سید رضی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۳۱۵ بایت اضافه‌شده ،  ۱۳ ژوئن
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
}}
}}


== آشنایی اجمالی ==
== مقدمه ==
گردآورنده سخنان و کلمات [[امام علی]]{{ع}} در نهج‌البلاغه، [[محمد بن حسین بن موسی موسوی]]، معروف به سید رضی یا [[شریف رضی]] (۴۰۶ – ۳۵۹ق) است<ref>ولادت سید رضی در سال ۳۵۹ هجری و وفاتش در روز یکشنبه ششم ماه محرم سال ۴۰۶ (یا ۴۰۴) هجری بوده است. مدفنش ابتدا در محله کرخ بغداد در خانه خودش بوده، اما پس از چندی جنازه او را به کربلا انتقال دادند و در نزد پدر دفن کردند. (بنگرید به: بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۱).</ref>؛ شخصیتی ماندگار که در شاخه‌های گوناگون [[علوم اسلامی]] سرآمد بوده و کارنامه‌ای درخشان از خود بر جای گذاشته است. وی که در خاندانی برجسته از [[علویان]] در [[بغداد]] متولد شد، از سوی پدر با پنج واسطه به [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} و از سوی مادر با شش واسطه به [[امام زین العابدین]]{{ع}} منتسب است<ref>بنگرید به: ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب{{ع}}، ص۲۳۶؛ ثعالبی، یتیمة الدهر، ج۳، ص۱۵۵.</ref>.
سید رضی و [[شریف رضی]] هر دو [[لقب]] محمد، فرزند حسین طاهر ذوالمناقب، است که در سال ۳۵۹ هجری در [[بغداد]] به [[دنیا]] آمد و در سال ۴۰۶ در همان‌جا درگذشت<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶.</ref>.<ref>در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.</ref>
نیای پنجم وی، [[امام موسی بن جعفر]]{{ع}} است و از همین رو به موسوی نیز [[شهرت]] دارد؛ هر چند با گذشت [[زمان]] نام و شهرت‌های دیگر وی، در پرتو لقب [[سید]] و شریف رضی در [[سایه]] قرار گرفته است. [[فاطمه]]، مادر سید رضی، نیز از [[خاندان]] با عظمت [[شیعی]] است و از متن تقدیمی [[شیخ مفید]] به وی در آغاز کتاب أحکام النساء چنین برمی‌آید که زنی دانشمند بوده است؛ زیرا او را با واژه‌های «سیده جلیله فاضله» یاد می‌کند<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>.


شواهد حکایت از آن دارد که سید رضی از حیث [[علمی]] و [[اخلاقی]] نزد [[دانشمندان اسلامی]] حتی در میان [[اهل سنت]]، شخصیتی وزین و والا بوده است؛ آن‌سان که [[ثعالبی]] (۴۲۹ق)، ادیب معروف معاصر وی از او چنین یاد می‌کند: او اینک نابغه دوران و از نجیب‌ترین بزرگان [[عراق]] و در عین [[شرافت]] نسب و افتخار حسب، مزین به ادبی نمایان و فضلی تابان و بهره‌ای وافر از تمام خوبی‌ها و نیکویی‌هاست. از این گذشته، او سرآمد شاعرانی است که از [[دودمان]] [[ابوطالب]] برخاسته‌اند<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب{{ع}}، ص۲۳۶.</ref>.
=== زندگی‌نامه مؤلف ===
شبی شیخ مفید در [[خواب]] دید که [[حضرت زهرا]]{{س}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} را گرفته به نزد وی آورد و پس از [[سلام]] به شیخ فرمود: «این دو پسران من‌اند، به آنان [[فقه]] و [[احکام دین]] بیاموز». شیخ مفید پس از [[بیداری]] در شگفت ماند که این چه خوابی بوده است؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در [[مسجد براثا]]، واقع در محله شیعه‌نشین بغداد، نشست و شروع به [[تدریس]] کرد، ناگهان دید بانویی با کمال [[وقار]]، در حالی که دست دو کودک خود را در دست دارد، وارد شد و به شیخ سلام کرد و گفت: «من [[همسر]] طاهر ذوالمناقب هستم، و این دو کودک [[فرزندان]] من‌اند، آنان را نزد شما آورده‌ام تا به آنها [[علم فقه]] و احکام دین بیاموزی»<ref>شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۴۱.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>


[[علامه امینی]] (نویسنده کتاب مشهور [[الغدیر]]) درباره جایگاه بلند سید رضی نزد ارباب تراجم (شخصیت‌نگاری) و رجال، می‌نویسد: در منابع تراجم و رجال به طور گسترده و متواتر از [[شعر]] و [[ادب]] سید رضی [[تمجید]] شده است؛ چنان که دیگر [[فضایل]] و [[کمالات]] شخصیتی و مفاخر او نیز مورد [[ستایش]] قرار گرفته است<ref>بنگرید به: امینی، الغدیر، ج۴، ص۱۸۱؛ دلشاد تهرانی، چشمه خورشید، ص۱۰۴ - ۹۹.</ref>.
=== تحصیلات ===
آغاز [[زندگی]] تحصیلی سید رضی و [[برادر]] بزرگترش [[سید مرتضی]] را در محضر دانشمند بلندآوازه شیعی، شیخ مفید، می‌دانند، اما بهره وی از مفید در زمینه فقه بوده است و دیگر اساتید وی در دانش‌های گوناگون، مردان نام‌آشنایی بوده‌اند که در پی خواهند آمد:


حال که رشته [[کلام]] بدین جا رسید، مناسب است به داستان مشهور و پرمعنایی که [[ابن ابی الحدید معتزلی]] در عظمت [[شخصیت]] سید رضی نقل می‌کند، اشاره‌ای شود. وی در مقدمه شرح [[نهج‌البلاغه]]، از سید فخار موسوی حلی ـ دانشمند بزرگ و [[فقیه]] مشهور [[شیعه]] ـ نقل کند که [[شیخ مفید]] در [[خواب]] دید [[حضرت زهرا]]{{س}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را گرفته، به نزد شیخ می‌آورد و می‌فرماید: این دو، پسران من‌اند؛ به آنها [[فقه]] بیاموز! شیخ مفید پس از [[بیداری]] در شگفت ماند که این چه خوابی بود؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در [[مسجد]] «[[براثا]]» ـ واقع در منطقه شیعه‌نشین [[بغداد]] ـ نشسته بود و [[تدریس]] می‌‌کرد، ناگهان دید بانویی با کمال [[وقار]]، در حالی که دست دو کودک خود را گرفته، وارد شد و به شیخ [[سلام]] کرد و گفت: من [[همسر]] طاهر ذوالمناقب هستم و این دو کودک [[فرزندان]] من‌اند. آنها را نزد و شما آورده‌ام تا فقه و احکام دینی را به آنها بیاموزی! شیخ مفید از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و در دم گریست<ref>بنگرید به ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۴۱؛ دوانی، سید رضی، مؤلف نهج‌البلاغه، ص۴۲.</ref>.
==== اساتید زبان و ادبیات عربی ====
# [[أبوسعید سیرافی]]: او را پیشوای ادبیات عرب (نحو) خوانده‌اند<ref>هدیة الأحباب، ص۱۷۶.</ref>.
# [[أبوعلی فارسی]]: او نیز در صرف و نحو عربی، متخصص بود.
# [[أبوالفتح بن جنی]]: [[شهرت]] وی ابن جنی است و از شاگردان [[متنبی]] [[شاعر]] و مورد علاقه وی بوده است. او برای سید رضی [[احترام]] ویژه‌ای قائل بود.
# [[ابن نباته]]: [[عبدالرحیم بن محمد بن اسماعیل بن نباته]]، در [[علوم]] و فنون ادبی ذوقی سرشار داشته است. سید رضی [[بلاغت]] و ادبیات عرب را نزد وی آموخته است.
# [[علی بن عیسی ربعی]]: او از شاگردان مخصوص سیرافی است و سید رضی چندین کتاب ادبی را پیش از ابن جنی نزد وی خوانده است. به نظر می‌آید ابن عیسی، مقدمات ادبیات عرب را به وی آموخته است<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۸.</ref>.


کارنامه [[علمی]] و عملی سید رضی در عمر شریفش مؤیدی روشن در [[تأیید]] و تثبیت این داستان است. سید رضی در فراگرفتن [[علوم]] و فنون بسیار [[حریص]] بود. او از هر کس که اندوخته‌ای علمی داشت، بهره می‌گرفت و در این خصوص میان شیعه و [[سنی]] و [[مسلمان]] و [[کافر]] تفاوت نمی‌نهاد. وی در علوم متداول آن عصر تحصیل نمود و در بیشتر آنها نیز کتاب نوشت؛ علومی همچون صرف، نحو، قرائت، انساب، [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[کلام]]، فقه، اصول و عروض و قوافی ([[علم]] قافیه). سید رضی در [[عزت نفس]]، [[وفاداری]]، [[سخاوت]]، بلندنظری، رفاقت و [[دوستی]]، [[عشق]] به علم و [[شعر]] و نویسندگی در عصر خود مانند نداشت. وی نسبت به مبادی [[دینی]] و جهات [[شرعی]] سخت پایبند بود و از [[چاپلوسی]]، سخت [[احتراز]] می‌جست<ref>بنگرید به: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۳۷ – ۳۶.</ref>.
==== اساتید تاریخ و حدیث ====
# [[ابوعبدالله مرزبانی]]: او از دانشمندان مشهور [[شیعی]] است و گفته‌اند که [[شریف رضی]] علم حدیث را از وی فرا گرفت؛ ولی با توجه به کتاب‌هایش به نظر می‌رسد وی بیشتر در تاریخ و سرگذشت دانشمندان و زاهدان و ادیبان، زبردست بوده و بایسته است که در اینجا حدیث، به معنای تاریخ دانسته شود<ref>نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، علی دوانی، ص۴۲.</ref>.
# [[هارون بن موسی تلعکبری]]: وی از دانشمندان نامدار شیعی است که درس حدیث را به سید رضی آموخته است.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>.


افزون بر این، سید رضی شخصیتی ذووجوه و [[جامع]] بود و در عرصه‌های [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز نخبه‌ای کارآمد به شمار می‌رفت. وی در سال ۳۸۰ هجری [[مقام]] [[نقابت]] و [[سرپرستی]] [[علویین]] و امارت حاج ([[مسئول]] حجاج) و نظر در مظالم ([[ریاست]] [[دیوان]] دادگستری) را که از [[مشاغل]] پدرش بود، عهده‌دار شد. او نزد [[خلیفه]] الطائع (۳۸۱ - ۳۶۳ق) و القادر (۴۲۳ - ۳۸۱ق) محبوب بود و فخرالملک [[وزیر]] بهاءالدوله و دیگر اعیان [[دولت]] نیز به نظر [[احترام]] و تجلیل بسیار به وی می‌نگریستند. [[بهاءالدوله]] در سال ۳۸۸ هجری سید رضی را «[[شریف]] [[اجل]]» [[لقب]] داد<ref>بنگرید به بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۰ - ۹۹.</ref>.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۲۰؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۴۳۰- ۴۳۱.</ref>
====اساتید فقه====
# [[شیخ مفید]]: سید رضی، دروس فقه و [[احکام الهی]] را نزد [[محمد بن محمد بن نعمان]]، مشهور به شیخ مفید، گذراند. مفید نه تنها در [[زمان]] خود در فقه، [[کلام]]، [[عقاید]]، [[مناظره]] و... یگانه بود، بلکه حرکت و جنبش علمی او چنان تحولی در تاریخ [[مذهب شیعه]] به وجود آورد که به تعبیر برخی از اساتید [[بزرگوار]] همه ما مدیون شیخ مفید هستیم و [[شیعه]] امروز در [[حقیقت]] شیعه شیخ مفید است. او با دقت و [[وسواس]] ستودنی خود به پالایش و نقد [[احادیث]] پرداخت و شیوه خردمندانه خود را به شاگردان ارجمندش آموخت.
# [[محمد بن موسی خوارزمی]]: وی از [[فقیهان]] [[سنی]] و [[اهل]] [[ری]] بود. بنابر نوشته سید رضی در المجازات النبویة، وی قسمتی از فقه اهل سنت را نزد او خوانده است<ref>المجازات النبویة، شریف رضی، ص۸۵ و ۱۴۵.</ref>.
نام برخی دیگر، مانند [[عمر بن ابراهیم کتانی]] و [[ابراهیم بن احمد طبری مالکی]] و...، نیز به عنوان اساتید [[قرآن]] و... ذکر شده است.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>.


ویژگی‌های اخلاقی رضی در نوع خود کم‌نظیر است. او دانشمندی بلندنظر و با گذشت، پارسا و پیراسته و آراسته به [[سجایای اخلاقی]] بوده است. وی برخلاف شعرای هم‌عصر خویش، هرگز صله از کسی نپذیرفت و دامن [[شعر]] و [[ادب]] به [[مدح]] و [[تملق]] [[سلاطین]] آلوده نکرد. [[شریف رضی]] با داشتن مناصب مهم و بزرگ دولتی، مانند نقابت و [[امارت]] حاج و [[ریاست]] دیوان مظالم، سادگی، [[فروتنی]] و وارستگی خود را فراموش نکرد و این مناصب هرگز کوچک‌ترین تأثیری در [[روح]] بزرگ و [[فکر]] بلندپرواز او نداشت<ref>دوانی، نگاهی به زندگی پرافتخار شریف رضی</ref>. [[سیدرضی]] سرانجام در سال ۴۰۶ ق [[وفات]] یافت<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۴۳۰- ۴۳۱.</ref>.
=== شاگردان سید رضی ===
گروهی از بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]]، افرادی مانند شیخ [[جعفر بن محمد دوریستی]]، [[ابوعبدالله حلوانی]]، [[قاضی أبوالمعالی احمد بن علی بن قدامه]]، [[أبوبکر أحمد بن حسین نیشابوری خزاعی]] و...، را در زمره شاگردان وی ذکر کرده‌اند. البته نباید از نظر دور داشت که بیشتر آنان تنها به عنوان راوی [[احادیث]] او بوده‌اند؛ چنان‌که در این جایگاه از [[شیخ طوسی]] نیز یاد می‌کنند. در حالی که وی دو سال پس از درگذشت سید رضی به [[بغداد]] آمده؛ ولی از آنجا که با واسطه از سید رضی سخن گفته است او را هم شاگرد سید رضی دانسته‌اند و این برداشت با تعریف امروزی شاگرد و استاد متفاوت است.
از مهیار دیلمی نیز به عنوان کسی که در درس [[سید]] حاضر می‌شده است یاد می‌شود. او از [[ایرانیان]] [[زرتشتی]] بوده که [[شعر]] و ادبیات عربی را از [[شریف رضی]] آموخته و به دست وی [[مسلمان]] شده است<ref>وفیات الأعیان، ج۴، ص۴۴۱، به نقل از: نهج البلاغه و گردآورنده آن، ص۱۰۸.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>.


== استادان ==
===آثار سید رضی===
او تحصیلات دینی خود را نزد اساتیدی همچون: [[شیخ مفید]]، [[ابوبکر محمد بن موسی خوارزمی]]، [[ابوالحسن علی بن عیسی ربعی]]، [[ابوالفتح عثمان بن جنی موصلی]]، [[ابو سعید حسن بن عبدالله سیرافی]] به اتمام رساند.
#'''[[نهج‌البلاغه]]''': مهم‌ترین کتابی که سید رضی را شهره آفاق ساخته، نهج‌البلاغه است که [[سخنان امام علی]]{{ع}} را در ۲۳۹ [[خطبه]]، ۷۹ نامه، ۴۸۰ سخن کوتاه و ۹ جمله غریب الحدیثی<ref>این جملات پس از حکمت ۲۶۰ آمده است. توضیح بیشتر در فصل چهارم خواهد آمد.</ref> سامان داده است. [[گزینش]] [[زیبا]] و چینش مناسب سخنان امام علی{{ع}}، این کتاب را در میان فرهیختگان ممتاز ساخت و از همان آغاز، دانشمندان بسیاری با شرح و توضیح این کتاب به پاسداشت آن روی آوردند. موضوعات متنوع کتاب، خواننده را خسته نمی‌کند و آن‌که در محضر او می‌نشیند سیراب می‌شود.
#'''[[المجازات النبویة یا مجازات الآثار النبویة]]''': سید رضی در این کتاب، سخن مجاز [[پیامبر]]{{صل}} را توضیح می‌دهد و مجاز را از [[حقیقت]] باز می‌شناساند؛ مثلاً در [[کلام]] زیبای {{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ الْبَارِقَةِ}}<ref>«بدانید بهشت زیر بارقه است».</ref>؛ «بارقه» به معنای [[ابر]] با آذرخش است، اما سید رضی در توضیح آن می‌نویسد: «این سخن مجاز است و بارقه در اینجا به معنای شمشیرهاست، و [[بهشت]] در حقیقت زیر شمشیرها نیست، بلکه منظور [[صبر]] و نستوهی [[مجاهدان]] در [[جهاد با کافران]] و دشمنان دین است که آنان را به [[بهشت]] و سرای [[آرامش]] در می‌آورد»<ref>المجازات النبویة، ص۱۳۶.</ref>.
#'''[[خصائص الائمة]]''': این کتاب، نخستین اثر سید رضی است که در مقدمه [[نهج‌البلاغه]] به آن اشاره می‌کند. این اثر درباره [[ویژگی‌های امامان]]{{عم}} به رشته تحریر درآمده است و از [[سخنان امام علی]]{{ع}} فراتر نمی‌رود و البته ناتمام مانده است. این کتاب را بنیاد پژوهش‌های [[آستان قدس رضوی]] به چاپ رسانده است.
#'''[[تلخیص البیان عن مجازات القرآن]]''': سید رضی در این کتاب، [[مجازات]] [[قرآن کریم]] را توضیح می‌دهد.
#'''[[حقائق التأویل فی متشابه التنزیل]]''': کتاب [[تفسیر قرآن کریم]] است و استادش، ابن جنی، در تقریظی بر این کتاب نوشته است: «[[رضی]]، کتابی در معانی قرآن تصنیف کرده که کمتر مانند آن یافت می‌شود». هر چند حجم این [[تفسیر]] را بیشتر از تفسیر التبیان [[شیخ طوسی]] یا هم‌اندازه [[تفسیر طبری]] دانسته‌اند اما متأسفانه تنها جلد پنجم آن، که با [[متشابهات]] [[سوره آل‌عمران]] آغاز می‌شود، با شرح آقای محمدرضا [[آل کاشف الغطاء]] و به [[همت]] دار المهاجر بیروت در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است و از دیگر اجزاء این کتاب اثری یافت نمی‌شود.
آثار دیگری از سید رضی نام می‌برند که [[نجاشی]]<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶، البته از نام یکی از کتاب‌های وی (تعلیق خلاف الفقهاء) بر می‌آید که کتابی فقهی باشد.</ref> - رجالی معروف و هم‌عصر وی - آنها را ذکر می‌کند و بیشتر آنها در زمینه [[شعر]] و ادبیات است و در کتاب‌های دیگر، مانند نهج‌البلاغه و گردآورنده آن و...، نیز می‌توان همه آثار وی را دید.
سید رضی افزون بر آثار مکتوب، [[مدیریت]] دارالعلم را، که در آن [[روزگار]] مرکز [[علمی]] مهمی به حساب می‌آمد، بر عهده داشت<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۵۰.</ref>.
 
== مناصب اجتماعی ==
پدر سید رضی در میان [[آل بویه]] چهره‌ای تابناک و وزین داشت و به طاهر ذوالمناقب ملقب شد؛ ولی در بره‌ای از [[زمان]] مورد [[خشم]] حکومتیان قرار گرفت و مدتی در [[تبعید]] به سر برد و پس از [[آزادی]]، تمامی سمت‌های اجتماعی خود را به سید رضی واگذار کرد. رضی در حالی همه این [[مسئولیت‌ها]] را پذیرفت که تنها ۲۱ سال داشت. مهم‌ترین [[مسئولیت]] وی [[سرپرستی حاجیان]] و [[سرپرستی]] [[دیوان]] [[دادخواهی]] بود و سرانجام به عنوان [[نقیب]] النقباء خوانده شد. [[نقابت]] منصبی مردمی بود که به شخصیتی ممتاز و محبوب و عالمی باتقوا تعلق می‌گرفت و [[خلفا]] و [[سلاطین]] هم برای [[حفظ]] آبروی خود به آن شخص [[حکم]] می‌دادند. [[اجرای عدالت]]، [[نظارت]] بر [[موقوفات]]، حفظ و نگهداری آمار خانواده‌های [[سادات]]، [[مراقبت]] از افراد از نظر [[آداب]] و [[اخلاق]]، ممانعت از بی‌حرمتی به [[شریعت]] [[پیامبر]]{{صل}} و... از [[وظایف]] نقیب النقبا بود<ref>پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۲۲.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۵۲.</ref>
 
== آرامش موج ==
زندگانی کوتاه و پرثمر [[شریف رضی]] در سال ۴۰۶ هجری به غروب‌گرایید. طبع بلند و قریحه سرشار هم‌آغوش خاک شد که داستان‌های بلندی از [[عزت نفس]] وی در کتاب‌های تاریخی بر جای مانده است؛ همو که [[هدایا]] و پاداش‌های درباریان را نمی‌پذیرفت<ref>پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۹۴.</ref> و زبان گویایش در برابر دولتمردان عباسی، آنان را سخت برمی‌آشفت و در [[مدح]] خلفای فاطمی<ref>ر.ک: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۸۹ و ۹۰.</ref>، [[شجاعانه]] دُرّی از [[حق]] می‌سفت.
در نقلی [[تاریخی]] آمده است که القادر بالله، [[خلیفه عباسی]]، به وی [[طعنه]] زد و گفت: «از محاسن خود بوی [[خلافت]] استشمام می‌کنی» و [[سید]] با صراحت [[جواب]] داد: «نه به [[خدا]]، بوی [[نبوت]] استشمام می‌کنم!»<ref>الوافی بالوفیات، خلیل بن أیبک صفدی، ج۲، ص۳۷۴-۳۷۹، به نقل از: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۹۶.</ref>.
بدین‌سان سید رضی درگذشت و برادرش [[سید مرتضی]] بر اثر [[ناراحتی]] و [[اندوه]] فراوان در [[تشییع]] وی حاضر نشد و در [[حرم]] [[شریف]] [[کاظمین]]، زانوی [[غم]] در بغل گرفت تا هنگام غروب که با [[وساطت]] فخر الملک [[وزیر]]، حرم را ترک کرد<ref>الوافی بالوفیات، ج۲، ص۳۷۸، به نقل از: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۵۲.</ref>


== کتاب‌های منتشر شده ==
== کتاب‌های منتشر شده ==
خط ۷۳: خط ۱۰۲:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010872.jpg|22px]] [[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|'''شناخت‌نامه نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
۱۳۵٬۶۱۳

ویرایش