پرش به محتوا

نظام: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ ژوئن ۲۰۲۵
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
واژه نظام در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، عادت و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در می‌آید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه نظام در معانی هدیه، [[سیره]] و عادت است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه نظام آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه نظام به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه نظام در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعه‌شناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آن‌چه با مبحث پیش رو ارتباط دارد، تعریف‌های [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریف‌های مختلفی از این واژه جمع‌آوری کرده‌اند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدف‌ها]] همراه با روابط میان [[هدف‌ها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریف‌های بالا نتیجه می‌گیرد که نظام دسته‌ای از [[هدف‌ها]] یا عناصر موجود در برخی روابط مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند، از جمله ویژگی‌های نظام است. نظام در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا [[رژیم سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفته‌اند: [[دانش]] واژه‌های “رژیم و [[رژیم]] سیاسی” با دانش واژه‌های “نظام و نظام سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از نظام، همان [[رژیم سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که [[نظام‌های سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقه‌بندی نظام‌های سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. .</ref> و هدف‌های متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> می‌توان تقسیم‌بندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر [[نظام‌های سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>.
واژه «نظام» در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، عادت و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در می‌آید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه نظام در معانی هدیه، [[سیره]] و عادت است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه نظام آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه نظام به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه نظام در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعه‌شناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آن‌چه با مبحث پیش رو ارتباط دارد، تعریف‌های [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریف‌های مختلفی از این واژه جمع‌آوری کرده‌اند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدف‌ها]] همراه با روابط میان [[هدف‌ها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریف‌های بالا نتیجه می‌گیرد که نظام دسته‌ای از [[هدف‌ها]] یا عناصر موجود در برخی روابط مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند، از جمله ویژگی‌های نظام است. نظام در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا [[رژیم سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفته‌اند: [[دانش]] واژه‌های “رژیم و [[رژیم]] سیاسی” با دانش واژه‌های “نظام و نظام سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از نظام، همان [[رژیم سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که [[نظام‌های سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقه‌بندی نظام‌های سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. .</ref> و هدف‌های متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> می‌توان تقسیم‌بندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر [[نظام‌های سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>.


امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف‌ و نظام‌‌های برخاسته از آن مطرح است‌. در‌ سایه نظام‌‌مندی‌ است‌ که [[برتری اسلام]] بر‌ سایر الگوها نمایان می‌شود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سوره آل عمران، آیۀ ۱۳۹.</ref>. بیانگر‌ این‌ [[حقیقت]] است که اگر نظام‌مندی‌ در‌ زندگی‌ ما‌ مورد‌ توجه قرار گیرد‌ الگوهای‌ دیگر [[فرهنگ‌ها]] و [[تمدن‌ها]] [[قدرت]] رقابت با [[اسلام]] را نخواهند داشت.
امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف‌ و نظام‌‌های برخاسته از آن مطرح است‌. در‌ سایه نظام‌‌مندی‌ است‌ که [[برتری اسلام]] بر‌ سایر الگوها نمایان می‌شود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سوره آل عمران، آیۀ ۱۳۹.</ref>. بیانگر‌ این‌ [[حقیقت]] است که اگر نظام‌مندی‌ در‌ زندگی‌ ما‌ مورد‌ توجه قرار گیرد‌ الگوهای‌ دیگر [[فرهنگ‌ها]] و [[تمدن‌ها]] [[قدرت]] رقابت با [[اسلام]] را نخواهند داشت.
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش