|
|
| خط ۳۲۷: |
خط ۳۲۷: |
|
| |
|
| البته [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} توضیح میدهند که [[عدل]]، بر چهار شعبه است: بر درکی ژرف نگر و دانشی محققانه، و قضاوتی [[نیکو]]، و [[استواری]] در [[بردباری]]<ref>فیض الاسلام، سیدعلی نقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تهران، انتشارات فیض الاسلام، ۱۳۷۵، حکمت ۳۰، ص۱۱۰۰.</ref>. در [[حقیقت]] در [[تحقق عدالت]] میبایست به این عناصر توجه داشت تا [[حق]] تحقق یابد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عدالت در مسلخ قضاوت (مقاله)|عدالت در مسلخ قضاوت]].</ref>. | | البته [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} توضیح میدهند که [[عدل]]، بر چهار شعبه است: بر درکی ژرف نگر و دانشی محققانه، و قضاوتی [[نیکو]]، و [[استواری]] در [[بردباری]]<ref>فیض الاسلام، سیدعلی نقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تهران، انتشارات فیض الاسلام، ۱۳۷۵، حکمت ۳۰، ص۱۱۰۰.</ref>. در [[حقیقت]] در [[تحقق عدالت]] میبایست به این عناصر توجه داشت تا [[حق]] تحقق یابد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عدالت در مسلخ قضاوت (مقاله)|عدالت در مسلخ قضاوت]].</ref>. |
|
| |
| == مبانی [[عدالت قضایی]] ==
| |
| از آن جایی که [[اقامه حق]] تنها از طریق عدالت شدنی است، لازم است تا حق را [[شناخت]]. بیگمان [[شناخت حق]] میتواند با دو کاشف یعنی [[عقل]] و نقل انجام پذیرد. از آن جایی که عقل [[انسانی]] دارای مراتب و درجات متعددی است، نمیتوان به هر [[عقلی]] بسنده کرد تا به عنوان کاشف عمل کند. تنها عقولی میتوانند به عنوان کاشف حق و حقیقت عمل کنند که به درجه کمالی رسیده باشند. بیگمان، کاملترین عقل همان [[عقول]] [[پیامبران]] به ویژه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] هستند که به عنوان عقل منفصل برای همگان عمل میکنند و [[انسانها]] میتوانند با بهرهگیری از عقول ایشان نسبت به [[حقایق]] [[آگاهی]] یابند.
| |
|
| |
| راه دوم [[کشف]] حقیقت همان نقل [[وحیانی]] است. [[خدا]] درباره نقش پیامبران میفرماید: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>
| |
|
| |
| در حقیقت تا زمانی که [[پیامبران]] با [[علوم غیبی]] و [[وحیانی]] خویش نیامده باشند، [[انسان]] میتواند علیه [[خدا]] [[اقامه دعوی]] داشته باشند که من نسبت به [[حقایق]] [[آگاهی]] نداشته و امکان دسترسی به برخی از اهم حقایق و [[علوم]] از طریق عادی مانند علوم [[حسی]] و [[تجربی]] فراهم نبوده است. اما زمانی که [[پیامبران]] آمدند، علومی در [[اختیار]] [[بشر]] قرار گرفت که از طرق عادی غیر قابل دسترسی بود؛ چنان که خدا میفرماید: {{متن قرآن|مَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. خدا خطاب به پیامبرش نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>
| |
|
| |
| بنابراین، [[عقل]] کامل و نقل وحیانی تنها ابزارهایی است که در اختیار بشر است تا بتواند از طریق آن حقایق هستی را بشناسد و برای [[اقامه عدالت]] و [[جلوگیری از ظلم]] و [[فساد]] از آن بهره گیرد؛ زیرا وضع هر چیزی در جای مناسب خودش که همان جای [[حق]] است، تنها با [[شناخت]] جای حق هر چیزی شدنی است. اینکه جای هر چیزی کجاست و مقدر هر چیزی چیست؟ نیازمند [[علم]] [[قطعی]] است که تنها از طریق [[عقل]] کامل و [[وحی]] معتبر دست یافتنی است.
| |
|
| |
| از همین روست که در مبانی [[عدالت]] مراجعه به عقل کامل که همان [[پیامبران]] و [[معصومان]]{{ع}} هستند در کنار [[وحی]] شرط شده است. به سخن دیگر، زمانی عدالت کامل اقامه خواهد شد که کتاب و [[عترت]]{{ع}} به عنوان «[[ثقلین]]» در کنار هم باشند؛ زیرا بدون [[کتاب الله]] نمیتوان [[حقایق]] هستی را [[شناخت]] و از آن جایی که در کتاب الله [[محکمات]] و [[متشابهات]] است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> لازم است تا متشابهات به محکمات ارجاع داده شود و این با بیان [[معصوم]]{{ع}} شدنی است که [[مسئولیت]] بیانی [[آیات]] را به عهده دارند<ref>{{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>.
| |
|
| |
| در [[آیات قرآنی]] [[اقامه عدالت]] کامل، منوط و مشروط به [[حضور معصوم]]{{ع}} و [[رهبری]] آن دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}، «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵. {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> از همین روست که در [[حدیث ثقلین]] نیز آمده است: {{متن حدیث| أَنِّي تَارِكُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي مَا انَّ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً: كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَ النُّورِ حَبْلُ مَمْدُودُ مِنَ السَّمَاءِ الَىَّ الارض وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَانِ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ قَدْ اخبرنيانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَى الْحَوْضِ وَ انْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا}}؛ «من در میان شما دو [[امانت]] [[نفیس]] و گرانبها میگذارم یکی [[کتاب خدا]] [[قرآن]] و دیگری عترتم [[اهل بیت]] را. تا وقتی که از این دو [[تمسک]] جویید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد و این دو یادگار من هیچگاه از هم جدا نمیشوند. تا کنار [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند»<ref>صحیح [[ترمذی]]، ج ۵، ص۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از [[اصحاب]]؛ [[مستدرک حاکم]]، فصل «[[فضیلت]] اصحاب»، ج ۳، ص۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این [[حدیث صحیح]] بر اساس نظر شیخین [[بخاری]] و مسلم است؛ [[سنن ابن ماجه]]، ج ۲، ص۴۳۲؛ مسند [[احمد بن حنبل]]، ج ۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ [[فضایل صحابه]]، احمد بن حنبل، ج ۲، ص۵۸۵، [[حدیث]] ۹۹۰؛ [[خصایص نسایی]]، ص۲۱.</ref>.
| |
|
| |
| در شرایط [[ولایت فقیه]] که [[حاکمیت]] و [[رهبری]] را در [[عصر غیبت]] نیز به عهده میگیرد، اموری بیان شده است که میتوان آن را در سطح [[عصمت]] دانست؛ زیرا [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ اَلْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلاَهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ}}؛ «هر کدام از [[فقها]] که صیانت نفس دارد، از دینش [[محافظت]] مینماید، با [[هوای نفس]] [[مخالفت]] میکند و امر مولای خود را [[اطاعت]] میکند، پس بر [[مردم]] است که از او [[تقلید]] کنند»<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص۱۳۱.</ref>.
| |
|
| |
| در [[حقیقت]] [[حجیت قول]] «[[ولی فقیه]]» در عصر غیبت منوط به تحقق شرایطی است؛ با تحقق آن شرایط دیگر کسی نمیتواند از [[حکم]] و [[حکومت]] آنان سرباز زند؛ چنان که [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} [[الله تعالی]] فرجه [[الشریف]] در [[توقیع شریف]] مینویسد: {{عربی|"واما الحوداث الواقعه، فارجعوا الى رواة حديثنا، فانهم حجت الله عليكم وانا حجت الله عليهم"}}؛ واما در حوداث اتفاقیه، پس به [[راویان حدیث]] ما از [[فقها]] و مجتهدین [[رجوع]] کنید که آنان از ناحیه من بر شما حجتاند و من [[حجت خدا]] بر آنان هستم.<ref>بحار الانوار، ج ۵۳، ص۱۸۱.</ref>
| |
|
| |
| بنابراین، آنچه اساس است همان [[کتاب الله]] و [[عترت]]{{ع}} است. این دو جدایی ندارند و کسی نمیتواند تنها به کتاب الله [[قضاوت]] و [[حکومت]] کند. بنابراین هر گونه قضاوتی بیرون از کتاب الله و بدون [[ولایت عترت]] طاهر [[پیامبر]]{{صل}} قضاوتی بر اساس [[حق]] نخواهد بود و خواسته و ناخواسته [[گرایش به باطل]] و [[ظلم]] و [[فساد]] دارد؛ زیرا حق تنها با این دو تحقق مییابد. تجویز [[ولی فقیه]] نیز در [[حکم]] تجویز [[ولایت معصوم]]{{ع}} است؛ زیرا همان طوری که [[ولایت پیامبر]]{{صل}} استمرار [[ولایت الله]] است، همچنین [[ولایت]] [[معصومان]] استمرار ولایت پیامبر{{صل}} و نیز ولایت [[فقیهان]] دارای شرایط استمرار ولایت معصومان{{ع}} است.
| |
|
| |
| بر این اساس وقتی سخن از اعتبار [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[معصوم]]{{ع}} به عنوان منبع قضاوت و حکم و حکومت میشود<ref>{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، به معنای [[پذیرش ولایت]] [[معصومان]]{{ع}} است؛ زیرا [[سنت]] زمانی معتبر میشود که [[معصوم]]{{ع}} آن را تجویز کرده باشد. اگر [[حکم الهی]] بر حجیت [[قول و فعل]] و [[تقریر پیامبر]]{{صل}} در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>« آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷.</ref> و مانند آن نبود، نمیتوانستیم به سنت تمسک جوییم، چنان که [[تأیید]] معصوم{{ع}} و امضای اوست که [[حجت]] [[سنت معصومان]]{{ع}} را برای [[اثبات]] میکند.
| |
|
| |
| به هر حال، منابع ما برای [[تحقق عدالت]] حقی چیزی جز [[عقل]] کامل و نقل [[وحیانی]] نیست که در [[آیات قرآنی]] بر آن تأکید شده است. این بدان معناست که لازم است تا به [[اولیای الهی]] به عنوان عقل کامل و به [[قرآن]] به عنوان نقل وحیانی معتبر بدون [[تحریف]] میبایست مراجعه کرد تا [[عدالت]] حقی اجرایی و اقامه شود<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹. {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ}} «آیا به کسانی ننگریستهای که بهرهای از کتابهای (آسمانی) دارند، به کتاب خداوند فرا خوانده میشوند تا میان آنها داوری کند؛ آنگاه گروهی از آنها بر میگردند در حالی که روی گردانند» سوره آل عمران، آیه ۲۳. {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن [[اختلاف]] میورزیدید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۴۸. {{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>. در غیر این صورت این [[عدالت]] است که در [[منصب قضا]] و [[قضاوت]] به [[مسلخ]] میرود؛ زیرا هر گونه قضاوتی در غیر شروط بیان شده، به معنای قضاوت بر اساس [[هواهای نفسانی]] و خارج از حقانیت است.
| |
|
| |
| از نظر [[آیات قرآنی]]، [[قضات]] [[منصوب]] ازسوی [[اولیای الهی]] میبایست هوشیاری کامل خود را داشته باشند تا گرفتار پیروی از هواهای نفسانی خویش یا [[وسوسههای شیطانی]] دیگران نشوند و به [[حکم]] اولیای الهی و [[کتاب الله]] [[حکم]] نمایند<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>.
| |
|
| |
| همچنین از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[قضا]] و داوری بدون معیارهای پیش گفته، چیزی جز به مسلخ بردن عدالت و حقانیت در [[مقام]] قضاوت نیست؛ زیرا چنین قضاوت و [[محکمه]] ای تنها در راستای اهداف [[خائنان]] خواهد بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. این در حالی است که [[خدا]] [[حکم]] و [[حکومت]] را برای [[احقاق حق]] و [[اقامه حق]] در ساختار عدالتی قرار داده که تأمین کننده اقامه حق است؛ زیرا از نظر [[قرآن]]، [[برقراری نظام]] [[قضایی]] عادلانه و بر [[حق]] در [[جامعه بشری]]، از [[اهداف]] [[نزول قرآن]] و حضور [[اولیای الهی]] در قالب [[اولوا الامر]] است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹. {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>.
| |
|
| |
| به هر حال، بر اساس [[آموزههای وحیانی قرآن]]، اگر شروط و [[قواعد]] و اصول [[قرآنی]] در محاکم و [[قضاوت]] مراعات نشود، این حق و [[عدالت]] خواهد بود که در قضاوت به [[مسلخ]] میرود و [[اجتماع]] [[انسانی]] به [[فساد]] و [[تباهی]] رفته و نابودی اجتماع رقم میخورد و اساس [[دولت]] و حکومت از میان میرود و از [[مشروعیت سیاسی]] و [[مشروعیت دینی]] ساقط میگردد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عدالت در مسلخ قضاوت (مقاله)|عدالت در مسلخ قضاوت]].</ref>.
| |
|
| |
|
| == [[عدالت]] اساس نظام هستی == | | == [[عدالت]] اساس نظام هستی == |