جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==نسب قوم== | ==نسب قوم== | ||
بنی زید بن قیس از تبار [[قبایل قحطانی]]<ref>ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۹۱؛ ج۳، ص۱۲۴۳.</ref> و از | بنی زید بن قیس از تبار [[قبایل قحطانی]]<ref>ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۹۱؛ ج۳، ص۱۲۴۳.</ref> و از فروع و شاخههای [[قبیله]] اوساند که نسب از زید بن قیس بن عامر بن مرّة بن مالک بن اوس میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۲؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۹، ص۱۷۵.</ref>. زید فرزندانی به اسامی وائل، [[امیه]]، [[عطیه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> و سالم<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> داشت که هر یک از این [[فرزندان]] -جز سالم بن زید که از او نسلی باقی نماند-<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref>، بعدها سرشاخه یکی از [[طوایف]] بزرگ بنی زید بن قیس یعنی بنی وائل بن زید، [[بنی امیة بن زید و بنی عطیة بن زید]] گردیدند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۴۴.</ref>. به فرزندان زید بن قیس و به تعبیر رساتر، به افراد [[طایفه]] [[بنی مرة بن مالک بن اوس]] –شاخه بالاتر بنی زید بن قیس- «جَعادره» میگفتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵.</ref>. آنها را از اینرو به این نام میخواندند چون، وقتی فردی را در پناه خود میگرفتند، به او میگفتند: «جَعدَر حیث شئت؛ یعنی هر جا که میخواهی برو، هیچ آسیبی به تو نمیرسد»<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. در نقل دیگر، کوتاهی قدّشان، دلیل خوانده شدن آنان به این نام بیان شده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[مساکن]] و مواطن بنی زید بن قیس== | ==[[مساکن]] و مواطن بنی زید بن قیس== | ||
بنی زید نیز، به مانند دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[مدینه]] ساکن بودند. [[قلعه]]«[[راتج]]» -که برخی از آن با نام «رابخ»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹ و ۲۷۶.</ref> و نیز «ارتج»<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.</ref> یاد کردهاند،- از مهمترین منازل این [[قوم]] در این [[شهر]] بود که جمع زیادی از [[فرزندان]] بنی زید بن قیس در کنار طوایفی چون بنی [[سعید بن مرة بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> و [[بنی زعوراء بن جشم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> در آن [[زندگی]] میکردند. [[حره]] شرقی [[مدینه]]، [[منزل]] اصلی این قوم به شمار میرفت که هر یک از | بنی زید نیز، به مانند دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[مدینه]] ساکن بودند. [[قلعه]]«[[راتج]]» -که برخی از آن با نام «رابخ»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹ و ۲۷۶.</ref> و نیز «ارتج»<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.</ref> یاد کردهاند،- از مهمترین منازل این [[قوم]] در این [[شهر]] بود که جمع زیادی از [[فرزندان]] بنی زید بن قیس در کنار طوایفی چون بنی [[سعید بن مرة بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> و [[بنی زعوراء بن جشم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> در آن [[زندگی]] میکردند. [[حره]] شرقی [[مدینه]]، [[منزل]] اصلی این قوم به شمار میرفت که هر یک از فروع بزرگ این [[طایفه]]، در آن جایی را برای سکونت، به خود اختصاص داده بودند. [[بنی امیة بن زید بن قیس]] در این حره، در میان [[یهودیان]]، و در محلهای که نزدیک [[چاه]] «العهن» قرار داشت<ref>مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۷۸-۸۱؛ حسین بن علی بن مکی، تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۵۰. «العهن»: چاهی است در منطقه عوالی که اطراف آن تا ایام «مطری» نویسنده کتاب «التعریف» زراعت میشده و آب فراوانی داشته و هیچگاه خشک نمیشده است. (نک: مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۶۲.)</ref> و به نام خودشان –بنی امیة بن زید- خوانده میشد، [[سکونت]] داشتند. این منطقه دارای کانالی بود، که [[نهر]] «مذینیب» از بین خانههای آنها عبور میکرد و سپس در «[[دشت]] [[بنی خطمه]]» به نهر [[بنی قریظه]] میپیوست<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. آنچه «ابن زباله» ([[محمد بن حسن مخزومی]]، معروف به ابن زباله، مؤلف کتاب «[[اخبار]] المدینه»، م. حدود ۲۰۰ [[هجری]]) در مورد خانههای [[بنی نضیر]] در «النواعم» ذکر کرده این است که منازل بنی امیة بن زید نزدیک آنها بوده است. ابن زباله میگوید: آنها دژی به نام «العذق» ساختند که قسمت بالایی آن رو به [[مسجد]] [[بنی امیه]] بود و قلعهای هم ساختند که در منازل [[آل]] رویفع که در شرق مسجد بنی امیه ساکن بودند، قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. | ||
محله بنی وائل بن زید بن قیس هم، در حره شرقی و در میان [[یهودیان]] قرار داشت. این محله که در شرق [[مسجد]] فضیح واقع شده بود<ref>مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۷۸-۸۱؛ حسین بن علی بن مکی، [[تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۵۰؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>، به نام خودشان -بنی وائل بن زید،- معروف بود. بنی [[وائلیها]] در آنجا، قلعهای به نام «الموجا» بنا نهادند که در محدوده مسجد بنی وائل قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. | محله بنی وائل بن زید بن قیس هم، در حره شرقی و در میان [[یهودیان]] قرار داشت. این محله که در شرق [[مسجد]] فضیح واقع شده بود<ref>مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۷۸-۸۱؛ حسین بن علی بن مکی، [[تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۵۰؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>، به نام خودشان -بنی وائل بن زید،- معروف بود. بنی [[وائلیها]] در آنجا، قلعهای به نام «الموجا» بنا نهادند که در محدوده مسجد بنی وائل قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. | ||