قدرت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۸۲۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[قدرت الهی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[قدرت الهی در کلام اسلامی]] - | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[قدرت الهی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[قدرت الهی در کلام اسلامی]] - | پرسش مرتبط  = }}
== چیستی قدرت ==
«[[قدرت]]» جزء صفات ذاتی [[خداوند]] است و به معنای به وجود آمدن فعلی توسط وجود یا موجودی که عالم و [[آگاه]] به این [[قدرت]] است. اما [[قادر]] یعنی موجودی که انجام فعلی و یا ترک آن فعل برایش یکسان باشد؛ به عبارتی می‌‌توان گفت [[قادر]] وجود یا موجودی است که اگر میل به انجام عملی را داشته باشد انجام می‌‌دهد و اگر میلی نداشته باشد از انجامش منصرف می‌‌شود<ref>ر. ک. فرهنگ شیعه، ص ۳۷۵ </ref>.


قدرت الهی صفت ثبوتی (یعنی صفاتی که برای [[خداوند]] کمال محسوب می‌‌شود) و ذاتی [[خداوند]] است، به طوری که فاعل این صفت یعنی [[خداوند]] کار خود را با [[اراده]] و از روی [[علم]] و [[آگاهی]] انجام می‌‌دهد، اما رکن در تعریف [[قدرت]] این است که [[قدرت]] باید حتما براساس [[اراده]] و میل [[خداوند]] نسبت به انجام دادن و یا عدم انجام دادن فعلی باشد، چنانکه [[آیات قرآن]] [[اراده]] و میل [[خداوند]] برای انجام فعلی و یا عدم انجام آن فعل را با این عبارت "فعال ما یشاء" توصیف کرده اند<ref>ر. ک. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۳-۱۶۴ </ref>.
== معناشناسی ==
[[قدرت]]، در لغت به معنای نیرویی است که بتوان با آن کارها را انجام داد. «قدرت» اعم از «[[استطاعت]]» است که تنها درباره [[توانایی]] اعضا و جوارح به‌کار برده می‌شود؛ ازاین‌رو این واژه درباره [[خداوند]] به‌کار نمی‌رود؛ به خلاف «قدرت»؛ بنابراین، به خداوند «قادر»، «قدیر» و «مقتدر» گفته می‌شود<ref>کلانتری، الیاس، لغات قرآن در تفسیر مجمع البیان، ص۱۹؛ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱۰.</ref>. به کسی که قدرت دارد نیز «قادر» گفته می‌شود.
 
در اصطلاح دو تعریف برای قدرت بیان شده است:
 
تعریف اول: [[متکلمان]] می‌گویند: قدرت، صفتی است که به سبب آن انجام و ترک کار برای شخص ممکن می‌شود<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ص۱۴۱.</ref>. بر این تعریف این‌گونه ایراد گرفته شده است. که قدرت به این معنا تنها درباره [[انسان]] و حیوان صحیح است، اما درباره خداوند صحیح نیست؛ زیرا:
## خداوند واجب‌الوجود است؛
## [[وجوب]] [[وجود خداوند]] از جمیع جهات است؛ هم در ذات و هم در صفت. یعنی هم وجود ذاتش [[واجب]] است و هم وجود صفاتش و محال است ذات و [[صفات خداوند]] موجود نباشد.
## وجوب با امکان سازگار نیست؛
## معنای اول دربرگیرنده معنای امکانی است.
 
بنابراین، [[صدق]] قدرتی که در آن معنای صحت و امکان باشد در واجب‌الوجود ممتنع است؛ چون اگر در قدرت او امکان صدور فعل و ترک فعل باشد، در صفات او که عین ذات است، تغیر راه می‌یابد، پس در ذات جهت امکانی راه می‌یابد و این محال است؛ زیرا واجب‌الوجود بالذات از همه جهات واجب‌الوجود است؛ پس، وجود قدرت نیز در او واجب است<ref>ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، ص۱۴۱.</ref>.
 
تعریف دوم: [[فلاسفه]] قائل‌اند: [[قدرت]]، صفتی است که اگر شخص بخواهد با آن می‌تواند کار را انجام می‌دهد و اگر بخواهد می‌تواند آن را ترک می‌کند<ref>حسن‌زاده آملی، حسن، خیر الاثر در رد جبر و قدر، ص۱۳.</ref>.
 
این تعریف با توجه به مطالب گفته شده، تعریف بهتر به نظر می‌رسد و اطلاق آن بر [[خداوند]] صحیح است<ref>[[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۵.</ref>.
 
[[قدرت الهی]] صفت ثبوتی (یعنی صفاتی که برای خداوند کمال محسوب می‌‌شود) و ذاتی خداوند است، به طوری که فاعل این صفت یعنی خداوند کار خود را با [[اراده]] و از روی [[علم]] و [[آگاهی]] انجام می‌‌دهد، اما رکن در تعریف قدرت این است که قدرت باید حتما براساس اراده و میل خداوند نسبت به انجام دادن و یا عدم انجام دادن فعلی باشد، چنانکه [[آیات قرآن]] اراده و میل خداوند برای انجام فعلی و یا عدم انجام آن فعل را با این عبارت "فعال ما یشاء" توصیف کرده اند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>.
 
== پیشینه ==
صفت قدرت در [[حق‌تعالی]] از جمله مباحثی است که تمامی [[ادیان]] و [[ملل]] گذشته، به آن توجه داشته‌اند و در اینکه [[خداوند]] با قدرت و اختیار در ایجاد عالم مؤثر بوده، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>شعرانی، تعلیقات بر کتاب شرح اصول کافی، ۴/۳۵۴.</ref>. قدرت در [[دین]] [[زردشت]]، از جمله نام‌های اهورا مزداست که او را قدرتمندترین و بزرگ‌ترین می‌نامند<ref>اوستا، یسنا، هات ۲۸، بند ۵ و هات ۳۳، بند ۱۱.</ref>. در [[دین یهود]] خداوند صاحب قدرت و منشأ نیروهای بی‌شمار<ref>کتاب مقدس، خروج، ب۹، ۱۶؛ مزامیر، ب۶۵، ۶.</ref> و در [[مسیحیت]] همه قدرت‌ها ناشی از قدرت الهی<ref>کتاب مقدس، کتاب رومیان، ب۱۳، ۱.</ref> معرفی شده است.
 
در [[آیات]] متعددی از [[قرآن کریم]]، از [[قدرت الهی]] [[سخن]] به میان آمده و [[خداوند]] را قادر بر همه چیز دانسته<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۹ و ۱۴۸؛ سوره نساء، آیه ۱۴۹</ref>، بلکه همه قدرت‌ها را نشئت گرفته از [[قدرت الهی]] معرفی کرده‌ است<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵؛ سوره کهف، آیه ۳۹.</ref>، در [[روایات]] نیز از [[قدرت]] [[حق‌تعالی]] سخن به میان آمده و ابوابی به آن اختصاص یافته‌ است<ref>صدوق، التوحید، ۱۲۲–۱۳۴؛ مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل‌الرسول{{صل}}، ۴/۱۳۴.</ref>.
 
برخی از [[متکلمان]] مانند [[اشاعره]] قدرت را مانند دیگر صفات از صفات [[حقیقی]] حق‌تعالی و زاید بر ذات می‌دانند<ref>جرجانی، شرح المواقف، ۸/۴۴–۴۵.</ref>، اما [[متکلمان امامیه]] و بعضی از [[معتزله]]، قدرت را از صفات حقیقی و عین ذات می‌دانند<ref> تفتازانی، شرح المقاصد، ۴/۷۴، فاضل مقداد، الباب الحادی‌عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ۱۰۷.</ref>. در [[علم کلام]] غالباً نخستین صفتی که برای خداوند [[اثبات]] می‌شود، صفت قدرت است<ref>ابن‌نوبخت، الیاقوت فی علم الکلام، ۳۸؛ خواجه‌نصیر، تجرید الاعتقاد، ۱۹۱؛ ابن‌میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ۸۲.</ref>، در [[فلسفه]] غالباً پس از بحث از [[علم الهی]] به قدرت الهی توجه می‌شود<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۶/۱۴۹ و ۳۰۷؛ سبزواری، شرح المنظومه، ۳/۵۸۵ و ۶۱۳.</ref>.<ref>[[نرگس موحدی|موحدی، نرگس]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص۱۳۶-۱۴۳.</ref>


== [[آیات]] درباره قدرت الهی ==
== [[آیات]] درباره قدرت الهی ==
در [[قرآن کریم]] از [[قدرت خداوند]] بسیار یاد شده است از جمله در [[آیات]]:  
در [[قرآن کریم]] از [[قدرت خداوند]] بسیار یاد شده است از جمله در آیات:  
#{{متن قرآن|لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداوند است و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه 120.</ref>
#{{متن قرآن|لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداوند است و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref>؛
#{{متن قرآن|يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که آنان آشکارند و هیچ چیز از ایشان بر خداوند پوشیده نیست؛ فرمانفرمایی در این روز از آن کیست؟ از آن خداوند یگانه دادفرما» سوره غافر، آیه 16.</ref>
#{{متن قرآن|يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که آنان آشکارند و هیچ چیز از ایشان بر خداوند پوشیده نیست؛ فرمانفرمایی در این روز از آن کیست؟ از آن خداوند یگانه دادفرما» سوره غافر، آیه ۱۶.</ref>؛
#{{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: اگر می‌دانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه می‌دهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمی‌شود؟» سوره مؤمنون، آیه 88.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: اگر می‌دانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه می‌دهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمی‌شود؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۸.</ref>؛
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۰.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۰.</ref>.
 
== [[ادله]] [[قدرت الهی]] ==
قدرت و [[توانایی]] خداوند [[جهان]] را از راه‌های گوناگونی می‌توان [[اثبات]] کرد مانند:
# شگفتی‌های [[جهان آفرینش]]: چنانکه وجود پدیده بر وجود آفریننده خود [[گواهی]] می‌دهد صفات و ویژگی‌های وجودی پدیده، نشان‌دهنده اوصاف [[خالق]] و آفریننده خود است. نظام‌های شگفت‌انگیز موجودات جهان از اتم گرفته تا کهکشان‌ها و ساختمان‌های پیچیده موجودات زنده گیاهی و حیوانی و [[انسانی]] و بررسی سلول‌ها و پیچیدگی‌های آنها هم نشان‌دهنده صانع آنها و هم دلیل [[قدرتمندی]] و توانایی بی‌اندازه اوست.
# [[فطرت انسانی]]: [[انسان]] در هنگام [[سختی]] و بیچارگی ناخودآگاه به سوی موجودی توجه می‌کند که او را برای رفع گرفتاری و بیچارگی توانا می‌داند<ref>سبحانی، جعفر، شناخت صفات خدا، ص۱۹، ۲۲؛ همو، الهیات و معارف اسلامی، ص۱۲۵، ۱۲۶.</ref>.
# صاحب جمیع مراتب وجود و کامل مطلق بودن خداوند: چون ذات واجب‌الوجود دارای جمیع مراتب وجود است؛ بنابراین باید هر صفت کمال وجودی را دارا باشد؛ زیرا اگر چنین نباشد، مرتبه‌ای از وجود را نخواهد داشت و این مسئله با وجود غیرمتناهی منافات دارد و چون صفت [[قدرت]]، کمال و امر وجودی است، خداوند باید آن را داشته باشد<ref>طیب، عبدالحسین، کلم الطیب، در تقریر عقاید اسلام، ج۱-۳، ص۴۰؛ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۸۲.</ref>.
# حدوث عالم: [[جهان]]، حادث است (زیرا ممکن است و دارای سابقه عدم) و باید مؤثر و ایجاد کننده آن قادر مختار باشد؛ زیرا اگر موجب باشد، ممکن نیست که اثر و معلول او از وی مؤخر باشد. بنابراین باید عالم، قدیم باشد، یا آفریننده آن حادث و هر دو [[باطل]] است چون خداوند قدیم است و [[حیات]] [[ازلی]] و [[ابدی]] دارد و جهان هم حادث است. پس خداوند قادر مختار است.
# کسی که کارهایش را با [[اختیار]] انجام می‌دهد کامل‌تر و [[برتر]] از کسی است که در کارهایش مجبور است و از خود قدرتی ندارد. [[خداوند]] هم از همه صفاتی که یک موجود می‌تواند آنها را داشته باشد. کامل‌ترین و شریف‌ترین آنها را دارد؛ برای مثال، صفاتی مانند قادر و [[مضطر]]، عالم و [[جاهل]]، متکلم و غیر متکلم و... دو به دو در برابر هم‌اند و یک موجود چون موجود است، می‌تواند آنها را داشته باشد و [[خداوند]] چون باید کامل‌ترین و شریف‌ترین صفات را داشته باشد، از این صفات، صفت‌های قادر، عالم، متکلم و سایر صفات کمال را دارد<ref>لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۱۷۰.</ref>.
# خداوند به موجودات قدرت داده است چنین کسی آن را داراست؛ کمال قدرت در او وجود دارد<ref>سعیدی‌مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ص۳۰۷، نیز مراجعه کنید: لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۲۵۱.</ref>.<ref>[[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۶.</ref>


== [[شبهه]] درباره [[قدرت خداوند]] ==
== [[شبهه]] درباره [[قدرت خداوند]] ==
از گذشته پرسش‌هایی دربارۀ [[قدرت خداوند]] مطرح بوده است، پرسش‌هایی که موجب [[انکار]] [[قدرت خداوند]] می‌‌شد؛ مانند اینکه آیا [[خداوند]] می‌تواند سنگی بیافریند که نتواند آن را بردارد؟ یا آیا می‌تواند موجودی بیافریند که نتواند نابودش کند؟ دامنۀ این [[پرسش‌ها]] به زمان [[ائمه معصومین]] {{ع}} هم بر می‌‌گردد، در روایتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} آمده است که شخصی از ایشان سوال کرد: آیا [[پروردگار]] تو می‌تواند [[جهان]] را در تخم مرغی جای دهد بی آنکه [[جهان]] کوچک شود و یا تخم مرغ بزرگ گردد [[امام]] پاسخ داد: «[[خداوند]] عجز و [[ناتوانی]] ندارد؛ ولی آنچه تو خواستی شدنی نیست»<ref>التوحید، باب ۹/ ح ۹. </ref>.
از گذشته پرسش‌هایی دربارۀ قدرت خداوند مطرح بوده است، پرسش‌هایی که موجب [[انکار]] [[قدرت]] [[خداوند]] می‌‌شد؛ مانند اینکه آیا خداوند می‌تواند سنگی بیافریند که نتواند آن را بردارد؟ یا آیا می‌تواند موجودی بیافریند که نتواند نابودش کند؟ دامنۀ این [[پرسش‌ها]] به [[زمان]] [[ائمه معصومین]]{{ع}} هم بر می‌‌گردد، در روایتی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آمده است که شخصی از ایشان سؤال کرد: آیا [[پروردگار]] تو می‌تواند [[جهان]] را در تخم مرغی جای دهد بی‌آنکه جهان کوچک شود و یا تخم مرغ بزرگ گردد [[امام]] پاسخ داد: «خداوند عجز و [[ناتوانی]] ندارد؛ ولی آنچه تو خواستی شدنی نیست»<ref>التوحید، باب ۹/ ح ۹.</ref>.


اما [[دانشمندان]] [[علم کلام]] به این نوع [[پرسش‌ها]] اینچنین پاسخ داده‌اند که از لحاظ [[عقلی]] چنین پرسش‌هایی نسبت به [[قدرت خداوند]] امری محال و غیر ممکن است چراکه تحقق چنین فرض‌هایی مستلزم اجتماع نقیضین است؛ مثلًا تحقق اینکه [[خالق]] نتواند مخلوق را از میان بردارد ([[خلقت]] سنگ بزرگ) مستلزم این است که هم [[خالق]] باشد و هم نباشد. [[خالق]] باشد، به این [[علت]] که [[خلقت]] سنگ توسط [[خداوند]] انجام شده و [[خالق]] نباشد به خاطر اینکه تمام موجودات در تمام مراحل و [[شئون]]، معلول و وابسطۀ به [[خداوند]] هستند و اگر موجودی مثل این سنگ از [[خالق]] [[تبعیت]] نکرد و وابسطۀ آن نشد بلکه قدرتش بیشتر از خالقش شد نتیجه این می‌‌شود که [[علت]] بودن [[خداوند]] برای چنین مخلقولی از بین می‌‌رود زیرا مخلوق دیگر [[وابستگی]] به [[خالق]] ندارد و زمانی که [[علت]] بودن [[خالق]] در تمام [[شئون]] مخلوق از بین رفت خالقیتش هم از بین می‌‌رود و تبدیل به مخلوق می‌‌شود<ref>ر. ک. فرهنگ شیعه، ص ۳۷۶ </ref>.
اما دانشمندان علم کلام به این نوع پرسش‌ها اینچنین پاسخ داده‌اند که از لحاظ [[عقلی]] چنین پرسش‌هایی نسبت به قدرت خداوند امری محال و غیر ممکن است چراکه تحقق چنین فرض‌هایی مستلزم اجتماع نقیضین است؛ مثلًا تحقق اینکه [[خالق]] نتواند مخلوق را از میان بردارد ([[خلقت]] سنگ بزرگ) مستلزم این است که هم خالق باشد و هم نباشد. خالق باشد، به این علت که خلقت سنگ توسط خداوند انجام شده و خالق نباشد به خاطر اینکه تمام موجودات در تمام مراحل و [[شئون]]، معلول و وابسطۀ به خداوند هستند و اگر موجودی مثل این سنگ از خالق [[تبعیت]] نکرد و وابسطۀ آن نشد بلکه قدرتش بیشتر از خالقش شد نتیجه این می‌‌شود که علت بودن خداوند برای چنین مخلقولی از بین می‌‌رود زیرا مخلوق دیگر [[وابستگی]] به خالق ندارد و زمانی که علت بودن خالق در تمام شئون مخلوق از بین رفت خالقیتش هم از بین می‌‌رود و تبدیل به مخلوق می‌‌شود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۷۶.</ref>.


باید دانست هیچ قانونی در [[جهان]] قطعی نیست؛ زیرا اگر قانونی قطعی شود، [[قدرت]] و ارادۀ [[خدا]] محدود به [[پیروی]] از [[قانون]] خواهد شد و این مطلب یعنی همان حرفی که [[یهود]] دربارۀ [[خدا]] گفته اند: {{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}}<ref>«دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، در حالی که امکان نقض قوانینی که به صورت طبیعی و صد درصد در عالم وجود دارد برای ما وجود ندارد؛ اما [[خداوند]] که این [[قوانین]] را وضع کرده می‌‌تواند آنها را نقض کند. البته نقض این [[قوانین]] بدون [[استدلال]] نیست. وجود قدرت الهی بدون هیچگونه منعی می‌‌تواند [[قوانین]] را وضع و یا آن را نقض کند؛ زیرا منع این [[قدرت]] از دو طریق حاصل می‌‌شود که هردو طریق قابل اشکال است:  
باید دانست هیچ قانونی در جهان [[قطعی]] نیست؛ زیرا اگر قانونی قطعی شود، قدرت و [[ارادۀ خدا]] محدود به [[پیروی]] از [[قانون]] خواهد شد و این مطلب یعنی همان حرفی که [[یهود]] دربارۀ [[خدا]] گفته‌اند: {{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}}<ref>«دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، در حالی که امکان نقض قوانینی که به صورت طبیعی و صد درصد در عالم وجود دارد برای ما وجود ندارد؛ اما [[خداوند]] که این [[قوانین]] را وضع کرده می‌‌تواند آنها را نقض کند. البته نقض این قوانین بدون [[استدلال]] نیست. وجود [[قدرت الهی]] بدون هیچگونه منعی می‌‌تواند قوانین را وضع و یا آن را نقض کند؛ زیرا منع این [[قدرت]] از دو طریق حاصل می‌‌شود که هردو طریق قابل اشکال است:  
# امتناع [[عقلی]] مثل [[خلقت]] سنگ که بلند کردنش از عهدۀ [[خالق]] خارج باشد این قسم از منع همانطور که در [[بیان]] فوق گفته شد نمی‌تواند اثبات کنند عجز [[خداوند]] باشد چراکه این امر محال [[عقلی]] و محال [[عقلی]] به [[قدرت]] و عجز [[خداوند]] متصف نمی‌شود<ref>ر. ک. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۳-۱۶۴ </ref>.
# امتناع [[عقلی]] مثل [[خلقت]] سنگ که بلند کردنش از عهدۀ [[خالق]] خارج باشد این قسم از منع همانطور که در بیان فوق گفته شد نمی‌تواند [[اثبات]] کنند [[عجز]]خداوند باشد چراکه این امر محال عقلی و محال عقلی به قدرت و عجز خداوند متصف نمی‌شود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>.
# امتناع عادی یعنی مخلوقات [[خداوند]] چنین قدرتی داشته باشند که بتوانند جلوی قدرت الهی را بگیرند چنین فرضی هم قابل تصور نیست؛ زیرا ممکن و مخلوق نمی‌تواند [[مانع]] نفوذ واجب‌الوجود و [[خالق]] شود.
# امتناع عادی یعنی [[مخلوقات]] خداوند چنین قدرتی داشته باشند که بتوانند جلوی قدرت الهی را بگیرند چنین فرضی هم قابل تصور نیست؛ زیرا ممکن و مخلوق نمی‌تواند مانع نفوذ واجب‌الوجود و خالق شود.


== نتیجه گیری ==
== نتیجه‌گیری ==
بنابراین وقتی وضع و [[نقض]] [[قوانین]] زیر سیطرۀ [[خداوند]] قرار گرفت نتیجه‌اش این می‌‌شود که [[خداوند]] اگر [[اراده]] و [[دوست]] داشته باشد می‌‌تواند قانونی را وضع وبه همین ترتیب آن را نقض کند به این ترتیبب به واسطۀ این [[برهان]] [[قدرت خداوند]] مشخص و فهمیده شد<ref>ر. ک. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۳-۱۶۴ </ref>.  
بنابراین وقتی وضع و نقض قوانین زیر سیطرۀ خداوند قرار گرفت نتیجه‌اش این می‌‌شود که خداوند اگر [[اراده]] و [[دوست]] داشته باشد می‌‌تواند قانونی را وضع وبه همین ترتیب آن را نقض کند به این ترتیبب به واسطۀ این [[برهان]] [[قدرت خداوند]] مشخص و فهمیده شد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
#[[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:IM009899.jpg|22px]] [[نرگس موحدی|موحدی، نرگس]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۸''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۳۳: خط ۶۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:قدرت الهی]]
[[رده:صفات خدا]]
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش