←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
==گستره [[صدق]]== | ==گستره [[صدق]]== | ||
[[قرآن کریم]] صدق را در دو عرصه [[ایمان]] و عمل مطرح کرده است. در برخی [[آیات]]، [[صداقت]] در [[اعمال]] را از اوصاف مؤمنان شمرده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۳.</ref>: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ * ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ...}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶-۱۷.</ref>. گفته شده مراد از صدق در این [[آیه]]، یکی بودن زبان در خفا و آشکار<ref>روض الجنان، ج ۴، ص۲۱۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص۹۹.</ref> و صداقت در گفتار است<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۱۲.</ref>، به گفته علّامه طباطبایی ذیل آیه{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ... * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ...}}<ref>سوره احزاب، آیه ۷-۸.</ref>. سؤال از صدق [[صادقان]] در این آیه، این است که صدق [[باطنی]] خود را اظهار کنند و در مرحله گفتار و [[کردار]]، آن را با [[عمل صالح]] خویش در [[دنیا]] نمایش دهند، [زیرا [[عمل صالح]] مساوی است با [[تطابق گفتار و کردار]] با صدق باطنی]. جای این ظهور دنیاست، نه [[آخرت]]؛ نیز معلوم میشود که اخذ [[میثاق]] (گرفتن [[پیمان]] از [[آدمیان]]) پیش از دنیا بوده، چنانکه آیات مربوط به [[عالم ذر]] نیز بر آن دلالت دارد، خدای متعالی پیش از آنکه [[انسانها]] را به نشأه دنیا آورد، از ایشان پیمانهاییگرفت: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا۟ بَلَىٰ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۷۹.</ref>.گفته شده درباره صدق گویندگان{{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} [[پرسش]] میشود که آیا از روی [[آگاهی]] و [[اخلاص]] یا از روی [[غفلت]] و [[نادانی]] و برای غیرخدا گفتهاند<ref>كشف الأسرار، ج ۸، ص۹.</ref>. بر پایه نقلی، در [[قیامت]] [[خداوند]] از صدق و [[راستگویی]] مؤمنانی میپرسد که به [[عهد]] خود [[وفا]] کردند. [[پیامبران]] [[شهادت]] میدهند که آنان در [[پیمان]] خود [[راستگو]] و [[مؤمن]] بودند، یا مقصود این است که آنچه را [[امّتها]] در پاسخ [[پرسشها]] میگویند [[درستی]] و نادرستی آنها از پیامبران پرسیده میشود<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۰۲.</ref>. از سوی دیگر [[قرآن کریم]] از [[صدق]] در [[ایمان]] سخن گفته است و [[ایمانی]] را [[صادقانه]] میداند که تنها گفتار زبانی نیست، بلکه با عمل همراه است و این، معیاری است برای [[شناخت]] [[مؤمنان راستین]] از [[دروغگویان]] متظاهر به [[اسلام]]. بر اساس گزارش [[آیات قرآن]] برای [[اثبات]] [[صداقت]] و جداسازی صف [[راستگویان]] از دروغگویان، [[انسانها]] با [[بلا]] و [[مشکلات]] آزموده می شوند: {{متن قرآن|أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوٓا۟ أَن يَقُولُوٓا۟ ءَامَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَلَيَعْلَمَنَّ ٱلْكَـٰذِبِينَ}}<ref>«آیا مردم پنداشتهاند همان بگویند ایمان آوردهایم وانهاده میشوند و آنان را نمیآزمایند؟ * و بیگمان پیشینیان آنان را (نیز) آزمودهایم، و همانا خداوند راستگویان را خوب میشناسد و دروغگویان را (نیز) نیک میشناسد» سوره عنکبوت، آیه ۲-۳.</ref>. آشکار شدن [[میزان]] [[راستگویی]] مدّعیان ایمان، [[فلسفه]] پیمان گرفتن از [[انبیا]] و [[برانگیختن]] آنهاست: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍۢ وَإِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًۭا * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَـٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۷-۸.</ref>. از [[روایات]] و نقل [[مفسران]] برمیآید که [[نزول آیه]] ۹۳ [[سوره آلعمران]] درباره [[یهود]] است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۳۰۴.</ref> که در گفتوگوهای خود به [[پیامبر]] میگفتند با اینکه گوشت و شیر شتر در [[آیین]] ابراهیم [[حرام]] بوده، او چگونه آنها را [[حلال]] میداند و با این حال، از آیین ابراهیم سخن میگوید. [[خداوند]] پاسخ میدهد که همه طعامها بر [[بنیاسرائیل]] حلال بودند، مگر آنها که پیش از [[نزول]] [[تورات]]، [[اسرائیل]] بر خود [[حرام]] کرده بود. بگو اگر راست میگویید [[تورات]] را بیاورید و آن را بخوانید: {{متن قرآن|كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّۭا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}}<ref>«همه [[خوردنیها]] برای [[بنی اسرائیل]] [[حلال]] بود جز آنچه [[اسرائیل]] (یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۹۳.</ref><ref>[[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[صدق (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۶۹.</ref> | [[قرآن کریم]] صدق را در دو عرصه [[ایمان]] و عمل مطرح کرده است. در برخی [[آیات]]، [[صداقت]] در [[اعمال]] را از اوصاف مؤمنان شمرده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۳.</ref>: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ * ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ...}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶-۱۷.</ref>. گفته شده مراد از صدق در این [[آیه]]، یکی بودن زبان در خفا و آشکار<ref>روض الجنان، ج ۴، ص۲۱۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص۹۹.</ref> و صداقت در گفتار است<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۱۲.</ref>، به گفته علّامه طباطبایی ذیل آیه{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ... * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ...}}<ref>سوره احزاب، آیه ۷-۸.</ref>. سؤال از صدق [[صادقان]] در این آیه، این است که صدق [[باطنی]] خود را اظهار کنند و در مرحله گفتار و [[کردار]]، آن را با [[عمل صالح]] خویش در [[دنیا]] نمایش دهند، [زیرا [[عمل صالح]] مساوی است با [[تطابق گفتار و کردار]] با صدق باطنی]. جای این ظهور دنیاست، نه [[آخرت]]؛ نیز معلوم میشود که اخذ [[میثاق]] (گرفتن [[پیمان]] از [[آدمیان]]) پیش از دنیا بوده، چنانکه آیات مربوط به [[عالم ذر]] نیز بر آن دلالت دارد، خدای متعالی پیش از آنکه [[انسانها]] را به نشأه دنیا آورد، از ایشان پیمانهاییگرفت: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا۟ بَلَىٰ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۷۹.</ref>.گفته شده درباره صدق گویندگان{{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} [[پرسش]] میشود که آیا از روی [[آگاهی]] و [[اخلاص]] یا از روی [[غفلت]] و [[نادانی]] و برای غیرخدا گفتهاند<ref>كشف الأسرار، ج ۸، ص۹.</ref>. بر پایه نقلی، در [[قیامت]] [[خداوند]] از صدق و [[راستگویی]] مؤمنانی میپرسد که به [[عهد]] خود [[وفا]] کردند. [[پیامبران]] [[شهادت]] میدهند که آنان در [[پیمان]] خود [[راستگو]] و [[مؤمن]] بودند، یا مقصود این است که آنچه را [[امّتها]] در پاسخ [[پرسشها]] میگویند [[درستی]] و نادرستی آنها از پیامبران پرسیده میشود<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۰۲.</ref>. از سوی دیگر [[قرآن کریم]] از [[صدق]] در [[ایمان]] سخن گفته است و [[ایمانی]] را [[صادقانه]] میداند که تنها گفتار زبانی نیست، بلکه با عمل همراه است و این، معیاری است برای [[شناخت]] [[مؤمنان راستین]] از [[دروغگویان]] متظاهر به [[اسلام]]. بر اساس گزارش [[آیات قرآن]] برای [[اثبات]] [[صداقت]] و جداسازی صف [[راستگویان]] از دروغگویان، [[انسانها]] با [[بلا]] و [[مشکلات]] آزموده می شوند: {{متن قرآن|أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوٓا۟ أَن يَقُولُوٓا۟ ءَامَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَلَيَعْلَمَنَّ ٱلْكَـٰذِبِينَ}}<ref>«آیا مردم پنداشتهاند همان بگویند ایمان آوردهایم وانهاده میشوند و آنان را نمیآزمایند؟ * و بیگمان پیشینیان آنان را (نیز) آزمودهایم، و همانا خداوند راستگویان را خوب میشناسد و دروغگویان را (نیز) نیک میشناسد» سوره عنکبوت، آیه ۲-۳.</ref>. آشکار شدن [[میزان]] [[راستگویی]] مدّعیان ایمان، [[فلسفه]] پیمان گرفتن از [[انبیا]] و [[برانگیختن]] آنهاست: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍۢ وَإِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًۭا * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَـٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۷-۸.</ref>. از [[روایات]] و نقل [[مفسران]] برمیآید که [[نزول آیه]] ۹۳ [[سوره آلعمران]] درباره [[یهود]] است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۳۰۴.</ref> که در گفتوگوهای خود به [[پیامبر]] میگفتند با اینکه گوشت و شیر شتر در [[آیین]] ابراهیم [[حرام]] بوده، او چگونه آنها را [[حلال]] میداند و با این حال، از آیین ابراهیم سخن میگوید. [[خداوند]] پاسخ میدهد که همه طعامها بر [[بنیاسرائیل]] حلال بودند، مگر آنها که پیش از [[نزول]] [[تورات]]، [[اسرائیل]] بر خود [[حرام]] کرده بود. بگو اگر راست میگویید [[تورات]] را بیاورید و آن را بخوانید: {{متن قرآن|كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّۭا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}}<ref>«همه [[خوردنیها]] برای [[بنی اسرائیل]] [[حلال]] بود جز آنچه [[اسرائیل]] (یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۹۳.</ref><ref>[[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[صدق (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۶۹.</ref> | ||
==سفارش به [[صدق]]== | |||
به چند نمونه از سفارش به صدق در [[قرآن کریم]] اشاره میکنیم: | |||
# [[خدا]] به [[مؤمنان]] سفارش می کند [[تقوا]] پیشه کنند و سخن درست و [[استوار]] بگویند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَقُولُوا۟ قَوْلًۭا سَدِيدًۭا}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و سخنی استوار بگویید» سوره احزاب، آیه ۷۰.</ref>. مراد از «قول سدید» سخنی است که از [[دروغ]] و [[بیهودهگویی]] [[پاک]]، و ظاهرش با باطنش هماهنگ باشد<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۵۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۳.</ref>. در آیهای دیگر به مؤمنان [[فرمان]] میدهد تقوا پیشه کنند و همراه [[راستگویان]] باشند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. در [[روایات تفسیری]] مصادیقی همچون علی، [[امامان معصوم]] و دیگر راستگویان برای{{متن قرآن|ٱلصَّـٰدِقِينَ}} بیان شدهاند<ref>نور الثقلین، ج ۲، ص۲۸۰.</ref>. | |||
# ابراهیم از خدا خواست برای او در میان [[امّت]] های [[آینده]]، زبان صدق و ذکر خیری قرار دهد: {{متن قرآن|وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ}}<ref>«و برای من در میان آیندگان، نامی نیکو بر جای بگذار» سوره شعرا، آیه ۸۴.</ref>. اضافه «لسان» به «صدق» اختصاص را میرساند؛ بدین معنا که جز به [[راستی]] سخن نگویند. مقصود از «[[لسان صدق]]» این است که خدا در آینده به او [[فرزندی]] دهد که مانند خود ابراهیم زبان او هم زبان صدق باشد و منویّات او را بگوید<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۶.</ref>. | |||
# [[خداوند]] به [[پیامبر اکرم]] سفارش میکند از خدا بخواهد [[توفیق]] ورود [[صادقانه]] به کار و خروج صادقانه از آن را به او عطا کند: {{متن قرآن|وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍۢ وَأَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍۢ}}<ref>«و بگو: پروردگارا مرا با درآوردنی درست (به هر کار) در آور و با بیرون بردنی درست (از هر کار) بیرون بر و از نزد خویش برای من برهانی یاریگر بگمار!» سوره اسرا، آیه ۸۰.</ref>. در این [[آیه]] «ادخال به کار» و «[[اخراج]] از کار» به صدق اضافه شده تا ورود به هر امری و خروج از آن، به [[صدق]] متصف و دارای [[حقیقت]] باشد؛ بدین معنا که [[صدق]] و [[واقعیت]] در تمامی ورود و خروجهایش دیده شود و سراپای وجودش را فرا گیرد: چیزی بگوید که به آن عمل میکند و کاری کند که همان را میگوید، و این، [[مقام صدّیقین]] است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص۱۷۶.</ref>. | |||
#اهمیت و سفارش به صدق آنجا روشن میشود که بر اساس [[آیات قرآن]]، منشأ صدق [[انبیای الهی]] همچون ابراهیم، اسحاق و [[یعقوب]] [[عنایت الهی]] بوده است: {{متن قرآن|وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ... * فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِيًّۭا * وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا}}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود * پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم * و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم» سوره مریم، آیه ۴۱ و ۴۹-۵۰.</ref>. گفته شده مراد از {{متن قرآن|لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا}} ذکر خیر میان [[مردم]] است. اضافه شدن کلمه «لسان» به صدق به معنای ثنای نیکویی است که در آن [[دروغ]] نباشد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۶۲.</ref>.<ref>[[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[صدق (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۷۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||