شر: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۱ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸: خط ۸:
متفکران غربی به شدّت بر وجود شر در عالم تاخته‌اند، و در مقابل برخی متألهان [[مسیحی]] به مقابله برخاسته و سعی کرده‌اند از طریق جدایی مرز [[عقل و دین]]، که این مسئله در حوزه [[فهم دین]] است نه [[عقل]]، به آن پاسخ گویند. [[فیلسوفان]] و [[متکلمان اسلامی]] نیز بر آن بوده‌اند که به [[شبهات]] و ایرادهای وارد پاسخ گویند<ref>برای ملاحظه آرای مختلف دراین‌باره بنگرید به: پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی؛ هیک، فلسفه دین؛ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شرّ.</ref>.
متفکران غربی به شدّت بر وجود شر در عالم تاخته‌اند، و در مقابل برخی متألهان [[مسیحی]] به مقابله برخاسته و سعی کرده‌اند از طریق جدایی مرز [[عقل و دین]]، که این مسئله در حوزه [[فهم دین]] است نه [[عقل]]، به آن پاسخ گویند. [[فیلسوفان]] و [[متکلمان اسلامی]] نیز بر آن بوده‌اند که به [[شبهات]] و ایرادهای وارد پاسخ گویند<ref>برای ملاحظه آرای مختلف دراین‌باره بنگرید به: پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی؛ هیک، فلسفه دین؛ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شرّ.</ref>.


[[استاد مطهری]]، در کتاب [[عدل الهی]] [[شبهه]] شرور را در بیانی جامع این‌گونه تقریر می‌نماید: چرا نقص و کاستی و فنا و نیستی در نظام هستی راه یافته است؟ چرا یکی کور و دیگری کر و سومی ناقص‌الخلقه است؟ عدمی بودن [[کوری]] و کری و سایر نقصانات برای حل اشکال کافی نیست؛ زیرا سؤال باقی است که چرا جای این عدم را وجود نگرفته است؟ آیا این نوعی منع [[فیض]] نیست؟ و آیا منع فیض نوعی [[ظلم]] نیست؟ در جهان، خلأهایی وجود دارد که همان‌ها ناراحتی‌های این جهان است. عدل الهی ایجاب می‌‌کند که این خلأها پر شود.
[[استاد مطهری]]، در کتاب [[عدل الهی]] [[شبهه]] شرور را در بیانی جامع این‌گونه تقریر می‌نماید: چرا نقص و کاستی و فنا و نیستی در نظام هستی راه یافته است؟ چرا یکی کور و دیگری کر و سومی ناقص‌الخلقه است؟ عدمی بودن کوری و کری و سایر نقصانات برای حل اشکال کافی نیست؛ زیرا سؤال باقی است که چرا جای این عدم را وجود نگرفته است؟ آیا این نوعی منع [[فیض]] نیست؟ و آیا منع فیض نوعی [[ظلم]] نیست؟ در جهان، خلأهایی وجود دارد که همان‌ها ناراحتی‌های این جهان است. عدل الهی ایجاب می‌‌کند که این خلأها پر شود.


یک سلسله امور وجودی نیز هستند که زاییده نیستی‌هایی از قبیل [[جهل]] و عجز و فقرند و به نوبه خود همان‌ها سبب یک سلسله نقص‌ها و کاستی‌ها و فناها و نیستی‌ها میشوند. [[بیماری‌ها]] و طوفان‌ها و حریق‌ها و [[زلزله‌ها]] از این قبیل است. [[عدل الهی]] ایجاب می‌‌کند که این امور نیز نباشند تا آثار آنها که همان نقص‌ها و کاستی‌هاست نیز نباشد<ref>مطهری، عدل الهی، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱.</ref>
یک سلسله امور وجودی نیز هستند که زاییده نیستی‌هایی از قبیل [[جهل]] و عجز و فقرند و به نوبه خود همان‌ها سبب یک سلسله نقص‌ها و کاستی‌ها و فناها و نیستی‌ها میشوند. [[بیماری‌ها]] و طوفان‌ها و حریق‌ها و [[زلزله‌ها]] از این قبیل است. [[عدل الهی]] ایجاب می‌‌کند که این امور نیز نباشند تا آثار آنها که همان نقص‌ها و کاستی‌هاست نیز نباشد<ref>مطهری، عدل الهی، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱.</ref>
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش