سعادت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
[[سعادت]] در لغت عبارت است از کمک [[خداوند]] به [[انسان]] برای رسیدن به خیر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۱۰.</ref>. اصل آن "سعد" به معنای خیر و [[سرور]]<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۷۵.</ref> در مقابل "نَحس" است. سعید در مقابل [[شقی]] است و سُعداء در مقابل أشقیاء<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۳۲۱.</ref>. سعادت به حسب ریشه لغوی، متضمّن مفهوم [[عون]] و کمک است ([[عرب]] از آن جهت به کسی کلمه «سعید» را اطلاق می‌کرده است که علل و اسباب به کمک و معاونت او آمده باشد) امّا به حسب عرف معنی سرور و [[خوشی]] و [[آسایش]] را می‌دهد. سعادت که در عرف نقطه مقابل [[شقاوت]] است معنی آسایش و سرور و خوشی را می‌دهد<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۳۳۷-۳۳۹؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۴۷۰.</ref>.
سعادت در لغت عبارت است از کمک [[خداوند]] به [[انسان]] برای رسیدن به خیر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۱۰.</ref>. اصل آن "سعد" به معنای خیر و [[سرور]]<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۷۵.</ref> در مقابل "نَحس" است. سعید در مقابل [[شقی]] است و سُعداء در مقابل أشقیاء<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۳۲۱.</ref>. سعادت به حسب ریشه لغوی، متضمّن مفهوم [[عون]] و کمک است ([[عرب]] از آن جهت به کسی کلمه «سعید» را اطلاق می‌کرده است که علل و اسباب به کمک و معاونت او آمده باشد) امّا به حسب عرف معنی سرور و [[خوشی]] و [[آسایش]] را می‌دهد. سعادت که در عرف نقطه مقابل [[شقاوت]] است معنی آسایش و سرور و خوشی را می‌دهد<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۳۳۷-۳۳۹؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۴۷۰.</ref>.


"سعادت" [[آرمان]] [[جامعه انسانی]] شمرده شده است، سعادت و شقاوت مقابل هم هستند. سعادت هر چیزی عبارت است از رسیدن به خیر وجودش تا به وسیله آن کمال خود را یافته و در نتیجه متلذذ شود و سعادت در انسان که موجودی مرکب از [[روح]] و بدن است، عبارت است از رسیدن به [[خیرات]] [[جسمانی]] و [[روحانی]] و متنعم شدن به آن<ref>محسن معینی، «سعادت و شقاوت»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۰۰.</ref>.<ref>عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۳۳۷-۳۳۹.</ref>
"سعادت" آرمان [[جامعه انسانی]] شمرده شده است، سعادت و شقاوت مقابل هم هستند. سعادت هر چیزی عبارت است از رسیدن به خیر وجودش تا به وسیله آن کمال خود را یافته و در نتیجه متلذذ شود و سعادت در انسان که موجودی مرکب از [[روح]] و بدن است، عبارت است از رسیدن به [[خیرات]] جسمانی و [[روحانی]] و متنعم شدن به آن<ref>محسن معینی، «سعادت و شقاوت»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۰۰.</ref>.<ref>عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص ۳۳۷-۳۳۹.</ref>


سعادت آن است که همه عوامل و اسباب، برای رسیدن انسان به خیر و [[نیکی]] و فرجام خوب، فراهم باشد و اگر چنین نشد، شقاوت است، یعنی عوامل و اسباب [[بدبختی]] و [[بدفرجامی]] [[انسان]] فراهم آید. [[قرآن]] [[برترین]] سعادت را آن می‌داند که انسان به [[بهشت]] برود و شقاوت را آن می‌داند که به [[آتش دوزخ]] گرفتار شود. [[سعادتمند]] کسی است که به [[هدف خلقت]] [[انسانی]] و [[کمال]] [[اخلاقی]] و [[کامیابی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] برسد. کسی [[خوشبختی]] و کامیابی را در رسیدن به [[پول]] و [[مقام]] و [[شهرت]] و فراهم بودن [[لذایذ]] می‌داند. دیگری چون همه اینها را فانی و گذرا می‌داند، [[سعادت]] را در "[[کامیابی]] [[اخروی]]" می‌شناسد و برای رسیدن به آن می‌کوشد. [[بهشتیان]]، [[خوشبخت‌ترین]] انسان‌هایند و [[دوزخیان]] [[بدبخت‌ترین]] آنان. عوامل مختلفی در سعید شدن و [[شقی]] شدن [[انسان]] مؤثر است. حتی در [[روایات]]، آغاز مرحله سعادت و [[شقاوت]] از [[دوران جنینی]] و شکم مادر بیان شده است، چون عواملی حتی از آن دوره در [[خوشبختی]] و [[بدبختی]] [[انسان]] تأثیر می‌گذارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>.
سعادت آن است که همه عوامل و اسباب، برای رسیدن انسان به خیر و [[نیکی]] و فرجام خوب، فراهم باشد و اگر چنین نشد، شقاوت است، یعنی عوامل و اسباب [[بدبختی]] و [[بدفرجامی]] [[انسان]] فراهم آید. [[قرآن]] [[برترین]] سعادت را آن می‌داند که انسان به [[بهشت]] برود و شقاوت را آن می‌داند که به [[آتش دوزخ]] گرفتار شود. [[سعادتمند]] کسی است که به [[هدف خلقت]] [[انسانی]] و [[کمال]] [[اخلاقی]] و کامیابی در [[دنیا]] و [[آخرت]] برسد. کسی [[خوشبختی]] و کامیابی را در رسیدن به [[پول]] و [[مقام]] و [[شهرت]] و فراهم بودن [[لذایذ]] می‌داند. دیگری چون همه اینها را فانی و گذرا می‌داند، سعادت را در "کامیابی [[اخروی]]" می‌شناسد و برای رسیدن به آن می‌کوشد. [[بهشتیان]]، [[خوشبخت‌ترین]] انسان‌هایند و [[دوزخیان]] بدبخت‌ترین آنان. عوامل مختلفی در سعید شدن و [[شقی]] شدن [[انسان]] مؤثر است. حتی در [[روایات]]، آغاز مرحله سعادت و [[شقاوت]] از دوران جنینی و شکم مادر بیان شده است، چون عواملی حتی از آن دوره در [[خوشبختی]] و [[بدبختی]] [[انسان]] تأثیر می‌گذارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>.


== مصادیق سعادت ==
== مصادیق سعادت ==
درباره مصداق سعادت سه نظریۀ مهم وجود دارد:
درباره مصداق سعادت سه نظریۀ مهم وجود دارد:
# حکمای پیش از [[ارسطو]] معتقدند، [[سعادت انسان]] در [[اخلاق پسندیده]] منحصر است و لذا به [[روح انسان]] اختصاص دارد و [[جسم]] از آن بهره‌ای ندارد؛ چراکه [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست و بدن ابزاری بیش نیست؛ بنابراین کمال بدن سعادت انسان محسوب نمی‌شود و هم از این رو سعادت کامل انسان را منوط به [[رهایی]] [[روح]] از قید جسم می‌دانند و معتقدند تا زمانی که انسان در [[دنیا]] [[زندگی]] می‌کند، به سعادت کامل نائل نمی‌شود، چون در دنیا روح انسان به گرفتاری‌های [[ماده]] [[آلوده]] است، ولی با [[مرگ]]، یک سره ارتباط خود را با ماده و [[مادیات]] قطع می‌کند و به سعادت می‌رسد<ref>احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه، تهذیب الاخلاق، ص۸۵؛ خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، ص۸۳؛ محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۶.</ref>.
# حکمای پیش از ارسطو معتقدند، [[سعادت انسان]] در [[اخلاق پسندیده]] منحصر است و لذا به [[روح انسان]] اختصاص دارد و جسم از آن بهره‌ای ندارد؛ چراکه [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست و بدن ابزاری بیش نیست؛ بنابراین کمال بدن سعادت انسان محسوب نمی‌شود و هم از این رو سعادت کامل انسان را منوط به [[رهایی]] [[روح]] از قید جسم می‌دانند و معتقدند تا زمانی که انسان در [[دنیا]] [[زندگی]] می‌کند، به سعادت کامل نائل نمی‌شود، چون در دنیا روح انسان به گرفتاری‌های [[ماده]] [[آلوده]] است، ولی با [[مرگ]]، یک سره ارتباط خود را با ماده و مادیات قطع می‌کند و به سعادت می‌رسد<ref>احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه، تهذیب الاخلاق، ص۸۵؛ خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، ص۸۳؛ محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۶.</ref>.
# ارسطو و حکمای پیرو او معتقدند، سعادت مربوط به شخص انسان است و انسان موجودی است مرکب از جسم و روح؛ بنابراین، سعادت در اخلاق پسندیده منحصر نیست که فقط به روح تعلق داشته باشد؛ بلکه هرچیزی که با بخشی از وجود انسان ـ روح یا جسم ـ سازگار باشد، سعادت محسوب است، هرچند سعادتی جزئی؛ بنابراین، [[ثروت]]، [[سلامت]] و [[یاران]] موافق نسبت به جسم انسان سعادت به شمار می‌آیند.  
# ارسطو و حکمای پیرو او معتقدند، سعادت مربوط به شخص انسان است و انسان موجودی است مرکب از جسم و روح؛ بنابراین، سعادت در اخلاق پسندیده منحصر نیست که فقط به روح تعلق داشته باشد؛ بلکه هرچیزی که با بخشی از وجود انسان ـ روح یا جسم ـ سازگار باشد، سعادت محسوب است، هرچند سعادتی جزئی؛ بنابراین، [[ثروت]]، [[سلامت]] و [[یاران]] موافق نسبت به جسم انسان سعادت به شمار می‌آیند.  
# حكمای [[اسلامی]] معتقدند، سعادت انسان در دنیا با سعادت روح و بدن کامل می‌شود. کسی در [[دنیا]] [[سعادتمند]] است که هم [[سعادت]] مربوط به [[جسم]] را دارا باشد و هم سعادت مربوط به [[روح]] را حائز؛ ولی پس از [[مرگ]] [[سعادت انسان]] به [[سعادت]] [[روح]]، يعنی [[اخلاق پسندیده]] و [[علوم]] [[حقیقی]] [[یقینی]] منحصر است و نهایت آن [[آراستگی]] به صفت‌های [[جمال]] و جلال [[حضرت حق]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱]]، ص۸۸-۹۰.</ref>.
# حكمای [[اسلامی]] معتقدند، سعادت انسان در دنیا با سعادت روح و بدن کامل می‌شود. کسی در [[دنیا]] [[سعادتمند]] است که هم سعادت مربوط به جسم را دارا باشد و هم سعادت مربوط به [[روح]] را حائز؛ ولی پس از [[مرگ]] [[سعادت انسان]] به سعادت [[روح]]، يعنی [[اخلاق پسندیده]] و [[علوم]] [[حقیقی]] [[یقینی]] منحصر است و نهایت آن [[آراستگی]] به صفت‌های [[جمال]] و جلال [[حضرت حق]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱]]، ص۸۸-۹۰.</ref>.


== بالاترین مرتبه سعادت ==
== بالاترین مرتبه سعادت ==
همه حكما [[اتفاق نظر]] دارند که سعادت انسان در [[معارف حقه]] و [[اخلاق]] [[پاکیزه]] منحصر است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۹.</ref>، چون معارف حقه و اخلاق پسندیده، اولاً، به خودی خود مطلوب [[انسان]] است و ثانياً، تا [[ابد]] با انسان همراه است؛ ولی [[حقیقت]] این است که نهایت کمال [[آدمی]] نیستند؛ چون میوه‌ای شیرین‌تر از خود دارند. این دو ویژگی موجب [[محبت]] و [[انس به خدا]] می‌شوند و در نهایت انسان را به [[وادی]] تشابه به [[خداوند]] می‌برند که بالاترین مرتبه سعادت انسان است<ref>مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱، ص۹۰.</ref>.
همه حكما [[اتفاق نظر]] دارند که سعادت انسان در معارف حقه و [[اخلاق]] [[پاکیزه]] منحصر است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۹.</ref>، چون معارف حقه و اخلاق پسندیده، اولاً، به خودی خود مطلوب [[انسان]] است و ثانياً، تا ابد با انسان همراه است؛ ولی [[حقیقت]] این است که نهایت کمال [[آدمی]] نیستند؛ چون میوه‌ای شیرین‌تر از خود دارند. این دو ویژگی موجب [[محبت]] و انس به خدا می‌شوند و در نهایت انسان را به [[وادی]] تشابه به [[خداوند]] می‌برند که بالاترین مرتبه سعادت انسان است<ref>مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱، ص۹۰.</ref>.


== نشانه‌های [[سعادت‌مندی]] از نگاه [[امام سجاد]]{{ع}} ==
== نشانه‌های [[سعادت‌مندی]] از نگاه [[امام سجاد]]{{ع}} ==
از منظر امام سجاد{{ع}} برخی از نشانه‌های سعادت‌مندی[[انسان]] عبارت است از:
از منظر امام سجاد{{ع}} برخی از نشانه‌های سعادت‌مندی[[انسان]] عبارت است از:
# '''رویکرد به خداوند''': یعنی جز در پرتو [[فضل الهی]] نمی‌توان به سعادت [[راستین]] [[دست]] یافت<ref>نیایش هجدهم.</ref>: {{متن حدیث|وَ السَّعِيدُ مِنَّا مَنْ‏ رَغِبَ‏ إِلَيْهِ‏}}<ref>دعای ۱.</ref>؛ «هر کس از ما به درگاه خداوند روی کند [[سعادتمند]] است».
# '''رویکرد به خداوند''': یعنی جز در پرتو فضل الهی نمی‌توان به سعادت راستین [[دست]] یافت<ref>نیایش هجدهم.</ref>: {{متن حدیث|وَ السَّعِيدُ مِنَّا مَنْ‏ رَغِبَ‏ إِلَيْهِ‏}}<ref>دعای ۱.</ref>؛ «هر کس از ما به درگاه خداوند روی کند [[سعادتمند]] است».
# '''[[شهادت]] در میدان [[جهاد]]''': که شامل [[توفیق]] [[همراهی]] با [[مجاهدان فی سبیل‌الله]]<ref>نیایش یکم.</ref> و توفیق [[درک]] [[نعمت]] شهادت پس از ضربه زدن به [[دشمن]]<ref>نیایش بیست‌وهفتم.</ref> است.
# '''[[شهادت]] در میدان [[جهاد]]''': که شامل [[توفیق]] [[همراهی]] با مجاهدان فی سبیل‌الله<ref>نیایش یکم.</ref> و توفیق [[درک]] [[نعمت]] شهادت پس از ضربه زدن به [[دشمن]]<ref>نیایش بیست‌وهفتم.</ref> است.
# '''[[سلامت]] و [[موفقیت]] در [[ابتلائات]] و [[آزمایش‌های الهی]]''': بدین معنا که [[زندگی]] عرصه [[آزمون]] انسان است و موفقیت در [[آزمایش الهی]]، نیازمند[[بصیرت]]، [[استقامت]] و... است که خود موجب سعادت انسان می‌گردد<ref>دعای چهل‌وهفتم.</ref>.
# '''[[سلامت]] و [[موفقیت]] در [[ابتلائات]] و [[آزمایش‌های الهی]]''': بدین معنا که [[زندگی]] عرصه [[آزمون]] انسان است و موفقیت در [[آزمایش الهی]]، نیازمند [[بصیرت]]، [[استقامت]] و... است که خود موجب سعادت انسان می‌گردد<ref>دعای چهل‌وهفتم.</ref>.
# '''بهره‌گیری مطلوب از [[مواهب الهی]]''': استفاده بهینه از نعمت‌های [[خدادادی]] موجب جذب بیشتر [[عنایت خداوند]] و سعادت انسان در جهانِ [[آخرت]] است<ref>نیایش چهل‌وهشتم.</ref>.
# '''بهره‌گیری مطلوب از مواهب الهی''': استفاده بهینه از نعمت‌های خدادادی موجب جذب بیشتر عنایت خداوند و سعادت انسان در جهانِ [[آخرت]] است<ref>نیایش چهل‌وهشتم.</ref>.
# '''[[حق‌شناسی]] نسبت به [[همسایگان]] و [[دوستان]]''': چنان که می‌فرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ زِدْهُمْ بَصِيرَةً فِي حَقِّي، وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلِي حَتَّى يَسْعَدُوا بِي وَ أَسْعَدَ بِهِمْ‏}}<ref>دعای ۲۶.</ref>؛ «بار خدایا! بر [[محمد و خاندانش]] [[درود]] فرست... و بر بصیرتشان [[[همسایگان]] و دوستان] بیفزای که [[حق]] مرا [[رعایت]] کنند و فضل مرا بشناسند، تا ایشان و من به کمک هم نیکبخت و [[سعادتمند]] شویم».
# '''[[حق‌شناسی]] نسبت به [[همسایگان]] و [[دوستان]]''': چنان که می‌فرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ زِدْهُمْ بَصِيرَةً فِي حَقِّي، وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلِي حَتَّى يَسْعَدُوا بِي وَ أَسْعَدَ بِهِمْ‏}}<ref>دعای ۲۶.</ref>؛ «بار خدایا! بر محمد و خاندانش [[درود]] فرست... و بر بصیرتشان ([[همسایگان]] و دوستان) بیفزای که [[حق]] مرا رعایت کنند و فضل مرا بشناسند، تا ایشان و من به کمک هم نیکبخت و [[سعادتمند]] شویم».
# '''[[توفیق]] [[بندگی]] و [[بازگشت به سوی خدا]]''': از نظر [[حضرت سجاد]]{{ع}} [[توبه]] از [[بدی‌ها]] و جبران [[عقب‌ماندگی‌ها]] و نارسایی‌ها، زمینه [[سعادت]] فرد را فراهم می‌سازد. از این‌رو [[امام]] در هنگام [[رؤیت هلال]] از [[خدا]] توفیق بهترین [[عبادت‌ها]] را با درخواست [[توبه]] [[طلب]] می‌کند<ref>نیایش چهل‌و‌سوم.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[[[دانشنامه]] [[صحیفه سجادیه]] (کتاب)|مقاله «سعادت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص۲۶۶.</ref>
# '''[[توفیق]] [[بندگی]] و [[بازگشت به سوی خدا]]''': از نظر [[حضرت سجاد]]{{ع}} [[توبه]] از بدی‌ها و جبران عقب‌ماندگی‌ها و نارسایی‌ها، زمینه سعادت فرد را فراهم می‌سازد. از این‌رو [[امام]] در هنگام رؤیت هلال از [[خدا]] توفیق بهترین [[عبادت‌ها]] را با درخواست [[توبه]] طلب می‌کند<ref>نیایش چهل‌و‌سوم.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «سعادت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص۲۶۶.</ref>


== اقسام سعادت ==
== اقسام سعادت ==
# '''[[سعادت عقلی]]:''' سعادت عقلی یعنی [[معارف]]، یعنی [[انسان]] در آخرین حدی که برای او ممکن است به [[معارف الهی]] آشنا بشود و عالم وجود را آن‌چنان که هست دریافت کند<ref>مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، ص۳۰۹.</ref>.
# '''سعادت عقلی:''' سعادت عقلی یعنی معارف، یعنی [[انسان]] در آخرین حدی که برای او ممکن است به [[معارف الهی]] آشنا بشود و عالم وجود را آن‌چنان که هست دریافت کند<ref>مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، ص۳۰۹.</ref>.
# '''[[سعادت مطلق]]:''' یعنی، سعادت نسبت به افراد و اشخاص و نسبت به محیط و [[اقوام]] یکسان است و فرق نمی‌کند آن چیزی که سعادت است برای همه و در همه جا هست<ref>مطهری، مرتضی، مقالات فلسفی، ج۲، ص۸۹.</ref>.
# '''سعادت مطلق:''' یعنی، سعادت نسبت به افراد و اشخاص و نسبت به محیط و اقوام یکسان است و فرق نمی‌کند آن چیزی که سعادت است برای همه و در همه جا هست<ref>مطهری، مرتضی، مقالات فلسفی، ج۲، ص۸۹.</ref>.
# '''سعادت نسبی:''' معنی اینکه سعادت نسبی است این است که ممکن است یک چیز برای یک فرد و در یک محیط خاص سعادت باشد و برای فرد دیگر و در محیط دیگر سعادت نباشد، بلکه عین [[بدبختی]] و [[شقاوت]] بوده باشد<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۵، ص۷۴؛ مقالات فلسفی، ج۲، ص۹۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۴۷۰.</ref>
# '''سعادت نسبی:''' معنی اینکه سعادت نسبی است این است که ممکن است یک چیز برای یک فرد و در یک محیط خاص سعادت باشد و برای فرد دیگر و در محیط دیگر سعادت نباشد، بلکه عین [[بدبختی]] و [[شقاوت]] بوده باشد<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۵، ص۷۴؛ مقالات فلسفی، ج۲، ص۹۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۴۷۰.</ref>


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش