ضرر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
===ضرر زدن به دیگران=== | ===ضرر زدن به دیگران=== | ||
هرگونه ضرر به دیگری مصداق [[تضییع حق الناس]] و [[حرام]] است. یکی از روشهای عملی کافران دستدرازی به [[مال]] و زباندرازی به آبروی [[مسلمانان]] است <ref>{{متن قرآن|إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ وَيَبْسُطُوٓا۟ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ}}«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref>. براین اساس، آنان اگر بر مسلمانان چیره شوند، با دست و زبان خود مسلمانان را خواهند آزرد و از وارد کردن هرگونه ضرری به آنان دریغ نخواهند کرد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۴۰۶؛ تلخیص البیان، ص۳۳۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۵۱۳.</ref>، ازاین رو خدای متعالی به مؤمنان هشدار داده مراقب خویشتن باشند تا مبادا پس از راهیابی، [[گمراهان]] به آنان زیانی برسانند<ref>نک: ترجمه قرآن، صفوی.</ref>:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهْتَدَيْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمیرساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه میکردهاید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref> در [[قرآن کریم]]، ضرر به دیگران در دو حوزه «ضرر به [[خانواده]]» و «ضرر به نویسنده [[دَین]]» برجسته شده است: | هرگونه ضرر به دیگری مصداق [[تضییع حق الناس]] و [[حرام]] است. یکی از روشهای عملی کافران دستدرازی به [[مال]] و زباندرازی به آبروی [[مسلمانان]] است <ref>{{متن قرآن|إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ وَيَبْسُطُوٓا۟ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ}}«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref>. براین اساس، آنان اگر بر مسلمانان چیره شوند، با دست و زبان خود مسلمانان را خواهند آزرد و از وارد کردن هرگونه ضرری به آنان دریغ نخواهند کرد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۴۰۶؛ تلخیص البیان، ص۳۳۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۵۱۳.</ref>، ازاین رو خدای متعالی به مؤمنان هشدار داده مراقب خویشتن باشند تا مبادا پس از راهیابی، [[گمراهان]] به آنان زیانی برسانند<ref>نک: ترجمه قرآن، صفوی.</ref>:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهْتَدَيْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمیرساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه میکردهاید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref> در [[قرآن کریم]]، ضرر به دیگران در دو حوزه «ضرر به [[خانواده]]» و «ضرر به نویسنده [[دَین]]» برجسته شده است: | ||
====ضرر به خانواده و افراد تحت تکفل==== | |||
[[قرآن]] به مادرانی که میخواهند دوره شیردهی به فرزند خود را کامل کنند، [[فرمان]] داده تا از [[زمان]] ولادت، دو سال کامل به نوزادان خود شیر دهند و بر این نکته تأکید کرده که در این کار هیچیک از مادر، پدر و [[نوزاد]] نباید [[زیان]] ببینند:{{متن قرآن|وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ وَعَلَى ٱلْمَوْلُودِ لَهُۥ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةٌۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ وَعَلَى ٱلْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ...}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> براین اساس، پدر باید [[خوراک]] و [[پوشاک]] مادر و فرزند را تأمین کند. مادر نیز در شیردادن به فرزند نباید کوتاهی کند. در عین حال، مادر از رهگذر فرزند نباید [[حق همسر]] خود را ضایع کرده و به او [[زیان]] برساند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۸۷-۵۸۸؛ الکشاف، ج ۱، ص۲۸۰.</ref>. در این [[آیه]]{{متن قرآن|لَا تُضَآرَّ}} با دو ساختار متفاوت قرائت شده است: یک.{{متن قرآن|لا}} برای [[نهی]] و {{متن قرآن|تُضَآرَّ}} فعل مجهول باشد. بر این اساس، [[آیه]] از ضررزدن به مادر [[نوزاد]] نهی میکند<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۰۶؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱.</ref> و بدین معناست که اگر مادر خواست با گرفتن آن اجرة المثل، به نوزادش شیر دهد، پدر باید آن را به او بپردازد و نباید برای ضرر زدن به وی نوزادش را از او بگیرد و به دیگری بسپارد<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱؛ نهج البیان، ج ۱، ص۳۰۶.</ref>؛ نیز اگر مادر نخواست به فرزندش شیر دهد، نباید او را به آن واداشت؛ زیرا شیردادن [[واجب]] نیست<ref>تفسیر طبرانی، ج ۱، ص۴۲۰.</ref>؛ همچنین پدر نباید در [[نفقه]]، [[مراقبت]] و نیز [[تفقد]] از مادر فرزندش کوتاهی کند و به وی ضرر رساند<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۲.</ref>. البته اگر دایهای با هزینهای کمتر از مادر به فرزندش شیر میدهد<ref>نک: التبیان، ج ۲، ص۲۵۸؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱.</ref> یا پدر «مُعْسِر» یعنی در تنگنای [[مالی]] باشد، باید به مقدار [[توانایی]]، نفقه مادر و فرزند را تأمین کند<ref>الاکلیل فی استنباط التنزیل، ص۵۷؛ نیز نک: تبصیر الرحمن، ج ۱، ص۸۴.</ref>. با این [[تفسیر]]، جمله{{متن قرآن|وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ}} بدین معناست که پدر نیز نباید از سر [[دشمنی]]، به مادر فرزندش، آسیب رساند و در حالی که وی میخواهد به فرزندش شیر دهد، از شیر دادنش جلوگیری کند<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۰۷.</ref>، چنانکه مادر پس از آنکه نوزاد شیرخوردن از سینۀ کسی جز مادر خود را نپذیرفت، [[حق]] ندارد از شیردادن به او سرباززند<ref>نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۷۸.</ref>. دو.{{متن قرآن|لا}} [[نافیه]] باشد و {{متن قرآن|تُضَآرَّ}} با ساختاری معلوم از مصدر باب تفاعل. [[زجاج]] همین ساختار را در آیه پذیرفته و [[معتقد]] است مادر نباید در شیردادن، غذا دادن و [[محافظت]] کردن، به نوزادش ضرر برساند<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۲.</ref>. در این صورت فاعل، «وَالِدَةٌ» و آیه بدین معناست که مادر برای [[آزردن]] پدر [[نوزاد]]، نباید به نوزادش ضرر رساند؛ زیرا مادر در [[قیاس]] با دیگران به فرزند مهربانتر است<ref>التبیان، ج ۲، ص۲۵۸؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص۳۳۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۸.</ref> | |||
====ضرر به نویسنده سند [[دین]] و [[شاهد]] دادوستد==== | |||
ضررزدن به نویسنده سند دَیْن و [[شاهد]] دادوستد کاری فاسقانه است که باید با [[رعایت]] پروای از [[خدا]] از آن [[پرهیز]] کرد:{{متن قرآن|وَأَشْهِدُوٓا۟ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٌۭ وَلَا شَهِيدٌۭ وَإِن تَفْعَلُوا۟ فَإِنَّهُۥ فُسُوقٌۢ بِكُمْ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>. چنانکه از [[ظاهر آیه]] برمیآید، کسانی که [[توانایی]] [[نوشتن]] دارند، باید دَیْنی را که میان دو [[مؤمن]] است، چه از راه [[قرض]] دادن به یکدیگر حاصل شود، یا نتیجه دادوستد مدتدار در هر دو سوی قیمت و جنس باشد، بنویسند و اگر نویسندهای نیست، باید کسی بر آن [[شاهد]] باشد، تا طرفین دچار [[شک و تردید]] نشوند و در اینباره هیچ یک از نویسنده و شاهد نباید متضرر شود. [[مفسران]] در مراد [[آیه]] و تصویر این ضرر گفتهاند{{متن قرآن|لَا یضَآرَّ}} میتواند فعل معلوم یا مجهول باشد، در نتیجه «کَاتِب» و «شَهِید» در آیه میتوانند فاعل یا [[نایب]] فاعل باشند. در صورت نخست (معلوم بودن فعل)، آیه بدین معناست که نویسنده دَیْن نباید از نوشتن آن و نیز شاهد نباید از [[شهادت]] دادن سرباززنند یا نویسنده چیزی را که بر وی [[املا]] نشده بنویسد و نیز شاهد دَیْن نباید در شهادت بر دَیْن به چیزی شهادت دهد که شاهد آن نبوده است تا بر صاحب دَیْن ضرری وارد نشود<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۸۹؛ تفسیر عبد الرزاق، ج ۱، ص۱۱۰-۱۱۱؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۴۰۸.</ref>؛ اما اگر «کَاتِب» و «شَهِید» در آیه نایب فاعل باشند، آیه بدین معناست که خریداران و فروشندگان نباید بر کسی که توان [[نویسندگی]] دارد و نیز بر شاهد، فشار آورده و هنگامی که او باید به کار شخصی خود بپردازد، وی را به نوشتن وادارند یا شاهد را برای شهادت به [[محکمه]] بکشانند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۳۰؛ جامع البیان، ج ۳، ص۹۰؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۴۰۸.</ref>؛ حتی برخی گفتهاند اگر نویسنده [[دین]] بر [[کتابت]]، [[اجرت]] خواست، اجرت او را باید بپردازند<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۷۲؛ دقائق التأویل، ص۳۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۹.</ref> | |||
===ضرر رساندن به [[جامعه]]=== | |||
[[قرآن]] با اضرار به [[جامعه اسلامی]] با شدت بیشتری برخورد کرده است<ref>نک: التفسیر الحدیث، ج ۲، ص۴۷۲؛ التفسیر لکتاب الله المنیر، ج ۱، ص۱۲۶.</ref>. برهمین اساس، [[مجازات]] کسانی را که [[قوانین]] [[جامعه اسلامی]] را زیر پا نهاده، [[امنیت جامعه اسلامی]] را [[تهدید]] میکنند و با ایجاد [[هرج و مرج]] میکوشند [[فساد]] را در جامعه اسلامی [[حاکم]] کنند، متناسب با [[جُرم]] و فسادشان<ref>موسوعة القرآن العظیم، ج۲، ص۱۹۰۶.</ref>، کشتن، به [[صلیب]] کشیدن، قطع دست و پا در جهت خلاف یکدیگر و [[تبعید]] دانسته است{{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَٰٓؤُا۟ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓا۟ أَوْ يُصَلَّبُوٓا۟ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَـٰفٍ أَوْ يُنفَوْا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْىٌۭ فِى ٱلدُّنْيَا وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و در زمین به تبهکاری میکوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>. برخی، آموزه این [[آیه]] و آیه پیش از آن را [[لزوم]] [[اتحاد]] [[انسانها]] در [[اجتماع]] و [[حفظ]] [[آحاد جامعه]] از ضرر، و وجود رابطه میان ضرر فرد با [[ضرر]] [[جامعه]] را دلیل این دیدگاه دانستهاند<ref>المنار، ج ۶، ص۳۴۹.</ref>. برخی بر اساس آیه ۱۰۴ [[سوره آلعمران]] [[وجوب]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] را در جهت دفع و رفع ضرر [[اجتماعی]] دانسته و معتقدند در اجتماع «ضرر فردى» وجود ندارد، و هر [[زیان]] فردى، میتواند به زیانی اجتماعى بدل شود<ref>نمونه، ج ۳، ص۳۷.</ref>. براین اساس، [[قرآن]] گناهانی مانند [[شرابخواری]] را که هم ضرر فردی دارد، هم ضرر اجتماعی، بر ضرر اجتماعی آن (ایجاد [[دشمنی]] میان آحاد اجتماع) تأکید بیشتری کرده<ref>تفسیر قرآن مهر، ج ۵، ص۲۱۶.</ref> و از [[مسلمانان]] میخواهد به [[نهی]] از آن، پایبند باشند:{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ فِى ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۰.</ref> | |||
===ضرر به [[دین]]=== | |||
ضرربه دین از ضررهای [[معنوی]] است که گاه رویکردی فردی دارد و گاهی رویکردی [[اجتماعی]]، چنانکه [[قرآن]] کسانی را که با بازداشتن [[مردم]] از [[مساجد]] میکوشند آن را ویران و در نتیجه [[جامعه اسلامی]] را آسیبپذیر کنند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۶۱؛ نیز نک: نمونه، ج ۱، ص۴۱۲.</ref>، [[ظالم]] دانسته و آنان را از ورود آزادانه به اینگونه اماکن منع کرده است:{{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ وَسَعَىٰ فِى خَرَابِهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌۭ وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[ظلم]] در این [[آیه]] را به ضرر زدن [[تفسیر]] کردهاند<ref>تأویلات اهل السنه، ج ۱، ص۴۳۱؛ التبیان، ج۱، ص۱۵۸؛ ج ۴، ص۳۹۵؛ تفسیر الشریف المرتضی، ج ۳، ص۱۱۳.</ref>. قرآن در برابر این عملکرد به [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده از [[ستمگران]]، سلب [[امنیت]] کرده و بهگونهای با آنان [[رفتار]] کنند که جز با [[ترس]] و مخفیانه نتوانند به مساجد وارد شوند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۱، ص۱۷۴؛ الوجیز، ج ۱، ص۱۲۶.</ref>. این، سنتی [[الهی]] برای [[دفع ضرر]] [[کافران]] به دست مؤمنان است و گرنه صومعهها، [[کلیساها]]، کنیسهها و مساجدى که [[نام خدا]] در آنها بسیار برده مىشود، سخت ویران مىشدند<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَـٰتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا۟ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّهُدِّمَتْ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٌۭ وَصَلَوَٰتٌۭ وَمَسَـٰجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا ٱسْمُ ٱللَّهِ كَثِيرًۭا وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِىٌّ عَزِيزٌ}}«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>. از منظر [[قرآن]]، [[هزینه]] کردن [[اموال]] در راه [[باطل]] و [[کفر]]، زیانی [[معنوی]] و سبب آن، شخص هزینهکننده است<ref>نک: تأویلات اهل السنه، ج ۵، ص۱۹۶؛ الوجیز، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>، ازاین رو هزینه کردن اموال از سوی [[کافران]] در جهت [[رویارویی]] با [[دین اسلام]]، [[ظلم]] و ضرری معنوی به شمار آمده<ref>الوسیط، ج۲، ص۸۸؛ زهرة التفاسیر، ج۳، ص۱۳۷۵.</ref> و به بادی [[تشبیه]] شده که در آن سرمای سوزانی است که بر کشتزار آنان میوزد و آن را تباه میکند:{{متن قرآن|مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِى هَـٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍۢ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍۢ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَـٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«داستان آنچه در زندگی این جهان میبخشند همچون داستان بادی است دارای سوز سرما که بر کشتگاه گروهی بر خویش ستم کرده بوزد و آن را نابود سازد و خداوند به آنان ستم نکرده است بلکه آنان خود به خویش ستم میورزند» سوره عمران، آیه ۱۱۷.</ref>. [[مفسران]] «ظُلْم» را در عرف<ref>اللباب فی علوم الکتاب، ج ۲، ص۷۳.</ref> و [[شرع]]<ref>التفسیر الکببر، ج۳، ص۵۱۳.</ref> به «ضرر» [[تفسیر]] کرده<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۳، ص۷۴۲؛ تأویلات اهل السنه، ج ۱، ص۴۳۱؛ التبیان، ج ۱، ص۱۵۸.</ref> و معتقدند که کافران با هزینه کردن اموالشان در جهت [[مبارزه با حق]]، به خود ضرر زدهاند<ref>رموز الکنوز، ج ۱، ص۲۷۲.</ref>؛ زیرا آنان به [[امید]] از بین بردن [[اسلام]] اموالشان را صرف میکنند؛ ولی امیدشان به [[یأس]] بدل شده است<ref>نک: جامع البیان، ج ۴، ص۳۸؛ نیز نک: المحرر الوجیز، ج ۱، ص۴۹۵.</ref>، یا اینکه آنان با چنین هزینهکردنی موجب [[حبط اعمال]] نیکشان میشوند که خود خسارتی [[معنوی]] برای آنان است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۳۸. </ref>. براین اساس، [[قرآن]]، [[انفاق]] [[اموال]] در راه [[کفر]] را، ضرر میداند و تلویحاً از آن [[نهی]] میکند، بلکه [[مؤمنان]] را از [[دوستی با کافران]] از آن رو که آنان [[زیان]] رساندن به مؤمنان را [[دوست]] دارند<ref>نک: الکشاف، ج ۱، ص۴۰۶؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۳۱۸.</ref> نیز نهی کرده است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ بِطَانَةًۭ مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًۭا وَدُّوا۟ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را [[محرم]] [[راز]] مگیرید که از هیچ [[تباهی]] در [[حقّ]] شما کوتاهی نمیکنند و دوست میدارند شما در [[سختی]] به سر [[برید]]؛ [[کینه]] از گفتارشان هویداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارند، بزرگتر است، بیگمان ما [[آیات]] (خود) را برای شما روشن گفتهایم» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۱۱۸.</ref>. [[مفسران]] «عَنَت» را [[فساد]]<ref>غریب القرآن، ص۳۵۹.</ref> و ضرر شدید در [[دین]] و [[دنیا]] دانستهاند<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۱۲۵؛ التبیان، ج ۳، ص۱۷۱؛ تفسیر ماوردی، ج ۱، ص۴۷۳.</ref>. [[کافران]] که خشمشان از سخنانشان آشکار است، [[خشم]] و کینه درونیشان شدیدتر است و آنان [[آرزو]] دارند با اشاعه [[زنا]] در میان مؤمنان<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۷. </ref> به آنان آسیب [[دینی]] برسانند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۰۶؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۹.</ref>. قرآن از ضرر در دین به «عَنَت» تعبیر کرده<ref>نک: مجمع البیان، ج ۵، ص۱۳۰.</ref> و آن را بر پیامبرِ [[رحمت]] گران دانسته است:{{متن قرآن|لَقَدْ جَآءَكُمْ رَسُولٌۭ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||