ضرر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۳۶۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۴: خط ۹۴:
#در آیاتی از [[قرآن]]، خدای متعالی توانا بر همه چیز و مالک [[سود]] و [[زیان]] [[انسان‌ها]] معرفی شده است؛ به‌گونه‌ای که اگر [[خدا]] ضرری را متوجه کسی کند، جز خود او هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را برطرف کند؛ همچنین اگر بخواهد خیری به کسی برساند، هیچ‌کس و هیچ چیزی نمی‌تواند مانع آن شود:{{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍۢ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}} <ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند بلاگردانی جز خود وی برای آن نیست و اگر خیری به تو رساند او بر هر کاری تواناست» سوره انعام، آیه ۱۷. {{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍۢ فَلَا رَآدَّ لِفَضْلِهِۦ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ}}«و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمی‌گرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، می‌رساند و او آمرزنده بخشاینده است» سوره یونس، آیه ۱۰۷.</ref>، از این رو [[قرآن]] پرستش‌کنندگان موجودات بی‌سود و [[زیان]] را [[نکوهش]] کرده است:{{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ...}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که به آنان نه سود می‌رساند و نه زیان و کافر در برابر پروردگارش پشتیبان (شیطان) است» سوره فرقان، آیه ۵۵.</ref>؛ همچنین کسانی را [[نکوهیده]] که به‌ناحق جز [[خدا]] معبودانی را می‌پرستند که اگر خدا ضرری را متوجه کسی کند، آنها توان [[شفاعت]] و جلوگیری از آن ضرر را ندارند: «أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً وَ لا یُنْقِذُون ‌» ([[یس]] / ۳۶، ۲۳) و به [[پیامبر]] نیز [[فرمان]] داده است تا این [[رفتار]] آنان را نکوهش کند:{{متن قرآن|ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّۢ لَّا تُغْنِ عَنِّى شَفَـٰعَتُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يُنقِذُونِ}}<ref>«آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمی‌توانند رهاییم بخشند؟» سوره یس، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] ۳۸ [[سوره]] زمر<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلْ أَفَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَـٰشِفَـٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَـٰتُ رَحْمَتِهِۦ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ}}«و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref> مشرکانی را نکوهش کرده است که به رغم [[باور]] به [[آفریدگاری]] خدا، موجوداتی را می‌پرستند که بر [[سود]] و زیان خویش توانا نیستند:{{متن قرآن|قُلْ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ قُلِ ٱللَّهُ قُلْ أَفَٱتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّۭا}}<ref>سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. همین مضمون در [[آیات]] دیگری نیز آمده است<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِى ٱسْتَهْوَتْهُ ٱلشَّيَـٰطِينُ فِى ٱلْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُۥٓ أَصْحَـٰبٌۭ يَدْعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلْهُدَى ٱئْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}«بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>. این دسته از آیات عمدتاً در [[رویارویی]] با نگاه [[شرک‌آلود]] مشرکان‌اند و بر [[توحید افعالی]] تأکید دارند<ref>نک: الاخلاق فی القرآن، ج ۱، ص۲۵۰.</ref>. بر این اساس، [[قرآن]] با تأکید بر خصوصیت [[ضارّ]] و نافع بودن [[خدا]] و [[نفی]] سودرسانی و ضرر رساندن از غیر او، دلیل [[حصر]] [[عبودیت]] در وی را تبیین کرده و با [[انحصار]] [[سود]] و [[زیان]] در خدا، [[پرستش]] غیر او را [[ستم]] و ناحق دانسته است<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۱۵۲؛ المیزان، ج ۷، ص۱۴۳.</ref>.  
#در آیاتی از [[قرآن]]، خدای متعالی توانا بر همه چیز و مالک [[سود]] و [[زیان]] [[انسان‌ها]] معرفی شده است؛ به‌گونه‌ای که اگر [[خدا]] ضرری را متوجه کسی کند، جز خود او هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را برطرف کند؛ همچنین اگر بخواهد خیری به کسی برساند، هیچ‌کس و هیچ چیزی نمی‌تواند مانع آن شود:{{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍۢ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}} <ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند بلاگردانی جز خود وی برای آن نیست و اگر خیری به تو رساند او بر هر کاری تواناست» سوره انعام، آیه ۱۷. {{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍۢ فَلَا رَآدَّ لِفَضْلِهِۦ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ}}«و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمی‌گرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، می‌رساند و او آمرزنده بخشاینده است» سوره یونس، آیه ۱۰۷.</ref>، از این رو [[قرآن]] پرستش‌کنندگان موجودات بی‌سود و [[زیان]] را [[نکوهش]] کرده است:{{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ...}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که به آنان نه سود می‌رساند و نه زیان و کافر در برابر پروردگارش پشتیبان (شیطان) است» سوره فرقان، آیه ۵۵.</ref>؛ همچنین کسانی را [[نکوهیده]] که به‌ناحق جز [[خدا]] معبودانی را می‌پرستند که اگر خدا ضرری را متوجه کسی کند، آنها توان [[شفاعت]] و جلوگیری از آن ضرر را ندارند: «أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً وَ لا یُنْقِذُون ‌» ([[یس]] / ۳۶، ۲۳) و به [[پیامبر]] نیز [[فرمان]] داده است تا این [[رفتار]] آنان را نکوهش کند:{{متن قرآن|ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّۢ لَّا تُغْنِ عَنِّى شَفَـٰعَتُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يُنقِذُونِ}}<ref>«آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمی‌توانند رهاییم بخشند؟» سوره یس، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] ۳۸ [[سوره]] زمر<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلْ أَفَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَـٰشِفَـٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَـٰتُ رَحْمَتِهِۦ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ}}«و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref> مشرکانی را نکوهش کرده است که به رغم [[باور]] به [[آفریدگاری]] خدا، موجوداتی را می‌پرستند که بر [[سود]] و زیان خویش توانا نیستند:{{متن قرآن|قُلْ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ قُلِ ٱللَّهُ قُلْ أَفَٱتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّۭا}}<ref>سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. همین مضمون در [[آیات]] دیگری نیز آمده است<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِى ٱسْتَهْوَتْهُ ٱلشَّيَـٰطِينُ فِى ٱلْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُۥٓ أَصْحَـٰبٌۭ يَدْعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلْهُدَى ٱئْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}«بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>. این دسته از آیات عمدتاً در [[رویارویی]] با نگاه [[شرک‌آلود]] مشرکان‌اند و بر [[توحید افعالی]] تأکید دارند<ref>نک: الاخلاق فی القرآن، ج ۱، ص۲۵۰.</ref>. بر این اساس، [[قرآن]] با تأکید بر خصوصیت [[ضارّ]] و نافع بودن [[خدا]] و [[نفی]] سودرسانی و ضرر رساندن از غیر او، دلیل [[حصر]] [[عبودیت]] در وی را تبیین کرده و با [[انحصار]] [[سود]] و [[زیان]] در خدا، [[پرستش]] غیر او را [[ستم]] و ناحق دانسته است<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۱۵۲؛ المیزان، ج ۷، ص۱۴۳.</ref>.  
#در برخی آیات به‌گونه ضمنی، سود و زیان [[انسان‌ها]] را به خدا نسبت داده و [[اختیار]]، [[توانایی]] و [[مالکیت]] دیگران، حتی [[پیامبر اکرم]] را بر نفع‌رسانی یا آسیب زدن به خود: {{متن قرآن|قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ ٱلسُّوٓءُ...}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. و دیگران:{{متن قرآن|قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا رَشَدًۭا}}<ref>«بگو: من برای شما نه یارای زیانی دارم و نه رهیافتی» سوره جن، آیه ۲۱.</ref> [[نفی]] کرده است. البته [[انسان‌ها]] این [[حقیقت]] را [[ادراک]] نمی‌کنند، جز آنکه دچار [[گرفتاری]] شدیدی شوند که هیچ‌کس جز [[خدا]] بر رفع یا دفع آن توانا نیست؛ آری، آنان هنگام گرفتار آمدن در شدت و [[سختی]]، موحدانه به سوی خدا روی آورده و با [[راز و نیاز]] با او می‌کوشند [[زیان]] را از خود رفع کنند، گرچه پس از [[نجات]]، به [[شرک]] باز‌گشته و به‌گونه‌ای [[رفتار]] می‌کنند که گویا خدا را در باره دفع و رفع زیانشان نخوانده بودند:{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَـٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًۭا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَآ إِلَىٰ ضُرٍّۢ مَّسَّهُۥ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}<ref>«و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند» سوره یونس، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِى ٱلْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ كَفُورًا}}«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) می‌خوانید ناپدید می‌شوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو می‌گردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷. </ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۴.</ref>
#در برخی آیات به‌گونه ضمنی، سود و زیان [[انسان‌ها]] را به خدا نسبت داده و [[اختیار]]، [[توانایی]] و [[مالکیت]] دیگران، حتی [[پیامبر اکرم]] را بر نفع‌رسانی یا آسیب زدن به خود: {{متن قرآن|قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ ٱلسُّوٓءُ...}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. و دیگران:{{متن قرآن|قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا رَشَدًۭا}}<ref>«بگو: من برای شما نه یارای زیانی دارم و نه رهیافتی» سوره جن، آیه ۲۱.</ref> [[نفی]] کرده است. البته [[انسان‌ها]] این [[حقیقت]] را [[ادراک]] نمی‌کنند، جز آنکه دچار [[گرفتاری]] شدیدی شوند که هیچ‌کس جز [[خدا]] بر رفع یا دفع آن توانا نیست؛ آری، آنان هنگام گرفتار آمدن در شدت و [[سختی]]، موحدانه به سوی خدا روی آورده و با [[راز و نیاز]] با او می‌کوشند [[زیان]] را از خود رفع کنند، گرچه پس از [[نجات]]، به [[شرک]] باز‌گشته و به‌گونه‌ای [[رفتار]] می‌کنند که گویا خدا را در باره دفع و رفع زیانشان نخوانده بودند:{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَـٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًۭا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَآ إِلَىٰ ضُرٍّۢ مَّسَّهُۥ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}<ref>«و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند» سوره یونس، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِى ٱلْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ كَفُورًا}}«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) می‌خوانید ناپدید می‌شوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو می‌گردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷. </ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۴.</ref>
==[[تزاحم]] دو ضرر==
ضرر زدن به دیگری همیشه ممنوع نیست و در مواردی برای جلوگیری از ضرر بزرگ‌تر جایز است، چنان‌که [[خضر]] [[نبی]] کشتی چند [[تهیدست]] را معیوب کرد تا مانع [[غصب]] آن به دست [[پادشاه]] [[ستمگری]] شود که کشتی‌های سالم را غصب می‌کرد:{{متن قرآن|أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَـٰكِينَ يَعْمَلُونَ فِى ٱلْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٌۭ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًۭا}}<ref>«امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار می‌کردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن [[پادشاهی]] بود که هر کشتی (بی‌آسیب) را به [[زور]] می‌گرفت» [[سوره کهف]]، [[آیه]] ۷۹.</ref> <ref>نمونه، ج ۱۶، ص۲۲۶؛ نیز نک: آئین اخلاق در قرآن، ص۳۱۷.</ref>. و افزون بر آنکه سبب [[آرامش روانی]] فرد خسارت دیده می‌شود، همه یا بخشی از خسارت‌ وارد شده را جبران می‌کند، از این رو اگر اولیای دم از [[دشمنان]] [[مسلمانان]] باشند، [[کفاره]] که [[آزاد]] کردن یک برده است کافی است و [[پرداخت دیه]] لازم نیست؛ زیرا پرداخت دیه موجب تقویت بنیه [[مالی]] دشمنان شده و به [[زیان]] [[جامعه اسلامی]] است<ref>نمونه، ج ۴، ص۶۲.</ref>. قطع درختان بنی‌ نضیر به [[فرمان پیامبر]] [[اکرم]] نیز به همین سبب بود. بر اساس نقلی، در [[غزوه بنی‌نضیر]]، برخی اقدام به قطع درختان خرما کردند. در برابر، برخی دیگر از مسلمانان آنها را [[غنیمت جنگی]] دانسته و کوشیدند از قطع درختان آنها جلوگیری کنند<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص۲۲-۲۳.</ref>. آیه ۵ [[سوره حشر]] نازل شد و هر دو گروه (قطع کنندگان نخل‌ها و [[نهی]] کنندگان از آن) را بر [[حق]] و [[رفتار]] آنان را مطابق [[فرمان خدا]] دانست<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۴۲۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۸۷؛ زاد المسیر، ج۴، ص۲۵۶.</ref>؛ بدین معنا که آنچه را تاکنون از درختان قطع کرده‌اند به فرمان خدا و در جهت [[خوار]] و خفیف نشان دادن [[دشمن]] بوده است. نهی کسانی نیز که از قطع درختان جلوگیری ‌کردند به لحاظ [[آینده]] و در جهت [[پیشگیری]] از ضررِ افزون‌تر بوده است. برخی نیز [[نزول آیه]] را در جهت رد [[طعن]] [[یهودیان بنی‌نضیر]] به [[پیامبر]] دانسته‌اند: پس از [[پیمان‌شکنی]] [[بنی‌نضیر]] و [[همکاری]] با [[قریش]] برای ضربه زدن به پیامبر آن‌حضرت و یارانش به آنان [[حمله]] کردند. در این هنگام بنی‌نضیر در قلعه خود استقرار یافتند و برخی مسلمانان برای وارد آوردن ضربه و [[ضرر]] [[اقتصادی]] به آنان به قطع نخل‌هایشان و [[سوزاندن]] آنها پرداختند. [[یهودیان]] در گفتاری طعن‌آمیز به پیامبر، این رفتار را [[افساد در زمین]] و آن را به دور از [[شأن]] [[پیامبری]] دانستند. آیه برای [[تأیید]] رفتار [[مسلمانان]] نازل شد و آن را در جهت [[خوار]] ساختن [[فاسقان]] دانست<ref>تفسیر طبرانی، ج ۶، ص۲۳۷؛ اسباب النزول، ص۴۳۷؛ تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۵۰۱-۵۰۲.</ref>. برخی توجیه‌های دیگر نیز درباره جواز این [[رفتار]] گفته شده است<ref>نک: تأویلات اهل السنه، ج ۹، ص۵۸۳.</ref>. بریدن دست سارق <ref>{{متن قرآن|وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقْطَعُوٓا۟ أَيْدِيَهُمَا جَزَآءًۢ بِمَا كَسَبَا نَكَـٰلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ}}«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‌اند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۳۸.</ref>، تازیانه زدن به مرد و زن زناکار <ref>{{متن قرآن|ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِى فَٱجْلِدُوا۟ كُلَّ وَٰحِدٍۢ مِّنْهُمَا مِا۟ئَةَ جَلْدَةٍۢ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌۭ فِى دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٌۭ مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«به هر یک از زن و مرد زناکار صد تازیانه بزنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید نباید در دین خداوند بخشایشی بر آن دو به شما دست دهد و هنگام عذابشان باید دسته‌ای از مؤمنان گواه باشند» سوره نور، آیه ۲.</ref> و نیز نسبت دهنده [[زنا]] به [[زنان]] و مردان [[پاکدامن]] <ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَرْمُونَ ٱلْمُحْصَنَـٰتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا۟ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجْلِدُوهُمْ ثَمَـٰنِينَ جَلْدَةًۭ وَلَا تَقْبَلُوا۟ لَهُمْ شَهَـٰدَةً أَبَدًۭا وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَـٰسِقُونَ}}«و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>، همچنین دیات<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَـًۭٔا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَـًۭٔا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ وَدِيَةٌۭ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَصَّدَّقُوا۟ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّۢ لَّكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌۭ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌۭ فَدِيَةٌۭ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًۭا}}«هیچ مؤمنی حق ندارد مؤمنی (دیگر) را بکشد جز به خطا و هر که به خطا مؤمنی را بکشد آزاد کردن برده‌ای مؤمن و پرداخت خونبهایی به خانواده‌اش (بر عهده کشنده است) مگر آنان در گذرند پس اگر (کشته) از گروه دشمن شما امّا مؤمن است، آزاد کردن برده‌ای مؤمن (بس است) و اگر از گروهی است که میان شما و ایشان پیمانی هست پرداخت خونبهایی به خانواده‌اش و آزاد کردن برده‌ای مؤمن (لازم است) و آن کس که (برده‌ای) نیابد روزه دو ماه پیاپی (بر عهده اوست) برای پذیرش توبه‌ای از سوی خداوند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نسا، آیه ۹۲.</ref>، [[قصاص]] <ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِصَاصُ فِى ٱلْقَتْلَى ٱلْحُرُّ بِٱلْحُرِّ وَٱلْعَبْدُ بِٱلْعَبْدِ وَٱلْأُنثَىٰ بِٱلْأُنثَىٰ فَمَنْ عُفِىَ لَهُۥ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌۭ فَٱتِّبَاعٌۢ بِٱلْمَعْرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَـٰنٍۢ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌۭ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ}}«ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، و اگر به کسی از جانب برادر (دینی)‌اش (یعنی ولیّ دم) گذشتی شود، (بر ولیّ دم است) که شایسته پیگیری کند و (بر قاتل است که) خون‌بها را به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و بخشایشی از سوی پروردگار شماست و هر که پس از آن از اندازه درگذرد عذابی دردناک خواهد داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref> و [[مقابله به مثل]]<ref>{{متن قرآن|ٱلشَّهْرُ ٱلْحَرَامُ بِٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْحُرُمَـٰتُ قِصَاصٌۭ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَٱعْتَدُوا۟ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُتَّقِينَ}}«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنی‌ها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> از دیگر اموری هستند که گرچه به ضرر جانی و [[مالی]] می‌انجامند، از این رو که با اجرای این [[احکام]] از ضررهایی افزون‌تر جلوگیری می‌شود <ref>{{متن قرآن|وَلَكُمْ فِى ٱلْقِصَاصِ حَيَوٰةٌۭ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref> [[مشروع]]، بلکه لازم‌اند، ازاین رو برخی بر پایه [[آیه]] ۱۹۵ [[سوره بقره]] [[انفاق]] [[اموال]] را در جهت [[دفع ضرر]] [[نفسانی]] و [[آبرویی]] [[واجب]] دانسته‌اند<ref>نک: [[التفسیر الکبیر]]، ج ۵، ص۲۹۴؛ نیز نک: التفسیر الکاشف، ج ۱، ص۳۰۱؛ مواهب [[الرحمن]]، ج ۳، ص۱۴۶-۱۴۷.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۵.</ref>
==اسباب ضرر==
[[شر]] در کنار خیر و به تبع آنها ضرر در کنار نفع در عالم مادی، گریزناپذیر و تابع [[نظام]] کلی [[خلقت]] و [[اذن]] الهی‌اند؛ ولی تحقق خارجی آنها در گرو عواملی است که در [[قرآن]] به برخی از آنها اشاره شده است:
===[[سحر]]===
[[یادگیری]] سحر غالباً به ضرر می‌انجامد، چنان‌که [[ساحران]] با [[آموختن]] سحر به [[مردم]]، به دیگران [[زیان]] می‌رساندند:{{متن قرآن|...وَلَـٰكِنَّ ٱلشَّيَـٰطِينَ كَفَرُوا۟ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحْرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَـٰرُوتَ وَمَـٰرُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌۭ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَزَوْجِهِۦ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ...}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref>. ساحران عصر سلیمان با [[سوء استفاده]] از [[سحر]] میان [[همسران]] جدایی افکنده و از این راه به آنها [[زیان]] می‌زدند. افزون بر آن، [[یادگیری]] [[سحر]] بی‌آنکه سودی داشته باشد، ضررهایی هم دارد<ref>التحرير و التنوير، ج‌ ۱، ص۶۲۷.</ref>؛ مانند [[ضرر]] [[اخروی]]<ref>مجمع البيان، ج ‌۱، ص۳۴۰-۳۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌ ۲، ص۵۵.</ref>. ضرر [[دینی]] غیر سودمند برای [[معاد]]<ref>جامع البيان، ج ‌۱، ص۳۶۹-۳۷۰؛ تفسير ابن كثير، ج‌۱، ص۲۴۹.</ref>، به ضرر [[دنیوی]] بدون نفع در [[آخرت]] [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر سمرقندی، ج‌ ۱، ص۸۰.</ref>. بسیاری از [[فقهای شیعه]]<ref>المبسوط، ج ۷، ص۲۶۰؛ السرائر، ج ۳، ص۵۳۳؛ تذکرة الفقهاء، ج ۱۲، ص۱۴۴؛ جواهرالکلام، ج ۲۲، ص۷۵.</ref> و [[سنی]]<ref>الشرح الکبیر، ج ۱۰، ص۱۱۳.</ref> با استناد به [[آیه]] ۱۰۲ [[سوره بقره]] و نیز [[روایات]]<ref>الكافی، ج ۳، ص۷۰۴.</ref> به [[حرمت]] سحر [[فتوا]] داده<ref>روضة الطالبین، ج ۷، ص۱۹۸؛ کفایة الاحکام، ج ۱، ص۴۴۰؛ حاشیة رد المحتار، ج ۴، ص۴۲۶.</ref> و یاد دادن و یادگرفتن سحر<ref>المبسوط، ج ۷، ص۲۶۰؛ السرائر، ج ۳، ص۵۳۳.</ref>، [[اشتغال]] به سحر و گرفتن [[اجرت]] در برابر آن را [[حرام]] دانسته‌اند<ref>النهايه، طوسی، ص۳۶۵ -۳۶۶؛ کفاية الاحکام، ج ۱، ص۴۴۰؛ نیل الاوطار، ج ۷، ص۳۷۰.</ref>؛ ولی برخی با استناد به {{متن قرآن|وَمَا هُم بِضَآرِّينَ}} سحر حرام را در سحر زیانبار منحصر دانسته‌اند<ref>إرشاد الطالب، ج ‌۱، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش