ع}} نیز از یک سو پذیرش حکومت را بی‌مقبولیت مردمی، [[بیهوده]] می‌شمارد و از سوی دیگر [[مشروعیت حکومت]] پیشوایان دینی را [[الهی]] میخواند و آن را بسته و محتاج به خواست مردم نمی‌داند. این دو نکته به خوبی در [[خطبه]] مشهور [[شقشقیه]] گرد آمده است: «اگر این [[بیعت کنندگان]] نبودند، و [[یاران]] [[حجت]] بر من تمام نمی‌کردند، و [[خدا]] [[علما]] را نفرموده بود که [[ستمکار]] شکمباره را برنتابند و به [[یاری]] گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار از دست می‌گذاشتم و پایانش را چون آغازش می‌انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنار می‌داشتم»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۱۱.</ref>.
بدین‌سان، اگر [[مردم]]، [[پیشوایان دینی]] همچون پیامبران و امامان را سزاوار حکومت دانستند، آنان را به این مقام برمی‌گزینند و کسی نباید با نام دین به حکومت بپردازد و آن را مأموریتی الهی بپندارد. در پاسخ به این دیدگاه، باید پرسید: اگر چنین است، چرا پیشوایان معصوم، همواره در پی [[تشکیل حکومت اسلامی]] بوده و از [[غصب خلافت]] به دست [[امویان]] و [[عباسیان]] سخن می‌گفته‌اند؟ [[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی می‌فرماید: «اگر یاورانی به شمار این گوسفندان می‌داشتم، برمی‌خاستم». سدیر می‌گوید: «چون گوسفندان را شمردم، بیش از هفده رأس نبودند»<ref>بحار الانوار، ج۴۷، ص۳۷۳.</ref>. همچنین، [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ به ادعای [[هارون]] که از بازگرداندن [[فدک]] سخن می‌گفت، حد آن را به گونه‌ای تعیین کرد که همه قلمرو حکومت هارون را در بر می‌گرفت<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۴۴.</ref>؛ کنایه از اینکه ما بنیان حکومت شما را بر [[باطل]] می‌دانیم و همواره در [[اندیشه]] [[تشکیل حکومت دینی]] هستیم. بزرگ [[پرچمدار]] [[عدالت]] و [[دادگری]]، [[امام علی]]{{ع}} نیز از یک سو پذیرش حکومت را بی‌مقبولیت مردمی، [[بیهوده]] می‌شمارد و از سوی دیگر [[مشروعیت حکومت]] پیشوایان دینی را [[الهی]] میخواند و آن را بسته و محتاج به خواست مردم نمی‌داند. این دو نکته به خوبی در [[خطبه]] مشهور [[شقشقیه]] گرد آمده است: «اگر این [[بیعت کنندگان]] نبودند، و [[یاران]] [[حجت]] بر من تمام نمی‌کردند، و [[خدا]] [[علما]] را نفرموده بود که [[ستمکار]] شکمباره را برنتابند و به [[یاری]] گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار از دست می‌گذاشتم و پایانش را چون آغازش می‌انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنار می‌داشتم»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۱۱.</ref>.


با این همه [[هدف]]، [[پیامبران]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[معنوی]] و نمایاندن راه رستگاری است و [[تشکیل حکومت دینی]]، زمینه‌ساز دست‌یابی به این هدف است؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: خدایا، تو می‌دانی آن‌چه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در [[قدرت]] بود و نه از دنیای ناچیز، خواستن زیادت؛ بلکه می‌خواستیم نشانه‌های [[دین]] را به جایی که بود بنشانیم و [[اصلاح]] را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا [[بندگان]] ستمدیده‌ات را [[ایمنی]] فراهم آید و حدود ضایع مانده‌ات [[اجرا]] گردد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱، ص۱۲۹.</ref>.
با این همه [[هدف]]، [[پیامبران]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[معنوی]] و نمایاندن راه رستگاری است و [[تشکیل حکومت دینی]]، زمینه‌ساز دست‌یابی به این هدف است؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: خدایا، تو می‌دانی آن‌چه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در [[قدرت]] بود و نه از دنیای ناچیز، خواستن زیادت؛ بلکه می‌خواستیم نشانه‌های [[دین]] را به جایی که بود بنشانیم و [[اصلاح]] را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا [[بندگان]] ستمدیده‌ات را [[ایمنی]] فراهم آید و حدود ضایع مانده‌ات اجرا گردد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱، ص۱۲۹.</ref>.


تعبیرهایی از این دست، که هدف [[حکومت دینی]] را برپایی [[حدود الهی]] می‌داند، در سخنان امیرمؤمنان{{ع}} فراوان است<ref>ر.ک: دلشاد تهرانی، مصطفی، دولت آفتاب (اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی{{ع}})، ص۸۰ – ۷۱.</ref>. با این حال، برخی نویسندگان با اشاره به اینکه نباید از سر [[خودخواهی]]، [[دین الهی]] را دارای برنامه‌ای برای دنیای [[آدمی]] بدانیم، [[مردم]] را از پیش‌داوری برحذر می‌دارند و به روی آوردن به منابع دینی فرا می‌خوانند. آن گاه با نادیده گرفتن معارفی که برخی از آنها را یاد کردیم، [[تفسیری]] یک جانبه از پاره‌ای [[آیات]] و [[روایات]] و رخدادهای [[تاریخی]] به دست می‌دهند و به این نتیجه شگفت انگیز می‌رسند: اگر به فرض، یک حکومت دینی از همه جهت تمام و کمال به دست [[مؤمنان مخلص]] ناب تشکیل شد، آن‌چه نباید این حکومت و دولت دست به آن بزند و دخالتی بنماید، دین و [[ایمان]] و [[اخلاق]] [[مردم]] است<ref>بازرگان، مهدی، «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا»، کیان، ش۲۸، سال ۱۳۷۳، ص۵۷. برای آگاهی از رویکردی برون دینی به این بحث، ر.ک: سروش، عبدالکریم، مدارا و مدیریت، ص۳۸۰ - ۳۵۳.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان]] و [[احمد حسین شریفی|شریفی]]، [[بعثت و نبوت (مقاله)| مقاله «بعثت و نبوت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۲۱.</ref>
تعبیرهایی از این دست، که هدف [[حکومت دینی]] را برپایی [[حدود الهی]] می‌داند، در سخنان امیرمؤمنان{{ع}} فراوان است<ref>ر.ک: دلشاد تهرانی، مصطفی، دولت آفتاب (اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی{{ع}})، ص۸۰ – ۷۱.</ref>. با این حال، برخی نویسندگان با اشاره به اینکه نباید از سر [[خودخواهی]]، [[دین الهی]] را دارای برنامه‌ای برای دنیای [[آدمی]] بدانیم، [[مردم]] را از پیش‌داوری برحذر می‌دارند و به روی آوردن به منابع دینی فرا می‌خوانند. آن گاه با نادیده گرفتن معارفی که برخی از آنها را یاد کردیم، [[تفسیری]] یک جانبه از پاره‌ای [[آیات]] و [[روایات]] و رخدادهای [[تاریخی]] به دست می‌دهند و به این نتیجه شگفت انگیز می‌رسند: اگر به فرض، یک حکومت دینی از همه جهت تمام و کمال به دست [[مؤمنان مخلص]] ناب تشکیل شد، آن‌چه نباید این حکومت و دولت دست به آن بزند و دخالتی بنماید، دین و [[ایمان]] و [[اخلاق]] [[مردم]] است<ref>بازرگان، مهدی، «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا»، کیان، ش۲۸، سال ۱۳۷۳، ص۵۷. برای آگاهی از رویکردی برون دینی به این بحث، ر.ک: سروش، عبدالکریم، مدارا و مدیریت، ص۳۸۰ - ۳۵۳.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان]] و [[احمد حسین شریفی|شریفی]]، [[بعثت و نبوت (مقاله)| مقاله «بعثت و نبوت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۲۱.</ref>
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش