بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{اعتقادات شیعه}} | {{اعتقادات شیعه}} | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| خط ۸: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
''' | '''توحید'''، [[اعتقاد]] به [[یگانگی خداوند]] و [[ستایش]] خالصانه و دور از [[شرک]] است و اوّلین و مهمترین اصل [[اعتقادی]] و زیربنای نظام اعتقادی و ارزشی [[اسلام]] است که بدون فهم درست آن، شناختن صفات [[خداوند متعال]] ممکن نیست. توحید دارای اقسامی است: [[توحید ذاتی]]؛ [[توحید صفاتی]]؛ [[توحید افعالی]]؛ [[توحید عبادی]] و.... از آثار [[موحّد]] بودن، [[تقوی]] و [[اطاعت الهی]]؛ [[رهایی]] از پریشانی و تشویش؛ [[توکل]] و [[اعتماد به خدا]]؛ [[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] و دفع و رفع بدیها را میتوان نام برد. | ||
== جایگاه و اهمیت توحید == | == جایگاه و اهمیت توحید == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۴: | ||
توحید در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و [[حکم]] به یکتایی آن<ref>المنجد، ص۸۹۰؛ التعریفات، ص۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، [[خدا]] را به [[ربوبیت]] شناختن و به وحدانیتش [[اقرار]] داشتن و اضداد و امثال را از او [[نفی]] کردن است<ref>التعریفات، ص۹۶.</ref>. [[انسان]] با توحید، به بالاترین مرتبه کمال میرسد و مدار [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]]، توحید و شرک است<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref>. | توحید در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و [[حکم]] به یکتایی آن<ref>المنجد، ص۸۹۰؛ التعریفات، ص۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، [[خدا]] را به [[ربوبیت]] شناختن و به وحدانیتش [[اقرار]] داشتن و اضداد و امثال را از او [[نفی]] کردن است<ref>التعریفات، ص۹۶.</ref>. [[انسان]] با توحید، به بالاترین مرتبه کمال میرسد و مدار [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]]، توحید و شرک است<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref>. | ||
[[احادیث]] نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار دادهاند که چیزی در [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] به پایه | [[احادیث]] نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار دادهاند که چیزی در [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] به پایه شهادت به توحید نمیرسد<ref>التوحید صدوق، ص۱۸ ـ ۳۰.</ref> و هرکس کلمه {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} را با [[اخلاص]] ادا کند، به [[بهشت]] میرود<ref>التوحید صدوق، ص۱۸ ـ ۳۰.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «[[خداوند]] به وسیلۀ توحید، بدنهای [[امّت]] مرا بر [[جهنّم]] [[حرام]] گردانید»<ref>{{متن حدیث|فِی خَبَرِ أَسْمَاءِ النَّبِیِّ وَ أَوْصَافِهِ{{صل}}:... فَبِالتَّوْحِیدِ حَرَّمَ أَجْسَادَ أُمَّتِی عَلَی النَّارِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص۳.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمود: «[[خداوند]] میفرماید: کلمه {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} دژ [[استوار]] من است و هر کس به دژ من پناه آورد، از [[عذاب]] من ایمن است»<ref>{{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی}}؛ التوحید صدوق، ص۱۸ ـ ۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۴۰-۳۴۱؛ [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref> | ||
== اقسام و | == اقسام و مراتب توحید == | ||
توحید دارای مراتبی است که ملاحظه تمام مراتب آن، | توحید دارای مراتبی است که ملاحظه تمام مراتب آن، توحید کامل است و [[موحد]] کامل کسی است که به همه مراتب آن، [[اعتقاد]] داشته باشد. تقسیماتی که برای توحید شده عبارت است از: | ||
# [[توحید ذاتی]]: یعنی تمام موجودات، وجودشان از خداوند است؛ لذا برخی، توحید ذاتی را همان معنای عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} دانستهاند. در توحید ذاتی گاه نظر به | # [[توحید ذاتی]]: یعنی تمام موجودات، وجودشان از خداوند است؛ لذا برخی، توحید ذاتی را همان معنای عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} دانستهاند. در توحید ذاتی گاه نظر به یگانگی و [[شریک]] نداشتن خداوند است و گاه نظر به [[احدیت]] اوست، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن. | ||
# [[توحید صفاتی]]: یعنی [[صفات خدا]]، عین | # [[توحید صفاتی]]: یعنی [[صفات خدا]]، عین ذات اوست بدین معنی که [[علم]] و [[قدرت]] و [[حیات]] و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است و صفات [[اثبات]] شده برای [[خدا]]، کثرت بردار نیست<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۲۰؛ [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۲۱۹.</ref>. | ||
# [[توحید افعالی]]: یعنی هیچ چیزی به جز از [[خدا]] در عالم وجود مؤثّر نیست، عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوباند و أفعال و تأثیراتی که به دیگران نسبت داده میشوند، در [[حقیقت]] از خدا و [[اراده]] او صادر شدهاند که خود به صورتهای گوناگون تجلّی مییابد و عمده آنها عبارتاند از: [[توحید در خالقیت]]؛ [[توحید در مالکیت]]؛ [[توحید در حاکمیت]]؛ [[توحید در ربوبیت]]؛ [[توحید در ولایت]]؛ [[توحید در رازقیت]]؛ [[توحید در شفاعت]]<ref>ر.ک: [[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ | # [[توحید افعالی]]: یعنی هیچ چیزی به جز از [[خدا]] در عالم وجود مؤثّر نیست، عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوباند و أفعال و تأثیراتی که به دیگران نسبت داده میشوند، در [[حقیقت]] از خدا و [[اراده]] او صادر شدهاند که خود به صورتهای گوناگون تجلّی مییابد و عمده آنها عبارتاند از: [[توحید در خالقیت]]؛ [[توحید در مالکیت]]؛ [[توحید در حاکمیت]]؛ [[توحید در ربوبیت]]؛ [[توحید در ولایت]]؛ [[توحید در رازقیت]]؛ [[توحید در شفاعت]]<ref>ر.ک: [[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ ـ ۳۶۹؛ [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
# [[توحید عبادی]]: یعنی هیچ موجودی جز [[خداوند]]، | # [[توحید عبادی]]: یعنی هیچ موجودی جز [[خداوند]]، شایستگی پرستیده شدن را ندارد. این سخن همان معنی عبارت {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} است که [[انسان]] تنها خدا را شایستۀ [[پرستش]] میداند<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۲۰؛ [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. | ||
== [[توحید در قرآن]] == | == [[توحید در قرآن]] == | ||
{{اصلی|توحید در قرآن}} | {{اصلی|توحید در قرآن}} | ||
واژه " | واژه "توحید" و مشتقات آن در [[قرآن]] به کار نرفته است. قرآن از [[یگانگی خدا]] با تعابیری نظیر {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}<ref>«و خدای شما خدایی یگانه است» سوره بقره، آیه ۱۶۳.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۹.</ref> یاد کرده است. [[قرآن کریم]] از آنجا که [[کتاب هدایت]] است و [[انسانها]] را به استوارترین طریقه، یعنی کلمه توحید، [[ایمان به خدا]] و [[پیامبران]] و [[اطاعت]] از او [[هدایت]] میکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}«بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد» سوره اسراء، آیه ۹.</ref>، در جای جای آن به نوعی سخن از [[اثبات]] توحید و نفی شرک است تا حدّی که برخی غرض نهایی عموم [[آیات قرآن]] را اثبات توحید دانستهاند؛ زیرا اصل [[اعتقاد]] به وجود خدای [[خالق]] [[آسمانها]] و [[زمین]] امری بدیهی و [[فطری]] است و به نیازی به اثبات ندارد، از این رو عنایت ویژۀ [[قرآن]] به اثبات [[صفات خدا]] و در رأس آنها بارزترین صفت یعنی [[وحدت]]، معطوف است<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ – ۱۱۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۹۹.</ref>. | ||
قرآن در [[آیات]] بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهمترین آنها عبارتاند از: | قرآن در [[آیات]] بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهمترین آنها عبارتاند از: | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۵: | ||
## [[توحید در اطاعت]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref>«و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref> | ## [[توحید در اطاعت]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref>«و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref> | ||
== [[فطری]] بودن | == [[فطری]] بودن توحید == | ||
توحید ریشه در [[فطرت انسانها]] دارد. [[اعتقاد]] یا [[رفتار]] غیرتوحیدی نشانۀ [[انحراف]] از [[فطرت]] و ناشی از عوامل روانی، محیطی، جغرافیایی و [[تاریخی]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: هر طفلی برپایه فطرت و به همراه آن به [[دنیا]] میآید، یعنی برپایه [[شناخت خداوند]] به اینکه [[خداوند]] [[خالق]] اوست؛ آیۀ {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است؟ میگویند: خداوند» [[سوره لقمان]]، [[آیه]] ۲۵.</ref> نیز اشاره به همین مطلب دارد<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص۲۷۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> فرمودند: «منظور از این فطرت، | توحید ریشه در [[فطرت انسانها]] دارد. [[اعتقاد]] یا [[رفتار]] غیرتوحیدی نشانۀ [[انحراف]] از [[فطرت]] و ناشی از عوامل روانی، محیطی، جغرافیایی و [[تاریخی]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: هر طفلی برپایه فطرت و به همراه آن به [[دنیا]] میآید، یعنی برپایه [[شناخت خداوند]] به اینکه [[خداوند]] [[خالق]] اوست؛ آیۀ {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است؟ میگویند: خداوند» [[سوره لقمان]]، [[آیه]] ۲۵.</ref> نیز اشاره به همین مطلب دارد<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص۲۷۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> فرمودند: «منظور از این فطرت، توحید است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ: التَّوْحِیدُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص۲۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۴۱-۳۴۲؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۲۱۸.</ref> | ||
== رهاوردهای توحید == | == رهاوردهای توحید == | ||
توحید خاستگاه همۀ [[فضایل]] و رهاوردهای مثبت [[علمی]] و عملی است، توحید عدلی است عظیم که بر پایه آن [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[جامعه انسانی]] سامان مییابد. [[قرآن کریم]] [[حقیقت توحید]] را به درختی [[پاک]] | توحید خاستگاه همۀ [[فضایل]] و رهاوردهای مثبت [[علمی]] و عملی است، توحید عدلی است عظیم که بر پایه آن [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[جامعه انسانی]] سامان مییابد. [[قرآن کریم]] [[حقیقت توحید]] را به درختی [[پاک]] تمثیل کرده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد. به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۴ ـ۲۵.</ref>. | ||
توحید چون فهمیده شود در اعماق [[قلب]] ریشه میگیرد و شاخههای خویش را به صورت [[فضایل]] خُلقی و [[اعمال صالح]] میگستراند و [[زندگی فردی]]، [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] را [[انتظام]] بخشیده، در نهایت به [[سعادت ابدی]] میانجامد<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | |||
مهمترین آثار [[توحید در قرآن]] عبارتاند از: | مهمترین آثار [[توحید در قرآن]] عبارتاند از: | ||
# [[تقوی]] و [[اطاعت الهی]]: [[نظام توحیدی]] ما را مکلّف میکند نه فقط در [[عبادات]] خویش تنها [[خداوند]] را [[پرستش]] کنیم، بلکه در [[اطاعت]] هم تنها از او اطاعت کنیم و از هر اطاعتی جز اطاعت او بپرهیزیم. نظام توحیدی از ما [[تقوا]] میطلبد؛ تقوایی که محصول | # [[تقوی]] و [[اطاعت الهی]]: [[نظام توحیدی]] ما را مکلّف میکند نه فقط در [[عبادات]] خویش تنها [[خداوند]] را [[پرستش]] کنیم، بلکه در [[اطاعت]] هم تنها از او اطاعت کنیم و از هر اطاعتی جز اطاعت او بپرهیزیم. نظام توحیدی از ما [[تقوا]] میطلبد؛ تقوایی که محصول شناخت ذات خداوند است<ref>ر.ک: [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۲۲۰.</ref>. | ||
# [[رهایی]] از | # [[رهایی]] از پریشانی و تشویش: انسان [[موحّد]] مانند کسی است که [[تسلیم]] [[فرمان]] یک نفر است که [[مهربان]] بوده، وی را به [[تکالیف]] طاقتفرسا وانمی دارد و [[مشرک]] مانند شخصی است که ارباب گوناگونی دارد که همه مخالف یکدیگرند و هر یک از آنها او را به کارهای سخت میگمارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند» سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>. | ||
# [[توکل]] و [[اعتماد به خدا]]: از لوازم و آثار [[توحید افعالی]]، توکل است زیرا وقتی [[انسان]] [[یقین]] کند [[تدبیر امور]] و حوادث [[جهان]] به ارادۀ [[پروردگار]] است و هیچ موجودی در [[شئون]] و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به | # [[توکل]] و [[اعتماد به خدا]]: از لوازم و آثار [[توحید افعالی]]، توکل است زیرا وقتی [[انسان]] [[یقین]] کند [[تدبیر امور]] و حوادث [[جهان]] به ارادۀ [[پروردگار]] است و هیچ موجودی در [[شئون]] و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به دست خدا میسپرد و در عین جدّیت و تلاش، بر [[خدا]] [[توکل]] و اعتماد میکند. از این رو [[خداوند]] به [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>. | ||
# [[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]: بر اساس توحید افعالی هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به [[اذن خداوند]]» [[سوره تغابن]]، [[آیه]] ۱۱.</ref> و پروردگار [[قلب]] [[مؤمن]] را [[هدایت]] و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او صبر میدهد تا [[بیتابی]] نکند و به [[قضای الهی]] رضا دهد چون [[ایمان]] دارد که [[خدای حکیم]]، بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد. | # [[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]: بر اساس توحید افعالی هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به [[اذن خداوند]]» [[سوره تغابن]]، [[آیه]] ۱۱.</ref> و پروردگار [[قلب]] [[مؤمن]] را [[هدایت]] و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او صبر میدهد تا [[بیتابی]] نکند و به [[قضای الهی]] رضا دهد چون [[ایمان]] دارد که [[خدای حکیم]]، بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد. | ||
# دفع و رفع | # دفع و رفع بدیها: توحید حسنهای است که همه بدیها و [[پلیدیها]] را دفع میکند؛ زیرا اساس کژیهای [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] توحید از صحنه [[زندگی]] محو میگردد<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||