دین‌پژوهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۹۹۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰۸: خط ۲۰۸:
#ابتنای دین بر [[تجربه دینی]] و توصیف یونگ از آن، باب [[گفت‌وگو]] و تحقیق درباره [[درستی]] و نادرستی و [[ارزش]] [[معرفتی]] [[گزاره‌های دینی]] را می‌بندد. چنان‌که خود او می‌گوید، اگر کسی درباره وجود چنین تجربه‌ای اشکال کند فقط می‌تواند بگوید، چنین تجربه‌ای برای او دست نداده است و مخاطب او هم خواهد گفت: «متأسفم، اما برای من دست داده و گفت‌وگو پایان می‌یابد<ref>امید، مسعود، رابطه دین و اخلاق از نگاه یونگ، علامه، ش۳، ص۱۱.</ref>.
#ابتنای دین بر [[تجربه دینی]] و توصیف یونگ از آن، باب [[گفت‌وگو]] و تحقیق درباره [[درستی]] و نادرستی و [[ارزش]] [[معرفتی]] [[گزاره‌های دینی]] را می‌بندد. چنان‌که خود او می‌گوید، اگر کسی درباره وجود چنین تجربه‌ای اشکال کند فقط می‌تواند بگوید، چنین تجربه‌ای برای او دست نداده است و مخاطب او هم خواهد گفت: «متأسفم، اما برای من دست داده و گفت‌وگو پایان می‌یابد<ref>امید، مسعود، رابطه دین و اخلاق از نگاه یونگ، علامه، ش۳، ص۱۱.</ref>.
#یونگ گرچه توانست آثار مثبت [[تعالیم دینی]] را در [[بیماران]] خود پیدا کند، ولی رویکرد وی به دلیل مبتنی‌نبودن بر پایه [[عقلانی]] و فلسفی محکمی و حتی نشان‌دادن تصویری مادی از [[خداوند]] بی‌اعتبار و توصیه‌ناشدنی برای فعالان [[آموزش]] [[تعالیم]] مذهبی است و این [[هوشیاری]] باید درباره تمام روش‌هایی که با آنها بر حسب ظاهر [[منافع]] [[دین‌داری]] بررسی می‌شود، ولی مبانی [[عقلی]] و [[معرفت‌شناختی]] متقن ندارند، به کار رود؛ زیرا [[معرفت]] بخشی [[اعتقادی]] تعیین‌کننده بسیاری از جهت‌گیری‌های کلان فرد و [[اجتماع]] است؛ از این‌رو هر رویکردی بدون این رکن اساسی و یا [[جهان‌بینی]] ناقص درباره [[مبدأ و معاد]] [[انسان]] ناکارآمد است؛ هر چند بر حسب ظاهر طرفدار [[دین]] نشان داده شود.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۷.</ref>
#یونگ گرچه توانست آثار مثبت [[تعالیم دینی]] را در [[بیماران]] خود پیدا کند، ولی رویکرد وی به دلیل مبتنی‌نبودن بر پایه [[عقلانی]] و فلسفی محکمی و حتی نشان‌دادن تصویری مادی از [[خداوند]] بی‌اعتبار و توصیه‌ناشدنی برای فعالان [[آموزش]] [[تعالیم]] مذهبی است و این [[هوشیاری]] باید درباره تمام روش‌هایی که با آنها بر حسب ظاهر [[منافع]] [[دین‌داری]] بررسی می‌شود، ولی مبانی [[عقلی]] و [[معرفت‌شناختی]] متقن ندارند، به کار رود؛ زیرا [[معرفت]] بخشی [[اعتقادی]] تعیین‌کننده بسیاری از جهت‌گیری‌های کلان فرد و [[اجتماع]] است؛ از این‌رو هر رویکردی بدون این رکن اساسی و یا [[جهان‌بینی]] ناقص درباره [[مبدأ و معاد]] [[انسان]] ناکارآمد است؛ هر چند بر حسب ظاهر طرفدار [[دین]] نشان داده شود.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۷.</ref>
==رویکرد [[ظاهرگرایی]] در [[دین‌پژوهی]]==
ویژگی مهم این رویکرد، اعتنای زیاد پیرامون آن به ظاهر [[متون دینی]] در [[فهم]] [[معارف]] است. [[ظاهرگرایان]]، تنها منبع فهم اصول و [[فروع دینی]] را [[ظواهر]] [[احادیث]] و [[آیات قرآن]] می‌دانند و نه تنها در فهم این متون بر ظاهر آن [[جمود]] داشته، [[عقل]] را [[دخالت]] نمی‌دهند، در [[شناخت اصول اعتقادی]] نیز برای عقل اعتباری قائل نیستند<ref>جبرئیلی، محمد صفر، فلسفه علم کلام، فلسفه‌های مضاف، ص۲۸۴.</ref>.
افرادی همچون [[مالک بن انس]] (۹۳-۱۷۹ق)، [[محمد بن ادریس شافعی]] (١۵٠-٢٠۴ق)، [[احمد بن حنبل]] (١۶١-٢۴١ق)، [[داوود بن علی اصفهانی]] (۲۰۰-۲۷۰ق) بر این نگرش و خارج‌نشدن از چارچوب [[روایات]] پافشاری می‌کنند و با ورود هرگونه [[اندیشه]] بشری و [[عقلی]] در [[دین]] مخالف‌اند. این گروه با عملیات عقلی [[اصحاب]] [[عراق]] مانند [[ابوحنیفه]] (۸۰-۱۵۰ق) به شدت مقابله کردند؛ البته اصحاب [[حدیث]] و ظاهرگرایان، همه در یک سطح نیستند و گروهی بدون توجه به [[درستی]] و نادرستی [[سند احادیث]]، مضامین آنها را می‌پذیرفتند و در دام [[تشبیه]] و [[تجسیم]] [[خداوند]] گرفتار می‌شدند و گروهی گرایش‌های معتدل‌تری داشتند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۸.</ref>. مثلاً، [[داوود بن اصفهانی]] (۲۰۰-۲۷۰ق) ضمن [[تسلط]] کافی بر [[منطق]] و [[فلسفه]] یونان و استدلال‌های [[کلامی]]، تنها راه فهم [[اصول دین]] مانند [[توحید]] و [[نبوت]] را [[پیروی از پیامبر]] و استفاده از [[براهین عقلی]] را فقط برای افراد شکاک ضروری می‌شمارد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۸.</ref>. [[ابن حزم اندلسی]] نیز با اینکه از ظاهرگرایان است، به شدت از نسبت‌دادن معانی [[جسمانی]] الفاظ و صفات به خداوند می‌پرهیزد و بر تفسیرهای [[اشعری]] خرده می‌گیرد و [[پایبندی]] به ظاهر [[کتاب و سنت]] را تنها در عرصه‌های [[فقه]] و [[کلام]] مطرح می‌کند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۸.</ref>.
در مقابل، [[ابن تیمیه]] با [[شعار]] بازگشت به [[عقاید]] [[سلف]]، به شدت با [[عقل‌گرایی]] [[افراطی]] مقابله و در بیان بحث [[علمی]] از بیان هرگونه [[استدلال عقلی]] [[پرهیز]] می‌کند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۸.</ref>. احمد بن حنبل از بزرگان [[اهل حدیث]] نیز با [[کلام عقلی]] به شدت [[مخالفت]] کرده و گفته است من [[اهل]] [[کلام]] نیستم و روش من [[حدیث]] است<ref>جبرئیلی، محمد صفر، فلسفه علم کلام، فلسفه‌های مضاف، ص۲۸۵.</ref>.
او تمام [[روایات]] را به یک اندازه معتبر شمرده، از [[تأویل]] و [[تفسیر]] [[عقلی]] آنها پرهیزد. این گروه با کلام - چه معتزلی یا [[اشعری]]- مخالف هستند و حتی [[ابن تیمیه]] گذشته از مخالفت با روش عقلی به [[حرمت]] کلام و [[منطق]] [[فتوا]] داده و [[سیوطی]] نیز کتابی با عنوان «صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام» نوشته است<ref>مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>.
[[اهل حدیث]] با [[پرسش‌گری]] و کنکاش درباره معانی عمیق [[قرآن]] و روایات نیز مخالف هستند. مثلاً، وقتی از [[مالک بن انس]] پرسیده شد که [[استواء]] در [[آیه]] {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}<ref>«(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.</ref> یعنی چه؟ پاسخ داد: معنای استواء مشخص است، گرچه کیفیت آن مجهول است؛ ایمان‌آوردن به این معنا [[واجب]] است و [[پرسش]] درباره آن [[بدعت]] است<ref>شهرستانی، محمد بن عبد الکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۸۵.</ref>.
توجه [[ظاهرگرایان]] به تمام [[احادیث]] تا آنجاست که هر [[حدیثی]] را معتبر می‌دانند؛ حتی اگر مخالف با [[حکم عقل]] و یا حتی [[ظاهر قرآن]] باشد. از این‌رو، آنها در موارد مخالفت ظاهر حدیث با قرآن، حدیث را مقدم شمرده، معتقدند، سنجش [[ارزش]] حدیث با قرآن روش زنادقه و [[کفار]] است. تکیه بر ظاهر معانی [[آیات قرآن]] موجب شد تا ایشان برای [[خداوند]] دست، پا، [[چشم]] و صورت قائل شوند<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص۱۶، ۱۸، ۱۹.</ref> (البته با دقت تحقیقی می‌توان اهل حدیث و ظاهرگرایان را نیز از هم جدا کرد، ولی در این نوشته از نظر توجه به متن هم‌نظر هستند).<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۹.</ref>
===اهل حدیث، [[ظاهریون]] و اخباریون===
همچنین، شبیه [[نص‌گرایی]] یادشده، در قرن‌های دوم و سوم [[هجری]] در میان [[محدثان شیعه]] نیز جریانی رواج یافت که [[پیروان]] آن نقل را تنها منبع [[شناخت دین]] دانسته، استفاده از [[عقل]] را روا نمی‌دانستند و تفاوتی میان [[احادیث ضعیف]] و [[قوی]] نمی‌دیدند. [[شیخ صدوق]] از بزرگان این روش است؛ البته بر خلاف [[اهل حدیث]] [[سنی]]، [[محدثان]] [[شیعی]] [[پرسش‌گری]] را جایز می‌دانستند. [[نجاشی]] و [[شیخ طوسی]] که از بزرگان [[علم رجال]] هستند، تألفیات بسیاری برای [[شیخ صدوق]] شمرده‌اند که این کتاب‌ها پاسخ پرسش‌هایی است که از کشورهای مختلف برای او رسیده بود. و این نشان‌دهنده آن است که گرچه ایشان نیز ظاهر [[حدیث]] را بسیار مهم می‌شمردند، ولی از پرسش‌گری و [[تأمل]] در معانی [[احادیث]] منع نمی‌کرده‌اند و این از مهم‌ترین نکات تمایز جریان [[نص‌گرایی]] [[شیعه]] و سنی است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۱.</ref>.
[[اخباری‌گری]] نیز رویکرد دیگری شبیه رویکرد [[اهل حدیث]] و [[ظاهرگرایان]] [[اهل سنت]] است که مدتی در برخی [[دین‌پژوهان]] شیعی رواج داشت؛ با این تفاوت که هم به لحاظ [[زمان]] و هم به لحاظ [[پیروان]]، بسیار کمتر از جریان اهل حدیث بود. این [[تفکر]] تقریباً مقارن ظهور [[صفویه]] در [[ایران]] ظاهر شد. ایشان مخالف [[رجوع]] [[مردم]] غیرمعصوم به [[قرآن]] بوده، مدعی شدند که تنها [[پیغمبر]] و [[امام]] [[حقّ]] رجوع به قرآن را دارند و دیگران باید به [[اخبار]] و احادیث مراجعه کنند.
این گروه در کنار ممنوعیت رجوع به قرآن، [[حجیت اجماع]] و [[عقل]] و در نتیجه، [[اجتهاد]] را نیز منکر شدند؛ زیرا از نظر ایشان [[اجماع]]، ساخته و پرداخته [[اهل تسنن]] است و عقل، امکان [[خطا]] دارد. [[محمدامین بن محمدشریف استرآبادی]] (م: ۱۰۳۳) [[رهبر]] این جریان و اولین مخالف اجتهاد در میان [[شیعیان]] است<ref>مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ج۳، ص۲۱.</ref>.
[[اخباری‌ها]] استفاده از عقل را در اصول و [[فروع دین]] موجب [[انحراف]] از [[صراط مستقیم]] و [[سقوط]] در [[ضلالت]] و [[حیرت]] دانسته، معتقدند، علت [[اختلاف]] آرا و [[تکثرگرایی]] در عرصه [[اصول دین]] به‌کارگیری بی‌دلیل عقل و [[تأویل]] [[عقلی]] متون [[شرعی]] است. [[علامه مجلسی]] -که از اخباری‌های [[معتدل]] است- استفاده از عقل را جز در [[اثبات امامت]] جایز نمی‌داند؛ چون از نظر او بعد از [[شناخت امام]] خود امام، باب عقل را بسته است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۳۱۴.</ref>.
اخباری‌ها بر خلاف [[ظاهرگرایان]] [[اهل سنت]]، تمام [[احکام]] [[عقل]] را بی‌اعتبار نمی‌دانند؛ یعنی بدیهیات [[عقلی]] و همچنین [[احکام]] نظری [[عقل]] را که با [[شرع]] سازگار است، می‌پذیرند. حتی [[سید نعمت‌الله جزائری]] ضمن اشرف‌دانستن [[علوم عقلی]] [[معتقد]] است: دست‌یابی [[بشر]] به علوم عقلی محال است؛ چون [[عقول]] [[آلوده]] [[انسان]] تنها به [[وهم]] و [[گمان]] در دست می‌یابند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۳.</ref>.
چنان‌که اشاره شد، بر خلاف [[ظاهرگرایی]] در [[اهل سنت]] که هنوز هم ادامه دارد، [[اخباری‌گری]] در میان عده کمی از [[اندیشمندان]] و تنها نزدیک به دو [[قرن]] دوام داشت و با ظهور [[آیت‌الله]] [[محمدباقر بهبهانی]] (۱۱۱۶-۱۲۵۰) [[تفکر]] [[اجتهاد]] [[شیعی]] بر اخباری‌گری [[غلبه]] یافت<ref>مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۲.</ref>.
'''نقد و بررسی''':
# [[بی‌اعتنایی]] [[افراطی]] به عقل در [[دین‌پژوهی]]، دین‌پذیری [[عقلانی]] را [[سست]] می‌کند؛ زیرا قبل از پذیرش اعتبار [[کتاب و سنت]] ناگزیر باید از [[دلیل عقلی]] استفاده کنیم و تا اعتبار کتاب و سنت با مبانی عقلی محض [[اثبات]] نشده باشد نمی‌توان به آنها [[تمسک]] کرد<ref>مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۸۲.</ref>.
# استناد به گزارش‌های [[تاریخی]] صحیح آشکار می‌شود که [[احادیث]] منقول از [[پیشوایان دین]] از نظر اعتبار در یک سطح نیستند و از نظر سند به صحیح و سقیم تقسیم شده‌اند<ref>مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۸۲.</ref>. و با توجه به وجود [[اسرائیلیات]] و احادیث [[کذب]] و جعلی باید با [[احتیاط]] با احادیث روبه‌رو شد. همچنین توجه به این موضوع که که سخنان [[معصومین]]{{عم}} بر اساس سطح [[آگاهی]] مخاطبان و پرسش‌گران، در شرایط زمانی، مکانی و [[فرهنگی]] متفاوت بیان شده، مقتضی نگاهی جامع به مجموعه احادیث است و [[ضرورت]] توجه به [[نظام]] [[معرفت‌شناسی]] [[فهم احادیث]] را دوچندان می‌کند و اتکا به ظاهر احادیث بیانگر نگاهی جزءنگرانه به [[دین]] است.
# با فرض اتکا به ظاهر [[روایات]] نباید تفاسیری بیان کرد که در آنها به مستلزم [[تشبیه]] یا [[تجسیم]] [[خداوند]] پرداخته شود؛ زیرا احتمال معانی دیگر نیز وجود دارد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۵۰.</ref>.
# توجه صرف به ظاهر روایات و بی‌اعتنایی به [[عقل]]، امکان [[کارآمدی]] [[دین]] در [[جوامع]] مختلف و فرهنگ‌های متفاوت را [[نفی]] می‌کند؛ در حالی که در خود [[روایات]]، دین برنامه‌ای جامع برای تمام زمان‌ها و مکان‌ها معرفی شده است. روشن است که توجه صرف به ظاهر روایات پاسخ‌گوی پرسش‌های امروزی نیست، بلکه باید پرسش‌های امروز [[بشر]] را بر مجموعه [[احادیث]] عرضه کرده و با توجه به مبانی [[معرفت‌شناسی دینی]] و اصول [[فهم دین]]، از [[نصوص دینی]] در جایگاه یکی از منابع دین بهره گرفته شود؛ گرچه [[به‌کارگیری عقل]] در [[فهم]] [[متون دینی]] نیز [[منطق]] خاص خود را دارد که در جای خود به آن اشاره شده است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۲.</ref>.
غیر از انتقاداتی که به طور مشترک درباره [[اهل حدیث]] و [[اخباری‌ها]] مطرح است، درباره برخی مبانی خاص [[اخباری‌گری]] نیز ملاحظاتی وجود دارد:
#اگر ایشان بدیهیات [[عقلی]] را معتبر می‌دانند، باید اعتبار [[معرفت‌شناختی]] سایر امور [[یقینی]] غیربدیهی را که پایان آنها بدیهیات نیست، نیز بپذیرند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۳.</ref>.
#آنچه [[ائمه]]{{عم}} [[نکوهش]] کرده‌اند، استفاده از [[استحسان]] و [[قیاس]] ظنی است، نه [[عقل]] [[قطعی]]. در بسیاری از [[احتجاجات]] [[امامان]]{{عم}} با مخالفان از روش عقلی کمک گرفته شده است و دیگران را نیز به [[تعمق]] و [[استدلال]] [[تشویق]] کرده‌اند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۳.</ref>.
# اخباری‌ها پس از [[مخالفت]] با [[اجتهاد]]، [[رجوع]] مستقیم [[مردم]] (بدون وساطت [[مجتهدان]]) به روایات را [[ترویج]] کردند که این، گذشته از آسیب‌های [[معرفتی]] که به سبب [[تفسیر]] خام روایات به بار آمد، موجب پیدایش تفکری در عرصه [[فرهنگی]] [[اجتماعی]] شد که [[اسلام]] منهای [[روحانیت]] [[لقب]] گرفت. این [[تفکر]] در مقاطع مختلف [[تاریخ]] معاصر همچون [[مشروطه]]، [[نهضت]] [[آزادی]] و پیدایش [[بهائیت]] و [[سازمان]] [[منافقین]] آسیب‌های جدی به [[فرهنگ]] [[ایرانی]] [[اسلامی]] وارد کرد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۳.</ref>.
#چنین رویکردی در [[دین‌پژوهی]] نه تنها تاب پذیرش رویکردهای جایگزین - اعم از [[عقلی]]، [[عرفانی]] یا ترکیبی- را ندارد و به [[کفر]] [[پیروان]] آن می‌انجامد، در صحنه عمل نیز موجب پیدایش تفکراتی چون [[وهابیت]] و طالبان می‌شود<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۸۳.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۵۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۱۹: خط ۲۴۹:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد روان‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد ظاهرگرایی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش