بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
}} | }} | ||
== | == مقدمه == | ||
سید رضی و [[شریف رضی]] هر دو [[لقب]] محمد، فرزند حسین طاهر ذوالمناقب، است که در سال ۳۵۹ هجری در [[بغداد]] به [[دنیا]] آمد و در سال ۴۰۶ در همانجا درگذشت<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶.</ref>.<ref>در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.</ref> | |||
نیای پنجم وی، [[امام موسی بن جعفر]]{{ع}} است و از همین رو به موسوی نیز [[شهرت]] دارد؛ هر چند با گذشت [[زمان]] نام و شهرتهای دیگر وی، در پرتو لقب [[سید]] و شریف رضی در [[سایه]] قرار گرفته است. [[فاطمه]]، مادر سید رضی، نیز از [[خاندان]] با عظمت [[شیعی]] است و از متن تقدیمی [[شیخ مفید]] به وی در آغاز کتاب أحکام النساء چنین برمیآید که زنی دانشمند بوده است؛ زیرا او را با واژههای «سیده جلیله فاضله» یاد میکند<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>. | |||
=== زندگینامه مؤلف === | |||
شبی شیخ مفید در [[خواب]] دید که [[حضرت زهرا]]{{س}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} را گرفته به نزد وی آورد و پس از [[سلام]] به شیخ فرمود: «این دو پسران مناند، به آنان [[فقه]] و [[احکام دین]] بیاموز». شیخ مفید پس از [[بیداری]] در شگفت ماند که این چه خوابی بوده است؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در [[مسجد براثا]]، واقع در محله شیعهنشین بغداد، نشست و شروع به [[تدریس]] کرد، ناگهان دید بانویی با کمال [[وقار]]، در حالی که دست دو کودک خود را در دست دارد، وارد شد و به شیخ سلام کرد و گفت: «من [[همسر]] طاهر ذوالمناقب هستم، و این دو کودک [[فرزندان]] مناند، آنان را نزد شما آوردهام تا به آنها [[علم فقه]] و احکام دین بیاموزی»<ref>شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۴۱.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref> | |||
[[ | === تحصیلات === | ||
آغاز [[زندگی]] تحصیلی سید رضی و [[برادر]] بزرگترش [[سید مرتضی]] را در محضر دانشمند بلندآوازه شیعی، شیخ مفید، میدانند، اما بهره وی از مفید در زمینه فقه بوده است و دیگر اساتید وی در دانشهای گوناگون، مردان نامآشنایی بودهاند که در پی خواهند آمد: | |||
==== اساتید زبان و ادبیات عربی ==== | |||
# [[أبوسعید سیرافی]]: او را پیشوای ادبیات عرب (نحو) خواندهاند<ref>هدیة الأحباب، ص۱۷۶.</ref>. | |||
# [[أبوعلی فارسی]]: او نیز در صرف و نحو عربی، متخصص بود. | |||
# [[أبوالفتح بن جنی]]: [[شهرت]] وی ابن جنی است و از شاگردان [[متنبی]] [[شاعر]] و مورد علاقه وی بوده است. او برای سید رضی [[احترام]] ویژهای قائل بود. | |||
# [[ابن نباته]]: [[عبدالرحیم بن محمد بن اسماعیل بن نباته]]، در [[علوم]] و فنون ادبی ذوقی سرشار داشته است. سید رضی [[بلاغت]] و ادبیات عرب را نزد وی آموخته است. | |||
# [[علی بن عیسی ربعی]]: او از شاگردان مخصوص سیرافی است و سید رضی چندین کتاب ادبی را پیش از ابن جنی نزد وی خوانده است. به نظر میآید ابن عیسی، مقدمات ادبیات عرب را به وی آموخته است<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۸.</ref>. | |||
==== اساتید تاریخ و حدیث ==== | |||
# [[ابوعبدالله مرزبانی]]: او از دانشمندان مشهور [[شیعی]] است و گفتهاند که [[شریف رضی]] علم حدیث را از وی فرا گرفت؛ ولی با توجه به کتابهایش به نظر میرسد وی بیشتر در تاریخ و سرگذشت دانشمندان و زاهدان و ادیبان، زبردست بوده و بایسته است که در اینجا حدیث، به معنای تاریخ دانسته شود<ref>نهجالبلاغه و گردآورنده آن، علی دوانی، ص۴۲.</ref>. | |||
# [[هارون بن موسی تلعکبری]]: وی از دانشمندان نامدار شیعی است که درس حدیث را به سید رضی آموخته است.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>. | |||
====اساتید فقه==== | |||
# [[شیخ مفید]]: سید رضی، دروس فقه و [[احکام الهی]] را نزد [[محمد بن محمد بن نعمان]]، مشهور به شیخ مفید، گذراند. مفید نه تنها در [[زمان]] خود در فقه، [[کلام]]، [[عقاید]]، [[مناظره]] و... یگانه بود، بلکه حرکت و جنبش علمی او چنان تحولی در تاریخ [[مذهب شیعه]] به وجود آورد که به تعبیر برخی از اساتید [[بزرگوار]] همه ما مدیون شیخ مفید هستیم و [[شیعه]] امروز در [[حقیقت]] شیعه شیخ مفید است. او با دقت و [[وسواس]] ستودنی خود به پالایش و نقد [[احادیث]] پرداخت و شیوه خردمندانه خود را به شاگردان ارجمندش آموخت. | |||
# [[محمد بن موسی خوارزمی]]: وی از [[فقیهان]] [[سنی]] و [[اهل]] [[ری]] بود. بنابر نوشته سید رضی در المجازات النبویة، وی قسمتی از فقه اهل سنت را نزد او خوانده است<ref>المجازات النبویة، شریف رضی، ص۸۵ و ۱۴۵.</ref>. | |||
نام برخی دیگر، مانند [[عمر بن ابراهیم کتانی]] و [[ابراهیم بن احمد طبری مالکی]] و...، نیز به عنوان اساتید [[قرآن]] و... ذکر شده است.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>. | |||
=== شاگردان سید رضی === | |||
گروهی از بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]]، افرادی مانند شیخ [[جعفر بن محمد دوریستی]]، [[ابوعبدالله حلوانی]]، [[قاضی أبوالمعالی احمد بن علی بن قدامه]]، [[أبوبکر أحمد بن حسین نیشابوری خزاعی]] و...، را در زمره شاگردان وی ذکر کردهاند. البته نباید از نظر دور داشت که بیشتر آنان تنها به عنوان راوی [[احادیث]] او بودهاند؛ چنانکه در این جایگاه از [[شیخ طوسی]] نیز یاد میکنند. در حالی که وی دو سال پس از درگذشت سید رضی به [[بغداد]] آمده؛ ولی از آنجا که با واسطه از سید رضی سخن گفته است او را هم شاگرد سید رضی دانستهاند و این برداشت با تعریف امروزی شاگرد و استاد متفاوت است. | |||
از مهیار دیلمی نیز به عنوان کسی که در درس [[سید]] حاضر میشده است یاد میشود. او از [[ایرانیان]] [[زرتشتی]] بوده که [[شعر]] و ادبیات عربی را از [[شریف رضی]] آموخته و به دست وی [[مسلمان]] شده است<ref>وفیات الأعیان، ج۴، ص۴۴۱، به نقل از: نهج البلاغه و گردآورنده آن، ص۱۰۸.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref>. | |||
== | ===آثار سید رضی=== | ||
او | #'''[[نهجالبلاغه]]''': مهمترین کتابی که سید رضی را شهره آفاق ساخته، نهجالبلاغه است که [[سخنان امام علی]]{{ع}} را در ۲۳۹ [[خطبه]]، ۷۹ نامه، ۴۸۰ سخن کوتاه و ۹ جمله غریب الحدیثی<ref>این جملات پس از حکمت ۲۶۰ آمده است. توضیح بیشتر در فصل چهارم خواهد آمد.</ref> سامان داده است. [[گزینش]] [[زیبا]] و چینش مناسب سخنان امام علی{{ع}}، این کتاب را در میان فرهیختگان ممتاز ساخت و از همان آغاز، دانشمندان بسیاری با شرح و توضیح این کتاب به پاسداشت آن روی آوردند. موضوعات متنوع کتاب، خواننده را خسته نمیکند و آنکه در محضر او مینشیند سیراب میشود. | ||
#'''[[المجازات النبویة یا مجازات الآثار النبویة]]''': سید رضی در این کتاب، سخن مجاز [[پیامبر]]{{صل}} را توضیح میدهد و مجاز را از [[حقیقت]] باز میشناساند؛ مثلاً در [[کلام]] زیبای {{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ الْبَارِقَةِ}}<ref>«بدانید بهشت زیر بارقه است».</ref>؛ «بارقه» به معنای [[ابر]] با آذرخش است، اما سید رضی در توضیح آن مینویسد: «این سخن مجاز است و بارقه در اینجا به معنای شمشیرهاست، و [[بهشت]] در حقیقت زیر شمشیرها نیست، بلکه منظور [[صبر]] و نستوهی [[مجاهدان]] در [[جهاد با کافران]] و دشمنان دین است که آنان را به [[بهشت]] و سرای [[آرامش]] در میآورد»<ref>المجازات النبویة، ص۱۳۶.</ref>. | |||
#'''[[خصائص الائمة]]''': این کتاب، نخستین اثر سید رضی است که در مقدمه [[نهجالبلاغه]] به آن اشاره میکند. این اثر درباره [[ویژگیهای امامان]]{{عم}} به رشته تحریر درآمده است و از [[سخنان امام علی]]{{ع}} فراتر نمیرود و البته ناتمام مانده است. این کتاب را بنیاد پژوهشهای [[آستان قدس رضوی]] به چاپ رسانده است. | |||
#'''[[تلخیص البیان عن مجازات القرآن]]''': سید رضی در این کتاب، [[مجازات]] [[قرآن کریم]] را توضیح میدهد. | |||
#'''[[حقائق التأویل فی متشابه التنزیل]]''': کتاب [[تفسیر قرآن کریم]] است و استادش، ابن جنی، در تقریظی بر این کتاب نوشته است: «[[رضی]]، کتابی در معانی قرآن تصنیف کرده که کمتر مانند آن یافت میشود». هر چند حجم این [[تفسیر]] را بیشتر از تفسیر التبیان [[شیخ طوسی]] یا هماندازه [[تفسیر طبری]] دانستهاند اما متأسفانه تنها جلد پنجم آن، که با [[متشابهات]] [[سوره آلعمران]] آغاز میشود، با شرح آقای محمدرضا [[آل کاشف الغطاء]] و به [[همت]] دار المهاجر بیروت در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است و از دیگر اجزاء این کتاب اثری یافت نمیشود. | |||
آثار دیگری از سید رضی نام میبرند که [[نجاشی]]<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶، البته از نام یکی از کتابهای وی (تعلیق خلاف الفقهاء) بر میآید که کتابی فقهی باشد.</ref> - رجالی معروف و همعصر وی - آنها را ذکر میکند و بیشتر آنها در زمینه [[شعر]] و ادبیات است و در کتابهای دیگر، مانند نهجالبلاغه و گردآورنده آن و...، نیز میتوان همه آثار وی را دید. | |||
سید رضی افزون بر آثار مکتوب، [[مدیریت]] دارالعلم را، که در آن [[روزگار]] مرکز [[علمی]] مهمی به حساب میآمد، بر عهده داشت<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۰.</ref>. | |||
== مناصب اجتماعی == | |||
پدر سید رضی در میان [[آل بویه]] چهرهای تابناک و وزین داشت و به طاهر ذوالمناقب ملقب شد؛ ولی در برهای از [[زمان]] مورد [[خشم]] حکومتیان قرار گرفت و مدتی در [[تبعید]] به سر برد و پس از [[آزادی]]، تمامی سمتهای اجتماعی خود را به سید رضی واگذار کرد. رضی در حالی همه این [[مسئولیتها]] را پذیرفت که تنها ۲۱ سال داشت. مهمترین [[مسئولیت]] وی [[سرپرستی حاجیان]] و [[سرپرستی]] [[دیوان]] [[دادخواهی]] بود و سرانجام به عنوان [[نقیب]] النقباء خوانده شد. [[نقابت]] منصبی مردمی بود که به شخصیتی ممتاز و محبوب و عالمی باتقوا تعلق میگرفت و [[خلفا]] و [[سلاطین]] هم برای [[حفظ]] آبروی خود به آن شخص [[حکم]] میدادند. [[اجرای عدالت]]، [[نظارت]] بر [[موقوفات]]، حفظ و نگهداری آمار خانوادههای [[سادات]]، [[مراقبت]] از افراد از نظر [[آداب]] و [[اخلاق]]، ممانعت از بیحرمتی به [[شریعت]] [[پیامبر]]{{صل}} و... از [[وظایف]] نقیب النقبا بود<ref>پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۲۲.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۲.</ref> | |||
== آرامش موج == | |||
زندگانی کوتاه و پرثمر [[شریف رضی]] در سال ۴۰۶ هجری به غروبگرایید. طبع بلند و قریحه سرشار همآغوش خاک شد که داستانهای بلندی از [[عزت نفس]] وی در کتابهای تاریخی بر جای مانده است؛ همو که [[هدایا]] و پاداشهای درباریان را نمیپذیرفت<ref>پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۹۴.</ref> و زبان گویایش در برابر دولتمردان عباسی، آنان را سخت برمیآشفت و در [[مدح]] خلفای فاطمی<ref>ر.ک: نهجالبلاغه و گردآورنده آن، ص۸۹ و ۹۰.</ref>، [[شجاعانه]] دُرّی از [[حق]] میسفت. | |||
در نقلی [[تاریخی]] آمده است که القادر بالله، [[خلیفه عباسی]]، به وی [[طعنه]] زد و گفت: «از محاسن خود بوی [[خلافت]] استشمام میکنی» و [[سید]] با صراحت [[جواب]] داد: «نه به [[خدا]]، بوی [[نبوت]] استشمام میکنم!»<ref>الوافی بالوفیات، خلیل بن أیبک صفدی، ج۲، ص۳۷۴-۳۷۹، به نقل از: نهجالبلاغه و گردآورنده آن، ص۹۶.</ref>. | |||
بدینسان سید رضی درگذشت و برادرش [[سید مرتضی]] بر اثر [[ناراحتی]] و [[اندوه]] فراوان در [[تشییع]] وی حاضر نشد و در [[حرم]] [[شریف]] [[کاظمین]]، زانوی [[غم]] در بغل گرفت تا هنگام غروب که با [[وساطت]] فخر الملک [[وزیر]]، حرم را ترک کرد<ref>الوافی بالوفیات، ج۲، ص۳۷۸، به نقل از: نهجالبلاغه و گردآورنده آن، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۲.</ref> | |||
== کتابهای منتشر شده == | == کتابهای منتشر شده == | ||
| خط ۷۳: | خط ۱۰۲: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010872.jpg|22px]] [[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|'''شناختنامه نهج البلاغه''']] | |||
# [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه''']] | # [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه''']] | ||
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | # [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | ||