بنی سالم بن عوف: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۰۳۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۰: خط ۵۰:
در ادامه این [[جنگ]]، داستان [[مسجد ضرار]] و تخریب آن از سوی [[پیامبر]]{{صل}} نیز از دیگر رخدادهای مهمی است که در آن به اسامی برخی از مردان بنی سالم بن عوف و نقش‌آفرینی آنان در این داستان پرداخته شده است. [[منافقان]] پیش از [[غزوه تبوک]]، در [[مدینه]] مسجدی ساختند و پس از ساخت [[مسجد]]، نزد پیامبر{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این [[مسجد]] در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. اما [[پیامبر]]{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۱۷۴</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی [[مدینه]]- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند * هیچ‌گاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بی‌گمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهاده‌اند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست می‌دارند  و خداوند پاکیزگان  را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این آیات، پیامبر{{صل}} به [[مالک بن دخشم سالمی]] و [[معن بن عدی]] یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این مسجد را ویران کنند و [[آتش]] بزنند و آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.
در ادامه این [[جنگ]]، داستان [[مسجد ضرار]] و تخریب آن از سوی [[پیامبر]]{{صل}} نیز از دیگر رخدادهای مهمی است که در آن به اسامی برخی از مردان بنی سالم بن عوف و نقش‌آفرینی آنان در این داستان پرداخته شده است. [[منافقان]] پیش از [[غزوه تبوک]]، در [[مدینه]] مسجدی ساختند و پس از ساخت [[مسجد]]، نزد پیامبر{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این [[مسجد]] در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. اما [[پیامبر]]{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۱۷۴</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی [[مدینه]]- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند * هیچ‌گاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بی‌گمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهاده‌اند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست می‌دارند  و خداوند پاکیزگان  را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این آیات، پیامبر{{صل}} به [[مالک بن دخشم سالمی]] و [[معن بن عدی]] یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این مسجد را ویران کنند و [[آتش]] بزنند و آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.
در شمار [[کارگزاران]] بنی سالمی [[رسول خدا]]{{صل}} می‌توان از [[عبادة بن صامت بن قیس]] یاد کرد که [[مسئولیت]] جمع‌آوری برخی از [[صدقات]] آن حضرت را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸.</ref>. وی همچنین [[مسئول]] [[آموزش قرآن]] به [[اهل صفه]] بود<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
در شمار [[کارگزاران]] بنی سالمی [[رسول خدا]]{{صل}} می‌توان از [[عبادة بن صامت بن قیس]] یاد کرد که [[مسئولیت]] جمع‌آوری برخی از [[صدقات]] آن حضرت را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸.</ref>. وی همچنین [[مسئول]] [[آموزش قرآن]] به [[اهل صفه]] بود<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[بنی سالم]] و [[شأن نزول آیات]]==
مورخان و [[سیره‌نگاران]] [[شأن نزول]] برخی از [[آیات]] را در باره بعضی [[رجال]] بنی سالم بن عوف دانستند که از جمله آن می‌توان به [[آیه]] ۱۱۷ سوره توبه: {{متن قرآن|لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِىِّ وَٱلْمُهَـٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِى سَاعَةِ ٱلْعُسْرَةِ مِنۢ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍۢ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُۥ بِهِمْ رَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او هنگام دشواری پیروی کردند- پس از آنکه نزدیک بود دل گروهی از ایشان بگردد- بخشایش آورد سپس توبه آنان را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۷.</ref> اشاره کرد. در شأن نزول این آیه چنین گفته شده که: [[ابوخیثمه انصاری]] -همان‌گونه که در بخش پیشین بدان مفصل پرداخته شد- به رغم [[مخالفت]] اولیه با [[فرمان]] رسول خدا{{صل}} جهت عزیمت به [[تبوک]]، [[رحمت خداوند]] شاملش شد و به راه [[حق]] [[هدایت]] گردید؛ پس به [[سرعت]] خود را به پیامبر{{صل}} رساند و ابراز [[ندامت]] و [[پشیمانی]] کرد. این امر موجب [[نزول آیه]] مذکور گردید. افزون بر این آیه، [[مفسران قرآن کریم]]، نزول آیه ۷۹ سوره توبه را نیز در [[شأن]] ابوخیثمه انصاری دانسته‌اند. [[ابوخیثمه]] یک صاع (سه کیلو) خرما [[صدقه]] داد. این اقدام او [[استهزاء]] و [[خرده‌گیری]] [[منافقان]] را در پی داشت. پس آیه نازل شد: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَلْمِزُونَ ٱلْمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.</ref>.
علاوه بر [[ابوخیثمه]]، حصین یا [[ابوالحصین انصاری]] را هم از دیگر [[رجال]] بنی سالم بن عوف عنوان کردند که [[شأن نزول]] برخی از [[آیات قرآن]] قرار گرفته است. «ابو حصین» مردی از [[اهل]] [[مدینه]] بود که دو پسر داشت؛ برخی از [[بازرگانان]] [[نصرانی]] [[شام]] که به مدینه کالا وارد می‏کردند، هنگام برخورد با این دو پسر، آنان را به [[عقیده]] و [[آیین]] [[مسیح]] [[دعوت]] کردند، آنان هم سخت تحت تأثیر قرار گرفته و به این [[کیش]] وارد شدند و به اتفاق آن بازرگانان، به شام رهسپار گردیدند. «ابو حصین» از این جریان سخت ناراحت شد و جریان را به اطلاع [[پیامبر]]{{صل}} رساند و از حضرت [[پرسش]] کرد: «آیا می‏تواند آنان را با [[اجبار]] به [[مذهب]] خویش باز گرداند؟» [[آیه]] ۲۵۶ سوره بقره: {{متن قرآن|لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِٱلطَّـٰغُوتِ وَيُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن  ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> نازل گردید و او را اجبار و [[اکراه]] باز داشت<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۳، ص۲۲؛ واحدی نیشابوری، اسباب نزول، ص۵۳؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۱۸.</ref>. در [[تفسیر]] «[[المنار]]» نقل شده که ابو حصین خواست دو فرزند خود را با اجبار به [[اسلام]] باز گرداند، آنان به عنوان [[شکایت]] نزد [[پیغمبر]]{{صل}} آمدند. «ابو حصین» به پیامبر{{صل}} عرض کرد: «من چگونه به خود [[اجازه]] دهم که فرزندانم وارد [[آتش]] گردند و من ناظر آن‏ باشم؟» در این هنگام، آیه ۲۵۶ سوره بقره نازل شد<ref>رشید رضا، تفسیر المنار، ج۳، ص۳۰-۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش