وحی در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
واژه وحی از نظر ساختار صرفی، مصدر فعل وَحَی، یَحی یا اسم مصدر اَوحی یُوحی است، از این رو وحیاً و ایحاءً مانند عطاء و إعطاء به یک معنا به کار می‌رود<ref>ر.ک: لسان ‌العرب، ابن منظور، نشر ‌أدب الحوزه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ﻫ، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰ ش، ص ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>
واژه وحی از نظر ساختار صرفی، مصدر فعل وَحَی، یَحی یا اسم مصدر اَوحی یُوحی است، از این رو وحیاً و ایحاءً مانند عطاء و إعطاء به یک معنا به کار می‌رود<ref>ر.ک: لسان ‌العرب، ابن منظور، نشر ‌أدب الحوزه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ﻫ، ج ۱۵، ص ۳۷۹ (ذیل واژه)؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰ ش، ص ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>


این واژه در لغت [[عرب]]، معانی گوناگونی دارد که رایج‌ترین و مهم‌ترین معانی آن بدین قرار است: اشاره، [[کتابت]]، [[رسالت]] یا [[پیام‌آوری]]، خط و نوشته، [[الهام]]، [[کلام]] پنهانی و هر آنچه به دیگری [[القا]] شود تا [[آگاهی]] یابد<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۳، ص۳۲۰؛ محمد بن حسن ابن درید، جمهرة اللغة، ج۱، ص۲۳۱؛ محمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۵، ص۱۹۲؛ اسماعیل بن عباد صاحب، المحیط اللغة، ج۳، ص۲۴۱؛ علی بن اسماعیل، المحکم و المحیط الأعظم، ج۴، ص۳۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص۶۵۱؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۳۲؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲۰، ص۲۷۹؛ حسین یوسف موسی، الافصاح فی اللغة، ج۱، ص۱۵۰؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج۱۳، ص۵۸؛ فؤاد بستانی، فرهنگ ابجدی، ص۹۷۸؛ عبدالله مهنا، لسان اللسان، ج۲، ص۷۲۲؛ محمود اسماعیل حسینی، المکنز العربی المعاصر، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۳۴؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۹۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص ۱۲۱.</ref>
این واژه در لغت [[عرب]]، معانی گوناگونی دارد که رایج‌ترین و مهم‌ترین معانی آن بدین قرار است: اشاره، کتابت، [[رسالت]] یا [[پیام‌آوری]]، خط و نوشته، [[الهام]]، [[کلام]] پنهانی و هر آنچه به دیگری القا شود تا [[آگاهی]] یابد<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۳، ص۳۲۰؛ محمد بن حسن ابن درید، جمهرة اللغة، ج۱، ص۲۳۱؛ محمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۵، ص۱۹۲؛ اسماعیل بن عباد صاحب، المحیط اللغة، ج۳، ص۲۴۱؛ علی بن اسماعیل، المحکم و المحیط الأعظم، ج۴، ص۳۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص۶۵۱؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۳۲؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲۰، ص۲۷۹؛ حسین یوسف موسی، الافصاح فی اللغة، ج۱، ص۱۵۰؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج۱۳، ص۵۸؛ فؤاد بستانی، فرهنگ ابجدی، ص۹۷۸؛ عبدالله مهنا، لسان اللسان، ج۲، ص۷۲۲؛ محمود اسماعیل حسینی، المکنز العربی المعاصر، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۳۴؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۹۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص ۱۲۱.</ref>


== وحی در تعاریف لغت‌شناسان ==
== وحی در تعاریف لغت‌شناسان ==
خط ۲۴: خط ۲۴:
# در [[لسان العرب (کتاب)|لسان العرب]]، معانی یادشده، گردآوری شده و کتاب، اشاره، نوشتن، [[پیام آوری]]، الهام، کلام پنهان و هر چیزی که به دیگری القا می‌شود، از معانی وحی بیان شده‌اند<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹: {{عربی|الوَحْيُ‌: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك... ؛ و الوحی: المکتوب و الکتاب أیضا}}.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۴.</ref>
# در [[لسان العرب (کتاب)|لسان العرب]]، معانی یادشده، گردآوری شده و کتاب، اشاره، نوشتن، [[پیام آوری]]، الهام، کلام پنهان و هر چیزی که به دیگری القا می‌شود، از معانی وحی بیان شده‌اند<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹: {{عربی|الوَحْيُ‌: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك... ؛ و الوحی: المکتوب و الکتاب أیضا}}.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۴.</ref>


== ارکان معنایی وحی ==
با توجه به نظریات فوق، در معنای اصلی وحی سه دیدگاه در میان لغت‌شناسان وجود دارد:
با توجه به نظریات فوق، در معنای اصلی وحی سه دیدگاه در میان لغت‌شناسان وجود دارد:
# اِعلام (آگاهانیدن) به نحو مطلق؛
# اِعلام (آگاهانیدن) به نحو مطلق؛
خط ۴۵: خط ۴۶:
باید توجه داشت که کاربرد یک لفظ صرفآً به معنای اصلی آن محدود نمی‌شود، بلکه [[اهل]] زبان دامنه کاربرد را گسترش داده، یک لغت را در لوازم معنای اصلی و دیگر مواردی که با آن ارتباط دارد به کار می‌برند. به عنوان مثال وقتی وحی به معنای اعلام و یک عمل ارتباطی باشد آن گاه این کلمه در ابزارهای این عمل ارتباطی، نظیر خط و کتابت نیز به کار می‌رود. چنان‌که در سخنی از [[حارث اعور]] آمده است که گفت: {{عربی|"القرآن‏ هَيّن‏، و الوَحْي‏ أشد منه‏‏‏‏"}}<ref>خواندن آسان است، نوشتن از آن سخت‌تر است.</ref>. در این سخن، [[قرآن]] به معنای مهارت [[خواندن]] و وحی به معنای مهارت نوشتن و خط است<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۷۹ (ذيل واژه)</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>
باید توجه داشت که کاربرد یک لفظ صرفآً به معنای اصلی آن محدود نمی‌شود، بلکه [[اهل]] زبان دامنه کاربرد را گسترش داده، یک لغت را در لوازم معنای اصلی و دیگر مواردی که با آن ارتباط دارد به کار می‌برند. به عنوان مثال وقتی وحی به معنای اعلام و یک عمل ارتباطی باشد آن گاه این کلمه در ابزارهای این عمل ارتباطی، نظیر خط و کتابت نیز به کار می‌رود. چنان‌که در سخنی از [[حارث اعور]] آمده است که گفت: {{عربی|"القرآن‏ هَيّن‏، و الوَحْي‏ أشد منه‏‏‏‏"}}<ref>خواندن آسان است، نوشتن از آن سخت‌تر است.</ref>. در این سخن، [[قرآن]] به معنای مهارت [[خواندن]] و وحی به معنای مهارت نوشتن و خط است<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۷۹ (ذيل واژه)</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>


== معنای جامع وحی ==
با توجه به معانی یاد شده، به نظر می‌رسد معنای جامع این کاربردها، القای امری به دیگری است. البته این القا، در [[امور معنوی]] (غیر مادی) مانند [[علم]] و [[وسوسه]] به کار رفته است؛ بنابراین با ذهن یا [[قلب]] مخاطب مرتبط است. در [[التحقیق (کتاب)|التحقیق]] آمده است: اصل واحد در این ماده، القای امری در درون دیگری است؛ چه القا، [[تکوینی]] باشد یا وارد ساختن در قلب؛ چه آن امر، علم باشد یا [[نور]] یا وسوسه یا غیر آن؛ چه آنکه [القاکننده یا القاشونده] [[انسان]] باشد یا [[فرشته]] یا غیر آن دو؛ و چه با واسطه یا بدون واسطه دیگری باشد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۳، ص۵۶: {{عربی|أن الأصل الواحد فی المادة: هو إلقاء أمر فی باطن غیره، سواء کان الإلقاء بالتکوین أو بإیراد فی القلب؛ و سواء کان الأمر علمأ أو إیمانا أو نورا أو وسوسة أو غیرها، وسواء کان إنسان أو ملکا أو غیرهما، و سواء کان بواسطة أو بغیر واسطة، و یفید العلم و الیقین}}.</ref>.
با توجه به معانی یاد شده، به نظر می‌رسد معنای جامع این کاربردها، القای امری به دیگری است. البته این القا، در [[امور معنوی]] (غیر مادی) مانند [[علم]] و [[وسوسه]] به کار رفته است؛ بنابراین با ذهن یا [[قلب]] مخاطب مرتبط است. در [[التحقیق (کتاب)|التحقیق]] آمده است: اصل واحد در این ماده، القای امری در درون دیگری است؛ چه القا، [[تکوینی]] باشد یا وارد ساختن در قلب؛ چه آن امر، علم باشد یا [[نور]] یا وسوسه یا غیر آن؛ چه آنکه [القاکننده یا القاشونده] [[انسان]] باشد یا [[فرشته]] یا غیر آن دو؛ و چه با واسطه یا بدون واسطه دیگری باشد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۳، ص۵۶: {{عربی|أن الأصل الواحد فی المادة: هو إلقاء أمر فی باطن غیره، سواء کان الإلقاء بالتکوین أو بإیراد فی القلب؛ و سواء کان الأمر علمأ أو إیمانا أو نورا أو وسوسة أو غیرها، وسواء کان إنسان أو ملکا أو غیرهما، و سواء کان بواسطة أو بغیر واسطة، و یفید العلم و الیقین}}.</ref>.


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش