←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
از سوی دیگر حضرت یحیی{{ع}} نیز پیامبر [[اولواالعزم]] و [[صاحب شریعت]] نیست و خود مندائیان هم او را نه به عنوان [[پیامبری]] صاحب [[دین جدید]]، بلکه به عنوان مبلغ و مروّج [[دین]] مندائی به رسمیت میشناسند<ref>الصابئة المندائیون، ص۶۹؛ الصابئون، ص۶۱-۶۲.</ref>. با توجه به این مقدمات میتوان ادعا کرد، چنانکه برخی از [[مفسران]] نیز گفتهاند، دین صابئیها و دستکم مندائیان، برگرفته از [[شریعت]] [[حضرت نوح]]{{ع}} است<ref>الفواتح الالهیه، ج ۱، ص۳۵.</ref>؛ به ویژه اینکه خود آنها نیز وی را از جمله [[پیامبران]] خویش به شمار آوردهاند. دیدگاه برخی [[فقها]] نیز مؤید [[اهل کتاب]] بودن [[صابئیان]] است. فقها از دیرباز ضمن بحث درباره اهل کتاب بودن صابئیان آرای مختلفی ارائه کردهاند: بیشتر [[فقهای شیعه]] مانند [[شیخ مفید]]<ref>المقنعه، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>النهایه، طوسی، ص۲۹۱-۲۹۲.</ref>، [[ابن ادریس حلی]]<ref>السرائر، ج ۲، ص۶.</ref> و [[صاحب جواهر]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>اهل کتاب بودن صابئیان را نپذیرفتهاند؛ اما برخی با این مبنا که اصطلاح «اهل کتاب» شامل [[پیروان]] هر [[دین آسمانی]] میشود، با [[تمسک به آیات]] مربوط به صابئیان و مراجعه به مضامین موجود در کتابهای آنان، صابئیان را نیز از اهل کتاب و دین آنان را منسوب به [[انبیای الهی]] دانستهاند<ref>تعمیدیان غریب، ص۲۹-۳۰؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۱۷، ۲۱-۲۲.</ref>. از میان [[فقهای اهل سنت]] نیز [[شافعی]]، آنان را اهل کتاب<ref>الام، ج ۴، ص۲۵۴.</ref>، [[ابوحنیفه]]، طایفهای از [[مسیحیت]]<ref>المبسوط، ج ۴، ص۲۱۱.</ref> و [[مالک بن انس]] متفاوت با اهل کتاب دانسته است<ref>المدونة الکبری، ج ۲، ص۴۶ - ۴۷؛ ج ۳، ص۳۶۵.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[صابئیان (مقاله)|مقاله «صابئیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲.</ref> | از سوی دیگر حضرت یحیی{{ع}} نیز پیامبر [[اولواالعزم]] و [[صاحب شریعت]] نیست و خود مندائیان هم او را نه به عنوان [[پیامبری]] صاحب [[دین جدید]]، بلکه به عنوان مبلغ و مروّج [[دین]] مندائی به رسمیت میشناسند<ref>الصابئة المندائیون، ص۶۹؛ الصابئون، ص۶۱-۶۲.</ref>. با توجه به این مقدمات میتوان ادعا کرد، چنانکه برخی از [[مفسران]] نیز گفتهاند، دین صابئیها و دستکم مندائیان، برگرفته از [[شریعت]] [[حضرت نوح]]{{ع}} است<ref>الفواتح الالهیه، ج ۱، ص۳۵.</ref>؛ به ویژه اینکه خود آنها نیز وی را از جمله [[پیامبران]] خویش به شمار آوردهاند. دیدگاه برخی [[فقها]] نیز مؤید [[اهل کتاب]] بودن [[صابئیان]] است. فقها از دیرباز ضمن بحث درباره اهل کتاب بودن صابئیان آرای مختلفی ارائه کردهاند: بیشتر [[فقهای شیعه]] مانند [[شیخ مفید]]<ref>المقنعه، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>النهایه، طوسی، ص۲۹۱-۲۹۲.</ref>، [[ابن ادریس حلی]]<ref>السرائر، ج ۲، ص۶.</ref> و [[صاحب جواهر]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۳۱.</ref>اهل کتاب بودن صابئیان را نپذیرفتهاند؛ اما برخی با این مبنا که اصطلاح «اهل کتاب» شامل [[پیروان]] هر [[دین آسمانی]] میشود، با [[تمسک به آیات]] مربوط به صابئیان و مراجعه به مضامین موجود در کتابهای آنان، صابئیان را نیز از اهل کتاب و دین آنان را منسوب به [[انبیای الهی]] دانستهاند<ref>تعمیدیان غریب، ص۲۹-۳۰؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۱۷، ۲۱-۲۲.</ref>. از میان [[فقهای اهل سنت]] نیز [[شافعی]]، آنان را اهل کتاب<ref>الام، ج ۴، ص۲۵۴.</ref>، [[ابوحنیفه]]، طایفهای از [[مسیحیت]]<ref>المبسوط، ج ۴، ص۲۱۱.</ref> و [[مالک بن انس]] متفاوت با اهل کتاب دانسته است<ref>المدونة الکبری، ج ۲، ص۴۶ - ۴۷؛ ج ۳، ص۳۶۵.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[صابئیان (مقاله)|مقاله «صابئیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲.</ref> | ||
==فرقههای صابیی و نسبت آنها با صابییان یادشده در [[قرآن]]== | |||
یکی از ابهامات موجود در باره صابئیها، تعیین [[صابئیان]] یادشده در قرآن و نسبت آنان با صابئیان موجود است. صابئیان کنونی متشکل از دو گروه مندائیان و حرّانیاناند؛ اما نگاهی گذرا به [[منابع تفسیری]] نشان میدهد که تقسیم صابئیان به دو گروه یادشده مورد توجه [[مفسران]] نبوده و در نتیجه پاسخ به این [[پرسش]] نیز محور کار آنها قرار نگرفته است. با توجه به نامعلوم بودن ویژگیهای [[دینی]] صابئیان [[عصر نزول]]، دستیابی به نتیجه [[قطعی]] در این مسئله چندان آسان نیست؛ ولی این موضوع قابل طرح است. | |||
===صابییان [[حرانی]]=== | |||
اصل پیدایش حرّانیان (منسوب به [[حرّان]]، شهری در شمال [[عراق]]) و نیز [[زندگی]] صابئیان در این [[شهر]] مورد تردید است. براساس گزارش [[ابن ندیم]]، [[مأمون عباسی]] هنگام عزیمت به [[جنگ]] [[رومیان]] و در میان استقبالکنندگان شهر حران، گروهی را با ریش و لباسهای بلند دید. آنها در پاسخ [[مأمون]] درباره دینشان، ضمن [[انکار]] [[یهودی]] و [[نصرانی]] بودن خویش، پاسخ قانعکنندهای ندادند. در پی [[تهدید]] مأمون مبنی بر برخورد با آنان در صورت نپیوستن به یکی از [[ادیان]] [[اهل کتاب]] و با پیشنهاد یکی از [[علما]]، خود را صابئیِ یادشده در قرآن و از اهل کتاب معرفی کردند<ref>الفهرست، ص۳۸۵.</ref>. این گزارش که کسانی چون خوارزمی و [[ابوریحان بیرونی]] نیز آن را [[تأیید]] کردهاند<ref>مفاتیح العلوم، ص۲۵؛ الآثار الباقیه، ص۴۰۸.</ref>، زمینهساز پیدایش برخی [[تردیدها]] درباره [[صابئی]] بودن [[حرانیان]] شده است. بر همین اساس، گروهی از [[محققان]]، صابئیان یادشده در قرآن را فقط قابل انطباق بر مندائیان دانستهاند<ref>برای نمونه نک: الصائبة المندائیون، ص ۲۷؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۱۰۴؛ تعمیدیان غریب، ص ۳۱، ۳۳.</ref>؛ اما برخی با تشکیک در گزارش [[ابنندیم]]، آن را برگرفته از یک نویسنده ناشناخته نصرانی دانسته و معتقدند که پیش از ابن ندیم کسی آن را نقل نکرده است. افزون بر آن در کتاب حران کویتا، از [[کتب مقدس]] مندائی آمده است که وقتی مندائیان از [[فلسطین]] به [[حرّان]] کوچ کردند، در آنجا [[برادران دینی]] خود را یافتند، از این رو [[حرانیان]] را نیز باید از جمله [[صابئیان]] یادشده در [[قرآن]] به شمار آورد، هرچند دچار [[انحرافات]] [[عقیدتی]] فراوانی شدهاند<ref>پژوهشی درباره صابئین، ص۱۰۶ - ۱۰۷.</ref>. بررسیها نشان میدهند که [[تاریخ]] مندائیان و [[حرانیان]] چنان متفاوت است که برای [[الحاق]] آنها به یکدیگر مجالی نمیگذارد. تاریخ مندائیان تا عصر [[حضرت آدم]]{{ع}} قابل ردیابی است؛ ولی درباره حرّانیان چنین ادعایی نیست، چنانکه دو [[فرقه]]، [[پیامبران]] مشترکی نیز ندارند. گزارش منسوب به کتاب [[حرّان]] کویتا به عنوان مؤید [[صابئی]] بودن حرّانیان نیز قابل [[تأمل]] است؛ زیرا خود وی کتاب یادشده را ندیده و با واسطه نقل میکند. ضمن آنکه اساساً در انتساب برخی کتابها به این [[قوم]] تردیدهایی وجود دارد<ref>جاهلیت و اسلام، ص۴۳۴.</ref>. [[شهرستانی]] و دیگران نیز به [[پیروی]] از او عاذیمون، [[هرمس]]، اعیانا و اواذی را ۴ [[پیامبر]] حرانیان یاد کردهاند. خود حرّانیان، هرمس را همان [[حضرت ادریس]]{{ع}} و اساس [[آموزهها]] و [[عقاید دینی]] خویش را برگرفته از او میدانند<ref>الملل و النحل، ج ۲، ص۵۶؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۵۵-۵۶.</ref>. [[عقاید]] آنان آمیخته با [[افکار]] [[فلسفی]] و بیشتر شبیه اندیشههای فلسفی یونان باستان است. [[اعتقاد]] به عناصر اربعه در این [[جهان]]، [[عقیده]] به [[تناسخ]]<ref>الملل و النحل، ج ۲، ص۵۵؛ صابئه حران، ص۶۲، ۶۸.</ref>، [[ستارگان]] و [[اجرام آسمانی]] و [[خدایان]] متعدد<ref>الفهرست، ص۳۸۹ - ۳۹۰.</ref> در عقاید آنان به چشم میخورد و ستارهپرستی از مواردی است که به آنها نسبت داده شده است<ref>تعمیدیان غریب، ص۳۳.</ref>. روزی سه یا ۵ بار [[نماز]] گزاردن رو به شمال، گرفتن یک ماه [[روزه]] در ایام مختلف سال و اجتناب از خوردن فرآوردههای حیوانی، اعم از گوشت، شیر و تخممرغ پیش از [[طلوع خورشید]] تا پس از غروب، [[حرمت]] [[ازدواج]] با غیر همکیش و سببیت جنابت و مسّ میت برای [[غسل]] و حرمت خوردن گوشت سگ و خوک و پرندگان چنگالدار و کبوتر و نیز حرمت [[ختنه]] کردن و تراشیدن موی صورت از جمله [[احکام]] و [[مناسک]] حرانیان است<ref>الفهرست، ص۳۸۳ – ۳۸۵؛ پژوهشی درباره صابئین، ص ۵۴-۵۵.</ref>. علاقهمندی به [[فرهنگ]] و [[حکمت]] و [[علم]] از ویژگی [[حرانیان]] است<ref>البدایة و النهایه، ج ۱۱، ص۹۷؛ ج۱، ص۳۶؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۱۳، ص۴۸۵.</ref> و [[عمران]] [[صابئی]] از معروفترین [[متکلمان]] آنها در [[عهد]] [[مأمون]] بود که در پی مناظراتی با [[امام رضا]]{{ع}} [[مسلمان]] شد<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۱۵۰-۱۵۷؛ نک: التوحید، ص۴۳۰-۴۴۰.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[صابئیان (مقاله)|مقاله «صابئیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۴.</ref> | |||
===صابییان مندایی=== | |||
[[صابئیان]] مندائی یا مغتسله که [[تاریخی]] متفاوت از حرّانیان دارند، امروزه در اطراف [[بصره]] و [[خوزستان]]، به ویژه در خرمشهر و [[اهواز]] [[زندگی]] میکنند. دلیل سکونت در این مناطق [[اعتقاد]] آنان به [[قداست]] آب جاری است. آنان [[ازدواج]] با غیرمندائی را ممنوع و موجب خروج از این [[دین]] میدانند. [[تبلیغ]] و [[دعوت]] به [[آیین]] مندائی و انتشار کتابهای [[دینی]] در دستور کار آنان نیست و این عوامل موجب [[ناشناختهبودن]] دین آنها شده است<ref>پژوهشی درباره صابئین، ص۷۳-۷۴.</ref>. در کتاب تریانا که مشاهدات شخصی نویسنده را گزارش میکند، جزئیات فراوان و جالب توجهی درباره [[باورها]] و [[آداب و رسوم]] و [[احکام]] و [[آیینهای مذهبی]] مندائیان آمده است<ref>تریانا: مجید یکتایی، ص۶-۵۰.</ref>. مندائیان سابقه شکلگیری آیین خود را به [[زمان]] [[حضرت آدم]]{{ع}} بازگردانده و او را نخستین [[پیامبر]]<ref>الصابئون، ص۳۶.</ref> و پس از وی شیتل ([[شیث بن آدم]]) را [[نبی]] خود میدانند<ref>الصابئة المندائیون، ص ۶۳؛ الصابئون، ص۳۷.</ref>. آنها خود را از مسافران [[کشتی نوح]]{{ع}}<ref>الصابئة المندائیون، ص ۶۷-۶۸.</ref> و پس از آن حضرت، پسر وی، [[سام]] را [[رهبر]] خود میدانند<ref>تعمیدیان غریب، ص۱۷-۱۸.</ref>. مندائیان از [[حضرت ابراهیم]]، اسماعیل، اسحاق و [[موسی]]{{ع}} به عنوان [[پیامبران بزرگ الهی]] نه [[پیامبران]] دین خود یاد میکنند. به [[عقیده]] آنان حدود ۲۰۰۰ سال پیش و پس از [[تضعیف]] مندائیان در پی درگیریهای آنان با [[بنیاسرائیل]]، [[خداوند]] [[حضرت یحیی]]{{ع}} را برای [[نجات]] این [[قوم]] فرستاد. برای همین، مندائیان به حضرت یحیی{{ع}} اهمیت فراوانی میدهند؛ به گونهای که او را پیامبر، مروج و [[زندهکننده دین]] مندائی میدانند. به [[باور]] اینان، یحیی{{ع}} با گردآوری کتابهای پراکنده مندائی، کتاب ادارشی ادیهیا را از خود بر جای گذاشت<ref>الصابئة المندائیون، ص۶۹-۷۰؛ الصابئون، ص۶۱-۶۲.</ref>. مندائیان سالها پس از [[وفات]] [[حضرت یحیی]]{{ع}} و در پی درگیری با [[یهودیان]] [[فلسطین]] به [[بینالنهرین]] [[مهاجرت]] کردند<ref>نک: تعمیدیان غریب، ص۲۱-۳۰؛ جاهلیت و اسلام، ص۴۲۹؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۷۶.</ref>. به [[عقیده]] برخی، [[سکونت]] آنها در [[سرزمین]] [[کلده]] و [[بین النهرین]]، موجب شد گروهی [[آیین]] کلدانیها را به [[اشتباه]] آیین [[صابئی]] دانسته یا صابئیها را ستارهپرست یا آنها را با [[حنفاء]] و [[پیروان]] ابراهیم{{ع}} - که در کلده و [[حرّان]] وجود داشته و از لحاظ [[اعتقاد به مبدأ و معاد]] و [[احکام]] و اغسال نیز تشابهی با هم داشتند - یکی پنداشته یا حنفاء را «[[صابئیان]] ابراهیمی» بخوانند<ref>جاهلیت و اسلام، ص۴۲۹ - ۴۳۰.</ref>. برخی [[محققان]]، آیین مندائی را متأثر از [[عقاید]] گنوسیها، [[مجوس]] و [[قوم]] [[بابل]] و [[تقدیس]] [[ستارگان]] را از شاخصههای [[اعتقادی]] آنان دانستهاند<ref>جاهلیت و اسلام، ص۴۳۱.</ref>؛ ولی [[منابع دینی]] مندائیان، آنها را از این نسبت مبرا<ref>نک: تعمیدیان غریب، ص۷۷؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۸۹.</ref> و [[اعتقاد]] آنان به اصل [[توحید]] و [[نفی شرک]] را روشن میسازند<ref>تعمیدیان غریب، ص۱۹۳ – ۱۹۴؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۸۹.</ref>. مهمترین عمل [[عبادی]] مندائیان [[غسل]] تعمید است که به مناسبتهایی گوناگون، مانند [[عید]]، [[ازدواج]] و تولد انجام میگیرد<ref>پژوهشی درباره صابئین، ص۹۲؛ جاهلیت و اسلام، ص۴۳۴؛ تریانا: مجید یکتایی، ص۶-۱۶، ۲۱-۲۲، ۲۵.</ref>. آنان رو به شمال [[نماز]] گزارده و ۳۶ [[روز]] غیر پیاپی در سال [[روزه]] گرفته و در این روزها از خوردن گوشت، ماهی و تخممرغ خودداری میکنند<ref>پژوهشی درباره صابئین، ص۹۶؛ جاهلیت و اسلام، ص۴۳۴-۴۳۵.</ref>. [[قتل نفس]]، [[زنا]]، لواط، [[شرابخواری]]، [[دروغ]]، [[ربا]]، خوردن گوشت خوک و گراز و گاو و شتر و اسب، [[جادو]]، تراشیدن موی صورت و [[ختنه]]، ازدواج با غیر همکیش و [[خواهر]]، عمه، [[خاله]]، جدّه، خواهرزاده، [[خواهران]] ناتنی و خواهر [[زن]] تا پیش از [[مرگ]] زن در آیین مندائی [[حرام]] است<ref>پژوهشی درباره صابئین، ص ۹۷؛ الصابئون، ص۱۵۰.</ref>. مهمترین [[کتاب مقدس]] مندائیان کنزاربا است که به اعتقاد آنان بر [[آدم]]{{ع}} نازل شده است<ref>نک: جاهلیت و اسلام، ص۴۳۲.</ref>؛ اما برخی بر این باورند که این کتاب در اوایل [[قرن هشتم]] میلادی نوشته شده است. کتاب قِلِستا نیز [[آداب]] و [[احکام ازدواج]] مندائی را در بر دارد<ref>الصابئة المندائیون، ص۱۸۰-۱۸۱؛ جاهلیت و اسلام، ص۴۳۳؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۸۸.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب]] و [[علی اسدی|اسدی]]، [[صابئیان (مقاله)|مقاله «صابئیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||