ارتباط علم و دین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== خاستگاه اصلی مسأله تعارض داشتن یا نداشتن علم و دین فلسفه غرب بوده و از آن طریق به فضای فرهنگی اسلام وارد شده است. مسأله طرح رابطه علم و دین در غرب به پیش از [...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
خاستگاه اصلی مسأله تعارض داشتن یا نداشتن علم و دین [[فلسفه]] غرب بوده و از آن طریق به فضای [[فرهنگی]] [[اسلام]] وارد شده است. مسأله طرح رابطه علم و دین در غرب به پیش از [[میلاد مسیح]] بازمی‌گردد و حدود شش [[قرن]] قبل از میلاد مسیح میان [[مذهب]] المبی و فلسفه ایونیایی [[اختلاف]] پیش آمد<ref>کاپلستون، فردریک؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۲۴.</ref> و در اوایل [[قرن ششم]] قبل از میلاد فیثاغوریان برای نخستین بار میان علم و دین پیوند دادند<ref>کاپلستون، فردریک؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۹.</ref>.
خاستگاه اصلی مسأله تعارض داشتن یا نداشتن علم و دین [[فلسفه]] غرب بوده و از آن طریق به فضای [[فرهنگی]] [[اسلام]] وارد شده است. مسأله طرح رابطه علم و دین در غرب به پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد و حدود شش [[قرن]] قبل از میلاد مسیح میان [[مذهب]] المبی و فلسفه ایونیایی [[اختلاف]] پیش آمد<ref>کاپلستون، فردریک؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۲۴.</ref> و در اوایل قرن ششم قبل از میلاد فیثاغوریان برای نخستین بار میان علم و دین پیوند دادند<ref>کاپلستون، فردریک؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۹.</ref>.
با ظهور [[مسیحیت]] و پیدایش بطلمیوس نظریه زمین‌مرکزی، طرح شد و تا پانزده قرن در محافل [[علمی]] اروپا بود<ref>کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۶۳۱.</ref> و طی این قرون [[علوم تجربی]] رو به افول نهاد، به طوری که راسل فاصله میان قرن ششم تا [[قرن یازدهم]] را دوران [[ظلمت]] نامیده است. ویژگی این قرون متوقف شدن روش [[اندیشه]] و [[تفکر]] علمی بود و در این دوران یا به هیچ‌گونه بحث و [[معرفتی]] اعتنا نمی‌شد، یا اینکه تنها به مسائل و موضوعات مربوط به مسیحیت توجه می‌شد<ref>راسل، برتراند؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندی، ج۱، ص۱۲.</ref>.


با ظهور [[دین اسلام]] ([[قرن هفتم]] میلادی) [[رشد علمی]] در [[جهان]] آغاز شد و [[علوم]] [[مسلمانان]] از طریق [[نهضت]] [[ترجمه]] به اروپا انتقال یافت. کپرنیک (١۴٣٧ - ١۵۴٣م) و کپلر (١۵٧١ - ١۶٣٠م) مسأله سکون [[خورشید]] و [[حرکت]] [[زمین]] را طرح کردند و گالیله (١۵۴۶ - ١۶۴٢م) کار ایشان را پیگیری کرد؛ گرچه تحریک درباریان سبب آغاز [[نزاع]] وی با [[کلیسا]] یا مهم‌ترین نزاع علم و دین در غرب شد<ref>کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۵۶۹.</ref>. ناآشنایی [[کشیشان]] با پیشرفت‌های علوم تجربی، نشناختن اهداف اصیل [[دین]] و [[تعصب]] [[باطل]] برخی از کشیشان دون‌پایه، انحصاری کردن [[فهم]] [[کتاب مقدس]]، دینی‌پنداشتن دستگاه [[فلسفی]] ارسطویی، پذیرش نظریات علمی به صورت بخشی از [[دین]] و [[قطعی]] پنداشتن آنها و اظهارنظرهای مداوم [[متکلمان]] درباره نظریات جدید [[علمی]] سبب تشدید این [[اختلافات]] شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۲۱ و ص۶۳؛ کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۵۲۷، ۵۳۰، ۵۴۹ و ۵۳۶.</ref>. در نتیجه، در سال ١۶١۶ م شورای [[کلیسا]] دیدگاه چرخش [[زمین]] به دور [[خورشید]] را خلاف [[تعالیم]] [[کتاب مقدس]] دانسته، محکوم کرد و کتاب کوپرنیک در فهرست کتاب‌های ممنوعه قرار گرفت و گالیله در [[خانه]] خود بازداشت شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۴۳-۴۷.</ref>.
با ظهور [[مسیحیت]] و پیدایش بطلمیوس نظریه زمین‌مرکزی، طرح شد و تا پانزده قرن در محافل [[علمی]] اروپا بود<ref>کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۶۳۱.</ref> و طی این قرون علوم تجربی رو به افول نهاد، به طوری که راسل فاصله میان قرن ششم تا قرن یازدهم را دوران [[ظلمت]] نامیده است. ویژگی این قرون متوقف شدن روش [[اندیشه]] و [[تفکر]] علمی بود و در این دوران یا به هیچ‌گونه بحث و [[معرفتی]] اعتنا نمی‌شد، یا اینکه تنها به مسائل و موضوعات مربوط به مسیحیت توجه می‌شد<ref>راسل، برتراند؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندی، ج۱، ص۱۲.</ref>.
[[سرکوب]] [[علم]] و تحقیق [[تجربی]] به امر کلیسا در قرون وسطی سبب اعتنای بی‌سابقه به آن در سده‌های بعد شد و در [[قرن]] هفدهم نیوتن ظهور کرد و [[ایمان مذهبی]] وی سبب فروکش کردن [[نزاع]] شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۹۱.</ref>. در قرن هجدهم کانت مسأله جدایی [[علم و دین]] را طرح کرد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۰۳ به بعد.</ref> و در قرن نوزدهم نظریه [[داروین]] سبب تشدید این نزاع شد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۱-۳۶۶.</ref>.


نیمه نخست قرن بیستم دوران اوج فعالیت‌های [[پوزیتیویسم]] منطقی، اعتنای بیش از اندازه به [[علم تجربی]] و بی‌معنادانستن [[گزاره‌های دینی]] و [[فلسفی]] بود، بنابراین تمام زمینه‌های پیش‌گفته، سبب پدید آمدن این [[اعتقاد]] غلط شد که یا باید از علم [[دفاع]] کرد و یا باید متدینانه جانب [[دین]] را ترجیح داد، ولی هیچ‌یک از این زمینه‌ها در [[فرهنگ اسلامی]] جدی نبود؛ از این رو، چالش‌های این موضوع کمتر در میان [[مسلمانان]] موج‌آفرینی کرده است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۸.</ref>
با ظهور [[دین اسلام]] (قرن هفتم میلادی) رشد علمی در [[جهان]] آغاز شد و [[علوم]] [[مسلمانان]] از طریق [[نهضت]] ترجمه به اروپا انتقال یافت. کپرنیک (١۴٣٧ - ١۵۴٣م) و کپلر (١۵٧١ - ١۶٣٠م) مسأله سکون [[خورشید]] و حرکت [[زمین]] را طرح کردند و گالیله (١۵۴۶ - ١۶۴٢م) کار ایشان را پیگیری کرد؛ گرچه تحریک درباریان سبب آغاز [[نزاع]] وی با کلیسا یا مهم‌ترین نزاع علم و دین در غرب شد<ref>کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۵۶۹.</ref>. ناآشنایی کشیشان با پیشرفت‌های علوم تجربی، نشناختن اهداف اصیل [[دین]] و [[تعصب]] [[باطل]] برخی از کشیشان دون‌پایه، انحصاری کردن فهم [[کتاب مقدس]]، دینی‌پنداشتن دستگاه [[فلسفی]] ارسطویی، پذیرش نظریات علمی به صورت بخشی از [[دین]] و [[قطعی]] پنداشتن آنها و اظهارنظرهای مداوم [[متکلمان]] درباره نظریات جدید [[علمی]] سبب تشدید این [[اختلافات]] شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۲۱ و ص۶۳؛ کوستلر، آرتور؛ خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، ص۵۲۷، ۵۳۰، ۵۴۹ و ۵۳۶.</ref>. در نتیجه، در سال ١۶١۶ م شورای کلیسا دیدگاه چرخش [[زمین]] به دور [[خورشید]] را خلاف تعالیم [[کتاب مقدس]] دانسته، محکوم کرد و کتاب کوپرنیک در فهرست کتاب‌های ممنوعه قرار گرفت و گالیله در [[خانه]] خود بازداشت شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۴۳-۴۷.</ref>.


==رویکردهای مختلف درباره مسأله رابطه علم و دین==
سرکوب [[علم]] و تحقیق تجربی به امر کلیسا در قرون وسطی سبب اعتنای بی‌سابقه به آن در سده‌های بعد شد و در [[قرن]] هفدهم نیوتن ظهور کرد و ایمان مذهبی وی سبب فروکش کردن [[نزاع]] شد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۹۱.</ref>. در قرن هجدهم کانت مسأله جدایی [[علم و دین]] را طرح کرد<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۰۳ به بعد.</ref> و در قرن نوزدهم نظریه داروین سبب تشدید این نزاع شد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۱-۳۶۶.</ref>.
با توجه به مطالب گفته شده دست‌کم در مقابله با این مسأله سه رویکرد در [[مغرب زمین]] تحقق یافت:
#'''رویکرد تعارض‌گرایی''': در این دیدگاه، علم و دین، ناسازگار و رقیب یکدیگر هستند؛ به این معنا که علم دستاوردهای دین را نمی‌پذیرد و دین هم خود را با نتایج علم و نظریات آن همراه نمی‌کند و هنگام پیدا شدن چنین تعارضی باورمندان [[دینی]] نظر دین، و علم‌گرایان نظر [[علم]] را مقدم می‌شمارند. نمونه این رویکرد در مقابله با نظریه [[تکامل]] به چشم می‌خورد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۸-۳۵۹.</ref>.
#'''رویکرد تمایزگرایی''': در این دیدگاه، [[علم و دین]] دو مقوله جدا از یکدیگرند؛ زیرا موضوعات، روش‌ها و غایات هر دو متفاوت است، بنابراین امکان هرگونه [[تعارض]] آنها از بین می‌رود. همچنان‌که میان دو خط موازی هیچ برخورد و تضادی تصور نمی‌شود. کانت، گالیله و [[موحدان]] طرفدار [[اگزیستانسیالیسم]] و نوارتدوکس‌ها و پوزیتیویست‌ها طرفداران این راه‌حل هستند<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، [[ترجمه]] بهاءالدین خرمشاهی، ص۹۱-۹۶؛ پترسون، مایکل و دیگران؛ [[عقل]] و [[اعتقاد]] [[دینی]]، ترجمه [[احمد نراقی]] و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۶-۳۶۹.</ref>.
#'''رویکرد تکامل‌گرایی''': در این رویکرد بین علم و دین ارتباط، برقرار و آنها مکمل هم دانسته می‌شوند و برای وصول به چنین مقصودی مدعیات [[کلامی]]، فرضیه‌های [[علمی]]، تلقی، یا علم و دین ضمن یک فرضیه کلان‌تر، مندرج آنها در چنین چارچوبی ادغام می‌شوند. [[الهیات]] پویشی، جورج شازینگر، دونالد مک‌کی و بسیاری از [[فیلسوفان]] معاصر دیگر هر یک به گونه‌ای در پی تبیین این امر هستند<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۹-۳۷۲.</ref>.
هر یک از این رویکردها نقاط [[ضعف]] و قوتی دارد، ولی رویکرد سوم به دیدگاه [[اسلام]] نزدیک‌تر است (البته با لحاظ تفاوت‌های مبنایی [[کتاب مقدس]] و [[قرآن]])؛ زیرا [[علم]]، راه [[کشف]] طبیعت است و [[دین]]، [[فهم وحی]] و طبیعت، [[فعل خداوند]] است و [[وحی]] [[کلام]] او و فعل خداوند با کلام او هرگز ناسازگار نیست و در صورت کشف طبیعت آن‌گونه که هست، و فهم وحی به شکلی که نازل شده، تعارض علم و دین محال است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۹.</ref>


==رابطه علم و دین از نظر [[اندیشمندان مسلمان]]==
نیمه نخست قرن بیستم دوران اوج فعالیت‌های [[پوزیتیویسم]] منطقی، اعتنای بیش از اندازه به علم تجربی و بی‌معنادانستن [[گزاره‌های دینی]] و [[فلسفی]] بود، بنابراین تمام زمینه‌های پیش‌گفته، سبب پدید آمدن این [[اعتقاد]] غلط شد که یا باید از علم [[دفاع]] کرد و یا باید متدینانه جانب [[دین]] را ترجیح داد، ولی هیچ‌یک از این زمینه‌ها در [[فرهنگ اسلامی]] جدی نبود؛ از این رو، چالش‌های این موضوع کمتر در میان [[مسلمانان]] موج‌آفرینی کرده است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۸.</ref>.
از نظر بسیاری از اندیشمندان مسلمان، بین علم و دین منافاتی وجود ندارد. [[ابن سینا]] [[پزشکی]] است که به کتاب «[[قانون]]» او تا اندکی پیش در اروپا به صورت یک منبع در دانشگاه‌ها مراجعه می‌شد و در عین حال او یک عالم دینی است که در [[عرفان]] و [[فلسفه]] نیز کتاب نوشته است. ابن سینا با تمامی احترامی که برای فلسفه یونان قائل بود، در پی تلفیق آن با [[حکمت]] مبتنی بر [[وحی]] بود<ref>نصر، سیدحسین؛ نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، ص۲۷۵.</ref>.
 
[[ابن هیثم بحرانی]] (٣۵۴ - ۴٣٠ق) از فیزیک‌دانان و ریاضی‌دانان بزرگ، برخلاف برخی معاصران خود که در پی ترجیح یکی از [[علم و دین]] بودند، به [[هماهنگی]] میان این دو [[اعتقاد]] داشت و به تألیف مقالاتی با موضوع [[هندسه]] و ریاضی که به مبادی [[دینی]] مرتبط بود، اهتمام می‌ورزید<ref>عبد الرحیم ابراهیم؛ الاتجاه العلمی و الفلسفی عند ابن هیثم، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref>.
== رویکردهای مختلف درباره مسأله رابطه علم و دین ==
با توجه به مطالب گفته شده دست‌کم در مقابله با این مسأله سه رویکرد در مغرب زمین تحقق یافت:
# '''رویکرد تعارض‌گرایی''': در این دیدگاه، علم و دین، ناسازگار و رقیب یکدیگر هستند؛ به این معنا که علم دستاوردهای دین را نمی‌پذیرد و دین هم خود را با نتایج علم و نظریات آن همراه نمی‌کند و هنگام پیدا شدن چنین تعارضی باورمندان [[دینی]] نظر دین، و علم‌گرایان نظر [[علم]] را مقدم می‌شمارند. نمونه این رویکرد در مقابله با نظریه [[تکامل]] به چشم می‌خورد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۸-۳۵۹.</ref>.
# '''رویکرد تمایزگرایی''': در این دیدگاه، [[علم و دین]] دو مقوله جدا از یکدیگرند؛ زیرا موضوعات، روش‌ها و غایات هر دو متفاوت است، بنابراین امکان هرگونه تعارض آنها از بین می‌رود. همچنان‌که میان دو خط موازی هیچ برخورد و تضادی تصور نمی‌شود. کانت، گالیله و [[موحدان]] طرفدار [[اگزیستانسیالیسم]] و نوارتدوکس‌ها و پوزیتیویست‌ها طرفداران این راه‌حل هستند<ref>باربور، ایان؛ علم و دین، [[ترجمه]] بهاءالدین خرمشاهی، ص۹۱-۹۶؛ پترسون، مایکل و دیگران؛ [[عقل]] و [[اعتقاد]] [[دینی]]، ترجمه [[احمد نراقی]] و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۶-۳۶۹.</ref>.
# '''رویکرد تکامل‌گرایی''': در این رویکرد بین علم و دین ارتباط، برقرار و آنها مکمل هم دانسته می‌شوند و برای وصول به چنین مقصودی مدعیات [[کلامی]]، فرضیه‌های [[علمی]]، تلقی، یا علم و دین ضمن یک فرضیه کلان‌تر، مندرج آنها در چنین چارچوبی ادغام می‌شوند. [[الهیات]] پویشی، جورج شازینگر، دونالد مک‌کی و بسیاری از [[فیلسوفان]] معاصر دیگر هر یک به گونه‌ای در پی تبیین این امر هستند<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۶۹-۳۷۲.</ref>.
 
هر یک از این رویکردها نقاط [[ضعف]] و قوتی دارد، ولی رویکرد سوم به دیدگاه [[اسلام]] نزدیک‌تر است (البته با لحاظ تفاوت‌های مبنایی [[کتاب مقدس]] و [[قرآن]])؛ زیرا [[علم]]، راه [[کشف]] طبیعت است و [[دین]]، فهم وحی و طبیعت، [[فعل خداوند]] است و [[وحی]] [[کلام]] او و فعل خداوند با کلام او هرگز ناسازگار نیست و در صورت کشف طبیعت آن‌گونه که هست، و فهم وحی به شکلی که نازل شده، تعارض علم و دین محال است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۹.</ref>.
 
== رابطه علم و دین از نظر [[اندیشمندان مسلمان]] ==
از نظر بسیاری از اندیشمندان مسلمان، بین علم و دین منافاتی وجود ندارد. ابن سینا پزشکی است که به کتاب «[[قانون]]» او تا اندکی پیش در اروپا به صورت یک منبع در دانشگاه‌ها مراجعه می‌شد و در عین حال او یک عالم دینی است که در [[عرفان]] و [[فلسفه]] نیز کتاب نوشته است. ابن سینا با تمامی احترامی که برای فلسفه یونان قائل بود، در پی تلفیق آن با [[حکمت]] مبتنی بر [[وحی]] بود<ref>نصر، سیدحسین؛ نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، ص۲۷۵.</ref>.
 
[[ابن هیثم بحرانی]] (٣۵۴ - ۴٣٠ق) از فیزیک‌دانان و ریاضی‌دانان بزرگ، برخلاف برخی معاصران خود که در پی ترجیح یکی از [[علم و دین]] بودند، به هماهنگی میان این دو [[اعتقاد]] داشت و به تألیف مقالاتی با موضوع هندسه و ریاضی که به مبادی [[دینی]] مرتبط بود، اهتمام می‌ورزید<ref>عبد الرحیم ابراهیم؛ الاتجاه العلمی و الفلسفی عند ابن هیثم، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref>.
 
[[ملاصدرا]] نیز تصریح می‌کند که مسائل [[فلسفی]] و آموزه‌های [[شرع]] تطابق دارند و او بر [[فلسفه]] مخالف [[وحی]] [[نفرین]] می‌کند<ref>ملاصدرا؛ اسفار اربعه، ج۸، ص۳۰۳.</ref>. (در گذشته علوم تجربی نیز بخشی از فلسفه محسوب می‌شد؛ بنابراین، بحث هماهنگی علم و دین ذیل بحث رابطه فلسفه و [[دین]] طرح می‌شد) همچنین، او بر نداشتن [[افراط]] و تفریط در توجه به سهم هر یک تأکید می‌کند<ref>ملاصدرا؛ شرح اصول کافی، کتاب الحجه، ص۴۳۸.</ref>.
 
[[ابن عربی]] نیز هر یک از [[علم]]، عقل و وحی را راهی به یکی از لایه‌های [[حقیقت]] می‌دانست. توجه به این نکته سبب می‌شود، در مواردی که فهم دقیق و [[قطعی]] از نظر [[فیلسوفان]] و دانشمندان حاصل نشده است، از [[انکار]] و رد شتاب‌زده هم پرهیز شود<ref>ر.ک: محیی الدین عربی؛ فتوحات مکیه، تحقیق: ابراهیم مدکور، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۳ و ۱۴۵-۱۴۷.</ref>.


[[ملاصدرا]] نیز تصریح می‌کند که مسائل [[فلسفی]] و آموزه‌های [[شرع]] تطابق دارند و او بر [[فلسفه]] مخالف [[وحی]] [[نفرین]] می‌کند<ref>ملاصدرا؛ اسفار اربعه، ج۸، ص۳۰۳.</ref>. (در گذشته [[علوم تجربی]] نیز بخشی از فلسفه محسوب می‌شد؛ بنابراین، بحث هماهنگی علم و دین ذیل بحث رابطه فلسفه و [[دین]] طرح می‌شد) همچنین، او بر نداشتن [[افراط]] و [[تفریط]] در توجه به سهم هر یک تأکید می‌کند<ref>ملاصدرا؛ شرح اصول کافی، کتاب الحجه، ص۴۳۸.</ref>.
[[ابن عربی]] نیز هر یک از [[علم]]، [[عقل و وحی]] را راهی به یکی از لایه‌های [[حقیقت]] می‌دانست. توجه به این نکته سبب می‌شود، در مواردی که [[فهم]] دقیق و [[قطعی]] از نظر [[فیلسوفان]] و [[دانشمندان]] حاصل نشده است، از [[انکار]] و رد شتاب‌زده هم [[پرهیز]] شود<ref>ر.ک: محیی الدین عربی؛ فتوحات مکیه، تحقیق: ابراهیم مدکور، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۳ و ۱۴۵-۱۴۷.</ref>.
[[قرآن]] [[عقل]] و [[ایمان]] را نفی‌کننده یکدیگر نمی‌داند<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۴، ص۶۱۵.</ref> و در دیدگاه [[اسلامی]] در [[زندگی]] [[انسان]] به هر دو نیاز هست و علم و ایمان «همزاد» یکدیگرند<ref>مطهری، مرتضی؛ فلسفه اخلاق، ص۲۴۱.</ref>. انسان دو منبع [[الهام]] و [[معرفت]] دارد: یکی، دین و دیگری، علم و عقل و فلسفه<ref>مطهری، مرتضی؛ بیست گفتار، ص۸۲.</ref>.
[[قرآن]] [[عقل]] و [[ایمان]] را نفی‌کننده یکدیگر نمی‌داند<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۴، ص۶۱۵.</ref> و در دیدگاه [[اسلامی]] در [[زندگی]] [[انسان]] به هر دو نیاز هست و علم و ایمان «همزاد» یکدیگرند<ref>مطهری، مرتضی؛ فلسفه اخلاق، ص۲۴۱.</ref>. انسان دو منبع [[الهام]] و [[معرفت]] دارد: یکی، دین و دیگری، علم و عقل و فلسفه<ref>مطهری، مرتضی؛ بیست گفتار، ص۸۲.</ref>.
یکی از [[مشکلات]] عصر حاضر، علم بدون ایمان و یگانه دوای [[درد]] انسان معاصر، نیاز به علم و ایمان و پرواز با این دو بال است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۳۲-۳۵.</ref>. علم و [[پیشرفت‌های علمی]] به [[اساس دین]] که [[توحید]] است، نه تنها ضربه نزده، آن را تقویت کرده است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۲، ص۷۴.</ref>.


بنابراین، هرجا پای عقل یا علم و [[فکر]] [[بشر]] یا [[حس]] و تلاش او نرسد، [[خدای متعال]] با [[پیامبران]] او را [[راهنمایی]] می‌کند و [[علم و دین]] در موضوعات فراوانی به یکدیگر کمک کرده‌اند، یا حرف هر دو یکی بوده است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۵، ص۱۸۱.</ref>. [[دین]] [[هدف زندگی]] و جهت‌گیری [[حیات آدمی]] را روشن می‌کند و [[علم]]، [[هویت]] ابزاری دارد و [[بشر]] از علم همچون ابزاری برای رسیدن به هدف‌های خویش استفاده می‌کند، ولی در تشخیص اینکه [[هدف]] بشر چیست و چه باید باشد علم نمی‌تواند به او کمک کند<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۳، ص۲۵۷.</ref>.
یکی از [[مشکلات]] عصر حاضر، علم بدون ایمان و یگانه دوای درد انسان معاصر، نیاز به علم و ایمان و پرواز با این دو بال است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۳۲-۳۵.</ref>. علم و پیشرفت‌های علمی به اساس دین که [[توحید]] است، نه تنها ضربه نزده، آن را تقویت کرده است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۲، ص۷۴.</ref>.
[[امام خمینی]] با اشاره به سازگاری [[احادیث]] و علم معتقدند، اگر [[حدیثی]] با علم [[قطعی]] یعنی [[علمی]] که با [[برهان]] ثابت باشد، نسازد، کنار گذارده می‌شود، ولی یادسپاری این نکته نیز لازم است که قبل از دادن [[حکم]] تضاد علم و نقل نخست باید از [[صحت]] [[فهم]] خود از مراد گوینده مطمئن شویم. در بسیاری از احادیث عباراتی هست که مقصود اصلی آن روشن نیست؛ همان‌طور که در [[قرآن کریم]] نیز چنین است<ref>امام خمینی؛ کشف الاسرار، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>.
 
بنابراین، هرجا پای عقل یا علم و [[فکر]] [[بشر]] یا [[حس]] و تلاش او نرسد، [[خدای متعال]] با [[پیامبران]] او را [[راهنمایی]] می‌کند و [[علم و دین]] در موضوعات فراوانی به یکدیگر کمک کرده‌اند، یا حرف هر دو یکی بوده است<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۵، ص۱۸۱.</ref>. [[دین]] هدف زندگی و جهت‌گیری [[حیات آدمی]] را روشن می‌کند و [[علم]]، [[هویت]] ابزاری دارد و [[بشر]] از علم همچون ابزاری برای رسیدن به هدف‌های خویش استفاده می‌کند، ولی در تشخیص اینکه [[هدف]] بشر چیست و چه باید باشد علم نمی‌تواند به او کمک کند<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۳، ص۲۵۷.</ref>.
 
[[امام خمینی]] با اشاره به سازگاری [[احادیث]] و علم معتقدند، اگر [[حدیثی]] با علم [[قطعی]] یعنی [[علمی]] که با [[برهان]] ثابت باشد، نسازد، کنار گذارده می‌شود، ولی یادسپاری این نکته نیز لازم است که قبل از دادن [[حکم]] تضاد علم و نقل نخست باید از صحت فهم خود از مراد گوینده مطمئن شویم. در بسیاری از احادیث عباراتی هست که مقصود اصلی آن روشن نیست؛ همان‌طور که در [[قرآن کریم]] نیز چنین است<ref>امام خمینی؛ کشف الاسرار، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>.
 
[[نزاع]] علم و دین یا [[عقل و دین]]، محصول تصوری نادرست از نسبت علم و دین و بر این [[اندیشه]] [[استوار]] است که علم در مقابل دین است و علم می‌تواند آنچه دین می‌گوید، [[نفی]] کند؛ یا اموری وجود دارد که علم آن را [[اثبات]] و دین آن را [[انکار]] می‌کند؛ ولی باید دانست، [[عقل]] در برابر نقل است، نه در برابر دین و خارج از قلمرو [[معرفت دینی]]؛ بنابراین علم و [[معرفت علمی]] خارج از حوزه معرفت دینی نیست تا سخن از علم و دین و ترجیح یکی بر دیگری به میان آید. پس، عقل در درون هندسه معرفت دینی قرار گرفته و طبعاً منبع معتبر دین و [[حجت الهی]] در عرض [[دلیل نقلی]] است و معنا ندارد که [[حجت عقلی]] از [[حجت نقلی]] [[بیگانه]] و جدا انگاشته شود بلکه هر دو [[حجت]] [[دینی]] در خدمت تبیین محتوای دین هستند<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۴-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۳۰.</ref>


[[نزاع]] علم و دین یا [[عقل و دین]]، محصول [[تصوری]] نادرست از نسبت علم و دین و بر این [[اندیشه]] [[استوار]] است که علم در مقابل دین است و علم می‌تواند آنچه دین می‌گوید، [[نفی]] کند؛ یا اموری وجود دارد که علم آن را [[اثبات]] و دین آن را [[انکار]] می‌کند؛ ولی باید دانست، [[عقل]] در برابر نقل است، نه در برابر دین و خارج از قلمرو [[معرفت دینی]]؛ بنابراین علم و [[معرفت علمی]] خارج از حوزه معرفت دینی نیست تا سخن از علم و دین و ترجیح یکی بر دیگری به میان آید. پس، عقل در درون [[هندسه]] معرفت دینی قرار گرفته و طبعاً منبع معتبر دین و [[حجت الهی]] در عرض [[دلیل نقلی]] است و معنا ندارد که [[حجت عقلی]] از [[حجت نقلی]] [[بیگانه]] و جدا انگاشته شود بلکه هر دو [[حجت]] [[دینی]] در [[خدمت]] تبیین محتوای دین هستند<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۴-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۳۰.</ref>
== محدودیت‌های [[علم]] ==
توجه به علم و اهمیت دادن به آن به معنای قبول بی‌چون و چرای آن نیست؛ زیرا علم و [[عقل]] بشری با وجود [[ارزش]] و اعتبار فراوان از چندین جهت محدودیت دارد؛ مانند [[ناتوانی]] در پیشنهاد یک راه‌حل کلی و همه‌جانبه برای [[سعادت انسان]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۵۴-۵۶.</ref>، [[ضعف]] در [[کشف]] ذاتیات اشیا و رسیدن به حد تام<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۵، (کلیات منطق) ص۶۳.</ref>، [[ناتوانی]] در مداوای همه دردهای [[انسان]]<ref>مطهری، مرتضی؛ تکامل اجتماعی انسان، ص۳۹-۴۰.</ref>، ناتوانی در [[حفظ]] و پشتیبانی حدود و [[ارزش‌های انسانی]] مثل [[اخلاق]] و [[حقوق]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، درس‌های اشارات، ج۷، ص۱۲۰.</ref>، ناممکن بودن اظهار نظر و پاسخ دادن به مسائل اساسی مربوط به [[جهان]] و بیان [[شناختی]] [[پایدار]] و قابل اعتماد که [[ارزش]] نظری و واقع‌نمایانه داشته باشد و نه صرفاً عملی و فنی<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۷۷-۸۰.</ref>، و در نهایت، ناتوانی در گزارش جهان پس از [[مرگ]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۴، ص۳۴۹.</ref>.


==محدودیت‌های [[علم]]==
توجه به علم و اهمیت دادن به آن به معنای قبول بی‌چون و چرای آن نیست؛ زیرا علم و [[عقل]] بشری با وجود [[ارزش]] و اعتبار فراوان از چندین جهت محدودیت دارد؛ مانند [[ناتوانی]] در پیشنهاد یک راه‌حل کلی و همه‌جانبه برای [[سعادت انسان]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۵۴-۵۶.</ref>، [[ضعف]] در [[کشف]] ذاتیات اشیا و رسیدن به حد تام<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۵، (کلیات منطق) ص۶۳.</ref>، [[ناتوانی]] در مداوای همه دردهای [[انسان]]<ref>مطهری، مرتضی؛ تکامل اجتماعی انسان، ص۳۹-۴۰.</ref>، ناتوانی در [[حفظ]] و [[پشتیبانی]] حدود و [[ارزش‌های انسانی]] مثل [[اخلاق]] و [[حقوق]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، درس‌های اشارات، ج۷، ص۱۲۰.</ref>، ناممکن بودن اظهار نظر و پاسخ دادن به مسائل اساسی مربوط به [[جهان]] و بیان [[شناختی]] [[پایدار]] و قابل [[اعتماد]] که [[ارزش]] نظری و واقع‌نمایانه داشته باشد و نه صرفاً عملی و فنی<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۲، ص۷۷-۸۰.</ref>، و در نهایت، ناتوانی در گزارش جهان پس از [[مرگ]]<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۴، ص۳۴۹.</ref>.
پس از مشخص شدن تعامل و [[همکاری]] [[علم و دین]] و محدودیت‌های [[علم]] توجه به چند نکته نیز ضروری است:
پس از مشخص شدن تعامل و [[همکاری]] [[علم و دین]] و محدودیت‌های [[علم]] توجه به چند نکته نیز ضروری است:
#[[تجربه]] و علم، تنها در مسیری که در دسترس [[مشاهده]] و [[آزمون]] است، [[کارایی]] دارد، ولی درباره دیگر مسائل به ویژه مسیر غیر [[تجربی]] که اساساً از دسترس [[حس]] و تجربه دور است، کارایی ندارد.
# [[تجربه]] و علم، تنها در مسیری که در دسترس مشاهده و [[آزمون]] است، کارایی دارد، ولی درباره دیگر مسائل به ویژه مسیر غیر تجربی که اساساً از دسترس [[حس]] و تجربه دور است، کارایی ندارد.
#زبان تحقیقات [[علمی]] تنها زبان [[اثبات]] است و تنها مدعای آن اثبات می‌شود، ولی هیچ‌گاه ادعای انحصاری در این زمینه ندارد، مثلاً علم یک [[آسمان]] را کشف کرده، ولی شش آسمان دیگر را [[انکار]] نکرده است. بی‌توجهی به این نکته که [[دانش]] تجربی [[حصر]] ندارد، گاهی پدید آورنده [[تعارض]] در برخی یافته‌های علمی با [[متون دینی]] است. اگر [[عقل]] [[حسی]] و تجربی به کمک مشاهدات و تجارب عملی به کشف رابطه‌ای خاص میان دو چیز دست یافت و [[اطمینان]] عقلایی یافت که برای پدید آمدن پدیده «الف» مثلاً فلان مراحل خاص طی می‌شود، نمی‌تواند بگوید که راه دیگری برای پدید آمدن «الف» وجود ندارد و تنها طریق انحصاری پیدایش آن همان طریقی است که تجربه نشان داده است. برای نمونه، گرچه می‌توان با تجربه همه مراحل پیدایش فرد [[انسانی]] را از طریق توالد از [[پدر و مادر]] تبیین کرد ولی نمی‌توان [[خلقت]] [[حضرت عیسی]] را بدون پدر ناممکن دانسته یا [[خلقت حضرت آدم]] را بدون [[دخالت]] [[والدین]] [[انکار]] کرد یا راه را بر سایر [[کرامات]] و [[معجزات]] بست<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۲۰-۱۲۱.</ref>.
# زبان تحقیقات [[علمی]] تنها زبان [[اثبات]] است و تنها مدعای آن اثبات می‌شود، ولی هیچ‌گاه ادعای انحصاری در این زمینه ندارد، مثلاً علم یک [[آسمان]] را کشف کرده، ولی شش آسمان دیگر را [[انکار]] نکرده است. بی‌توجهی به این نکته که [[دانش]] تجربی [[حصر]] ندارد، گاهی پدید آورنده تعارض در برخی یافته‌های علمی با متون دینی است. اگر [[عقل]] [[حسی]] و تجربی به کمک مشاهدات و تجارب عملی به کشف رابطه‌ای خاص میان دو چیز دست یافت و [[اطمینان]] عقلایی یافت که برای پدید آمدن پدیده «الف» مثلاً فلان مراحل خاص طی می‌شود، نمی‌تواند بگوید که راه دیگری برای پدید آمدن «الف» وجود ندارد و تنها طریق انحصاری پیدایش آن همان طریقی است که تجربه نشان داده است. برای نمونه، گرچه می‌توان با تجربه همه مراحل پیدایش فرد [[انسانی]] را از طریق توالد از پدر و مادر تبیین کرد ولی نمی‌توان [[خلقت]] [[حضرت عیسی]] را بدون پدر ناممکن دانسته یا خلقت حضرت آدم را بدون دخالت والدین [[انکار]] کرد یا راه را بر سایر [[کرامات]] و [[معجزات]] بست<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۲۰-۱۲۱.</ref>.
#همچنین مقصود از [[علم]]، فرضیه‌های [[اثبات]] نشده‌ای نیست که دانشمندی آن را ساخته و پرداخته است. فرضیه‌های [[علمی]] تا [[زمان]] نرسیدن به حد قطع یا [[اطمینان]] عقلایی در واقع قابل [[اعتماد]] نیستند<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۱۱.</ref>.
# همچنین مقصود از [[علم]]، فرضیه‌های [[اثبات]] نشده‌ای نیست که دانشمندی آن را ساخته و پرداخته است. فرضیه‌های [[علمی]] تا [[زمان]] نرسیدن به حد قطع یا [[اطمینان]] عقلایی در واقع قابل اعتماد نیستند<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۱۱۱.</ref>.
#[[عقل]] همواره از دلیل [[یقینی]] و غیریقینی دلیل یقینی را مقدم می‌کند؛ از این رو، در صورت وجود [[تعارض]] میان یافته علمی حاصل شده با استقرای [[تجربی]] و [[دلیل نقلی]] که جهت دلالت و صدور آن، [[قطعی]] و در نتیجه باعث ایجاد [[یقین]] باشد، با توجه به غیریقینی بودن استقرا دلیل نقلی مقدم می‌شود؛ زیرا روش [[علم تجربی]] تنها مفید [[ظن]] و اطمینان است و دستاوردهای آن با [[یقینیات]] و [[ضروریات دین]] معارض نیست<ref>حسین زاده، محمد؛ مبانی معرفت دینی، ص۸۲.</ref> و این مسأله نشان‌دهنده از به کار نگرفتن روش کامل و صحیحی برای [[فهم]] طبیعت در این مورد خاص و [[غفلت]] از بسیاری عوامل مادی یا غیرمادی است؛ چراکه در صورت [[صحت]] به‌کارگیری روش تجربی نباید تعارضی با روش نقلی پدید آید.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۳۲.</ref>
# [[عقل]] همواره از دلیل [[یقینی]] و غیریقینی دلیل یقینی را مقدم می‌کند؛ از این رو، در صورت وجود تعارض میان یافته علمی حاصل شده با استقرای تجربی و [[دلیل نقلی]] که جهت دلالت و صدور آن، [[قطعی]] و در نتیجه باعث ایجاد [[یقین]] باشد، با توجه به غیریقینی بودن استقرا دلیل نقلی مقدم می‌شود؛ زیرا روش علم تجربی تنها مفید [[ظن]] و اطمینان است و دستاوردهای آن با یقینیات و [[ضروریات دین]] معارض نیست<ref>حسین زاده، محمد؛ مبانی معرفت دینی، ص۸۲.</ref> و این مسأله نشان‌دهنده از به کار نگرفتن روش کامل و صحیحی برای فهم طبیعت در این مورد خاص و [[غفلت]] از بسیاری عوامل مادی یا غیرمادی است؛ چراکه در صورت صحت به‌کارگیری روش تجربی نباید تعارضی با روش نقلی پدید آید<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[تعارض علم و دین (مقاله)|مقاله «تعارض علم و دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۳۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش