←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
پس از خروج توّابین، مختار به عنوان تنها شخص باقی مانده در صحنه [[علویان]] کوفه، شروع به جمعآوری جدّی قوا برای خود نمود. [[عمر بن سعد]] و [[شبث بن ربعی]] و بعضی دیگر نزد [[عبدالله بن یزید خطمی]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] رفتند و ضمن [[آگاهی]] دادنشان از اقدامات مختار، خطر او را به مراتب بیشتر از [[سلیمان بن صرد]] [[ارزیابی]] کرده، خواهان بند نهادن بر او تا [[زمان]] آرام شدن اوضاع شدند. عبدالله نیز علیرغم میل باطنیاش در رو در رویی با مختار، اسباب [[زندانی]] کردن او را فراهم ساخت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۷۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۵۸۰-۵۸۱؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۸.</ref>. در پی این اقدام، جمعی از [[بزرگان کوفه]] نزد [[عبدالله بن یزید]] رفتند و ضمن اعلام بیگناهی مختار خواهان [[آزادی]] وی شدند. اما عبدالله [[شفاعت]] این بزرگان را نپذیرفت و آنان [[خشمگین]] از رد شفاعتشان به خانههایشان باز گشتند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۸-۲۱۹.</ref>. مختار پس از گرفتار شدن توسط نیروهای [[زبیری]]، [[غلام]] خود «زربیا» (زربی) را نزد [[عبدالله بن عمر بن خطاب]] –شوهر [[خواهر]]- خود فرستاد و خواستار وساطت او در آزادی خود شد. [[عبدالله بن عمر]] هم نامهای به عبدالله بن یزید خطمی و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] –والیان زبیری [[کوفه]]- نوشت و خواهان آزادی مختار شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۱۱.</ref>. [[والیان کوفه]] پس از دریافت [[نامه]]، کفیلانی راطلبیدند تا ضامن وی شوند. عده زیادی برای این امر جمع شدند و عبدالله بن یزید از میان آنها از ده تن از سران آنها برای مختار ضمانت گرفت. سپس عبدالله بن یزید خطمی و ابراهیم بن محمد بن طلحه مختار را احضار کرده از او در عدم [[قیام]] قسم گرفتند و در نقض این قسم جریمههای سنگینی را در نظر گرفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸-۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۱.</ref>. مختار پس از آزادی، به مقدمات قیام خود پرداخت و همچنان اعوان و [[یاران]] او رو به فزونی مینهادند تا این که [[عبدالله زبیر]]، [[عبدالله بن یزید خطمی]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] را از سمتشان [[عزل]]، و [[عبدالله بن مطیع]] را به [[امارت کوفه]] [[منصوب]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۲۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | پس از خروج توّابین، مختار به عنوان تنها شخص باقی مانده در صحنه [[علویان]] کوفه، شروع به جمعآوری جدّی قوا برای خود نمود. [[عمر بن سعد]] و [[شبث بن ربعی]] و بعضی دیگر نزد [[عبدالله بن یزید خطمی]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] رفتند و ضمن [[آگاهی]] دادنشان از اقدامات مختار، خطر او را به مراتب بیشتر از [[سلیمان بن صرد]] [[ارزیابی]] کرده، خواهان بند نهادن بر او تا [[زمان]] آرام شدن اوضاع شدند. عبدالله نیز علیرغم میل باطنیاش در رو در رویی با مختار، اسباب [[زندانی]] کردن او را فراهم ساخت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۷۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۵۸۰-۵۸۱؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۸.</ref>. در پی این اقدام، جمعی از [[بزرگان کوفه]] نزد [[عبدالله بن یزید]] رفتند و ضمن اعلام بیگناهی مختار خواهان [[آزادی]] وی شدند. اما عبدالله [[شفاعت]] این بزرگان را نپذیرفت و آنان [[خشمگین]] از رد شفاعتشان به خانههایشان باز گشتند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۸-۲۱۹.</ref>. مختار پس از گرفتار شدن توسط نیروهای [[زبیری]]، [[غلام]] خود «زربیا» (زربی) را نزد [[عبدالله بن عمر بن خطاب]] –شوهر [[خواهر]]- خود فرستاد و خواستار وساطت او در آزادی خود شد. [[عبدالله بن عمر]] هم نامهای به عبدالله بن یزید خطمی و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] –والیان زبیری [[کوفه]]- نوشت و خواهان آزادی مختار شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۱۱.</ref>. [[والیان کوفه]] پس از دریافت [[نامه]]، کفیلانی راطلبیدند تا ضامن وی شوند. عده زیادی برای این امر جمع شدند و عبدالله بن یزید از میان آنها از ده تن از سران آنها برای مختار ضمانت گرفت. سپس عبدالله بن یزید خطمی و ابراهیم بن محمد بن طلحه مختار را احضار کرده از او در عدم [[قیام]] قسم گرفتند و در نقض این قسم جریمههای سنگینی را در نظر گرفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۸-۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۱۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۱.</ref>. مختار پس از آزادی، به مقدمات قیام خود پرداخت و همچنان اعوان و [[یاران]] او رو به فزونی مینهادند تا این که [[عبدالله زبیر]]، [[عبدالله بن یزید خطمی]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] را از سمتشان [[عزل]]، و [[عبدالله بن مطیع]] را به [[امارت کوفه]] [[منصوب]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۲۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی خطمه و دولت عباسیان== | |||
از بنی خطمه و حضورشان در رخدادهای دوران [[حکومت عباسیان]]، جز عهدهداری منصب دیوان صدقات در دوران حکومت مأمون عباسی توسط إسحاق بن موسی بن عبداللّه بن یزید اطلاعی بدست نیامده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==مشاهیر بنی خطمه== | |||
از مشاهیر و معاریف این طایفه -علاوه بر اسامی بسیاری از ایشان که در متن بدانها اشاره شد،- میتوان از اصحاب بنامی چون: [[عمارة بن اوس بن خالد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۱، ص۳۹۱۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۵۸.</ref>، [[فاکه بن سعد بن جبر]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۵۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۲، ص۴۲۸۱.</ref>، [[محمد بن صیفی بن سهل]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۳، ص۴۵۷۶؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۵۱.</ref>، [[یزید بن زید بن حصن]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۵۲.</ref>، [[حبیب بن حباشة بن حویرثه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۴. ابن درید از او با عنوان «حبیب بن خماشه» یاد کرده است. (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۸)</ref>، [[عبید قاری]]<ref>ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۱.</ref>، [[عمیر بن حبیب بن حباشه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۱؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۵۱۸.</ref>، [[حمیّر بن عدی قاری]]<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۳۸.</ref>، [[ابومعمر خزیمة بن معمر انصاری خطمی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۴۹.</ref> و [[عبدالله بن عمیر خطمی]] -امام مسجد بنی خطمه-<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۸، ص۳۱۳۰؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۰۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۶۰. او فردی کمبینا یا نابینا بود که در عین نابینایی رسول خدا{{صل}} را در غزواتشان همراهی میکرد. (ابن قانع، معجم الصحابه، ج۸، ص۳۱۲۸؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۰۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۵۱)</ref> یاد کرد. [[عمرو بن احز بن اخضر شاعر جاهلی]]<ref>مرزبانی، معجم الشعراء، ص۶۵.</ref>، [[عدی بن خرشة بن أمیة بن عامر بن خطمه شاعر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳،ص۳۲۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳.</ref>، [[عمرو بن خرشه]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷.</ref>، [[یزید بن طعمة بن طفیل شاعر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۵. نام او در کتاب جمهرة النسب، «زید بن طعیمة بن طفیل» (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۶۴۳) و در کتاب الاشتقاق، «یزید بن طُعَیم شاعر بن طفیل» (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۷) عنوان شده است.</ref>، [[عمارة بن خزیمة بن ثابت تابعی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۵۳.</ref>، [[ابو موسی إسحاق بن موسی بن عبداللّه بن موسی بن عبداللّه بن یزید قاضی محدث]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۴.</ref>، [[ابوبکر موسی بن اسحاق بن موسی انصاری خطمی قاضی و فقیه شافعی اهواز]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۵۳؛ ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۳، ص۴۱۳.</ref> و نیز قاضی نیشابور<ref>ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۳، ص۴۱۳.</ref>، [[ابو القاسم زید بن محمد بن حسین بن فندق بیهقی]] از نوادگان خزیمة بن ثابت انصاری و از علمای بزرگ شیعی خراسان<ref>آقا بزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة ج۲، ص۱۱۳.</ref> و پسرش ابو الحسن علی بن ابو القاسم زید بن محمد بن حسین بن فندق انصاری بیهقی (م. ۵۶۵ هجری)، مصنّف «تاریخ بیهق» معروف به «فرید خراسان» و «ابن فندق»<ref>اللجنة العلمیة فی مؤسسة الإمام الصادق{{ع}}، موسوعة طبقات الفقهاء، ج۶، ص۱۸۷. نیز ر.ک: آقا بزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة ج۲، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref> هم، از دیگر رجال برجسته این قوم بودند که نامی از آنان در منابع به ثبت و ضبط رسیده است. ضمن این که از [[حارث بن فضیل بن حارث]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۰۸.</ref>، [[ابوجعفر عمیر بن یزید بن عمیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۲۷.</ref> عبدالله بن حارث بن فضل]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۸۱.</ref>، [[اسحاق بن موسی بن عبدالله]]<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۵۲.</ref>، [[خزیمة بن محمّد بن عمارة بن خزیمه ذو الشّهادتین]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۴.</ref>، [[عرفه مُرَیدی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۵، ص۱۱۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۰۰؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۱۷.</ref>، [[ابوالاسود عبدالله بن موسی بن اسحاق]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۶۴.</ref>و عمویش [[ابوالعباس عیسی بن اسحاق بن موسی خطمی انصاری]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۶۴.</ref> -همگی از راویان و محدثان این طایفه،- در کنار موالیانی چون: [[ابوالابرد تابعی]]<ref>ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۹، ص۳۳۶؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۵۸۰.</ref>و حاجب -از محدثان معروف اهل سنت-<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۷۹؛ ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۸۴.</ref> هم میتوان به عنوان دیگر معاریف این قوم یاد کرد. از زنان بنام و شهیر این طایفه هم –علاوه بر نام صحابیاتی که در متن به نامشان پرداخته شد- باید از بزرگانی چون ام جعفر دختر عبدالله بن عرفطه بن قتاده ادیب و شاعر<ref>فواز عاملی، معجم اعلام النساء، ص۱۸۸.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||