←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تعلیم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== روش املا از دیگر روشهای معصومان{{عم}} در آموزش احکام و مفاهیم دینی به اصحاب و شاگردان بوده است. پیامبر{{صل}} چون به حکمت الهی چیزی نمینوشت، ا...» ایجاد کرد) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
این روش به [[علم]] خاصی، مانند روایت و نقل حدیث، اختصاص نداشته است، بلکه در علم اصول نیز از آن استفاده شده است؛ همچنین در دانش پزشکی نیز امام صادق{{ع}} برای برخی از شاگردان خود رساله طبی املا کرده است. البته به یک معنا میتوان همه یا بیشتر روایاتی را که از [[معصومان]]{{عم}} - به ویژه از [[امام صادق]]{{ع}} - نقل شده است، املای آنان دانست، ولی در اصطلاح، روش املا به مواردی گفته میشود که استاد مطالب را از روی کتاب و یا از [[حفظ]] بخواند، با این [[هدف]] که دیگران بدون دخل و تصرف در الفاظ آن را یادداشت کنند؛ ازاینرو نمیتوان همه آموزشهای [[معصومان]]{{عم}} را به روش املا دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، معصومان{{عم}} [[روایات]] و [[احادیث]] را با هدف یادگیری و یا حفظ کردن دیگران و یا حتی در بسیاری موارد برای [[آگاهی]] آنان بیان کردهاند؛ چنانکه اگر در خطبهای روایتی قرائت میشد، هدف اصلی [[امام]] این بود که [[روایت]] به گوش دیگران برسد، تا از آن تأثیر بپذیرند، نه کتابت و یادداشت آن<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>. | این روش به [[علم]] خاصی، مانند روایت و نقل حدیث، اختصاص نداشته است، بلکه در علم اصول نیز از آن استفاده شده است؛ همچنین در دانش پزشکی نیز امام صادق{{ع}} برای برخی از شاگردان خود رساله طبی املا کرده است. البته به یک معنا میتوان همه یا بیشتر روایاتی را که از [[معصومان]]{{عم}} - به ویژه از [[امام صادق]]{{ع}} - نقل شده است، املای آنان دانست، ولی در اصطلاح، روش املا به مواردی گفته میشود که استاد مطالب را از روی کتاب و یا از [[حفظ]] بخواند، با این [[هدف]] که دیگران بدون دخل و تصرف در الفاظ آن را یادداشت کنند؛ ازاینرو نمیتوان همه آموزشهای [[معصومان]]{{عم}} را به روش املا دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، معصومان{{عم}} [[روایات]] و [[احادیث]] را با هدف یادگیری و یا حفظ کردن دیگران و یا حتی در بسیاری موارد برای [[آگاهی]] آنان بیان کردهاند؛ چنانکه اگر در خطبهای روایتی قرائت میشد، هدف اصلی [[امام]] این بود که [[روایت]] به گوش دیگران برسد، تا از آن تأثیر بپذیرند، نه کتابت و یادداشت آن<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>. | ||
==املاء== | |||
املاء، از روشهای کتابی [[تعلیم]] [[اهلبیت]]{{عم}} بهشمار میرفت. اهلبیت{{عم}} از این روش در تعلیمات انفرادی خود بهره برده و آن را برای تعلیم افرادی خاص بهکار میبردند. املاء در دوره مورد نظر برای ثبت و ضبط [[قرآن]] و [[حدیث]] استفاده میگردید که در این بخش پس از مفهومشناسی املاء، به بررسی موارد و جنبههای گوناگون بهرهگیری اهلبیت{{عم}} از این روش و تأثیر زمینههای گوناگون بر آن پرداخته خواهد شد. | |||
===مفهومشناسی=== | |||
املاء که از ماده «ملی» اخذ شده، در لغت به معنای تأخیر و اطاله عمر است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ماده «ملی».</ref> و در اصطلاح [[حدیثی]]، یکی از روشهای اخذ حدیث میباشد. در املاء که پس از سماع پدید میآید، [[پیامبر]]، [[امام]] یا استاد مطالب تعلیمی خود را بهطور دقیق و با قصد مکتوب شدن توسط شاگردان بیان کرده و آنان نیز مطالب را بدون کم و کاست یادداشت میکنند<ref>غنیمه، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.</ref>. بنابراین در یک جمله میتوان املاء را القای ارادی [[کلام]] به کاتب برای [[نوشتن]] تعریف کرد؛ بدین ترتیب اصطلاح املاء درباره صحابهای که بدون [[نظارت]] اهلبیت{{عم}} و تنها در اثناء سماع [[خطبهها]] و سخنان آنان به مکتوب کردن اقوال آنها میپرداختند، اطلاق نمیشود<ref>غنیمه، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۱.</ref> | |||
===روش=== | |||
مهمترین موضوعی که اهلبیت{{عم}} برای تعلیم آن از روش املاء بهره میگرفتند، قرآن بود. [[حفظ قرآن]] به عنوان اصلیترین متن و منبع [[معرفتی]] [[اسلام]]، اهمیت فراوانی داشت؛ اما شفاهی بودن [[فرهنگ]] [[جامعه اسلامی]] که ناشی از [[ساختار اجتماعی]] و [[سرشت]] [[فرهنگی]] آن بود<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۷۱-۷۶.</ref>، ثبت و ضبط این [[میراث]] گرانبها را با مشکل مواجه میساخت. با وجود این شرایط تعلیم صرف شفاهی قرآن، اساسیترین متن اسلام و بلکه خود اسلام را به خطر میانداخت. بر این اساس بخش عمدهای از تلاشهای پیامبر{{صل}}، صرف مکتوب شدن کلام [[وحی]] گردید تا علاوه بر ثبت قرآن، انس عمیقتر با قرآن و تمرکز و [[تدبر]] در آن و نیز تثبیت [[تعالیم اسلامی]] در مردمی که به یکباره با این [[دین آسمانی]] روبهرو گشته بودند و یا از آن پس به [[اسلام]] میگرویدند، محقق گردد؛ اما از آنجا که شخص [[پیامبر]]{{صل}} به [[دستور الهی]] از [[کتابت]] منع شده بود، این امر به دست شماری از [[صحابه]] باسواد پیامبر{{ص ل}} که برخی تعداد آنها را ۱۵ تن دانستهاند<ref>ابوغده، عبدالفتاح، الرسول المعلم و اسالیبه فی التعلیم، ص۲۱۱.</ref>، انجام شد که [[امام علی]]{{ع}} در رأس آنان جای داشت. | |||
[[کتابت وحی]] به دستور مؤکد پیامبر{{صل}} و با [[نظارت]] کامل ایشان انجام میشد. [[رسول خدا]]{{صل}} به محض [[نزول]] هر [[آیه]] یک یا چند تن از کتّاب را احضار میفرمود و [[آیات]] را جهت کتابت بر آنها املاء میکرد؛ چنانکه در [[کتب حدیثی]] با عبارتهایی چون {{متن حدیث|دَعَا بَعْضَ مَنْ كَانَ يَكْتُبُ لَهُ}}<ref>«برخی از کسانی را که برای او کتابت میکردند فرا خواند». عاملی، الانتصار، ج۳، ص۲۶۵.</ref> مواجه میشویم. پیامبر{{صل}} آیات را کلمه به کلمه بر آنان املاء میکرد<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۴۵.</ref> و میفرمود: «این آیات را در سورهای که در آن چنین آمده است... قرار دهید»<ref>{{متن حدیث|ضَعُوا هَذِهِ الْآيَاتِ فِي السُّورَةِ الَّتِي يُذْكَرُ فِيهَا...}}. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۴، ص۲۴۱.</ref>. این [[روایت]] به روشنی اهتمام ویژه پیامبر{{صل}} به ثبت و ضبط [[قرآن]] و فراهم آمدن صحیفههایی از سُور قرآن در دوره [[حیات]] آن حضرت را نشان میدهد. روایتی از [[زید بن ثابت]] وجود دارد که نشان میدهد، کتّاب [[وحی]] با نظارت پیامبر{{صل}} اوراق پراکنده قرآن را بههم میدوختند، تا آیات و [[سورهها]] جابهجا نشوند. در روایت زید آمده است: «قرآن را نزد رسول خدا{{صل}} با رقعههایی تألیف میکردیم<ref>{{متن حدیث|كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} نُؤَلِّفُ الْقُرْآنَ مِنْ الرِّقَاعِ}}. ترمذی، سنن، ج۵، ص۳۹۰؛ «الف» در لغت به معنی انس دادن، وصل کردن، پیوند دادن، به هم دوختن و تنظیم و ترتیب است. ابن منظور، لسان العرب، ماده «الف». با توجه به این روایت میتوان گفت که مقصود از جمع کردن قرآن توسط امام علی{{ع}} که پس از رحلت پیامبر{{صل}} صورت گرفت، مجلد کردن مصحف شخصی خودشان است؛ چراکه وقتی امام{{ع}}، مصحف مدون شده خود را بر عثمان و سایرین عرضه کرد خطاب به حضرت گفتند: {{متن حدیث|لَا حَاجَةَ لَنَا بِهِ عِنْدَنَا مِثْلُهُ}}. طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۸.</ref>. رامیار نیز از ۱۴ [[صحابی]] نام میبرد که در [[زمان پیامبر]]{{صل}}، صاحب [[مصحف]] بودند<ref>تاریخ قرآن، ص۳۳۵.</ref>. [[نظارت]] کامل [[پیامبر]]{{صل}} بر ثبت دقیق [[کلام]] [[وحی]] به هنگام املای [[قرآن]]، از کلام [[ابن عباس]] نیز قابل دریافت است؛ آنجا که میگوید «مصحفها فروخته نمیشدند و هر کس با رقعهای نزد پیامبر{{صل}} میرفت و پس از [[نوشتن]] مطالب، مورد سنجش قرار گرفته و میرفت، سپس شخص دیگری به پیامبر{{صل}} مراجعه میکرد؛ تا آنکه از [[کتابت]] مصحف فارغ میشد»<ref>{{متن حدیث|كَانَتِ الْمَصَاحِفُ لَا تُبَاعُ، وَ كَانَ الرَّجُلُ يَأْتِي بِوَرَقَةٍ عِنْدَ النَّبِيِّ{{صل}} فَيَقُومُ الرَّجُلُ فَيَحْتَسِبُ فَيَكْتَبُ، ثُمَّ يَقُومُ آخَرُ فَيَكْتُبُ حَتَّى يُفْرَغَ مِنَ الْمُصْحَفِ}}. کورانی عاملی، تدوین القرآن، ص۲۳۸.</ref>. | |||
بنابراین با وجود [[حافظه]] بسیار [[قوی]] [[اعراب]] که ناشی از فقدان [[فرهنگ]] کتابی و در نتیجه تکیه بر [[قدرت]] حافظه بود، پیامبر{{صل}} نسبت به [[حفظ قرآن]] به هیچ وجه بیاعتنا نبود تا مبادا حرفی از حروف قرآن بر اثر [[نسیان]] فراموش گردد؛ از اینرو میفرمود: «[[کتاب خدا]] را بیاموزید و آن را بنویسید تا ذکر و زمزمه شما گردد. به خدایی که جانم به دست اوست، قرآن از شتر [[جوانی]] که پای او را بستهاند و با این حال تلاش کند خود را برهاند، فرارتر است»<ref>{{متن حدیث|تَعَلَّمُوا كِتَابَ اللَّهِ وَ تَعَاهَدُوهُ، وَ اقْتَنُوهُ، وَ تَغَنَّوْا بِهِ، فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لَهُوَ أَشَدُّ تَفَلُّتًا مِنَ الْمَخَاضِ}}. دارمی، سنن، ج۲، ص۴۳۹.</ref>. توجه ویژه پیامبر{{صل}} به کتابت و حفظ قرآن جهت انتقال به آیندگان و [[پرهیز]] از برخورد شفاهی با کلام وحی، تا اندازهای بود که ایشان به محل نوشته شدن قرآن نیز اهتمام میورزید. ایشان از کتّاب خود میخواست تا [[آیات]] را بر چیزهایی بنویسند که ماندگار و قابل نقل و انتقال باشد؛ چنانکه میفرمود: «قرآن را [[احترام]] کنید و آن را بر سنگ و گل ننویسید»<ref>{{متن حدیث|أَكْرِمُوا الْقُرْآنَ وَ لَا تَكْتُبُوهُ عَلَى حَجَرٍ وَ لَا مَدَرٍ}}. متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۵۵۵.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} مهمترین [[کاتب وحی]] بود. پیامبر{{صل}} برخلاف املای عام قرآن به سایر کتّاب خویش، آیات وحی را از ابتدای [[نزول قرآن]]، به صورت خصوصی امام علی{{ع}} املاء میکرد و در آن [[تأویل]] و سایر نکات [[قرآنی]] را نیز بر [[امام]] میخواند، تا ایشان مکتوب کند. امام علی{{ع}} بارها این نکته را یادآور شد که آیهای از قرآن بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل نشد، جز آنکه آن را بر من قرائت و املاء کرد پس من آن را به خط خود نوشتم و پیامبر{{صل}} تأویل، [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من آموخت»<ref>{{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا}}. کلینی، کافی، ج۱، ص۶۴؛ صدوق، الخصال، ص۲۵۷.</ref>. ایشان در جای دیگری فرمود: «اگر [[خلافت]] به من میرسید، مصحفی به خط خویش بر آنها عرضه میکردم که پیامبر{{صل}} آن را بر من املاء کرد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ ثُنِّيَتْ لِيَ الْوِسَادَةُ لَأَخْرْجُتْ لَهُمْ مُصْحَفاً كَتَبْتُهُ وَ أَمْلَاهُ عَلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}}}. عاملی، الانتصار، ج۳، ص۲۷۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۰، ص۱۵۵.</ref>. | |||
اهتمام ویژه پیامبر{{صل}} به [[تعلیم]] [[علوم]] مختلف قرآنی به [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} به این دلیل بود که اصلیترین متن [[معرفتی]] [[اسلام]] بدون هیچ ابهامی به [[ائمه]] بعدی انتقال یابد و آنها به دور از مشکل و ابهام به تعلیم قرآن بپردازند. این مطلب از روایتی که در [[امالی شیخ صدوق]] آمده، قابل [[اثبات]] میباشد. در این [[روایت]] آمده است که «رسول خدا{{صل}} به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: آنچه بر تو املاء میکنم بنویس، علی{{ع}} عرض کرد: ای [[پیامبر خدا]]{{صل}} آیا از [[نسیان]] و [[فراموشی]] بر من [[بیم]] دارید؟ پیامبر{{صل}} فرمود: از تو بیمی بر فراموشی ندارم... اما برای شرکای خود بنویس، فرمود: ای پیامبر خدا{{صل}} شرکای من چه کسانی هستند؟ فرمود: [[امامان]] از [[نسل]] تو.»..<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: اكْتُبْ مَا أُمْلِي عَلَيْكَ. فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ! أَ تَخَافُ عَلَيَّ النِّسْيَانَ؟ قَالَ{{صل}}: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ... لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ. قَالَ: وَ مَنْ شُرَكَائِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ...}}. صدوق، امالی، ص۴۸۵.</ref>. بر این اساس [[امام علی]]{{ع}} ساعات فراوانی از [[روز]] و شب را با [[پیامبر]]{{صل}} سپری میکرد و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را میآموخت<ref>ر.ک: صدوق، الخصال، ص۲۵۷.</ref>. به همین دلیل نیز کسانی چون [[عایشه]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عامر شعبی]] و [[عطاء]] بن [[ابی رباح]]، [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} را [[آگاهترین مردم]] به [[قرآن]] میدانستند<ref>ر.ک: حاکم حسکایی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۹ و ۴۷-۵۰.</ref>. | |||
پیامبر{{صل}} قرآن را به تنی چند از دیگر [[صحابه]] نیز املاء میکرد. تعداد [[کاتبان وحی]] در منابع مختلف، به [[اختلاف]] ثبت شده است؛ برای مثال، [[ابن عساکر]] شمار آنها را ۲۳ تن و [[حلبی]] ۴۳ تن ذکر کردهاند<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۱۶.</ref>. تعدد [[کتاب وحی]] را میتوان به دو علت دانست: اول آنکه، برخی از کتّاب بنا به دلایلی چون [[سفر]]، شرکت در [[سریهها]]، [[بیماری]] و... به هنگام [[نزول آیات]] حضور نداشتند و لازم بود سایر کتّاب این [[وظیفه]] را انجام دهند؛ چنانکه آمده است که معمولاً علی{{ع}} و عثمان به [[کتابت وحی]] میپرداختند و اگر به هر دلیل غایب میشدند، این وظیفه به [[ابی بن کعب]] و [[زید بن ثابت]] محول میشد و در صورت حضور نداشتن آنها، از سایر کتّاب استفاده میشد<ref>مقریزی، امتاع الاسماع، ج۹، ص۳۳۴.</ref>. دوم اینکه، در صورتی که قرآن تنها به خط امام علی{{ع}} مکتوب میشد، ممکن بود در [[آینده]] برخی [[شبهه]] احتمال دخل و [[تصرف]] [[امام در قرآن]] را مطرح کنند و [[مصحف]] ایشان را نپذیرند؛ چنانکه این احتمال به گونهای دیگر تحقق یافت و در [[زمان عثمان]] که بحث [[توحید مصاحف]] پیش آمد، خلیفۀ سوم با تسرّی دادن [[اختلافات]] [[سیاسی]] به مسائل [[دینی]]، از پذیرش [[مصحف امام علی]]{{ع}} امتناع ورزید و قرآن سایر کتّاب را مبنا قرار داد، که همین مسئله، سبب [[اختلاف قرائتها]] گردید. | |||
نکته قابل ذکر آنکه احتمال میرود همه قریب به ۴۰ نفری که در منابع به عنوان [[کاتب وحی]] از آنها یاد شده، جزء [[کاتبان]] قرآن نبودند و گاه تنها به دلیل [[نوشتن]] یک [[آیه]] یا [[نامه]]، در شمار [[کاتبان وحی]] قلمداد شدهاند<ref>ر.ک: احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۱۶-۱۲۱.</ref>؛ به عنوان مثال، نام [[معاویه بن ابیسفیان]] که در [[سال ۹ هجری]] [[ایمان]] آورد و از [[طلقا]] بود، در شمار کاتبان وحی آمده است؛ حال آنکه او تنها چند ماه پیش از [[وفات پیامبر]]{{صل}} به [[کتابت]] پرداخت و [[امویان]]، تنها به همین دلیل او را با عنوان کاتب وحی، بلندآوازه کرده و نام دیگران را از یادها بردند<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۳۵.</ref>. | |||
با توجه به اینکه کل [[قرآن کریم]] در دوره [[پیامبر]]{{صل}} املاء و مکتوب گردید، املای قرآن در دوره [[اهلبیت]] آن حضرت، ضررورت نداشته است. مطالعه و بررسی آثار [[حدیثی]] و [[تاریخی]] نیز استعمال روش املاء درباره قرآن را در [[زمان]] اهلبیت{{عم}} ثابت نمیکند. بنابراین به نظر میرسد که در دوره [[ائمه]]، تنها بحث استنساخ قرآن مطرح بوده است که وجود بخشهایی از یک قرآن به خط [[امام]] حسن{{ع}} که توسط [[شیخ بهایی]] به [[آستان قدس رضوی]]{{ع}} اهدا شده میتواند مؤید این مطلب باشد<ref>در صفحه آخر آن چنین نوشته شده است: {{عربی|كَتَبَهُ حَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فِي سَنَةِ إِحْدَى وَ أَرْبَعِينَ}}. بیآزار شیرازی، عبدالکریم، امام حسن{{ع}} علم و حلم، ص۷.</ref>. | |||
[[املای حدیث]] از جانب پیامبر{{صل}}، جنبه کاملاً خصوصی داشت و تنها به خط و [[کتابت امام]] علی{{ع}} انجام میشد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر صبح و شب، وقتی را برای املای حدیث به [[امام علی]]{{ع}} در نظر گرفته بود تا اصول، [[فروع]] و [[احکام دینی]] مکتوب شوند و از این راه، [[فرهنگ]] و [[معرفت دینی]] به سایر ائمه منتقل گردد<ref>صدوق، الخصال، ص۲۵۷.</ref>. کتابی به نام «[[جامعه]]»، از جمله املاهای پیامبر{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} میباشد که به فرموده [[امام صادق]]{{ع}} به [[احکام فقهی]] اختصاص داشته است<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. در [[منابع حدیثی]] به کتابی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با عنوان «[[کتاب علی]]» اشاره شده که به نظر میرسد به دلیل تشابه مشخصات ظاهری آن با «جامعه»، دو عنوان برای یک اثر باشند<ref>از جمله نقاط مشترک هر دو کتاب میتوان به طول ۷۰ ذراعی آنها، املای پیامبر{{صل}} و خط امیرالمؤمنین{{ع}} و اختصاص داشتن به همه نیازهای بشر حتی دیه یک خراش کوچک اشاره نمود. قس: کلینی، کافی، ج۱، ص۲۳۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۶، ص۳۴.</ref>. کتاب «[[جفر]]» که در آن [[علم]] [[انبیای الهی]]، [[امامان]] و علمای گذشته آمده بود، از جمله مکتوبات [[امام علی]]{{ع}} به [[املای پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} بهشمار میرود<ref>برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: مدرسی طباطبایی، میراث مکتوب شیعه، ص۲۰-۳۵.</ref>. | |||
[[پیامبر]]{{صل}} در زمینه [[املای حدیث]] به سایر [[مسلمانان]] و [[کتابت حدیث]] توسط آنها، دستور مؤکد نداد. [[بیسوادی]] [[عامه]] [[مردم]]، نقصان خط و کمبود نوشتافزار سبب شده بود کتابت حدیث از سوی مردم جنبه اختیاری داشته باشد؛ بنابراین پیامبر{{صل}} به جهت [[رعایت]] حال مسلمانان و به حرج و [[تکلف]] نیفتادن آنان، هیچگاه دستور اکیدی به کتابت حدیث یا تشکیل مجالس املای حدیث نمیداد و در این زمینه تنها نقش تشویقی و حمایتی داشت؛ چنانکه وقتی [[عبدالله بن عمرو بن عاص]] نزد پیامبر{{صل}} رفت و از ایشان پرسید که آیا میتواند هر آنچه را که از ایشان میشنود بنویسد، با پاسخ مثبت پیامبر{{صل}} مواجه شد<ref>ابن عبدالبر، جامع بیان العلم و فضله، ج۱، ص۷۱.</ref> و حاصل تلاشهای او کتابی به نام «الصحیفه الصادقه» گردید؛ اما این [[صحیفه]] به هیچ وجه به املای پیامبر{{صل}} و تلمذ و [[کتابت]] التزامی [[عبدالله بن عمرو عاص]] نبود. بنابراین [[احادیث]] واصله از پیامبر{{صل}} درباره کتابت حدیث، همگی در حد توصیه و [[تشویق]] به کتابت است؛ تا از یک سو، قدم به قدم [[فرهنگ]] شفاهی [[جامعه]] را به سوی فرهنگ کتابی [[سوق]] دهد و از سوی دیگر، کتابت که مهمترین وسیلهٔ [[حفظ]] [[علوم]] از زوال، [[تحریف]] و [[نسیان]] است رواج یابد؛ برای مثال، هنگامی که پیامبر{{صل}} با گروهی مواجه شد که از [[ضعف حافظه]] خود در ضبط [[سخنان پیامبر]]{{صل}} [[شکایت]] کردند، به ایشان فرمود: «آنها را بنویسید»<ref>خطیب بغدادی، تقیید العلم، ص۷۵.</ref>. در جای دیگری نیز [[روایت]] شده است که پیامبر{{صل}} به شخصی از [[انصار]] که سخنان ایشان را گوش میداد، با گفتن جمله {{متن حدیث|اسْتَعِنْ بِيَمِينِكَ}} او را به کتابت [[تحریض]] کرد<ref>خطیب بغدادی، تقیید العلم، ص۶۸.</ref>، که در هیچیک از این [[روایات]] بحث املای حدیث مطرح نمیباشد<ref>برای نمونههای دیگری از تشویق پیامبر{{صل}} به کتابت ر.ک: ابن عبدالبر، جامع بیان العلم و فضله، ج۱، ص۷۰؛ خطیب بغدادی، تقیید العلم، ص۷۲-۷۵؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۴۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۴.</ref>. | |||
چنانکه پیشتر بیان شد، املاء با [[نظارت]] دقیق [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام]] یا شیخ صورت میگیرد؛ اما درباره املای حدیث، جز برای [[امام علی]]{{ع}} چنین نظارتی وجود نداشت و [[مسلمانان]] بنا به میل و [[اراده]] خود به [[کتابت حدیث]] میپرداختند، اهتمام و توجه پیامبر{{صل}} همچنان وجود داشت. از آنجا که این [[احادیث]] پس از ثبت شدن توسط [[مردم]] منتشر میشد و بعدها مورد استناد قرار میگرفت؛ چنانچه پیامبر{{صل}} متوجه میشد که کسی در حال [[نوشتن]] سخنان ایشان است، بلافاصله از او میخواست تا یادداشتهای خود را جهت [[اطمینان]] از [[صحت]] آنها عرضه کند و یا طی توصیههای عمومی، مردم را به دقت در ثبت سخنان خود و [[پرهیز]] از [[دروغ بستن]] به ایشان [[تشویق]] میکرد؛ چنانکه در روایتی از [[عطاء بن یسار]] آمده «شخصی مطلبی را نزد پیامبر{{صل}} از قول ایشان نوشت، پیامبر{{صل}} فرمود: آیا نوشتی؟ گفت: بله، فرمود: آن را عرضه کردی؟ تا زمانی که آن را عرضه نکردهای تا صحتش مشخص شود، آن را مکتوب نکن»<ref>{{متن حدیث|إنَّ رَجُلًا كَتَبَ عِندَ النَّبِيِّ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ: كَتَبْتَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: عَرَضْتَهُ؟ قَالَ: لَمْ تَكْتُبْهُ حَتَّى تُعَرِّضَهُ فَيَصِحَّ}}. [[سمعانی]]، [[ادب]] الإملا و الإستملاء، ص۷۸.</ref> و در [[روایت]] دیگر چنین نقل شده که وقتی پیامبر{{صل}}، متوجه [[نوشتن حدیث]] از سوی عدهای از [[صحابه]] شدند، خطاب به آنها فرمود: «هر کس به عمد بر من [[دروغ]] بندد، [[خداوند]] جایگاهش را پر از [[آتش]] کند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ}}. صدوق، عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. درباره بهکارگیری روش املاء [[حدیث]] توسط [[اهلبیت پیامبر]]{{عم}} اطلاعات چندانی در دست نیست. | |||
بیگمان، سختگیریهای [[خلفا]] در منع نقل و [[کتابت]] [[احادیث نبوی]] و رواج این [[باور]] در اذهان عمومی که پیامبر{{صل}} [[اجازه]] کتابت حدیث نداده است، در محدود شدن بهکارگیری روش املاء از سوی اهلبیت پیامبر{{عم}} مؤثر بوده است؛ چنانکه معاویه به کاتب خود میگفت: «همانا [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد که چیزی از حدیث ایشان را ننویسیم»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَمَرَنَا أَنْ لَا نَكْتُبَ شَيْئًا مِنْ حَدِيثِهِ}}. ابن عبدالبر، جامع بیان العلم و فضله، ج۱، ص۶۳.</ref>. [[حکومت]] ۴ سال و ۹ ماهه [[امام علی]]{{ع}} و در [[اختیار]] داشتن تمام ابزارهای مورد نیاز سبب گردید که برای مکتوب شدن احادیث نبوی یا [[احکام]] [[تشریعی]] خودشان به املاء اهتمام ورزند. از [[اصبغ بن نباته]] [[روایت]] شده است که «[[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[خانه]] خویش - و بنا به نقلی در [[دارالاماره]] - در جمع ما [[خطبه]] خواند، سپس دستور [[نوشتن]] آن را داد و بعد بر [[مردم]] خوانده شد»<ref>{{متن حدیث|خَطَبَنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فِي دَارِهِ - أَوْ قَالَ فِي الْقَصْرِ - وَ نَحْنُ مُجْتَمِعُونَ ثُمَّ أَمَرَ - صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ - فَكُتِبَ فِي كِتَابٍ وَ قُرِئَ عَلَى النَّاسِ...}}. کلینی، کافی، ج۲، ص۴۹.</ref>. | |||
[[ظریف بن ناصح]] نیز در روایتی که سند آن به [[امام صادق]]{{ع}} میرسد، آورده است که: «امیرمؤمنان [[فتوا]] داد و مردم فتاوی آن حضرت را مکتوب کردند و امیرمؤمنان آن را برای [[امرا]] و رؤسای [[سپاه]] خود فرستاد»<ref>{{متن حدیث|أَفْتَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فَكَتَبَ النَّاسُ فُتْيَاهُ وَ كَتَبَ بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} إِلَى أُمَرَائِهِ وَ رُءُوسِ أَجْنَادِهِ}}. کلینی، کافی، ج۷، ص۲۳۰.</ref>. | |||
[[دعای کمیل]] و [[عرفه]] را نیز میتوان از املاهای امام علی{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} به خواصشان دانست که به ترتیب توسط [[کمیل بن زیاد]] و دو تن از پسران غالب [[اسدی]] به نامهای [[بشر]] و [[بشیر]]<ref>قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، دعای امام حسین{{ع}} در روز عرفه.</ref> کتابت شدند. از اهلبیت پیامبر{{عم}}، توصیهها و تشویقهای فراوانی به کتابت شده است که البته بر املاء دلالت نمیکنند؛ چنانکه امام علی{{ع}} فرمود: «[[عقل]] و [[درایت]] [[اهل فضل]] از نوشتههای آنان مشخص میشود»<ref>{{متن حدیث|عُقُولُ الْفُضَلَاءِ فِي أَطْرَافِ أَقْلَامِهَا}}. لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۴۳؛ برای نمونههای دیگر: خطیب بغدادی، تقیید العلم، ص۹۰؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۲۹.</ref>. [[امام حسن]]{{ع}} نیز خطاب به [[فرزندان]] و خواهرزادگان خود فرمود: «همانا شما کمسالان قومی هستید که نزدیک است بزرگان قومی دیگر شوید، پس [[علم]] بیاموزید. هر کس از شما میتواند علم را [[حفظ]] کند، بنویسد و در خانهاش قرار دهد»<ref>{{متن حدیث|إِنَّكُمْ صِغَارُ قَوْمٍ وَ يُوشِكُ أَنْ تَكُونُوا كِبَارَ قَوْمٍ آخَرِينَ، فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ أَنْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَ لْيَضَعْهُ فِي بَيْتِهِ}}. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۲۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۰۹.</ref>. | |||
[[اهلبیت پیامبر]]{{عم}} نیز برای جلوگیری از [[تحریف]] و [[جعل احادیث]]، به دقت در ثبت آنها و یا عرضه [[احادیث]] سفارش میکردند. [[امام علی]]{{ع}} در این مورد فرمود: «قرائت [[حدیث]] بر عالم، بهتر از قرائت عالم است، بعد از آنکه [[اثبات]] کند که آن حدیث از او است»<ref>{{متن حدیث|الْقِرَاءَةُ عَلَى الْعَالِمِ أَصَحُّ مِنْ قِرَاءَةِ الْعَالِمِ بَعْدَ مَا أَقَرَّ أَنَّهُ حَدِيثُهُ}}. خطیب بغدادی، الکفایة، ص۳۱۰.</ref>. ایشان از [[قول پیامبر]]{{صل}} خطاب به [[مردم]] میفرمود: «هرگاه [[حدیثی]] نوشتید، آن را با سندش ثبت کنید»<ref>{{متن حدیث|إِذَا كَتَبْتُمُ الْحَدِيثَ فَاكْتُبُوهُ بِإِسْنَادِهِ}}. سمعانی، ادب الإملاء و الإستملاء، ص۱۱؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج۴، ص۹۸.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۱-۱۹۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:21390.jpg|22px]] [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|'''نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی''']] | # [[پرونده:21390.jpg|22px]] [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|'''نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی''']] | ||
# [[پرونده:IM010735.jpg|22px]] [[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|'''پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||