بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
کلام حسی، به شیوهای از طرح و بررسی [[اعتقادات دینی]] گفته میشود که مبتنی بر بهکارگیری [[حس]] و [[تجربه]] است. در این روش برخلاف شیوه نقلی و [[عقلی]] به [[ادله نقلی]] [[قرآن]] و [[سنت]]، استناد و به استدلالها و تحلیلهای عقلی | کلام حسی، به شیوهای از طرح و بررسی [[اعتقادات دینی]] گفته میشود که مبتنی بر بهکارگیری [[حس]] و [[تجربه]] است. در این روش برخلاف شیوه نقلی و [[عقلی]] به [[ادله نقلی]] [[قرآن]] و [[سنت]]، استناد و به استدلالها و تحلیلهای عقلی اعتماد نمیشود. | ||
==زمینه پیدایش== | == زمینه پیدایش == | ||
در قرون اخیر موج [[تجربهگرایی]] و [[غلبه]] روش حسی و تجربه بر روش قیاسی در [[شناخت]] طبیعت باعث ایجاد این [[اندیشه]] شد که روش قیاسی و تعقلی روش قیاسی و تعقلی اعتبار ندارد و تنها [[فلسفه]] قابل اعتماد فلسفه حسی و | در قرون اخیر موج [[تجربهگرایی]] و [[غلبه]] روش حسی و تجربه بر روش قیاسی در [[شناخت]] طبیعت باعث ایجاد این [[اندیشه]] شد که روش قیاسی و تعقلی روش قیاسی و تعقلی اعتبار ندارد و تنها [[فلسفه]] قابل اعتماد فلسفه حسی و تجربی است؛ به همین دلیل، موارد خارج از دایره تجربه قابل تحقیق نیست و نباید درباره آنها بحث کرد. | ||
==استدلال== | در [[جهان اسلام]] که از سویی سابقه [[مخالفت]] [[اهل حدیث]] با هرگونه [[تفکر]] و تعمق و از سوی دیگر موفقیتهای پیدرپی روش حسی در شناخت طبیعت دیده و از جانب سوم، [[دشواری]] تعمق و حل مسائل [[فلسفی]] مانعی بر سر این شیوه بحث در [[الهیات]] و کلام تلقی میشد، شیوه دیگری در الهیات شد تا از اشکال نداشتن قابلیت تحقیق و تجربهپذیری به دور باشد. به همین دلیل از روش تجربی و حسی در طرح و تبیین مباحث الهیاتی استفاده شد<ref>طاهری، حبیبالله، درسهایی از علم کلام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[کلام حسی (مقاله)|مقاله «کلام حسی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۵۶.</ref> | ||
طرفداران این شیوه آن را علاوه بر ابتنای آن بر استدلالهای تجربهگرایان با دلیل دروندینی نیز [[تأیید]] و به نظر ایشان، از نظر قرآن، تنها راه [[شناخت خداوند]] مطالعه در طبیعت و [[مخلوقات]] با استفاده از روش حسی و هر راهی غیر از این راه [[بیهوده]] است؛ زیرا [[خداوند]] در قرآن در سراسر [[آیات]] خود در کمال صراحت [[بشر]] را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی ممکن نیست، [[دعوت]] کرده است<ref>طاهری، حبیبالله، درسهایی از علم کلام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. مثلاً خداوند با دعوت [[مردم]] به نگاه به [[خلقت]] شتر، | |||
== استدلال == | |||
طرفداران این شیوه آن را علاوه بر ابتنای آن بر استدلالهای تجربهگرایان با دلیل دروندینی نیز [[تأیید]] و به نظر ایشان، از نظر قرآن، تنها راه [[شناخت خداوند]] مطالعه در طبیعت و [[مخلوقات]] با استفاده از روش حسی و هر راهی غیر از این راه [[بیهوده]] است؛ زیرا [[خداوند]] در قرآن در سراسر [[آیات]] خود در کمال صراحت [[بشر]] را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی ممکن نیست، [[دعوت]] کرده است<ref>طاهری، حبیبالله، درسهایی از علم کلام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. مثلاً خداوند با دعوت [[مردم]] به نگاه به [[خلقت]] شتر، رفعت [[آسمانها]]، چگونگی قرارگرفتن [[کوهها]] در [[زمین]] و مسطح بودن زمین<ref>{{متن قرآن|أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ}} «آیا به شتر نمینگرند که چگونه آن را آفریدهاند؟» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۰.</ref>، آنان را به [[خداشناسی]] و [[شناخت]] [[صفات خداوند]] [[دعوت]] میمیکند. | |||
'''نقد و بررسی''': این دیدگاه از چندین دیدگاه ایراد دارد: | '''نقد و بررسی''': این دیدگاه از چندین دیدگاه ایراد دارد: | ||
#اشکال مبنایی: ریشه این دیدگاه منحصر کردن راه [[کسب دانش]] در روش [[حسی]] و | # اشکال مبنایی: ریشه این دیدگاه منحصر کردن راه [[کسب دانش]] در روش [[حسی]] و تجربی است درحالیکه مبنای این کار با هیچ دلیل تجربی دیگری [[اثبات]] شده است و هیچ دلیلی بر صحتش نداریم و اثباتپذیر نیست. | ||
#نادیده گرفتن بخشی از | # نادیده گرفتن بخشی از الزامات [[زندگی]] و [[معارف دینی]]: بر اساس مبانی [[معرفتشناختی]]، شناخت [[انسان]] فقط از راه [[امور مادی]] و تجربهپذیر نیست و امور زیادی در عالم وجود دارد که انسان به شناخت آنها [[مأمور]] شده است، یا به وجود آنها [[علم]] و [[آگاهی]] دارد، ولی؛ نمیتوان آنها را با قابل [[تجربه]] و [[حس]] شناخت. اموری که برای زندگی انسان بسیار مهم هستند و شامل [[مبدأ و معاد]] و [[نفس انسان]] و امور غیرمادی دیگر میشود. بنابراین، چگونه میتوان علم یا [[قدرت]] مطلق [[خداوند]] را از راه تجربه به دست آورد؟ | ||
# [[رفتار]] گزینشی با [[آیات]]: اینکه در برخی [[آیات قرآن کریم]] [[مردم]] به مطالعه حسی طبیعت، بهکارگیری حس و تجربه و گردش در عالم و نگاه به طبیعت و | # [[رفتار]] گزینشی با [[آیات]]: اینکه در برخی [[آیات قرآن کریم]] [[مردم]] به مطالعه حسی طبیعت، بهکارگیری حس و تجربه و گردش در عالم و نگاه به طبیعت و پند گرفتن از آن دعوت شدهاند، درست است، ولی تمام آیات قرآن کریم ناظر به این روش و [[حصر]] بر آن نیست و در [[قرآن کریم]] در کنار این آیات، آیاتی هم وجود دارد که یقیناً با مطالعه در [[نظام طبیعت]] نمیتوان آن آیات و مسائل مطرح شده در آنها را فهمید؛ مانند آیاتی که خداوند در آنها بیمانند، معرفی {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>؛ یا او دارای عالیترین اوصاف کمالی دانسته شده است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}}<ref>«و مثل برتر از آن خداوند است» سوره نحل، آیه ۶۰.</ref>. | ||
#ناقص بودن [[معرفت حسی]]: گرچه مردم در قرآن کریم به شناخت | # ناقص بودن [[معرفت حسی]]: گرچه مردم در قرآن کریم به شناخت طبیعت و موجودات دعوت شدهاند تا مثلا از طریق نگاه به شتر، به ویژگیهای [[خالق متعال]] پی ببرند<ref>شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر إثنی عشری، ج۱۴، ص۱۷۹.</ref>، ولی این نگاه به تنهایی و بدون پشتوانه [[استدلال عقلی]] مفید نیست؛ چراکه اگر تحلیل [[عقلی]] پشتوانه این نگاه ظاهری نباشد، نمیتوان از دیدن به چیز دیگری پی برد؛ مثلاً شخص با دیدن شتر و ویژگیهای آن به وجود [[علم]] و دقت سازنده او پی میبرد<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[کلام حسی (مقاله)|مقاله «کلام حسی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۵۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||