←امام عسکری{{ع}} در عصر مهتدی
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
از طرف دیگر یک متطیب (یعنی کسی که میخواهد [[پزشک]] شود و زیر دست پزشک دیگر کار میکند) را احضار کرد و او را [[وعده]] داد که به [[مقام]] و منصبی برساند به او امر کرد تا مراقب خانه امام عسکری{{ع}} باشد و هر صبح و [[شام]] به نام معاینه و معالجه مخصوص برود و در خلال عمل [[امام]] را [[مسموم]] نماید و حتی [[راه رفتن]] و [[سوار شدن]] و [[سخن گفتن]] امام به تجویز [[طبیب]] تازهکار موکول شود. در این فضای نامساعد که [[خلافت جور]] به عناوین مختلف امام را زیر نظر گرفته بود، امام عسکری{{ع}} باید [[هدایت]] و [[رهبری امت اسلامی]] را به عنوان یک [[رسالت الهی]] ایفا کند و امام توانست علیرغم عوامل بازدارنده [[خلافت]] راه پر پیچ و خم [[ارشاد]] و [[هدایتگری]] [[امت]] را بپیماید.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام حسن عسکری (کتاب)|مظلومیت امام حسن عسکری]]، ص ۱۲.</ref> | از طرف دیگر یک متطیب (یعنی کسی که میخواهد [[پزشک]] شود و زیر دست پزشک دیگر کار میکند) را احضار کرد و او را [[وعده]] داد که به [[مقام]] و منصبی برساند به او امر کرد تا مراقب خانه امام عسکری{{ع}} باشد و هر صبح و [[شام]] به نام معاینه و معالجه مخصوص برود و در خلال عمل [[امام]] را [[مسموم]] نماید و حتی [[راه رفتن]] و [[سوار شدن]] و [[سخن گفتن]] امام به تجویز [[طبیب]] تازهکار موکول شود. در این فضای نامساعد که [[خلافت جور]] به عناوین مختلف امام را زیر نظر گرفته بود، امام عسکری{{ع}} باید [[هدایت]] و [[رهبری امت اسلامی]] را به عنوان یک [[رسالت الهی]] ایفا کند و امام توانست علیرغم عوامل بازدارنده [[خلافت]] راه پر پیچ و خم [[ارشاد]] و [[هدایتگری]] [[امت]] را بپیماید.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام حسن عسکری (کتاب)|مظلومیت امام حسن عسکری]]، ص ۱۲.</ref> | ||
==[[امام عسکری]]{{ع}} در | == [[امام عسکری]]{{ع}} در عصر مهتدی == | ||
{{اصلی|امام حسن عسکری در زمان مهتدی عباسی}} | |||
مهتدی در ۲۹ [[رجب]] سال ۲۵۵ (ه. ق) به [[خلافت]] نشست. در آغاز خلافتش راه [[زهد]] و [[ترک محرمات]] را در پیش گرفت ولی در ادامه راه شیوه خود را عوض کرد. در این فراز و فرود نسبت به امام عسکری{{ع}} مثل اسلاف خود عمل کرد. مهتدی همچون سایر [[خلفای عباسی]] کینهای دیرینه را از [[اهلبیت]] در [[دل]] داشت و به مأموران خود دستور داد امام عسکری{{ع}} را بازداشت کنند، او تصمیم داشت [[امام]] را به [[قتل]] برساند، امام مدتی در [[زندان]] مهتدی به سر برد و [[ابوهاشم جعفری]] همراه ایشان بود. | |||
جعفری نقل میکند که من با [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} [[زندانی]] بودم، در زندان [[حضرت عسکری]]{{ع}} فرمود: این [[ستمگر]] تصمیم دارد امشب با [[خدا]] به شوخی بپردازد، [[ولی خدا]] عمر او را قطع میکند و مقامش را در [[اختیار]] جانشینش قرار میدهد، با اینکه مرا اکنون [[فرزندی]] نیست ولی به زودی صاحب فرزند میشوم. ابوهاشم گفت: فردا [[صبح]] [[ترکها]] بر مهتدی شوریده او را کشتند و معتمد به جای او نشست و ما [[نجات]] یافتیم. [[مردم]] نیز کمک کردند چون معتزلی بود و قائل به قدر. با اینکه مهتدی تصمیم داشت امام را بکشد [[خداوند]] او را کشت<ref>بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۰۴.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام حسن عسکری (کتاب)|مظلومیت امام حسن عسکری]]، ص ۱۳.</ref> | |||
== [[مظلومیت امام عسکری]]{{ع}} در [[سرکوب]] [[علویان]] در عصر مهتدی == | == [[مظلومیت امام عسکری]]{{ع}} در [[سرکوب]] [[علویان]] در عصر مهتدی == | ||