شر در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
معمولاً [[شر]]، به ضدّ خیر تعریف میشود و به معنای چیزی است که برای [[انتخاب]] و [[اختیار]] آن [[تمایل]] و | معمولاً [[شر]]، به ضدّ خیر تعریف میشود و به معنای چیزی است که برای [[انتخاب]] و [[اختیار]] آن [[تمایل]] و رغبت وجود ندارد، از آنرو که در آن ضرر و [[سوء]] اثر و [[فساد]] است<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ذیل ماده «شر».</ref>. | ||
در مسئله شر گفته میشود که چگونه میتوان پذیرفت خدایی عالم، | در مسئله شر گفته میشود که چگونه میتوان پذیرفت خدایی عالم، قادر و [[خیرخواه]] باشد و در کنار آن [[شرور]] و کژیهای [[اخلاقی]] و طبیعی را در عالم مشاهده کرد؟ به بیان دیگر، اگر خدایی خیرخواه وجود دارد، [[جهان]] باید از شر خالی باشد. پس، حال که جهان از نارسایی و [[کژی]] بری نیست، ادعای خدایی با اوصاف یاد شده محل [[تأمل]] است<ref>محمدی، «حل معمّای شر در آثار استاد جوادی آملی»، فصلنامه اسرا، ص۱۱۰.</ref>. | ||
متفکران | متفکران غربی به شدّت بر وجود شر در عالم تاختهاند، و در مقابل برخی متألهان [[مسیحی]] به مقابله برخاسته و سعی کردهاند از طریق جدایی مرز [[عقل و دین]]، که این مسئله در حوزه [[فهم دین]] است نه [[عقل]]، به آن پاسخ گویند. [[فیلسوفان]] و [[متکلمان اسلامی]] نیز بر آن بودهاند که به [[شبهات]] و ایرادهای وارد پاسخ گویند<ref>برای ملاحظه آرای مختلف دراینباره بنگرید به: پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی؛ هیک، فلسفه دین؛ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شرّ.</ref>. | ||
[[استاد مطهری]]، در کتاب [[عدل الهی]] [[شبهه]] شرور را در بیانی جامع اینگونه تقریر مینماید: چرا | [[استاد مطهری]]، در کتاب [[عدل الهی]] [[شبهه]] شرور را در بیانی جامع اینگونه تقریر مینماید: چرا نقص و کاستی و فنا و نیستی در نظام هستی راه یافته است؟ چرا یکی کور و دیگری کر و سومی ناقصالخلقه است؟ عدمی بودن کوری و کری و سایر نقصانات برای حل اشکال کافی نیست؛ زیرا سؤال باقی است که چرا جای این عدم را وجود نگرفته است؟ آیا این نوعی منع [[فیض]] نیست؟ و آیا منع فیض نوعی [[ظلم]] نیست؟ در جهان، خلأهایی وجود دارد که همانها ناراحتیهای این جهان است. عدل الهی ایجاب میکند که این خلأها پر شود. | ||
یک سلسله امور وجودی نیز هستند که زاییده نیستیهایی از قبیل [[جهل]] و عجز و فقرند و به نوبه خود همانها سبب یک سلسله نقصها و | یک سلسله امور وجودی نیز هستند که زاییده نیستیهایی از قبیل [[جهل]] و عجز و فقرند و به نوبه خود همانها سبب یک سلسله نقصها و کاستیها و فناها و نیستیها میشوند. [[بیماریها]] و طوفانها و حریقها و [[زلزلهها]] از این قبیل است. [[عدل الهی]] ایجاب میکند که این امور نیز نباشند تا آثار آنها که همان نقصها و کاستیهاست نیز نباشد<ref>مطهری، عدل الهی، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱.</ref> | ||
== | == راهکارهای دفع شبهه == | ||
راهکارهای متعددی در دفع [[شبهه]] [[شر]] قابل پیگیری است، که به نظر میرسد بر دو راهکار تأکید بیشتری شده است. | راهکارهای متعددی در دفع [[شبهه]] [[شر]] قابل پیگیری است، که به نظر میرسد بر دو راهکار تأکید بیشتری شده است. | ||
# '''راهکار نیستیگرایی:''' مشهورترین جوابی که به این شبهه داده شده و از [[زمان]] | # '''راهکار نیستیگرایی:''' مشهورترین جوابی که به این شبهه داده شده و از [[زمان]] افلاطون تاکنون بر آن اصرار داشتهاند، این است که چون [[شر]] امری اعتباری و عدمی است، مبدأ و آفرینندهای ندارد. این بیان در رد [[عقیده]] ثنویه است از اساس منکر وجود شر در عالم شده و [[معتقد]] بودند، [[شرور]] همگی اعدام و بطلان محضاند. پس از او این راهکار به عنوان یکی از محکمترین [[براهین]] مورد توجه [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] قرار گرفت. [[ملاصدرا]]، فارابی، بهمنیار، شیخ اشراق، [[فخر رازی]]، [[شیخ طوسی]]، سبزواری و [[لاهیجی]] از جمله اندیشمندانی هستند که شر را از سنخ عدم دانستهاند. ملاصدرا نیز درباره شرور طبیعی و [[اخلاقی]] میگوید: شر یا عدم محض است یا منجر به عدم میشود. عدم محض مانند [[جهل بسیط]]، [[فقر]] و [[ضعف]] (امور عدمی) است؛ قسم دوم مانند [[الم]]، [[حزن]] و [[جهل مرکب]] (شر ادراکی). اولی فقد ذات است و دیگری [[ناداری]] یکی از [[کمالات]] شیء که مبدأ و سبب وجودی و قابل [[ادراک]] و فهم است<ref>صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیه، ج۷، ۸۶ - ۸۵.</ref>. | ||
# '''راهکار [[نظام احسن]]:''' بسیاری از [[حکما]] و [[فیلسوفان اسلامی]] در آثار و نوشتههای خود در [[دفاع]] از شبهه شر راهکار نظام احسن را مورد توجه قرار دادند. نظام احسن مبنی بر این اصل کلی است که از [[خداوند]] احسنالخالقین نشاید که به [[خلقت]] جهانی دست بزند که دارای [[عیب]] و | # '''راهکار [[نظام احسن]]:''' بسیاری از [[حکما]] و [[فیلسوفان اسلامی]] در آثار و نوشتههای خود در [[دفاع]] از شبهه شر راهکار نظام احسن را مورد توجه قرار دادند. نظام احسن مبنی بر این اصل کلی است که از [[خداوند]] احسنالخالقین نشاید که به [[خلقت]] جهانی دست بزند که دارای [[عیب]] و نشر باشد. آنچه از شرور و [[ناملایمات]] در عالم تحقق دارد، ریشه در تضادها و تزاحمهای عالم حاکی و عنصری دارد. | ||
عالمانی مانند فارابی، ابنسینا، غزالی، [[ابنرشد]]، [[میرداماد]]، ملاصدرا و دیگر حکمای متقدم و حتی متأخر و معاصر به تبیین نظام احسن به عنوان یکی از [[براهین]] اثباتگر احسنالمخلوق بودن [[نظام هستی]] پرداختهاند. ازاینرو از بنیادیترین راهحلهای [[علمی]] و [[فلسفی]] در تحلیل مسئله [[شر]] و دیگر شبهاتی که در حوزه [[عدل]] و [[حکمت الهی]] مطرح میشود، راهحل [[نظام احسن]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲.</ref>. | عالمانی مانند فارابی، ابنسینا، غزالی، [[ابنرشد]]، [[میرداماد]]، ملاصدرا و دیگر حکمای متقدم و حتی متأخر و معاصر به تبیین نظام احسن به عنوان یکی از [[براهین]] اثباتگر احسنالمخلوق بودن [[نظام هستی]] پرداختهاند. ازاینرو از بنیادیترین راهحلهای [[علمی]] و [[فلسفی]] در تحلیل مسئله [[شر]] و دیگر شبهاتی که در حوزه [[عدل]] و [[حکمت الهی]] مطرح میشود، راهحل [[نظام احسن]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲.</ref>. | ||
== [[فلسفه]] [[شرور]] == | == [[فلسفه]] [[شرور]] == | ||
علاوه بر بررسی ماهوی شرور که مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث مهمتری که در [[منابع دینی]] بیشتر مورد | علاوه بر بررسی ماهوی شرور که مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث مهمتری که در [[منابع دینی]] بیشتر مورد عنایت و توجه است، [[فلسفه وجودی]] شرور و در [[حقیقت]] [[سختیها]] و [[بلایا]] است، که به نکاتی از آن اشاره میشود: [[جهان]] پیوسته به هم وابسته است؛ زیرا اشیا از نظر خوبی و بدی اگر از اشیای دیگر مستقل در نظر گرفته شوند، یک [[حکم]] دارند و اگر جزء یک [[نظام]] و به عنوان عضوی از یک اندام در نظر گرفته شوند، [[حکم]] دیگری پیدا میکنند که احیاناً ضد حکم اولی است. [[زشتیها]] چون جزئی از مجموعه جهانند و نظام کل به وجود آنها بستگی دارد، [لازمه مجموعه جهان هستند]، بلکه از نظر نمایان ساختن زیباییها نیز وجود آنها لازم است؛ زیرا اگر بین [[زشتی]] و [[زیبایی]]، مقارنه و مقابله برقرار نمیشد، نه [[زیبا]]، زیبا بود و نه [[زشت]]، زشت. | ||
[[خداوند متعال]] به هر موجودی همان وجود و همان اندازه از کمال و زیبایی را میدهد که میتواند بپذیرد، نقصانات از ناحیه | [[خداوند متعال]] به هر موجودی همان وجود و همان اندازه از کمال و زیبایی را میدهد که میتواند بپذیرد، نقصانات از ناحیه ذات خود آنهاست، نه از ناحیه [[فیض]] [[باریتعالی]]. | ||
بین آنچه ما به عنوان [[مصیبت]] و بدی میخوانیم و آنچه به نام کمال و [[سعادت]] میشناسیم، رابطه علی و معلولی وجود دارد. | بین آنچه ما به عنوان [[مصیبت]] و بدی میخوانیم و آنچه به نام کمال و [[سعادت]] میشناسیم، رابطه علی و معلولی وجود دارد. بدیها مادر خوبیها و زاینده آنها هستند که حتی زیباییها، جلوه خود را از زشتیها دریافت میکنند و اگر زشتی و بدی وجود نمیداشت، [[زیبایی]] و خوبی نیز مفهوم نداشت، به این معنی که زیبایی زیبا در [[احساس]]، رهین وجود زشتی زشتها و پدید آمدن مقایسه بین آنهاست. | ||
زشتیها، مقدمه وجود زیباییها و آفریننده و پدیدآورنده آنهایند. در شکم [[گرفتاریها]] و [[مصیبتها]]، نیکبختیها و [[سعادتها]] نهفته است، همچنان که گاهی هم در درون سعادتها، [[بدبختیها]] [[تکوین]] مییابند و این، فرمول این [[جهان]] است. | زشتیها، مقدمه وجود زیباییها و آفریننده و پدیدآورنده آنهایند. در شکم [[گرفتاریها]] و [[مصیبتها]]، نیکبختیها و [[سعادتها]] نهفته است، همچنان که گاهی هم در درون سعادتها، [[بدبختیها]] [[تکوین]] مییابند و این، فرمول این [[جهان]] است. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
[[قرآن کریم]] برای بیان تلازم [[سختیها]] و آسایشها میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا}}<ref>«به راستی با دشواری، آسانی همراه است * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۵-۶.</ref>. [[قرآن]] نمیفرماید که بعد از [[سختی]]، آسانیای است، بلکه تعبیر قرآن این است که همراه هر سختی، آسانیای است، یعنی آسانی در شکم سختی و همراه آن است. تغییرپذیری ماده [[جهان]] و پدید آمدن [[تکامل]]، ناشی از تضاد است. اگر تضاد نمیبود، هرگز تنوع و تکامل رخ نمیداد و عالم هر لحظه نقشی تازه [[بازی]] نمیکرد و نقوشی جدید بر صفحه [[گیتی]] آشکار نمیشد. | [[قرآن کریم]] برای بیان تلازم [[سختیها]] و آسایشها میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا}}<ref>«به راستی با دشواری، آسانی همراه است * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۵-۶.</ref>. [[قرآن]] نمیفرماید که بعد از [[سختی]]، آسانیای است، بلکه تعبیر قرآن این است که همراه هر سختی، آسانیای است، یعنی آسانی در شکم سختی و همراه آن است. تغییرپذیری ماده [[جهان]] و پدید آمدن [[تکامل]]، ناشی از تضاد است. اگر تضاد نمیبود، هرگز تنوع و تکامل رخ نمیداد و عالم هر لحظه نقشی تازه [[بازی]] نمیکرد و نقوشی جدید بر صفحه [[گیتی]] آشکار نمیشد. | ||
[[صدرالمتألهین]] میگوید: "اگر تضاد نمیبود ادامه [[فیض]] از خدای [[بخشنده]] صورت نمیگرفت"<ref>{{عربی| لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد}}؛ صدرالمتألهین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۳، ص۱۱۷.</ref>؛ | [[صدرالمتألهین]] میگوید: "اگر تضاد نمیبود ادامه [[فیض]] از خدای [[بخشنده]] صورت نمیگرفت"<ref>{{عربی| لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد}}؛ صدرالمتألهین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۳، ص۱۱۷.</ref>؛ جهان طبیعت، مملو از قطعها و وصلها، بریدنها و پیوند زدنهاست و این لازمه ساختمان مخصوص این عالم است. | ||
خلاصه [[فلسفه]] [[شرور]] آنکه: | خلاصه [[فلسفه]] [[شرور]] آنکه: | ||
# شرور یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیای دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند؛ | # شرور یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیای دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند؛ | ||
# آنچه واقعاً وجود دارد و | # آنچه واقعاً وجود دارد و جعل و [[خلق]] و [[علیت]] به آن تعلق میگیرد، وجود [[حقیقی]] است، نه وجود اضافی؛ | ||
# شرور، مطلقاً مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات؛ | # شرور، مطلقاً مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات؛ | ||
# جهان یک واحد تجزیهناپذیر است، حذف بعضی از اجزای جهان و ابقای بعضی، توهم محض و بازیگری | # جهان یک واحد تجزیهناپذیر است، حذف بعضی از اجزای جهان و ابقای بعضی، توهم محض و بازیگری خیال است؛ | ||
# شرور و [[خیرات]]، دو صف و دو رده جدا نیستند، عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند؛ | # شرور و [[خیرات]]، دو صف و دو رده جدا نیستند، عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند؛ | ||
# نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به [[حکم]] اصل تجزیهناپذیری جهان، پیوسته و جداناشدنی هستند؛ | # نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیکناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به [[حکم]] اصل تجزیهناپذیری جهان، پیوسته و جداناشدنی هستند؛ | ||
# موجودات به اعتبار انفراد و [[استقلال]]، حکمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یک | # موجودات به اعتبار انفراد و [[استقلال]]، حکمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یک اندام، حکمی دیگر؛ | ||
# آنجا که اصل | # آنجا که اصل پیوستگی و انداموارگی حکمفرماست، وجود انفرادی و مستقل، اعتباری و انتزاعی است. | ||
در | در منابع روایی بر ارزشمندی [[سختیها]] و [[بلایا]] تأکید فراوانی شده است: [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[امام علی]]{{ع}} نقل میفرماید: همانا سختترین [[مردم]] از حیث [[بلا]] پیغمبراناند، سپس [[جانشینان]] آنها، سپس نیکوتر و نیکوتر. همانا اینچنین است که [[مؤمن]] [[مبتلا]] میشود به اندازه کارهای نیکویش؛ هر آن کس که کار او درست باشد و [[دین]] او [[نیکو]] باشد، کار او سخت گردد بلای او، و این برای آن است که [[خدای تعالی]] قرار نداده است [[دنیا]] را [[ثواب]] برای [[مؤمن]] و [[عقوبت]] را برای [[کافر]]، و آنکه دین او سبک و [[عقل]] او [[ضعیف]] باشد بلای او کمتر است، و همانا [[بلا]] به سوی مؤمن تندتر است از [[باران]] به سوی آرامگاه [[زمین]]<ref>کلینی، اصول کافی، ج۲، کتاب الایمان و الکفر، ح۲۹، ص۲۵۹.</ref>. | ||
همچنین در [[اخبار]] آمده است که برای [[مؤمنین]] درجاتی است که به آنها نائل نشوند، مگر با | همچنین در [[اخبار]] آمده است که برای [[مؤمنین]] درجاتی است که به آنها نائل نشوند، مگر با بلیات و امراض و آلام<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۷۴، کتاب الطهارة، باب ۴۴، ح۱۱، ص۱۷۴؛ راوندی، الدعوات، ص۱۷۲.</ref>. نیز آمده است که از برای [[بنده]] درجاتی است که به آنها نائل نمیگردد، مگر با دو خصلت: یا به رفتن مالش، یا به بلیه در جسم او<ref>طبرسی، مشکاة الأنوار، ص۲۹۸؛ کلینی، اصول کافی، ج۲، کتاب الایمان و الکفر، باب شدة ابتلاء المؤمن، ح۲۳، ص۵۷.</ref>. اما در عوض چه امتیازی بالاتر از اینکه [[خداوند]] در [[قیامت]] مانند معذرتخواهی [[برادر]] از برادر، از [[فقرا]] معذرتخواهی میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَيَعْتَذِرُ إِلَى عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْمُحْوِجِ فِي الدُّنْيَا كَمَا يَعْتَذِرُ الْأَخُ إِلَى أَخِيهِ...}}<ref>کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴.</ref> | ||
== [[حکمت الهی]] و مسئله [[شر]] == | |||
شر، در لغت به معنای بد و ضرر است و به آن چیزی گفته میشود که همه از آن [[اعراض]] میکنند<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غیب القرآن، ص۳۲۵.</ref> و [[حکمت]] رسیدن به [[حق]] با [[علم]] و [[عقل]] و حکمت الهی [[معرفت]] اشیاء و ایجاد آنها در نهایت استحکام است<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غیب القرآن، ص۱۲۷.</ref>. | |||
همه [[دینداران]] [[خداوند]] را [[حکیم]] میدانند و لازمه [[حکمت خداوند]] این است که تمام [[افعال خداوند]] [[حکیمانه]] و دارای [[هدف]] خردمندانه باشد و البته این هدف و غرض به [[مخلوقات]] او بازمیگردد. از سوی دیگر این موضوع واقعیتی انکارناپذیر است که در [[جهان]] پیرامون ما اموری هستند که آنها را «شر» میدانیم و [[بلایا]] و مصیبتهای ناشی از پدیدههای طبیعی همچون سیل، طوفان، [[زلزله]]، [[بیماریها]]، درد، [[رنج]]، [[مرگ]] و سختیهای گوناگون مجموعه بزرگی از [[شرور]] را پدید میآورند که هر [[انسانی]] کم و بیش با آنها دست به گریبان است. با توجه به این مطلب ممکن است برای هر انسانی این پرسشها مطرح شود که: آیا وجود این امور با حکمت الهی و غایتمندی [[آفرینش انسان]] سازگاری دارد؟ | |||
هنگامی که غرض خداوند از [[خلقت]] [[آدمیان]] تأمین [[مصالح]] و منافع آنهاست، امور یادشده که همه برخلاف مصالح انسانی و با [[غایت خلقت]] [[بشر]] متعارض است، چگونه ممکن است موجود شود؟ به بیان دیگر، اگر [[خداوند حکیم]] است و تمام کارهای او و همه آفریدههای او حکیمانه و در مسیر خیر هستند وجود شرور و بدیها و [[ناگواریها]] چه دلیلی دارد؟ | |||
به این [[پرسشها]] از دو راه تحلیل [[تربیتی]] و [[فلسفی]] پاسخ میدهیم: | به این [[پرسشها]] از دو راه تحلیل [[تربیتی]] و [[فلسفی]] پاسخ میدهیم: | ||
===تحلیل تربیتی شرور=== | === تحلیل تربیتی شرور === | ||
اساس پاسخ مبتنی بر این مسئله است که ثابت شود وجود بلایا و [[مصیبتها]] و درد، رنج و [[سختیها]] و... اهداف خردمندانه دارد و تأمین کننده مصالح [[حقیقی]] فردی و نوعی [[انسانها]] است و [[بیهوده]] و مخالف با اغراض عمومی [[آفرینش]] نیست. | اساس پاسخ مبتنی بر این مسئله است که ثابت شود وجود بلایا و [[مصیبتها]] و درد، رنج و [[سختیها]] و... اهداف خردمندانه دارد و تأمین کننده مصالح [[حقیقی]] فردی و نوعی [[انسانها]] است و [[بیهوده]] و مخالف با اغراض عمومی [[آفرینش]] نیست. | ||
===تحلیل [[فلسفی]] [[شرور]]=== | توضیح اینکه، [[انسان]] گرچه از نظر معلومات در ابتدای راه است و ناشناختههای فراوانی پیش رو دارد، [[آگاه]] است که [[هدف از آفرینش]] او تنآسایی و بهرهمندی هرچه بیشتر از نعمتهای مادی نیست، بلکه [[سعادت]] و [[رستگاری]] [[حقیقی]] است که در [[سایه]] [[عبادت]] [[خداوند]] و [[قرب]] او حاصل میشود و همینطور [[آگاه]] است که ترجیح منافع جمعی بر [[مصالح]] فردی کاری [[حکیمانه]] است و بسیاری از [[شرور]] به خاطر کارهای خود او و ناشی از اعمال زشت اوست. با توجه به این [[آگاهیها]] میتوان گفت شرور پیرامون ما با اهداف خردمندانه فراوانی پدید میآیند، گرچه همه آنها را ندانیم و تأمین کننده مصالحی هستند که به بعضی از آنها اشاره میکنیم: | ||
[[تأمل]] کوتاه درباره [[شر]] به خوبی روشن میکند که مفهوم شر از امری عدمی گرفته شده است؛ یعنی اگر [[استعداد]] چیزی که تحققپذیر است و استعداد موجود شدن را دارد، فعلیت نرسد، یا بعد از فعلیت یافتن به سبب | # شکوفا شدن استعدادها: بسیاری از استعدادهای مادی و [[معنوی]] جز در رویارویی با [[سختیها]] و [[مشکلات]] شکوفا نمیشود و همانگونه که عضلات بدن یک ورزشکار تنها با تمرینهای سخت و طاقتفرسا ورزیده میشود، برخی از قابلیتهای [[روحی]] و معنوی [[انسان]] نیز در رویارویی با [[بلایا]] و [[مصائب]] آشکار میشوند و بسیاری از اکتشافات و اختراعات [[علمی]] به سبب نیاز جدی انسان و هنگام رویارویی با مشکلات [[حیات]] فردی و جمعی رخ داده است. | ||
ممکن است این [[پرسش]] مطرح شود که چرا خداوند [[نظام]] [[جهان]] را طوری [[آفریده]] است که رویدادی موجب زوال چیزی یا زوال کمال آن چیز شود و در نتیجه شر تحقق پیدا میکند؟ در پاسخ گفته میشود: | # [[آزمون الهی]]: [[آدمی]] در کوران [[آزمایش الهی]] همانند سنگ معدنی است که در کورهای آتشین نهاده میشود تا ناخالصیهای آن جدا و جوهره گرانبهای آن پیراسته از شوائب و کدورت آشکار شود و خداوند انسان را گاه با [[رفاه]] و [[آسایش]] و گاه با قرار دادن در موقعیتهای دشوار و گرفتار کردن او در دامان بلایا و مصائب [[بیماریها]]، [[گرفتاریها]]، شکستها، [[فقر]] و [[تنگدستی]]، درد و [[رنج]] و... میآزماید و این [[آزمایش]] علاوه بر پرورش [[روح]] و جسم [[انسانها]] واقعیت درونی آنان را آشکار میکند و باید دانست که در [[آزمایشهای الهی]] غایت فعل به مخلوق (انسان) برمیگردد، نه اینکه غایت آن [[کشف]] [[حقیقت]] مجهول باشد. | ||
هر موجودی به حسب احتمال ابتدایی یکی از این پنج قسم است: یا | # بیدارگری: فرورفتن در [[نعمتهای الهی]] گاهی آدمی را به [[خواب غفلت]] عمیقی فرو میبرد که در آن حال انسان از اصل [[آفرینش]] خود [[غافل]] شده، [[مسئولیت]] خود را در برابر خداوند و نتیجه کار خود را فراموش میکند و فایده بلایا و [[مصائب]] در این هنگام بیدارگری و هشیاری در برابر مسئولیتهایی است که [[خداوند]] به عهده شخص نهاده است و شکسته شدن خودخواهیها، خودمحوریها و تکبرهای ناشی از استغناهاست و این صفات با وجو [[بلاها]] به [[تواضع]] و [[خشوع]] و [[خضوع]] تبدل میشود<ref>ر.ک: سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰؛ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید ۱ و۲، ص۱۹۷-۱۹۹؛ سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی استاد جعفر سبحانی، ص۱۵۸-۱۶۲؛ همو؛ شناخت صفات خدا، ص۲۵۲-۲۶۴.</ref>. | ||
روشن است که صدور چیزی با افزون بودن شرش نیست به خیرش یا مساوی بودن با آن از [[خداوند حکیم]] ممتنع است؛ زیرا در فرض اول [[برتری]] دادن چیز غیر [[برتر]] بر از چیزی که بهتر و بالاتر لازم میآید ( | # [[شکرگزاری]]: چه خوب گفتهاند: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید»؛ [[بلایا]] ایجاد کننده زمینه شکرگزاری در برابر نعمتهایی است که [[خداوند]] به [[انسان]] داده است و این بلاها انسان فرورفته در [[نعمت]] و [[غافل]] از [[منعم]] را بیدار و [[شکرگزار]] میکند<ref>سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[حکمت الهی و مسئله شر (مقاله)|مقاله «حکمت الهی و مسئله شر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۹۰.</ref> | ||
=== تحلیل [[فلسفی]] [[شرور]] === | |||
[[تأمل]] کوتاه درباره [[شر]] به خوبی روشن میکند که مفهوم شر از امری عدمی گرفته شده است؛ یعنی اگر [[استعداد]] چیزی که تحققپذیر است و استعداد موجود شدن را دارد، فعلیت نرسد، یا بعد از فعلیت یافتن به سبب رویارویی با چیزی از بین برود، مصداق شر تحقق یافته و از این زوال فعلیت و نابودی اصل هستی آن شیء مفهوم شر انتزاع میشود، همچنین، اگر چیزی استعداد دریافت کمالی را داشت یا کمال در وجود چیزی به فعلیت رسید و به سبب پیدا شدن حادثهای آن کمال یافته نشد، یا کمال یافته شده از بین رفت مصداق شر تحقق مییابد و از این زوال کمال هستی، مفهوم شر انتزاع میشود؛ یعنی اگر هیچ چیزی باعث نابودی چیز دیگر یا نابودی کمال آن چیز نشود، هرگز مفهوم شر منشأ انتزاع [[حقیقی]] و مصداق نخواهد داشت. پس، چون شر امر عدمی است و عدم به علت نیاز ندارد، شرور [[جهان هستی]] به فاعل حقیقی استناد ندارد و شر، همان نبود خیر است و خیر چیزی جز وجود یا امر وجودی نیست. | |||
ممکن است این [[پرسش]] مطرح شود که چرا خداوند [[نظام]] [[جهان]] را طوری [[آفریده]] است که رویدادی موجب زوال چیزی یا زوال کمال آن چیز شود و در نتیجه شر تحقق پیدا میکند؟ در پاسخ گفته میشود: هر موجودی به حسب احتمال ابتدایی یکی از این پنج قسم است: یا خیر محض است، یا [[شر]] محض، یا خیرش بر شر غالب آن است یا به عکس، شرش غالب است و یا خیر و شرش برابر است. | |||
روشن است که صدور چیزی با افزون بودن شرش نیست به خیرش یا مساوی بودن با آن از [[خداوند حکیم]] ممتنع است؛ زیرا در فرض اول [[برتری]] دادن چیز غیر [[برتر]] بر از چیزی که بهتر و بالاتر لازم میآید (ترجیح مرجوح بر راجح) و در فرض دوم، ترجیح یکی از دو متساوی بر دیگری لازم است که هر دو، محال است. پس، صدور این دو قسم از مبدأ [[حکیم]]، ممتنع است و وجود [[شر]] محض نیز ذاتاً محال است؛ چون هرگز وجود یک شیء نه مقتضی عدم خود است و نه عین عدم خود. | |||
با این تحلیل [[عقلی]] ثابت میشود که تحقق بیش از دو قسم از پنج قسم احتمالی ممتنع است؛ یعنی خیر محض و دیگری موجودی که خیرش بر شرش غالب باشد و سرّ اینکه موجودی با شر کمتر نسبت به خیرش موجود است، بنابراین چون این قسم از موجودات در بخش حرکت و ماده قرار دارند و در قلمرو حرکت، تصادم نیز ضروری و لازمه آن آسیبرسانی است. پس، خیر محض شدن این موجودات امکان ندارد و ترک خیر غالب و زیاد برای پرهیز از شر مغلوب و کم نیز همان محذور ترجیح مرجوح بر راجح است که خود نیز شر غالب و بیشتر را دربردارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، ص۲۳۵-۲۴۲. نیز ر.ک: لاهیجی، عبدالرزاق، گزیده گوهر مراد، ص۲۲۲-۲۲۳؛ سبحانی، جعفر، الالهیات، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref> و چنین فعلی هرگز از [[خداوند حکیم]] صادر نمیشود. | |||
نتیجه آنکه: هر آنچه شر پنداشته میشود با [[حکمت الهی]] هیچگونه تعارض یا تضادی ندارد<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[حکمت الهی و مسئله شر (مقاله)|مقاله «حکمت الهی و مسئله شر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۹۱.</ref>. | |||
نتیجه آنکه: هر آنچه شر پنداشته میشود با [[حکمت الهی]] هیچگونه | |||
== منابع == | == منابع == | ||