←حکومت و حاکمیت خدا
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
=== [[حکومت]] و [[حاکمیت خدا]] === | === [[حکومت]] و [[حاکمیت خدا]] === | ||
[[قرآن مجید]] به [[مشروعیت حکومت]] [[پیامبران]] پرداخته و از جهت تعیین حاکم و نیز از جهت منشور حکومت، مبطل نظریه [[سکولاریسم]] است. [[خداوند]]، [[حکم]] و | [[قرآن مجید]] به [[مشروعیت حکومت]] [[پیامبران]] پرداخته و از جهت تعیین حاکم و نیز از جهت منشور حکومت، مبطل نظریه [[سکولاریسم]] است. [[خداوند]]، [[حکم]] و حکمرانی را به خود اختصاص داده و از غیر خود ـ مانند قیصرها ـ نفی میکند و برخی [[آیات]] حتی [[مردم]] را از مراجعه به چنین مراکزی منع کرده است: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ}}<ref> سوره نساء، آیه۶۰.</ref> [[آیات]] دیگری وجود دارد که امر میکند بر الزام به حکمرانی، مطابق [[دین الهی]]: {{متن قرآن|وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref> سوره مائده، آیه۴۴.</ref>. | ||
این [[آیات]]، منشور [[حکومت]] را مشخص میکند. [[خداوند متعال]] [[انسان]] را از نیستی، [[جامه]] وجود پوشاند و بستر مناسب [[حیات]] و [[رشد]] مادی و [[معنوی]] را در [[اختیار]] او قرار داد و [[انسان]] علاوه بر اصل [[خلقت]]، در ادامه حیاتش نیز به [[خداوند]] محتاج است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>سوره فاطر، آیه۱۵.</ref>. پس [[انسان]] مملوک مطلق [[خداوند]] است و [[عقل]] تصدیق میکند [[اختیار]] مملوک از آنِ مالک و فیاض است و مملوک باید [[فرمانبردار]] مالک خویش باشد و در تمام تصرفات محتاج [[اذن]] و [[تأیید]] مالک است چه در عرصه تصرف در خود یا در طبیعت. [[انسانی]] که برای تصرف در اعضای خود و استفاده از نعمتهای طبیعت به [[اذن]] [[تأیید]] [[خالق]] [[نیازمند]] است چگونه در ایجاد یک [[حکومت]] که تصرف و تسخیر در منابع طبیعی و ایجاد محدودیت برای مخلوقات [[خداوند]] است [[نیازمند]] [[اذن]] نباشد؟ در حالی که [[عقل]] هر نوع ایجاد محدودیت در [[زندگی]] دیگران را برنمیتابد. | این [[آیات]]، منشور [[حکومت]] را مشخص میکند. [[خداوند متعال]] [[انسان]] را از نیستی، [[جامه]] وجود پوشاند و بستر مناسب [[حیات]] و [[رشد]] مادی و [[معنوی]] را در [[اختیار]] او قرار داد و [[انسان]] علاوه بر اصل [[خلقت]]، در ادامه حیاتش نیز به [[خداوند]] محتاج است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>سوره فاطر، آیه۱۵.</ref>. پس [[انسان]] مملوک مطلق [[خداوند]] است و [[عقل]] تصدیق میکند [[اختیار]] مملوک از آنِ مالک و فیاض است و مملوک باید [[فرمانبردار]] مالک خویش باشد و در تمام تصرفات محتاج [[اذن]] و [[تأیید]] مالک است چه در عرصه تصرف در خود یا در طبیعت. [[انسانی]] که برای تصرف در اعضای خود و استفاده از نعمتهای طبیعت به [[اذن]] [[تأیید]] [[خالق]] [[نیازمند]] است چگونه در ایجاد یک [[حکومت]] که تصرف و تسخیر در منابع طبیعی و ایجاد محدودیت برای مخلوقات [[خداوند]] است [[نیازمند]] [[اذن]] نباشد؟ در حالی که [[عقل]] هر نوع ایجاد محدودیت در [[زندگی]] دیگران را برنمیتابد. | ||