تشبیه و تمثیل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۷۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۹۵: خط ۲۹۵:
# {{متن حدیث|مَثَلُ البَيْتِ الَّذِى يُذْكَرُ الله فِيهِ وَ الْبَيْتُ الَّذِى لَا يُذْكَرُ الله فِيْهِ مَثَلُ الحَىِّ وَ المَيِّتِ}}<ref>مکارم الاخلاق للطبرسی، ج۲، ص۳۶۱؛ الجمع بین الصحیحین، ج۱، ص۱۷۹، ح۴۵۱.</ref>؛ خانه‌ای که [[خدا]] در آن یاد می‌شود و خانه‌ای که در آن یادی از خدا نمی‌گردد، حکایت موجود زنده و مرده است.
# {{متن حدیث|مَثَلُ البَيْتِ الَّذِى يُذْكَرُ الله فِيهِ وَ الْبَيْتُ الَّذِى لَا يُذْكَرُ الله فِيْهِ مَثَلُ الحَىِّ وَ المَيِّتِ}}<ref>مکارم الاخلاق للطبرسی، ج۲، ص۳۶۱؛ الجمع بین الصحیحین، ج۱، ص۱۷۹، ح۴۵۱.</ref>؛ خانه‌ای که [[خدا]] در آن یاد می‌شود و خانه‌ای که در آن یادی از خدا نمی‌گردد، حکایت موجود زنده و مرده است.
# {{متن حدیث|الصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الْخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۷، ص۱۶۲ و ۱۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۵، ص۲۴۸، ح۲۲۱۸۶.</ref>؛ [[صدقه]]، شعله [[گناه]] را چنان فرومی‌‌نشاند، که آب [[آتش]] را<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[صالح (مقاله)|مقاله «صالح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۲.</ref>.
# {{متن حدیث|الصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الْخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۷، ص۱۶۲ و ۱۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۵، ص۲۴۸، ح۲۲۱۸۶.</ref>؛ [[صدقه]]، شعله [[گناه]] را چنان فرومی‌‌نشاند، که آب [[آتش]] را<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[صالح (مقاله)|مقاله «صالح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۲.</ref>.
==[[تشبیه]]==
تشبیه، مصدر باب تفعیل و از ریشه «ش ب ه»، به معنای مانند کردن چیزی به چیزی است<ref>تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۷۹۵-۷۹۶.</ref> و در اصطلاح [[کلامی]]؛ تشبیه، به یکی از سه طرز تلقی و روش در برخورد با [[ذات]] و [[صفات خداوند]] و نحوه [[شناخت]] آنها اطلاق می‌شود؛ توضیح اینکه:
از دیرباز یکی از مباحث عمده و جاری در [[خداشناسی]]، [[شناسایی]] ذات و صفات [[خداوند متعال]] و به خصوص صفاتی است که حداقل در لفظ با صفات [[آدمیان]] مشترک هستند؛ به همین جهت، بحث صفات یکی از مهم‌ترین مباحث کلامی به‌شمار می‌‌رود و برخی آن را مبدأ [[تاریخ]] پیدایش [[علم]] [[کلام اسلامی]] می‌دانند<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۱، ص۳۶۳.</ref>. مثلاً وقتی در [[قرآن کریم]] به [[خداوند]] صفاتی نسبت داده شده که در ظاهر بر جسمانیت [[خدا]] دلالت دارد، آیاتی وجود دارد که از شنیدن، دیدن، سخن، آمدن، قرار گرفتن بر [[عرش]]، دست و صورت خبر می‌دهد. این صفات در اصطلاح کلامی به [[صفات خبری]] و قائلان آن به صفاتیه معروفند<ref>شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، ج۱، ص۹۲.</ref>. در کنار این [[آیات]]، آیاتی همچون {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> وجود دارد که به صراحت، شبیه داشتن را از خداوند منتفی کرده و نافی تشبیه است. بحثی دامنه‌دار میان [[متکلمان]] ایجاد شد که مراد از این واژه‌ها چیست. بدین جهت، بحث دامنه‌داری میان متکلمان شکل گرفت که این صفات به چه معنایی بر خداوند قابل اسناد است. در این مورد، همواره سه طرز تلقی وجود داشته است: تشبیه، تعطیل و [[تنزیه]].
دیدگاه تشبیه که طرفداران آن را مشبهه می‌نامند، بر این نظر است که خداوند صفاتی همانند [[انسان]] دارد که در تمام خصوصیات و لوازم آنها بین خدا و انسان اشتراک وجود دارد. بر اساس دیدگاه این گروه، تفاوت اساسی بین [[اوصاف خدا]] و اوصاف [[مخلوقات]] نیست و آن دسته از صفاتی که هم بر خدا و هم بر [[مخلوقات]] او مانند [[انسان]] اطلاق می‌‌گردند، معنای واحد و مشترکی دارند که در هر دو یکسانند<ref>شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تشبیه (مقاله)|مقاله «تشبیه»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۸.</ref>
==عوامل شکل‌گیری دیدگاه تشبیهی==
در مورد عوامل شکل‌گیری دیدگاه تشبیهی چند دیدگاه وجود دارد:
#برخی معتقدند که [[عقیده]] [[تشبیه]] ابتدا در برخی فرقه‌های [[یهودی]] شکل گرفت و سپس به طوایفی از [[مسلمانان]] همچون [[حشویه]]، [[کرامیه]] و [[غلات شیعه]] سرایت کرد<ref>شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۹۲-۹۳.</ref>. مطابق گزارش [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا}} «اهل کتاب از تو می‌خواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری؛ از موسی درخواستی بزرگ‌تر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم» سوره نساء، آیه ۱۵۳؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت» سوره بقره، آیه ۵۵.</ref> و برخی [[آیات]] [[کتاب مقدس]]<ref>عهد قدیم، سفر پیدایش، باب ۳، ۲ و ۶.</ref>، [[بنی‌اسرائیل]] خواستار [[رؤیت خداوند]] با چشم ظاهری بودند.
#برخی دیگر ریشه‌های این دیدگاه را [[مسیحیان]] می‌دانند<ref>جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، ص۲۷۴.</ref>. چنان‌که [[معتقد]] بودند که [[عیسی مسیح]]، فرزند خداست<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ * لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}} «به [[راستی]] آنان که گفتند: [[خداوند]] همان [[مسیح]] [[پسر مریم]] است [[کافر]] شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای [[بنی اسرائیل]]! خداوند را که [[پروردگار]] من و پروردگار شماست بپرستید؛ بی‌گمان هر که برای خداوند [[شریک]] آورد خداوند [[بهشت]] را بر او [[حرام]] می‌گرداند و جایگاهش [[آتش]] ([[دوزخ]]) است * به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه ([[اقنوم]]) است کافر شدند و هیچ خدایی جز [[خدای یگانه]] نیست و اگر از آنچه می‌گویند دست نکشند به [[یقین]] به [[کافران]] ایشان عذابی دردناک خواهد رسید * بنابراین آیا به سوی خداوند باز نمی‌گردند و از او [[آمرزش]] نمی‌خواهند؟ در حالی که خداوند آمرزنده‌ای [[بخشاینده]] است * مسیح پسر مریم جز [[پیامبری]] نبود که پیش از او (نیز) [[پیامبران]] (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا می‌خوردند؛ بنگر چگونه [[آیات]] (خویش) را برای آنان روشن می‌داریم سپس بنگر به کجا باز گردانده می‌شوند!» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۷۲-۷۵.</ref> یا در [[کتاب مقدس]] آنان آمده که «[[آسمان]]، [[کرسی]] [[خدا]] و [[زمین]]، جایگاه قدم اوست»<ref>انجیل متی، باب ۵، س ۳۵.</ref>
#برخی دیگر عامل ایجاد آن را [[گرایش]] نص‌گرایانه در میان [[مسلمانان]] می‌دانند؛ چراکه در [[صدر اسلام]] و سده‌های نخستین [[مؤمنان]] به جهت تعبدی که بر [[ظاهر آیات]] داشتند، عمدتا گرایشی [[نص]] گرایانه داشتند. در [[آیات قرآن کریم]] نیز به دفعات این قبیل صفات انسان‌وارکه تداعی [[تشبیه]] و [[تجسیم]] می‌کند، به‌کار رفته است. به همین جهت ایشان در مواجهه با آیاتی تشبیهی که صورتی انسان‌وار از خداوند را ترسیم می‌کرد، گرایش تشبیهی را به خود گرفتند. این گروه تا جائی پیش رفتند که به جسمانیت خداوند [[معتقد]] شدند و برای او ویژگی‌ها و اندام‌هایی همچون [[انسان]] در نظر گرفتند<ref>ابن جوزی، عبدالرحمن، تلبیس ابلیس، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>. این گروه که در [[فهم]] [[آیات متشابه]] مشکل داشتند و بدون اینکه آنها را به [[آیات محکم]] ارجاع دهند، صرفاً به [[ظاهر آیات]] [[تمسک]] کرده و گرفتار [[تجسیم]] و [[تشبیه]] شدند<ref>جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، ص۲۷۶.</ref>.
#گروهی نیز [[گرایش]] به این نظر را به واسطه میل غریزی و کهن [[انسان]] به تشبیه [[خداوند]] و انسان‌وار دانستن او می‌دانند<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تشبیه (مقاله)|مقاله «تشبیه»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۴۹.</ref>
==[[طوایف]] مشبهه==
# تشبیه صرف: بر اساس دیدگاه این گروه که [[هشام بن حکم]] و داوود جورابی از سران آن هستند<ref>مهنا امیر علی و علی خریس، جامع الفرق والمذاهب الاسلامیه، ص۲۱۶-۲۱۹.</ref>، خداوند دارای [[جسم]] است و اندام‌ها و ویژگی‌هایی همچون انسان دارد<ref>ابن ابی العز، شرح العقیدة الطحاویه، ص۲۴۰.</ref> و برخی از آنها برای خداوند همه اعضاء به غیر از ریش و [[اندام]] تناسلی قائل بودند<ref>مهنا امیر علی و علی خریس، جامع الفرق والمذاهب الاسلامیه، ص۲۱۶-۲۱۹.</ref>.
# [[کرامیه]]: به [[عقیده]] [[اصحاب محمد]] بن کرام، خداوند جسمانیتی محدود دارد و [[اراده]]، [[ادراک]] و سخن خداوند نیز اعراضی هستند که در وجود او حدوث می‌‌یابند<ref>رازی، فخرالدین، اعتقادات فرق المسلمین والمشرکین، ص۶۷.</ref>.
#گروهی همچون [[مقاتل بن سلیمان]] در عین اینکه خداوند را دارای جسم می‌دانستند، ولی او را منحصر به فرد می‌دانند<ref>عسلی، خالد، جهم بن صفوان و مکانته فی الفکر الفلسفی، ص۶۰.</ref>.
#قائلان به [[حلول]]: برخی [[معتقد]] بودند که فرد یا افرادی، [[خدا]] یا صورت بشری خداست و غالباً قائل به حلول بودند. چنان‌که برخی [[شیعیان]] گاهی برخی [[ائمه]] را از حد [[مخلوق بودن]] خارج کرده، آنها را خدا می‌‌دانستند و گاهی نیز خدا را به [[خلق]] تشبیه کرده و گرفتار تشبیه می‌‌شدند<ref>شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>.
در این میان، سه گروه نخست از [[اهل]] تشبیه را مجسمه<ref>شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۱۰۸.</ref> و [[حشویه]] و گروه آخر را [[غُلات]] می‌نامند.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تشبیه (مقاله)|مقاله «تشبیه»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۵۰.</ref>
==بررسی دیدگاه‌های تشبیهی==
[[معتزله]] و [[امامیه]] برای [[ابطال]] دیدگاه‌های مخالف خود ادله‌ای را اقامه کرده‌اند. ایشان در مورد دیدگاه‌های مجسمه گفته‌اند که این دیدگاه‌ها علاوه بر اشکالاتی که در تصویر ویژگی خود صفات دارد، از نظر تشبیهی بودن چند ایراد دارد:
# آیاتی که به صراحت شبیه داشتن [[خداوند]] را [[نفی]] می‌کند: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> و از مثل زدن او [[نهی]] می‌کند: {{متن قرآن|فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ}}<ref>«پس برای خداوند (این‌گونه) مثل‌ها را نزنید» سوره نحل، آیه ۷۴.</ref>، یا او را غیر قابل [[رؤیت با چشم]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ}}<ref>«چشم‌ها او را در نمی‌یابند» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref>، با [[تشبیه]] سازگار نیست.
# خدایی که دارای اعضا و جوارح مادی است، مرکب و نیازمند اعضا و درنتیجه، مخلوق و وابسته است و [[نیازمندی]] و [[مخلوق بودن]] با [[خالق]] بودن و [[بی‌نیازی]] خداوند سازگار نیست<ref>سبحانی، جعفر و محمد محمدرضایی، اندیشه اسلامی، ص۸۷.</ref>.
# در بین [[روایات]] نیز روایاتی وجود دارد که به وضوح این تصویر از خداوند را [[انکار]] کرده، [[باطل]] می‌داند. چنان‌که در کتاب‌های [[روائی]] [[شیعه]]، بابی با عنوان [[توحید]] و نفی تشبیه به صورت مستقل به این مسئله پرداخته است<ref>شیخ صدوق، التوحید، ص۳۱-۸۱.</ref>.
# آیاتی که تداعی تشبیه می‌کند و [[اهل]] تشبیه به آنها [[تمسک]] می‌کنند، تنها در ظاهر، موافق با تشبیه است و به جهت [[مخالفت]] با دلالت نصی آیاتی که گفته شد و نیز [[ادله عقلی]]، این ظاهر باید کنار گذارده شود.
# تبیین دیگری به جای تبیین تشبیهی و جسم‌انگاری از [[صفات خبری]] می‌‌توان ارائه کرد؛ بنابراین این تبیین تنها تبیین قابل ارائه نیست.
در رد دیدگاه [[غلات]] [[شیعی]] نیز گفته‌اند: دیدگاه ایشان علاوه بر ایراد استلزام تشبیه و [[تجسیم]] از نظر [[دینی]] نیز با روایات شیعی که بیان می‌کند [[شیعیان]] [[حق]] ندارند در بیان [[کمالات]] و [[فضائل ائمه]] [[معصوم]]{{ع}} ایشان را به صورتی توصیف کنند که آنان را تا حد [[ربوبیت]] بالا ببرند<ref>موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج۲، ص۲۹۶.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تشبیه (مقاله)|مقاله «تشبیه»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۵۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:B1956.JPG|22px]] [[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|'''نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا''']]
# [[پرونده:B1956.JPG|22px]] [[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|'''نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[تشبیه (مقاله)|مقاله «تشبیه»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۵۳

ویرایش