|
|
| خط ۱۸: |
خط ۱۸: |
|
| |
|
| ==امام هادی{{ع}} و واثق عباسی == | | ==امام هادی{{ع}} و واثق عباسی == |
| آن روز که گروه [[مبارز]] [[عباسیون]] به [[رهبری]] [[ابراهیم امام]] علیه [[حکومت]] جابرانه [[امویان]] میجنگیدند، به [[ذهن]] هیچ کس خطور نمیکرد که روزی [[خلافت]] را قبضه میکنند و در [[انحصار]] خلافت [[جامعه اسلامی]]، تمام [[ارزشهای الهی]] را زیرپا میگذارند و از هیچ [[زشتی]] و [[آلودگی]] فروگذار نمیکنند. آن [[روز]] که [[خلافت]] حقه الهیه را از [[امامت]] [[نور]] به تاراج بردند، هیچ کس [[فکر]] نمیکرد مدعیان [[نهضت]] و [[انقلاب]]، خود مجسمه امامت [[نار]] شوند و [[تدبیر]] و [[سیاست]] و روش و [[منش]] و اخلاقشان متأثر از آلودگیهای [[نفسانی]] و [[سلطهگری]] مخرب آنها باشد.
| | [[الواثق]] پس از پدرش [[معتصم]] در سال ۲۲۷(هـ. ق) به [[خلافت]] رسید. ایشان از خلفای عیاش و خوشگذران و لذتجو بود. در میان خلفای عباسی به پرخوری و شکمبارگی [[شهرت]] داشت، در امر حکومت بسیار [[ضعیف]] و [[ناتوان]] بود و عمده [[فکر]] و اندیشهاش به شکم و [[شهوت]] میگذشت و طبیعی بود که در امور مملکت و [[وظایف]] [[حکومتداری]] ناتوان و ضعیف باشد. [[تدبیر]] خلافت را به احمد بن داوود [[قاضی القضاه]] [[کشور]] و [[محمد بن عبدالملک زیات]] [[وزیر]] و منشی مخصوص خود محول کرده بود. |
| آن [[روز]] که [[امام صادق]]{{ع}} را [[خانهنشین]] کردند و محدودیتها و [[ظلمها]] و فشارهای عدیده را بر [[امام]] [[معصوم]] [[تحمیل]] کردند و برای بسط [[قدرت]] و [[سلطه سیاسی]] خود از هرگونه تنویر [[افکار]] [[امامت]] ممانعت به عمل آوردند، فقط [[خواص]] میفهمیدند که [[حکومت]] اگر به دست [[صالحان]] اداره میشد [[جامعه]] متعالی میشود و اگر به دست ناصالحان بیفتد [[سقوط]] و [[انحطاط]]، تقدیر محتوم [[جامعه مسلمین]] خواهد بود.
| |
| [[خلفای عباسی]] هرچه جلوتر میرفتند، [[ابتذال]] و انحرافشان عمیقتر میشد، به ویژه در عصر [[امامت امام هادی]]{{ع}} [[پلیدی]] آنها شکل تازهای گرفت و [[امام هادی]]{{ع}} در اوج [[مظلومیت]] و مهجوریت بود. | |
|
| |
|
| [[الواثق]] پس از پدرش [[معتصم]] در سال ۲۲۷(هـ. ق) به [[خلافت]] رسید. ایشان از خلفای [[عیاش]] و خوشگذران و لذتجو بود. در میان خلفای عباسی به [[پرخوری]] و [[شکمبارگی]] [[شهرت]] داشت، در امر حکومت بسیار [[ضعیف]] و [[ناتوان]] بود و عمده [[فکر]] و اندیشهاش به شکم و [[شهوت]] میگذشت و طبیعی بود که در امور مملکت و [[وظایف]] [[حکومتداری]] ناتوان و ضعیف باشد. [[تدبیر]] خلافت را به احمد بن داوود [[قاضی القضاه]] [[کشور]] و [[محمد بن عبدالملک زیات]] [[وزیر]] و منشی مخصوص خود محول کرده بود.
| |
| امام هادی{{ع}} در عصر این چهره متعفن [[دنیایی]] [[زندگی]] میکرد که در اثر [[افراط]] در امر شهوت و [[عیاشی]] به [[مرض]] استسقاء در سن ۳۷ سالگی درگذشت<ref>مروج الذهب، ج۴ ص۶۴.</ref>. | | امام هادی{{ع}} در عصر این چهره متعفن [[دنیایی]] [[زندگی]] میکرد که در اثر [[افراط]] در امر شهوت و [[عیاشی]] به [[مرض]] استسقاء در سن ۳۷ سالگی درگذشت<ref>مروج الذهب، ج۴ ص۶۴.</ref>. |
| یکی از مصادیق بارز [[مظلومیت امام هادی]]{{ع}} این بود که در عصر خلیفهای زندگی میکرد که افق فکر و [[بینش]] و عملکردش هیچ وجه اشتراک و وجه شباهتی با امام هادی{{ع}} نداشت. [[واثق]] بسیار میگسار بود و در این امر افراط میکرد و برای [[لذتجویی]] بیشتر به داروهای مخصوصی پناه برده بود که سرانجام همان داروها باعث [[مرگ]] او شد<ref>تتمة المنتهی، ص۲۹.</ref>.
| |
| واثق آنقدر شهوتران بود که از [[طبیب]] مخصوص خود داروی [[قوه]] باه خواست، [[طبیب]] گفت: کثرت جماع بدن را منهدم میکند! من [[دوست]] ندارم برای شما این انهدام را، [[واثق]] گفت: چارهای نیست و همان [[افراط]] در شراب و جماع باعث [[مرگ]] زودهنگام او شد و پس از پنج سال [[خلافت]] درگذشت.
| |
|
| |
|
| [[انسانی]] که [[فکر]] و [[هوش]] و استعدادش با شراب و [[شهوت]] به تحلیل رفته و به دلیل عجز از اداره مملکت، امور را به [[قاضی]] و [[وزیر]] خود سپرده تا فارغ البال جرعه [[لذت]] [[دنیا]] را سر کشد، آیا به [[امام هادی]]{{ع}} و آن [[رسالت]] الهیاش و [[بینش]] آسمانیاش، [[اجازه]] فعالیت میدهد؟ اجازه [[نورانیت]] [[فکری]] به طور [[آزاد]] میدهد؟ اجازه ایجاد [[ارتباط با مردم]] را صادر میکند؟ اصولاً طاغوتهای [[جامعه]] برای [[فراغت]] از دغدغه خاطر و [[شهوترانی]] بلامنازع، [[اولیاء خدا]] را در [[حصر]] و [[زندان]] و فشار قرار میدادند تا هیچ مانعی سر راه [[امیال]] شیطانیشان نباشد و امام هادی{{ع}} در این مقطع از خلافت ۶ ساله [[الواثق]] در اوج فشار و محدودیت به سر میبرد و از فعالیتهای فرهنگسازش [[محروم]] بود.
| | یکی از مصادیق بارز مظلومیت امام هادی{{ع}} این بود که در عصر خلیفهای زندگی میکرد که افق فکر و [[بینش]] و عملکردش هیچ وجه اشتراک و وجه شباهتی با امام هادی{{ع}} نداشت. [[واثق]] بسیار میگسار بود و در این امر افراط میکرد و برای [[لذتجویی]] بیشتر به داروهای مخصوصی پناه برده بود که سرانجام همان داروها باعث [[مرگ]] او شد<ref>تتمة المنتهی، ص۲۹.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام هادی (کتاب)|مظلومیت امام هادی]]، ص ۷.</ref> |
| امام هادی{{ع}} ۳۳ سال امامتش به طول انجامید. در مدت [[امامت]] آن حضرت بقیه [[حکومت]] [[معتصم]] بود که بعد از او [[واثق]] پنج سال و هفت ماه حکومت کرد. پس از واثق [[متوکل]] چهارده سال به حکومت رسید، متوکل آن حضرت را به وسیله [[یحیی بن هرثمه ابن اعین]] از [[مدینه]] به [[سامرا]] آورد بعد از متوکل پسرش [[منتصر]] چند ماه حکومت کرد، پس از او [[مستعین]] [[خلیفه]] شد که او [[احمد بن محمد بن معتصم]] است و دو سال و نه ماه حکومتش دوام یافت، بعد از او [[معتز]] هشت سال و شش ماه خلافت کرد. در آخر حکومت معتز بود که [[امام]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید و در [[منزل]] خود در سامرا [[دفن]] شد. امام بیست سال و چند ماه در سامرا حضور داشت<ref>اعلام الوری، ص۲۳۹؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۰۶.</ref>.
| |
| امام هادی{{ع}} در [[طول حیات]] ننگین این [[خلفای جور]] در فشار و محدودیت [[زندگی]] میکرد، اساس زندگی این [[خلفا]] را شراب و شهوت تشکیل داده بود و لذا امام را مانع [[لذتجویی]] خود میدیدند و در [[حصر]] کامل قرارش دادند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام هادی (کتاب)|مظلومیت امام هادی]]، ص ۷.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |