←پانویس
(←پانویس) |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
*تغییر [[قضا و قدر]] در این معنا و مفهوم، تغییر در عالم [[علوی]] و [[الواح]] و کتابهای ملکوتی و [[علم الهی]] به خود میگیرد. البته این سؤالات پیامد قهری [[مسئله بداء]] است: مگر ممکن است در [[علم]] [[خداوند]] بلندمرتبه تغییر و تبدیل پیدا شود؟ آیا [[حکم خداوند]] قابل نقض است؟ آیا دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد؟ جواب همه اینها مثبت است. [[خداوند]] [[علم]] قابل تغییر هم دارد. [[حکم خداوند]] قابل نقض است و دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد. [[نظام]] سفلی و مخصوصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، بلکه اختصاصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، میتواند عالم [[علوی]] را تکان بدهد و سبب تغییراتی در آن بشود، و این عالیترین شکل [[تسلط انسان بر سرنوشت]] است<ref>مطهری، تکامل اجتماعی انسان (هدف زندگی)، ص۱۶؛ همو، نبوت، ص۱۸۰ - ۱۷۹؛ همو، انسان و سرنوشت، ص۶۵ - ۶۴.</ref>. | *تغییر [[قضا و قدر]] در این معنا و مفهوم، تغییر در عالم [[علوی]] و [[الواح]] و کتابهای ملکوتی و [[علم الهی]] به خود میگیرد. البته این سؤالات پیامد قهری [[مسئله بداء]] است: مگر ممکن است در [[علم]] [[خداوند]] بلندمرتبه تغییر و تبدیل پیدا شود؟ آیا [[حکم خداوند]] قابل نقض است؟ آیا دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد؟ جواب همه اینها مثبت است. [[خداوند]] [[علم]] قابل تغییر هم دارد. [[حکم خداوند]] قابل نقض است و دانی میتواند در [[عالی]] اثر بگذارد. [[نظام]] سفلی و مخصوصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، بلکه اختصاصاً [[اراده]] و خواست و عمل [[انسان]]، میتواند عالم [[علوی]] را تکان بدهد و سبب تغییراتی در آن بشود، و این عالیترین شکل [[تسلط انسان بر سرنوشت]] است<ref>مطهری، تکامل اجتماعی انسان (هدف زندگی)، ص۱۶؛ همو، نبوت، ص۱۸۰ - ۱۷۹؛ همو، انسان و سرنوشت، ص۶۵ - ۶۴.</ref>. | ||
*زیرا [[بداء]] تحت تأثیر دو عامل است: یکی [[اراده]] [[الله]] و دیگری [[اراده]] [[انسان]]. [[قضا]] یعنی عالم بالا و [[قدر]] یعنی عالم پایین، و [[اراده]] [[انسان]] میتواند در [[اراده]] غیر حتمی [[خدا]] تأثیر بگذارد؛ زیرا بنابر آنچه در [[روایات]] آمده، مراحل پنجگانهای از آغاز تا انجام یک فعل از سوی [[خدا]] وجود دارد: [[مشیت]]، [[اراده]]، تقدیر، [[قضا]] و [[امضا]]. تا قبل از [[امضا]] و قضای غیر حتمی، با عواملی مانند [[دعا]] و [[صدقه]] امکان نقض وجود دارد، اما وقتی [[امضا]] شد، دیگر قابل تغییر نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۵۱.</ref>. | *زیرا [[بداء]] تحت تأثیر دو عامل است: یکی [[اراده]] [[الله]] و دیگری [[اراده]] [[انسان]]. [[قضا]] یعنی عالم بالا و [[قدر]] یعنی عالم پایین، و [[اراده]] [[انسان]] میتواند در [[اراده]] غیر حتمی [[خدا]] تأثیر بگذارد؛ زیرا بنابر آنچه در [[روایات]] آمده، مراحل پنجگانهای از آغاز تا انجام یک فعل از سوی [[خدا]] وجود دارد: [[مشیت]]، [[اراده]]، تقدیر، [[قضا]] و [[امضا]]. تا قبل از [[امضا]] و قضای غیر حتمی، با عواملی مانند [[دعا]] و [[صدقه]] امکان نقض وجود دارد، اما وقتی [[امضا]] شد، دیگر قابل تغییر نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۵۱.</ref>. | ||
==بداء== | |||
یکی از [[اعتقادات اسلامی]] که در [[مکتب اهلبیت]] مورد اهتمام بسیار قرار گرفته [[اعتقاد]] به بداء است. [[علمای امامیه]] نیز به تبع از [[اهلبیت]] [[عقیده]] به بداء را در کتب [[اعتقادی]] خود مطرح کرده به آن اهتمام ورزیدهاند. برخی [[آیات قرآن کریم]] و [[احادیث]] نقل شده در کتابهای [[شیعه]] و [[سنی]] به روشنی بر بداء دلالت دارند؛ اما برخی از علمای سنی بداء را [[انکار]] نموده پنداشتهاند بداء با [[علم ذاتی]] و [[ازلی]] [[خدا]] در [[تعارض]] است چنانچه [[فخر رازی]] در [[تفسیر]] خود در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک میکند و (یا در آن) مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>، اعتقاد به بداء را به [[شیعیان]] (روافض) نسبت داده، آن را به جهت اینکه مستلزم [[تغییر]] و تبدل در [[ذات الهی]] است محال میداند<ref>فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج۱۹، ص۵۲.</ref>؛ البته با توجه به مطالب گفته شده بیپایگی این مطلب کاملا روشن میشود.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۰.</ref> | |||
==واژهشناسی بَداء== | |||
بداء، در لغت به معنای ظهور کامل یک چیز است<ref>راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ماده بدا.</ref>. اگر [[انسان]] چیزی را نداند و سپس بر او آشکار شود و [[رأی]] و نظرش دگرگون شود، میگویند که برای او بداء حاصل شده است. استعمال این معنا درباره [[خداوند متعال]] جایز نیست؛ زیرا مستلزم تغییر در [[اراده]] و [[علم]] او خواهد بود و وجود تغییر به هر نوع و شکل در [[ذات خداوند]] محال است و در احادیث [[ائمه معصومین]]{{ع}} چنین معنایی از بداء در مورد [[خداوند]] به شدت انکار شده و [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْدُ لَهُ مِنْ جَهْلٍ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، باب البداء، ح١٠.</ref>؛ «چیزی بر خداوند پس از [[جهل]] حاصل نمیشود». اما در اصطلاح، بداء عبارت است از تغییر در [[قضا و قدر]] غیر حتمی<ref>برنجکار، رضا، «بداء»، ص۳۸.</ref>. برای روشن شدن این تعریف ذکر چند مقدمه لازم است: | |||
# [[خداوند]] از اول به همه حوادث ریز و درشت [[جهان هستی]] عالم است و چنین نیست که چیزی از اول بر خداوند مخفی و او نسبت به آن چیز [[جاهل]] بوده باشد و سپس بر آن چیز عالم شود. دلیل این مطلب [[آیات]] و [[روایات]] فراوان و [[ادله عقلی]] است در [[قرآن کریم]] میخوانیم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«بیگمان خداوند است که هیچ چیز در زمین و آسمان بر او پوشیده نیست» سوره آل عمران، آیه ۵.</ref>.<ref>سبحانی، جعفر، مع الشیعه الامامیه فی عقایدهم، ص۱-۲.</ref> | |||
# [[تقدیر الهی]] درباره [[انسان]] بر دو نوع است: | |||
##تقدیر محتوم و [[قطعی]]، که به هیچ وجه قابل [[تغییر]] نیست، حتی با [[دعا]] یا [[صدقه]] یا کارهای خوب و بد؛ مثل تقدیر [[خداوند]] بر اینکه هر [[انسانی]] خواهد مرد؛ {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ}}<ref>«هر کسی مرگ را میچشد» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.</ref>. | |||
##تقدیر معلق و مشروط، که با فقدان برخی شرایط، دگرگون و تقدیر دیگر جایگزین آن میشود؛ مثل تقدیر خداوند بر اینکه مریضی در [[وقت]] خاصی میمیرد که این تقدیر، قطعی نیست؛ زیرا در صورت مداوا یا [[دعا کردن]] یا [[صدقه دادن]] برای شفای این مریض، تقدیر جدیدی برای وی که همان شفایافتن و [[طول عمر]] او خواهد بود معین میشود<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۲، ص۲۴۰ و ۲۴۱.</ref>. در روایات نیز این دو تقدیر به صورت صریح ذکر شده است و [[امام باقر]]{{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|مِنَ الْأُمُورِ أُمُورٌ مَحْتُومَةٌ كَائِنَةٌ لاَ مَحَالَةَ، وَ مِنَ الْأُمُورِ أُمُورٌ مَوْقُوفَةٌ عِنْدَ اللَّهِ، يُقَدِّمُ فِيهَا مَا يَشَاءُ وَ يَمْحُو مَا يَشَاءُ، وَ يُثْبِتُ مِنْهَا مَا يَشَاءُ}}<ref>عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. برخی امور، حتمیاند که ناگزیر موجود خواهند شد. برخی امور دیگر، در نزد [[خدا]] موقوفاند که خدا با [[مشیت]] خود، برخی از این امور را مقدم میکند، برخی دیگر را از بین میبرد و برخی دیگر را موجود میسازد. | |||
جنانچه قبلاً ذکر شد، [[بداء]] در مورد تقدیر دوم یعنی تقدیر غیر قطعی واقع میشود. | |||
# خداوند دارای [[قدرت]] و [[سلطه]] مطلق بر هستی است و هر [[زمان]] بخواهد، میتواند تقدیری را جایگزین تقدیر دیگر سازد؛ درحالیکه به هر دو نوع تقدیر، [[علم]] قبلی داشته، هیچگونه تغییری نیز در علم وی راه نخواهد یافت؛ زیرا تقدیر نخست چنان نیست که [[قدرت خدا]] را محدود و [[توانایی]] دگرگون کردن آن را از او سلب کند؛ به دیگر سخن، [[خلاقیت]] و [[آفرینش]] و [[اعمال]] [[قدرت خداوند]]، [[استمرار]] داشته، به [[حکم]] {{متن قرآن|كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ}}<ref>«او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.</ref> وی از امر آفرینش فارغ نگشته است و کار آفرینش همچنین ادامه دارد. نتیجه اینکه [[خداوند]] بر اساس [[قدرت]] گسترده، [[سلطه]] مطلقه، و دوام و استمرار خلاقیت میتواند هر [[زمان]] که بخواهد در [[مقدرات]] [[انسان]]، از عمر و روزی و غیره، [[تحول]]، ایجاد و مقدری را جایگزین مقدر قبلی نماید و هر دو تقدیر قبلاً در امالکتاب به ثبت رسیده است<ref>سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، ص۲۳۵ و۲۳۶.</ref>. | |||
# [[اعمال قدرت]] و سلطه خداوند و اقدام وی برای جایگزین کردن تقدیری جای تقدیر دیگر، بدون [[حکمت]] و [[مصلحت]] انجام نمیگیرد و بخشی از قضیه در گرو اعمال خود انسان است و او از طریق [[اختیار]] و [[برگزیدن]] و [[زندگی]] شایسته یا ناشایسته زمینه [[دگرگونی]] [[سرنوشت]] خویش را فراهم میسازد. فرض کنیم، [[انسانی]]، خدای ناکرده [[حقوق]] [[والدین]] و بستگان خود را مراعات نمیکند؛ طبعاً این [[عمل ناشایست]] او در سرنوشت او تأثیر ناخوشایندی خواهد داشت. اما اگر او در نیمه زندگی از کرده خود پشیمان گشته، از آن پس به [[وظایف]] خود در این باره اهتمام ورزد، در این صورت زمینه دگرگونی سرنوشت خود را فراهم کرده است و مشمول [[آیه]] {{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ}} خواهد گشت؛ این مطلب در عکس قضیه نیز [[حاکم]] است<ref>سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، ص۲۳۶ و۲۳۷.</ref>. | |||
با توجه به مطالب فوق، [[بداء]]، بدین معناست که اعمال خوب یا بد انسان در سرنوشت و مقدرات غیر حتمی او اثر میگذارد و منشأ تحولاتی در زندگی انسان میگردد و [[نیازمندی]] و [[توانگری]]، [[بیماری]] و [[سلامتی]]، کوتاهی و بلندی عمر، حوادث تلخ و شیرین، همگی نتیجه [[کارهای نیک]] و بد انسان است و اینکه در [[روایات]] فراوانی به انجام کارهای خوبی مانند [[دعا]]، [[صدقه]]، [[صله ارحام]] که آثار مثبت و سازندهای در [[حیات انسان]] و اجتناب از کارهای [[بدی]] مانند [[ظلم]] بر افراد، [[اذیت]] [[والدین]] و [[قطع رحم]]، که آثار [[ناگواری]] در [[زندگی]] [[انسان]] دارند بسیار تأکید شده، مؤید همین مطلب و [[اعتقاد]] به تأثیر کارهای خوب یا بد در زندگی انسان همان اعتقاد به [[بداء]] است.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۰.</ref> | |||
==بداء و [[نسخ]]== | |||
میدانیم که نسخ [[احکام]] از نظر همه [[مسلمانان]] جایز است؛ یعنی ممکن است حکمی در [[شریعت]] نازل شود و [[مردم]] نیز چنان تصور کنند که این [[حکم]] همیشگی و [[ابدی]] است، اما پس از مدتی نسخ آن حکم را شخص [[پیامبر]]{{صل}} اعلام کند و حکم دیگری جای آن را بگیرد؛ مثل داستان [[تغییر قبله]]. این، در [[حقیقت]]، یک نوع «بداء» است، ولی معمولاً در در [[امور تشریعی]] و [[قوانین]] و احکام، نام «نسخ» بر آن میگذارند؛ و نظیر آن را در امور [[تکوینی]]، «بداء» مینامند<ref>موسوی خوئی، [[سید]] ابوالقاسم، البیان فی [[تفسیر القرآن]]، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲.</ref> | |||
==بداء در [[آیات]] و [[روایات]]== | |||
در برخی [[آیات قرآن کریم]] بر موضوع بداء تأکید شده است که به دو نمونه اشاره میشود: | |||
#{{متن قرآن|لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ * يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد * خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک میکند و (یا در آن) مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۸-۳۹.</ref>. این [[آیه]] با صراحت میفرماید که دو نوع کتاب وجود دارد: کتاب محفوظ یا [[امالکتاب]] که رویدادهای آن دستخوش [[تغییر]] و [[دگرگونی]] نمیشوند و [[کتاب محو و اثبات]] که گاهی بعضی از وقایع آن محو و وقایعی دیگر جایگزین میشود آنچه در آن بداء صورت میگیرد، همین کتاب محو و اثبات است<ref>عابدی، طاهره، «حقیقت بداء»، ص۱۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>. طبق این آیه، [[یهود]] کل [[قضا و قدر الهی]] را حتمی و غیر قابل [[تغییر]] میدانند و میگویند وقتی برای کسی چیزی مقدر شد، به هیچوجه تغییر و تبدیل نمییابد. مثلاً اگر برای کسی عمری پنجاه ساله مقدر شد، این عمر، ثابت بوده، با اعمالی مثل [[صله رحم]] یا [[صدقه]]، زیاد و با اعمالی مثل [[قطع صله رحم]] کم نمیشود. طبق این [[عقیده]]، قطعاً [[بداء]] نیز معنی نخواهد داشت. [[قرآن کریم]] با [[قاطعیت]] [[جواب]] میدهد که [[دست خدا]] باز است؛ یعنی اگر [[خدا]] چیزی را برای کسی مقدر کرد و سپس [[مصلحت]] اقتضا کرد که آن را [[تغییر]] دهد، تغییر میدهد و این همان عقیده به بداء است<ref>طاهری، حبیبالله، «اصل بداء... پیرامون حقیقت بداء و دلایل آن»، ص۲۶.</ref>. | |||
سپس درباره بداء [[روایات]] فراوانی وجود دارد که در کتاب [[بحارالانوار]]، باب «البداء والنسخ»، [[توحید صدوق]]، [[اصول کافی]]، وافی و کتب دیگر ذکر شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم: | |||
# [[امام صادق]]{{ع}} یا [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِثْلِ الْبَدَاءِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، باب البداء، ص۱۴۶، ح۱.</ref>؛ [[خداوند]] به چیزی مانند [[بدا]] پرستیده نشده است. | |||
# امام صادق{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْدُو لَهُ فِي شَيْءٍ لَمْ يَعْلَمْهُ أَمْسِ فَابْرَءُوا مِنْهُ}}<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، باب البداء و النسخ، ص۱۱۱، ح۳۰.</ref>؛ هر که بر این عقیده باشد که برای خداوند درباره چیزی بداء حاصل میشود که قبلا نمیدانسته است، از چنین کسی دوری کنید و بیزار باشید. | |||
#ایشان در [[حدیثی]] دیگر فرموده است: {{متن حدیث|لَيْسَ شَيْءٌ يَبْدُو لَهُ إِلَّا وَ قَدْ كَانَ فِي عِلْمِهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَبْدُو لَهُ مِنْ جَهْلٍ}}<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، باب البداء و النسخ، ص۱۲۱، ح۳۱.</ref>؛ برای خداوند در هیچ چیزی بداء حاصل نمیشود مگر اینکه قبلاً میدانسته است؛ محققاً برای خدا از روی [[جهل]] بداء رخ نمیدهد. | |||
#در دعای [[شب بیست و سوم]] [[ماه مبارک رمضان]] میخوانیم: {{متن حدیث|وَ إِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِياءِ فَامْحُنِي مِنَ الْأَشْقِياءِ وَ اكْتُبْنِي مِنَ السُّعَداءِ}}<ref>قمی، شیخ عباس، مفاتیحالجنان، دعای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۳.</ref> | |||
==[[دلایل عقلی]] بداء== | |||
بداء، علاوه بر آنکه آموزهای نقلی است همچنین، از نظر [[عقلی]] و وجدانی نیز قابل [[فهم]] و [[اثبات]] است و در نتیجه، آموزهای تعبدی نیست. هر [[انسانی]] با مراجعه به [[وجدان]] و [[علم حضوری]] خود درمییابد که میتواند وضعیت موجود خود را به [[اختیار]] خویش [[تغییر]] دهد مثلاً، اگر [[فقیر]] است، میتواند با کار و [[تلاش فراوان]] به [[زندگی]] مرفهی دست یابد و یا اگر بیسواد است، میتواند با تلاش [[علمی]] و [[تحمل]] [[مشکلات]] [[یادگیری]] [[علم]]، فردی عالم و باسواد شود و...؛ این خود نشانه روشنی است بر اینکه [[خداوند]] [[سرنوشت انسان]] را در دست خود او قرار داده و اوست که با انجام کارهای شایسته یا [[ناشایست]] [[سرنوشت]] خود را رقم میزند. | |||
دلیل دیگر این است که [[عقل]] همه [[کمالات]] را برای [[خدا]] اثبات میکند که از جمله کمالات، [[قدرت]] مطلق اوست. بر اساس [[قدرت مطلق خدا]] حتی پس از تقدیری خاص میتواند این تقدیر را تغییر دهد و تقدیر جدیدی را در [[لوح]] تقدیرات ثبت کند و این تقدیر جدید را در خارج جاری سازد. پس، [[انکار]] [[بداء]]، محدود کردن [[قدرت خدا]] و سلب کمالی از کمالات اوست که برخلاف [[حکم]] صریح عقل است.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۴.</ref> | |||
==آثار آموزه بداء== | |||
[[اعتقاد]] به اصل بداء دارای آثار مثبتی است؛ از قبیل: | |||
# اعتقاد به بداء، اعتراف صریح بر این است که عالم در اصل [[وج]] [[ود]] و بقائش تحت [[سلطه]] [[قدرت الهی]] و اینکه [[اراده]] او در عالم نافذ و جاری است یعنی چنین نیست که پس از تقدیر امری، [[دست خدا]] بسته باشد، بلکه خداوند هرگاه اراده کند، امری را تغییر میدهد. | |||
# اعتقاد به بداء و اینکه میتوان سرنوشت را تغییر داد، عبد را به سوی مولا میکشاند و او را به [[استجابت]] دعای او [[امیدوار]] و از [[معصیت]] دور میکند ولی انکار بداء و اینکه قلم تقدیر به هر صورت که رقم زده شده دیگر قابل تغییر نیست، موجب [[یأس]] و [[نومیدی]] [[بندگان]] میشود و دیگر دست [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه خداوند دراز نخواهند کرد؛ زیرا به تأثیر [[دعا]] و [[تضرع]] به درگاه [[خدای متعال]] به نفع خود [[اعتقادی]] ندارند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۵.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[بداء (مقاله)|مقاله «بداء»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||