پرش به محتوا

بنی‌لخم: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -')
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
خط ۶۳: خط ۶۳:


===دیگر [[اقوام]] [[بنی لخم]]===
===دیگر [[اقوام]] [[بنی لخم]]===
همان‌گونه که گفته شد بنی لخم پس از تخریب [[سد مأرب]]، جلای [[وطن]] کرده، سوای از [[حیره]]، مناطق مختلفی از جمله [[حجاز]] و [[شام]] و [[فلسطین]] را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند. لیکن از این دسته از [[لخمی‌ها]] و [[تاریخ]] [[جاهلی]] آنها جز اندکی، اطلاع چندانی در دست نیست. در شمار این [[اخبار]] اندک می‌‌توان به [[همراهی]] ایشان با تبع اصغر در [[کشورگشایی]] هایش اشاره کرد. آنان بر اساس [[روایات]] [[افسانه]] ای با تبع [[اسعد]] ابوکرب معروف به «تبع اصغر» –فرمانروای بزرگ [[حمیر]]- همراه با مردمانی از [[ازد]] و [[جذام]] و عامله و [[قضاعه]] در [[لشکرکشی]] به حیره<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۵۶۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۷۷؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۶۱.</ref> و نیز [[فتوحات]] او تا [[سرزمین]] چین مشارکت داشتند<ref>مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۱۶۰.</ref>. [[نبرد]] جاهلی «[[یوم]] الذنائب» و [[حمله]] [[غسان]] علیه لخم و [[نجران]] هم از دیگر اخبار عمده این [[قوم]] در این عصر گزارش شده است<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۴۶۴.</ref>. علاوه بر ستیزه‌های جاهلی که غالب تاریخ جاهلی [[قبایل عرب]] را به خود اختصاص داده است، اخبار برخی حلف‌ها نیز بخش مهمی از اخبار جاهلی [[قبایل]] را تشکیل می‌‌داده است که از جمله آنها می‌‌توان از [[پیمان]] [[حاطب بن ابی بلتعه لخمی]] با [[بنی اسد بن عبدالعزی قریشی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۴۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۸۳؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۶۰-۶۱.</ref> و به نقلی [[زبیر بن عوام]] یاد کرد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۱۱. ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۷۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. از ازدواج‌های جاهلی این قوم که در واقع کارکردی مشابه پیمان‌های میان قبیلگی داشتند و پشتوانه‌ای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، و بخشی از برنامه‌های هر [[قبیله]] ای در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود محسوب می‌‌شدند هم می‌‌توان به [[ازدواج]] درّه بنت نصر بن ربیعة بن لخم با ربیعة بن شکامه از [[بنی اشرس بن کنده]]<ref>ابن کلبی، [[نسب]] معد و [[الیمن]] [[الکبیر]]، ج‌۱، ص۱۸۹.</ref> اشاره کرد. ضمن این که پیوند سببی سلمی بنت حارث بن مالک بن غنم لخمی -از مادربزرگ‌های [[پیامبر]]{{صل}}- با [[قریش]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۵.</ref> و نیز [[ازدواج]] زنی از [[بنی لخم]] با [[امیة بن عبدشمس]]، هم، از دیگر ازدواج‌های [[جاهلی]] این [[قوم]] با مردانی از قریش گزارش شده‌اند<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲.</ref>. [[مصاحبت]] برخی از [[مردمان]] این قوم از جمله عودة بن عمم بن نماره با [[مالک بن ذعر]] –کارگزار [[یوسف نبی]]{{ع}}- و [[همراهی]] او به هنگام خروج ایشان از جبّ<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۹.</ref> نیز از دیگر [[اخبار]] دوران جاهلی بنی لخم است که باید بدان پرداخت. ضمن این که حضور این قوم در جمع [[لشکریان]] زنوبیا -[[ملکه]] تدمر- که در منابع [[عرب]] از او با نام «زبّاء» هم، از دیگر اخبار مهم این قوم در محدوده [[شام]] است. آنان همراه با مردان [[قبایل]] [[بنی سلیح]] و [[بنی‌کلب]]، ضمن حضور در جمع این [[سپاه]]، نبردی را با امپراطور [[روم]] گالیانوس (۲۵۳- ۲۶۸ م) آغاز کردند که نتیجه‌اش [[پیروزی]] [[ارتش]] تدمر بر سپاه روم بود<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>.
همان‌گونه که گفته شد بنی لخم پس از تخریب [[سد مأرب]]، جلای [[وطن]] کرده، سوای از [[حیره]]، مناطق مختلفی از جمله [[حجاز]] و [[شام]] و [[فلسطین]] را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند. لکن از این دسته از [[لخمی‌ها]] و [[تاریخ]] [[جاهلی]] آنها جز اندکی، اطلاع چندانی در دست نیست. در شمار این [[اخبار]] اندک می‌‌توان به [[همراهی]] ایشان با تبع اصغر در [[کشورگشایی]] هایش اشاره کرد. آنان بر اساس [[روایات]] [[افسانه]] ای با تبع [[اسعد]] ابوکرب معروف به «تبع اصغر» –فرمانروای بزرگ [[حمیر]]- همراه با مردمانی از [[ازد]] و [[جذام]] و عامله و [[قضاعه]] در [[لشکرکشی]] به حیره<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۵۶۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۷۷؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۶۱.</ref> و نیز [[فتوحات]] او تا [[سرزمین]] چین مشارکت داشتند<ref>مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۱۶۰.</ref>. [[نبرد]] جاهلی «[[یوم]] الذنائب» و [[حمله]] [[غسان]] علیه لخم و [[نجران]] هم از دیگر اخبار عمده این [[قوم]] در این عصر گزارش شده است<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۴۶۴.</ref>. علاوه بر ستیزه‌های جاهلی که غالب تاریخ جاهلی [[قبایل عرب]] را به خود اختصاص داده است، اخبار برخی حلف‌ها نیز بخش مهمی از اخبار جاهلی [[قبایل]] را تشکیل می‌‌داده است که از جمله آنها می‌‌توان از [[پیمان]] [[حاطب بن ابی بلتعه لخمی]] با [[بنی اسد بن عبدالعزی قریشی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۴۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۸۳؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۶۰-۶۱.</ref> و به نقلی [[زبیر بن عوام]] یاد کرد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۱۱. ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۷۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. از ازدواج‌های جاهلی این قوم که در واقع کارکردی مشابه پیمان‌های میان قبیلگی داشتند و پشتوانه‌ای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، و بخشی از برنامه‌های هر [[قبیله]] ای در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود محسوب می‌‌شدند هم می‌‌توان به [[ازدواج]] درّه بنت نصر بن ربیعة بن لخم با ربیعة بن شکامه از [[بنی اشرس بن کنده]]<ref>ابن کلبی، [[نسب]] معد و [[الیمن]] [[الکبیر]]، ج‌۱، ص۱۸۹.</ref> اشاره کرد. ضمن این که پیوند سببی سلمی بنت حارث بن مالک بن غنم لخمی -از مادربزرگ‌های [[پیامبر]]{{صل}}- با [[قریش]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۵.</ref> و نیز [[ازدواج]] زنی از [[بنی لخم]] با [[امیة بن عبدشمس]]، هم، از دیگر ازدواج‌های [[جاهلی]] این [[قوم]] با مردانی از قریش گزارش شده‌اند<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲.</ref>. [[مصاحبت]] برخی از [[مردمان]] این قوم از جمله عودة بن عمم بن نماره با [[مالک بن ذعر]] –کارگزار [[یوسف نبی]]{{ع}}- و [[همراهی]] او به هنگام خروج ایشان از جبّ<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۹.</ref> نیز از دیگر [[اخبار]] دوران جاهلی بنی لخم است که باید بدان پرداخت. ضمن این که حضور این قوم در جمع [[لشکریان]] زنوبیا -[[ملکه]] تدمر- که در منابع [[عرب]] از او با نام «زبّاء» هم، از دیگر اخبار مهم این قوم در محدوده [[شام]] است. آنان همراه با مردان [[قبایل]] [[بنی سلیح]] و [[بنی‌کلب]]، ضمن حضور در جمع این [[سپاه]]، نبردی را با امپراطور [[روم]] گالیانوس (۲۵۳- ۲۶۸ م) آغاز کردند که نتیجه‌اش [[پیروزی]] [[ارتش]] تدمر بر سپاه روم بود<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>.


از جهت [[اعتقادی]] و باورهای مذهبی، بنی لخم ساکن شام و [[حجاز]] نیز مانند غالب [[اعراب جاهلی]] [[بت‌پرست]] بودند و به [[پرستش]] مظاهر طبیعی [[اشتغال]] داشتند. آنان در شام بتی به نام «اُقَیصِر» داشتند که همراه با قبایل [[قضاعه]]، [[عامله]] و [[غسان]] به پرستش آن مشغول بودند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۳۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. آنها به سوی این [[بت]] [[حج]] به جا می‌‌آوردند و سرهایشان را نزد آن می‌‌تراشیدند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>. با این حال، ارتباط قبایل شمال [[عربستان]] از جمله [[جذام]] و لخم با بیزانس و مراودات گسترده ای که [[مردم]] این [[قوم]] با [[شامیان]] داشتند، باعث گرویدن برخی از آنان به [[نصرانیت]] -از جمله [[تمیم بن اوس بن خارجه لخمی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۳.</ref> شده بود<ref>ر.ک: [[جاحظ]]، [[الحیوان]]، ج۷، ص۲۱۶؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۲، ص۱۶۰؛ [[ابن خلدون]]، [[تاریخ]]، ج۲، ص۲۶۹.</ref>، ضمن این که گزارشی هم از [[یهودی]] بودن برخی از لخمی‌های ساکن صفوریّه<ref>صفوریّه منطقه ای است از نواحی اردن در شام نزدیک طبریه. (حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۴)</ref> در دست است.<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۳۱۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
از جهت [[اعتقادی]] و باورهای مذهبی، بنی لخم ساکن شام و [[حجاز]] نیز مانند غالب [[اعراب جاهلی]] [[بت‌پرست]] بودند و به [[پرستش]] مظاهر طبیعی [[اشتغال]] داشتند. آنان در شام بتی به نام «اُقَیصِر» داشتند که همراه با قبایل [[قضاعه]]، [[عامله]] و [[غسان]] به پرستش آن مشغول بودند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۳۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. آنها به سوی این [[بت]] [[حج]] به جا می‌‌آوردند و سرهایشان را نزد آن می‌‌تراشیدند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>. با این حال، ارتباط قبایل شمال [[عربستان]] از جمله [[جذام]] و لخم با بیزانس و مراودات گسترده ای که [[مردم]] این [[قوم]] با [[شامیان]] داشتند، باعث گرویدن برخی از آنان به [[نصرانیت]] -از جمله [[تمیم بن اوس بن خارجه لخمی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۳.</ref> شده بود<ref>ر.ک: [[جاحظ]]، [[الحیوان]]، ج۷، ص۲۱۶؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۲، ص۱۶۰؛ [[ابن خلدون]]، [[تاریخ]]، ج۲، ص۲۶۹.</ref>، ضمن این که گزارشی هم از [[یهودی]] بودن برخی از لخمی‌های ساکن صفوریّه<ref>صفوریّه منطقه ای است از نواحی اردن در شام نزدیک طبریه. (حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۴)</ref> در دست است.<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۳۱۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش