دین‌پژوهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۲۳۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶۶: خط ۱۶۶:
# معتزله نه‌تنها در به‌کارگیری روش [[عقلی]] [[افراط]] کردند، می‌توان گفت که ایشان به روش عقلانی صحیح پایبند نبودند؛ چون در روش عقلی صحیح، نقلی که جهت صدور و دلالت آن قطعی باشد نیز دارای اعتبار [[معرفت‌شناختی]] و [[تأویل]] آن تنها با [[قوانین]] و شرایط تعریف‌شده و نظام‌مند ممکن است. بنابراین باید گفت، بیش از پایبند بودن به روش عقلی به نوعی خاص از فلسفه‌ورزی پایبند بودند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>.
# معتزله نه‌تنها در به‌کارگیری روش [[عقلی]] [[افراط]] کردند، می‌توان گفت که ایشان به روش عقلانی صحیح پایبند نبودند؛ چون در روش عقلی صحیح، نقلی که جهت صدور و دلالت آن قطعی باشد نیز دارای اعتبار [[معرفت‌شناختی]] و [[تأویل]] آن تنها با [[قوانین]] و شرایط تعریف‌شده و نظام‌مند ممکن است. بنابراین باید گفت، بیش از پایبند بودن به روش عقلی به نوعی خاص از فلسفه‌ورزی پایبند بودند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>.
# [[ترویج]] این دیدگاه موجب [[بی‌مبالاتی]] و [[بی‌پروایی]] درباره [[متون دینی]] می‌شود و خصوصاً در صورت تبیین نشدن معنای «[[عقل]]»، هرگونه مخالفت احتمالی [[روایات]] با عقل - حتی عقل آمیخته با [[احساسات]] و مشهورات [[اجتماعی]] که پایه محکمی ندارند- مجوزی برای [[تأویل]] و کنارگذاشتن [[متون دینی]] می‌شود که این [[شتاب‌زدگی]] در تأویل به سلب [[اعتماد]] از پایه‌های نقلی [[دین]] می‌انجامد؛ در حالی که یکی از وجوه مهم تمایز [[اسلام]] و [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]، عقلانی‌بودن متون [[اسلامی]] است و همین [[فضیلت]] باارزش است که باعث مصون‌ماندن اسلام از بلاهایی می‌شود که به سبب [[بی‌اعتمادی]] به متون [[کتاب مقدس]] بر [[دین‌داری]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] وارد شد، تا آنجا که معناداری [[گزاره‌های دینی]] بی‌اعتبار شد و [[تجربه دینی]] شخصی پایه دین‌داری قرار گرفت و... منشأ تمام این امور، [[تعارض]] میان [[عقل]] و کتاب مقدس است. حال اگر به بهانه [[دفاع]] از روش [[عقلانی]] هرگونه [[مخالفت]] ساده و نهادینه‌نشده [[نص]] با عقل به معنای دست‌کشیدن از [[ظواهر دینی]] تلقی شود، خواه‌ناخواه این توهم غلط پیش می‌آید که [[نصوص]] اسلامی هم قابل اعتماد نیستند. کمااینکه بهانه مخالفان [[احکام]] [[قصاص]]، [[دیه]] [[زن]] و مرد، [[ارث]] زن، [[ارتداد]]، [[حق]] [[طلاق]] و... غیرعقلانی بودن این [[آیات]] است. بنابراین نهادینه‌کردن حدود و گسترده عقل، معنای ضد عقل و فراعقل و احکام هر یک باید از اولویت‌های [[دین‌پژوهی]] باشد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۱.</ref>
# [[ترویج]] این دیدگاه موجب [[بی‌مبالاتی]] و [[بی‌پروایی]] درباره [[متون دینی]] می‌شود و خصوصاً در صورت تبیین نشدن معنای «[[عقل]]»، هرگونه مخالفت احتمالی [[روایات]] با عقل - حتی عقل آمیخته با [[احساسات]] و مشهورات [[اجتماعی]] که پایه محکمی ندارند- مجوزی برای [[تأویل]] و کنارگذاشتن [[متون دینی]] می‌شود که این [[شتاب‌زدگی]] در تأویل به سلب [[اعتماد]] از پایه‌های نقلی [[دین]] می‌انجامد؛ در حالی که یکی از وجوه مهم تمایز [[اسلام]] و [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]، عقلانی‌بودن متون [[اسلامی]] است و همین [[فضیلت]] باارزش است که باعث مصون‌ماندن اسلام از بلاهایی می‌شود که به سبب [[بی‌اعتمادی]] به متون [[کتاب مقدس]] بر [[دین‌داری]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] وارد شد، تا آنجا که معناداری [[گزاره‌های دینی]] بی‌اعتبار شد و [[تجربه دینی]] شخصی پایه دین‌داری قرار گرفت و... منشأ تمام این امور، [[تعارض]] میان [[عقل]] و کتاب مقدس است. حال اگر به بهانه [[دفاع]] از روش [[عقلانی]] هرگونه [[مخالفت]] ساده و نهادینه‌نشده [[نص]] با عقل به معنای دست‌کشیدن از [[ظواهر دینی]] تلقی شود، خواه‌ناخواه این توهم غلط پیش می‌آید که [[نصوص]] اسلامی هم قابل اعتماد نیستند. کمااینکه بهانه مخالفان [[احکام]] [[قصاص]]، [[دیه]] [[زن]] و مرد، [[ارث]] زن، [[ارتداد]]، [[حق]] [[طلاق]] و... غیرعقلانی بودن این [[آیات]] است. بنابراین نهادینه‌کردن حدود و گسترده عقل، معنای ضد عقل و فراعقل و احکام هر یک باید از اولویت‌های [[دین‌پژوهی]] باشد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۱.</ref>
==رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی==
در این موضوع دو [[رهیافت]] مورد بررسی قرار می‌گیرد:
===رهیافت فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۹)===
فروید با تقسیم روان [[انسان‌ها]] به خودآگاه و ناخودآگاه [[معتقد]] بود که نمی‌توان درباره انگیزه‌های [[اعمال]] و گفتارهای یک فرد به گفته او [[اعتماد]] کرد؛ زیرا انسان‌ها تنها با قسمتی از روان خود آشنا هستند و ممکن است کاری را بدون [[علم]] به چرایی آن انجام دهند. پس، باید درباره انگیزه‌های درونی فرد «تحلیل روان‌کاری» صورت گیرد و این روان‌کاری را باید فرد دیگری انجام دهد.
همچنین او معقتد بود، ممکن است ما بر اساس یک‌سلسه انگیزه‌های روانی و [[عاطفی]] به چیزی [[اعتقاد]] پیدا کنیم، بدون آنکه دلیلی برای آن داشته باشیم؛ سپس برای موجه نشان‌دادن اعتقاد خود، ادلّه عقلایی برای آن می‌تراشیم. فروید با این نظریه، پیشاپیش [[استدلالات عقلی]] [[متدینان]] را بی‌اعتبار می‌کند و با روش خود به بررسی انگیزه‌های [[دین‌داری]] می‌پردازد. او برای این موضوع سه [[استدلال]] را بیان می‌کند:
۱. '''[[ترس]]''': او در کتاب «[[آینده]] یک پندار» می‌گوید: ترس از عوامل طبیعی موجب شد تا [[انسان]] علت مشترکی به نام «[[خدا]]» برای آنها بسازد و به آن پناه ببرد. [[بشر]] از نظر روانی نیاز دارد همه آفات را به موجودی واحد نسبت دهد تا با [[دعا]]، قربانی‌کردن و... به درگاه او پناه برده، خود را برهاند. او برای [[تأیید]] استدلال خود می‌گوید: [[اندیشه]] «پدر آسمانی» در [[مسیحیت]] هم در این مسئله ریشه دارد که در ایام [[کودکی]] پدر [[مشکلات]] فرد را حل می‌کند، ولی با [[رشد]] تدریجی [[کودک]]، پدر [[قادر]] به [[حل مشکلات]] او نیست؛ در نتیجه، به پدری آسمانی معتقد می‌شود که بتواند او را از [[بلاها]] [[نجات]] دهد<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش ۱۰، ص۴۵-۵۱.</ref>.
'''نقد و بررسی''':
#تمام تلاش فروید این است که انگیزه دین‌داری را بی‌ارزش کند، ولی چنان‌که قبلاً اشاره شد، باید میان انگیزه و انگیخته فرق گذاشت؛ باطل‌شدن انگیزه با ردّ انگیخته تلازمی ندارد.
#روش فروید «تحلیل روان‌کاری» است. اما [[پرسش]] این است که مبنای [[معرفتی]] و یقین‌آوری این روش چیست؟ آیا روشی که به لحاظ [[معرفت‌شناسی]] معتبر باشد، وجود دارد تا [[درستی]] و نادرستی ادعای روانکاوی را بررسی کند؟ [[شاهد]] فرضیه‌بودن این مبنا [[مخالفت]] یونگ با فروید در تحلیل روان‌کاوی است<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۴۷.</ref>.
# [[ترس از خداوند]] موجب [[گرایش]] به [[خداوند]] است، نه علت [[آفرینش]] آن؛ یعنی [[ترس]]، گرایش [[انسان‌ها]] به خداوند را توجیه می‌کند، نه علت [[وجود خداوند]] را.
#روش فروید در تحلیل «پدر آسمانی» نیز ناقص است؛ چون او دلیلی برای آن اقامه نکرده؛ همان‌طور که تفسیرهای دیگری نیز درباره این مفهوم بیان شده است؛ مثل [[تفسیر]] [[جان]] هیک که می‌گوید: «آن خدای آسمانی خودش را در قالب پدر زمینی نشان داده است تا انسان‌ها از راه [[عشق]] به پدر زمینی، خداوند را بشناسند»؛ پس، این تفسیر تنها احتمال ممکن و یا بهترین آنها نیست<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش ۸، ص۴۵-۵۱.</ref>.
۲. '''[[عقده]] اُدیپ''': ادیپ، یکی از [[اساطیر]] یونان است که نادانسته پدر خود را کشت و با مادرش [[ازدواج]] کرد. عقده ادیپ در نظریه فروید یعنی [[حسادت]] [[ناآگاهانه]] پسر به پدر و میل او به مادر. فروید [[معتقد]] بود، در دوران کهن، پدر بر تمام [[حقوق]] انحصاری مسلط بود و همه [[زنان]] را در [[اختیار]] داشت و پسران به پدر حسادت کرده، با هم [[متحد]] شده و او را کشتند. پس از این [[جنایت]]، نوعی [[ناراحتی]] در [[بشر]] پدید آمد که از درون آن، [[اوامر و نواهی]] [[اخلاقی]] و پدیده‌های [[دینی]] ظهور یافت. از این‌رو، اشیایی ساختند و به جای پدر و به یاد او، آنها را [[محترم]] شمردند.
فروید معتقد است، عقده ادیپ، عام و کلی است و در هر فردی تکرار می‌شود. ربط [[دین]] با عقده ادیپ بیانگر [[حرمت]] مرموز خداوند در [[ذهن]] بشر و [[احساس]] [[گناه]] بزرگی است که افراد را به [[تسلیم]] در برابر چنان [[وهم]] و خیالی وا می‌دارد و این موضوع در تمام [[ادیان توحیدی]] دیده می‌شود<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش ۸، ص۴۱-۴۳.</ref>.
۳. '''سرکوفتگی [[غریزه جنسی]]''': این مشهورترین نظریه فروید درباره خاستگاه دین است. او می‌گوید [[شهوت جنسی]] (لیبیدو) مهم‌ترین و بلکه تنها [[غریزه]] و اقتضای شهوت جنسی آن است که در هر [[زمان]] و در هر شرایطی ارضا شود، ولی [[الزامات]] [[اجتماعی]] از [[کودکی]] تا [[بزرگ‌سالی]] محدودیت‌هایی برای ارضای آن ایجاد می‌کند. سرکوب‌شدن [[غریزه جنسی]] موجب می‌شود این میل از روان خودآگاه به روان ناخودآگاه رفته، خود را به صورت [[شعر]]، [[هنر]] و [[تعالیم دینی]] بروز دهد تا دیگر در [[جامعه]] [[انکار]] نشود؛ بنابراین، اگر روزی این محدودیت‌های [[اجتماعی]] برداشته شود، دیگر از [[شاعر]] و هنرمند و [[پیامبر]] خبری نیست<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش ۸، ص۴۳-۴۴.</ref>.
'''نقد و بررسی''':
#یکی از مهم‌ترین اشکلات روشی که در آثار بسیاری [[دین‌پژوهان]] و از جمله فروید دیده می‌شود، «حصرگرایی» است که نتیجه آن «تحویل‌گرایی» است و پدیدارشناسان نیز درباره آن به [[انتقاد]] پرداخته‌اند؛ یعنی اندیشمندی به هر دلیلی به فرضیه‌ای [[معتقد]] شده است می‌کوشد آن را در تمام امور به کار گیرد. فروید می‌کوشد تمام پدیده‌های [[روان‌شناختی]] را با فرضیه «غریزه جنسی» تبیین کند و تعمیم ناروای او در بسیاری موارد از جمله تبیین [[دین‌داری]] و تحلیل تعالیم دینی دیده می‌شود. این امر با [[مخالفت]] جدی یونگ، [[شاگرد]] فروید نیز روبه‌رو شد<ref>فرامرز قراملکی، احد، تأمل معرفتی و روش‌شناختی درباره جدایی یونگ و فروید، اندیشه نوین دینی، ش ۱، ص۳۸-۳۹.</ref>.
#اشکال دیگر روش فروید نداشتن دلیل و شواهد است. مثلاً، فرضیه وجود [[خانواده]] هسته‌ای و [[عقده]] ادیپ برگرفته از [[نظریه داروین]] است، در حالی که تحقیقات مردم‌شناسان آن را رد می‌کند.
# عقده ادیپ، حتی از نظر [[پیروان]] فروید مانند یونگ، آدلر و [[اریک]] فروم نیز قابل [[دفاع]] نیست.
#فرضیه فروید مبنی بر انکار اصالت تمام [[امیال]] [[انسانی]] و نادیده‌گرفتن شرایط [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] [[جوامع]] به جز میل جنسی، دلیل [[قاطع]] ندارد و او تنها به [[رفتار]] برخی [[اقوام]] نیمه‌وحشی [[استشهاد]] می‌کند؛ ولی در میان اقوام [[وحشی]] نیز میل جنسی، تنها عامل پدیده‌های اجتماعی و روانی نیست و او در [[مطالعه]] اقوام وحشی نیز عامدانه به سراغ قبایلی رفته است که به توتم معتقد هستند و می‌کوشد به طور یک‌جانبه نگرانه آنها را توجیه کند و از مطالعه سایر [[قبایل]] خودداری کرده.
#این‌گونه نظریه‌پردازی فروید با گرایش‌های فردی او به [[مذهب]] است؛ چراکه فروید همواره از بحث درباره این موضوعات ناراحت بود و ادعا می‌کرد، در تحلیل روانکاوی خود چیزی از [[احساس]] مذهبی نمی‌بیند؛ در حالی که شرط بحث [[علمی]] آن است که [[حب]] و بغض‌های شخصی درباره یک مسئله در نظریه‌پردازی مربوطه به آن دخالتی نکند<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش، ۸، ص۴۵-۴۸.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۴.</ref>
===رهیافت کارل یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱)===
یونگ روش خود را پدیدارشناسانه می‌نامد و [[معتقد]] است که او در بررسی [[دین]] هم مانند سایر پدیده‌ها، ملاحظات [[فلسفی]] و [[متافیزیکی]] را [[دخالت]] نمی‌دهد<ref>رضاپور، یوسف، تأملی بر چند تبیین روان‌شناختی از دین، علامه، ش۳، ص۴۹-۵۰.</ref>.
همچنین یونگ به یک نکته روش‌شناختی دیگر هم معتقد است و آن اینکه، [[اثبات]] یا رد [[وجود خدا]] کار [[روان‌شناسی]] نیست و فرد در روان‌شناسی تنها می‌تواند درباره آثار روانی تصویر [[خدا]] و پیشینه‌های [[اساطیر]] آن بحث کند، و نه درباره وجود خدا، جدا از [[روح انسانی]]<ref>رضاپور، یوسف، تأملی بر چند تبیین روان‌شناختی از دین، علامه، ش۳، ص۵۱.</ref>.
یونگ برخلاف فروید که ملحد است، یک لاادری‌گرای کانتی است و در حالی که فروید دین را ناشی از روان‌پریشی می‌داند، یونگ برای تمام [[ادیان]] [[ارزش]] مثبت قائل است و آنها را [[شفابخش]] و سلامت‌بخش می‌داند، ولی دیدگاه او نیز طبیعت‌گرایانه است<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۴۷.</ref>.
یونگ با مفهوم «آرکی تایپ‌ها» [[خدایان]] را مطرح می‌کند که همانند اسطوره‌های [[قهرمانی]] در همه [[فرهنگ‌ها]] وجود داشته، جزء ناخودآگاه جمعی محسوب می‌شوند<ref>یزدانی، فضل الله، روانشناسی دین، بصیرت، ش ۳۲-۳۳، ص۱۸۴.</ref>.
او در واقع، تصویر خدا را صورت مثالی می‌داند؛یعنی صُوَر و اشکالی که ماهیت دسته‌جمعی دارند و تقریباً در همه جای [[دنیا]] به شکل اجزای ترکیب‌دهنده [[انسان‌ها]] و در عین حال به شکل پدیده‌های فردی و محلی و ناشی از ضمیر ناخودآگاه ظاهر می‌شوند<ref>امید، مسعود، رابطه دین و اخلاق از دیدگاه یونگ، علامه، ش ۳، ص۱۱.</ref>.
او جداسازی خدا و صورت مثالی شخص از خود را دشوار می‌داند و در واقع، وجود [[الهی]] و بلکه خارجی خدا را [[انکار]] می‌کند. همچنین، وی [[تجربه دینی]] را [[واقعی]] و مهم می‌شمارد. و آن را نوع ویژه‌ای از [[تجربه]] [[عاطفی]] می‌داند که به معنی [[تسلیم]] در برابر یک [[قدرت]] [[برتر]] است، خواه این [[قدرت]]، [[خدا]] باشد، خواه ناخودآگاه. او برای [[دین]] هم سودمندی‌های فراوان و انکاری‌ناپذیری قائل است، ولی یونگ دین را تا حد یک پدیده [[روان‌شناسی]] پایین آورده، در عین حال، ناخودآگاه را تا حد یک پدیده [[دینی]] ارتقا دهد<ref>رضانژاد، عزالدین، خاستگاه دین، کلام اسلامی، ش ۱۰، ص۵۲-۵۳.</ref>.
'''نقد و بررسی''':
# [[مخالفت]] یونگ با روش حصرگرایی و تحویل‌گرایی فروید از نقاط قوت اوست، ولی این موضوع باعث نشد تا بتواند از [[تفسیر]] طبیعت‌گرایانه درباره دین فاصله بگیرد و دیدگاه او نیز به صورتی دیگر مشکل حصرگرایی و تحویل‌گرایی را دارد که نظریه او درباره خدا و دین و [[انحصار]] [[کارکرد دین]] در حل [[مشکلات روانی]] [[گواه]] این مدعاست؛ از این‌رو، تمام اشکالات مطرح‌شده درباره روش طبیعت‌گرایانه در [[دین‌پژوهی]] بر او هم وارد است.
#یونگ در روش تحقیق خود مدعی می‌شود که از تمام پیش‌فرض‌های [[فلسفی]] فاصله می‌گیرد و به بررسی ماهیت دین می‌پردازد، ولی در عمل پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده [[روان‌شناختی]] او درباره «ناخودآگاه» در تحلیل‌های او [[دخالت]] دارد.
#ابتنای دین بر [[تجربه دینی]] و توصیف یونگ از آن، باب [[گفت‌وگو]] و تحقیق درباره [[درستی]] و نادرستی و [[ارزش]] [[معرفتی]] [[گزاره‌های دینی]] را می‌بندد. چنان‌که خود او می‌گوید، اگر کسی درباره وجود چنین تجربه‌ای اشکال کند فقط می‌تواند بگوید، چنین تجربه‌ای برای او دست نداده است و مخاطب او هم خواهد گفت: «متأسفم، اما برای من دست داده و گفت‌وگو پایان می‌یابد<ref>امید، مسعود، رابطه دین و اخلاق از نگاه یونگ، علامه، ش۳، ص۱۱.</ref>.
#یونگ گرچه توانست آثار مثبت [[تعالیم دینی]] را در [[بیماران]] خود پیدا کند، ولی رویکرد وی به دلیل مبتنی‌نبودن بر پایه [[عقلانی]] و فلسفی محکمی و حتی نشان‌دادن تصویری مادی از [[خداوند]] بی‌اعتبار و توصیه‌ناشدنی برای فعالان [[آموزش]] [[تعالیم]] مذهبی است و این [[هوشیاری]] باید درباره تمام روش‌هایی که با آنها بر حسب ظاهر [[منافع]] [[دین‌داری]] بررسی می‌شود، ولی مبانی [[عقلی]] و [[معرفت‌شناختی]] متقن ندارند، به کار رود؛ زیرا [[معرفت]] بخشی [[اعتقادی]] تعیین‌کننده بسیاری از جهت‌گیری‌های کلان فرد و [[اجتماع]] است؛ از این‌رو هر رویکردی بدون این رکن اساسی و یا [[جهان‌بینی]] ناقص درباره [[مبدأ و معاد]] [[انسان]] ناکارآمد است؛ هر چند بر حسب ظاهر طرفدار [[دین]] نشان داده شود.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۷۶: خط ۲۱۸:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش