حقوق زن: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== بررسی مسئله زن در سخنان امام علی{{ع}}، سهلِ ممتنع است. آنچه در نهج البلاغه و سایر متون تاریخی و حدیثی به ایشان منسوب است، آهنگی ملامتگر و تنقیصکنند...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = زن | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:زن]] | ||
[[رده:امام علی]] | [[رده:امام علی]] | ||
نسخهٔ ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۹
مقدمه
بررسی مسئله زن در سخنان امام علی(ع)، سهلِ ممتنع است. آنچه در نهج البلاغه و سایر متون تاریخی و حدیثی به ایشان منسوب است، آهنگی ملامتگر و تنقیصکننده دارد. این امر، زمینه گفتوگوهای فراوان و داوریهای متناقض را پیش آورده است. بررسی جایگاه زن در اندیشه امام علی(ع)، مستلزم گردآوری تمام سخنان و قضایای تاریخی در اینباره، و آگاهی گسترده از وضعیت تاریخی و اجتماعی آن دوران است. همچنین بررسی اسناد و متون منقول، از لحاظ درستی انتساب و استواری متن، مهمترین مرحله چنین پژوهشی خواهد بود، تا در پرتو آن، سره از ناسره بازشناخته شود. رسالت اصلی این نوشتار، گزارش سخنان امام علی(ع) درباره زن، ارائه تحلیلهای متفاوت متفکران در این باب و نشان دادن راهکارها برای تحلیل جامع است، و نویسنده بر آن است که در گزارش سخنان و ارائه تحلیلها، در حد توان به استقصای کامل بپردازد، تا در پرتو آن، پیشینه مسئله به خوبی گزارش شود. در پایان نیز نمونههایی از قواعدی که در تحلیل جامع مفید است، ارائه میگردد.[۱]
سخنان امام علی(ع) درباره زن
با جستوجو در مصادر گوناگون حدیثی و تاریخی، اقوال و سخنان امام علی(ع) در این باره به ۱۰۱ سخن رسید. البته ممکن است کلماتی دیگر نیز باشد که این جستوجو بدان نرسیده باشد. این سخنان در یک تقسیمبندی کلی در چهار حوزه قرار دارد:
معرفی زن
سخنانی در این حوزه جای میگیرد که به بیان ویژگیهای تکوینی و خصلتهای روحی و جسمی زن میپردازد:
- نقصان عقل، ناتوانی جسم و جان: این مضمون در دو جا گزارش شده است:
- حضرت پس از نبرد جمل، در بصره بر منبر رفت و چنین سخنرانی کرد: ای مردم، ایمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام.... نشانه ناتمام بودن خرد آنان این است که گواهیِ دو زن، چون گواهی یک مرد به حساب میآید[۲]. نویسنده مصادر نهج البلاغه بر این باور است که امام علی(ع) این سخن را در نامهاش به عمرو بن عاص به هنگام اشغال مصر و کشتهشدن محمد بن ابیبکر نیز آورده، و بعید نیست همان سخن را پس از فراغت از جمل و در مناسبتهای دیگر بر زبان آورده باشد[۳].
- پیش از رویارویی با قاسطین در نبرد صفین نیز چنین فرمود: زنان را با زدن برمیانگیزانید، هرچند آبروی شما را بریزند، یا امیرانتان را دشنام گویند، که توان زنان اندک و جانشان ناتوان و خردشان دستخوش نقصان است[۴].
- نقص ایمان: در خطبه هشتادم نهج البلاغه آمده است: ای مردم، ایمان زنان ناتمام است.... نشانه ناتمام بودن ایمان، معذور بودنشان از نماز و روزه هنگام قاعدگی است.
- گزندگی: در دو سخن زنان به عقرب مانند شدهاند: «زن عقربی است، شیرین گزنده»[۵]؛ «زن عقربی است شیرین نیش زننده»[۶].
- بیوفایی: حضرت علی(ع) در سخنی میفرماید: «وفاداری از زنان محال است»[۷]. همین مضمون در یکی از شعرهای دیوان منسوب به امام علی(ع) نیز آمده است: «یاد آنان را فرو گذار که زنان وفا ندارند. باد صبا و پیمان زنان یکی است»[۸].
- شر بودن: این مضمون در نهج البلاغه آمده است: «زن همهاش بدی است، و بدتر چیز او اینکه از او چاره نیست»[۹]. این مضمون با تفاوتی اندک در غرر الحکم نقل شده[۱۰] و مضمون دیگر چنین است: «زن بذر بدی است»[۱۱].
- غریزه جنسی و حیا: در سخنی از امام علی(ع) آمده است: خداوند شهوت را ده قسمت آفرید: نُه قسمت آن را در زنان قرار داد و یک قسمت را در مردان. اگر خداوند حیا و شرم را در نهاد زنان قرار نمیداد، در برابر هر مرد نُه زن قرار میگرفت[۱۲].
- تمایلات زنان: در برخی سخنان، تمایل زنان را به زینتهای دنیایی برشمرده است؛ برای نمونه: «به راستی میل زنان به زینتهای دنیا و فساد در آن است»[۱۳]. و در سخنانی دیگر، از تمایل زنان به مردان سخن میگوید: به راستی که میل زنان به سوی مردان است[۱۴]. مردان از زمین آفریده شدهاند و میل آنان به زمین است، و زنان از مردان آفریده شدهاند و میل آنان به مردان است. ای گروه مردان، زنان را حبس کنید[۱۵].
- ظرافت زن: بر زن فراتر از توان تحمیل مکن؛ زیرا زن ریحانه است و نه قهرمان[۱۶].
- آسیبپذیری زنان: زنان چون گوشتی بر تختهاند که در معرض آسیبند مگر از آنان پاسداری شود[۱۷]. زن، گویی است که هر کس او را در اختیار گرفت، باید آن را بپوشاند[۱۸]. برای شیطان افساری بزرگتر از خشم، و زنان نیست[۱۹].[۲۰]
تعامل مردان و زنان
اکنون سخنانی گزارش میشود که درباره رابطه زنان و مردان است:
- پرهیز از اطاعت زنان: امام علی(ع) در پانزده سخن، اطاعت از زنان را نکوهیده است[۲۱] و آن را سبب هلاک[۲۲]، پشیمانی[۲۳]، نشانه جهل و نادانی دانسته است[۲۴]، یا آنکه مخالفت با زنان را برکت میشمارد و مردانِ مطیعِ زنان را، نفرینشده میخواند[۲۵]. در دو سخن نیز به موارد اطاعت اشاره شده است: هر کس زنش را در چهار چیز اطاعت کند، خداوند او را در آتش افکند. سؤال شد آنها چیستند؟ فرمود: لباسهای نازک، رفتن به حمامها، عروسیها و عزاداریها[۲۶].
- پرهیز از مشورت با زنان: در چهار سخن، مشورت با زنان نکوهش شده و حضرت بر پرهیز از رایزنی با آنان تأکید ورزیده است: بپرهیز از مشورت با زنان که رأی آنان به سستی کشاند[۲۷]. بپرهیز از مشورت با زنان؛ جز آن کس که کمال عقلش تجربه شده باشد[۲۸]. زمانی رسد که سخنچینان، مقرب دستگاه حکومت شوند، و فاجران مورد توجه قرار گیرند. در این هنگام، حکومت با مشورت زنان و حکمرانی بچگان باشد[۲۹]. آن کس که زنی نادان را امین شمارد و با وی مشورت کند و بپذیرد، پشیمان گردد[۳۰].
- دلبستگی و استمتاع: در ده سخن، دلبستگی و استمتاع و گفتوگوی فراوان با زنان مذمت شده، و مولا آن را سبب تباهی خرد و رسوایی قلمداد میکند: هر که از زنان استمتاع جوید، عقلش تباه گردد[۳۱]. بپرهیز از دلبستگی بسیار به زنان[۳۲]. امیر مؤمنان از گفتوگوی بسیار با زنان منع میکرد[۳۳]. از خلوت بسیار با زنان بپرهیز[۳۴]. هنگامی که سپاهی را بدرقه میکرد، فرمود: هرچه میتوانید، از زنان دوری جویید[۳۵]. آنکه بسیار با زنان درآمیزد، رسوایی او را فرا گیرد[۳۶].
- فتنهانگیزی زنان: زنان یکی از دو بزرگترین فتنهاند[۳۷]. فتنه سه تا است: دوستی زنان، و این شمشیر، و شیطان است[۳۸].
- جهاد زن: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است[۳۹].
- خودداری از سلام دادن به زنان: در برخورد با زنان آغاز به سلام نکنید[۴۰]. امام صادق(ع) فرموده است: رسول خدا بر زنان سلام میکرد و آنان پاسخ میدادند، و امیرمؤمنان بر زنان سلام میکرد و خوش نداشت بر زنان جوان سلام کند. وی علی(ع) گفت: میترسم از صدایش خوشم آید و بیش از پاداش، وزر و وبال بر من وارد گردد[۴۱].
- حقوق زن و شوهر: امام علی(ع) فرموده است: مردان باید مَهر زنان را بپردازند، و کسی که در پرداخت آن بر زنان ستم روا دارد، گویا با زن زنا میکند[۴۲]. مرد مجبور میشود هزینه زندگی زن را بدهد، و اگر چنین نکند حبس گردد؛ و زن مجبور میشود فرزندش را شیر دهد، نان بپزد و در داخل منزل به مرد خدمت کند[۴۳]. امام علی(ع) حکایت میکند که زنی نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا، شوهری دارم که با من با درشتی رفتار میکند، کاری کردم که بر من مهربان گردد. رسول خدا فرمود: وای بر تو، دینت را تیره کردی، فرشتگان نیکی و فرشتگان آسمان و زمین تو را نفرین کنند. زن روزها روزه داشته، شبها به نیایش پرداخت و پوشاکی زبر بر تن کرد و موهایش را تراشید. رسول خدا فرمود: تراشیدن سر پذیرفته نگردد تا شوهر راضی شود[۴۴].
- در اختیار مرد بودن: زن چون نعلی است که مرد هرگاه خواهد از آن استفاده کند، نه هر گاه زن خواهد[۴۵]. برخی از گردآورندگان، در انتساب این کلام به امام علی(ع) تردید کردهاند[۴۶]. اکنون نمونههایی میآوریم که به تعامل مرد و زن برمیگردد، ولی در عنوانهای گذشته نمیگنجد: مرد روزهدار خود را در معرض حمام و حجامت و زن زیباروی قرار ندهد[۴۷]. اگر از زنانت کاری مشکوک مشاهده کردی، بر بزرگ و کوچک آنان بازدارندهای بگمار[۴۸].
در چند سخن، که گمان میرود به یک نقل برمیگردد، به مردان چنین هشدار میدهد: از زنان اطاعت مکنید، آنان را بر اموال امین مدانید، اداره خانه را به آنان مسپارید؛ زیرا خوبیها را از یاد میبرند و بدیها را همیشه به خاطر دارند[۴۹]. اگر تو را دوست بدارد، آزار دهد و اگر از تو کینه داشته باشد، خیانت ورزد. چهل سال دوستی را پنهان کند و دشمنی را یک ساعت نگه نمیدارد[۵۰].[۵۱]
حقوق زنان
- نابرابری ارث و شهادت زن و مرد: امام علی(ع) بر نابرابری ارث و گواهی زنان در محکمههای قضایی تأکید ورزیده و آن را سبب نقصان بهره و کمخردی گرفته است: ای مردم، به راستی که زنان، کمایمان و کمبهره و کمخردند.... نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت به سهم مردان، و نشانه ناتمام بودن خرد آنان این بُوَد که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود[۵۲]. و در سخنان فراوان دیگر به جزئیات نابرابری زن و مرد در شهادت و گواهی پرداخته است[۵۳].
- وصیت نکردن به زنان: امیرمؤمنان(ع) فرمود: به زنان وصیت نشود؛ زیرا خداوند میفرماید: ثروتها را به سفیهان و نادانان مسپارید[۵۴].[۵۵]
گوناگون
جز این محورهای سهگانه، سخنان دیگری از آن حضرت رسیده است که در موضوعی خاص جای نمیگیرد. از اینرو، آنها را ذیل این عنوان آوردیم:
- خُلق و خوی اکتسابی: بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است[۵۶]. بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است؛ یعنی تکبر، ترس، بخل. اگر زن متکبر باشد، خود را در اختیار کسی نگذارد؛ اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهر را حفظ کند؛ و اگر ترسو باشد، از هر پیشامدی فرار کند[۵۷]. غیرت زن کفر، و غیرت مرد ایمان است[۵۸]. غیرت زن، دشمنی است[۵۹].
- خوشیُمنی و برکت: بزرگترین زنان از لحاظ برکت، آنانند که هزینهشان سبکتر باشد[۶۰]. خوشیُمنی زن در آن است که ازدواجش و زایمانش آسان باشد[۶۱].
- خانهنشینی و بیرون رفتن از منزل: چرا زنان در بازارها به مردان تنه میزنند؟ آیا غیرت ندارید؟ آنکه غیرت ندارد، خیری در او نیست[۶۲]. زنها را از رفتن به نمازهای عید بازمدارید که نماز عید بر زنان واجب است[۶۳]. امیرمؤمنان(ع) از فاطمه(س) نقل کرده است: بهترین حالت نزدیکی زن به خداوند، آن هنگام است که در منزل بنشیند[۶۴]. کلمات دیگری نیز از آن حضرت نقل شده است که بدانها اشاره میشود: عقل زنان در زیبایی آنان است، و زیبایی مردان در خردشان[۶۵]. زیبایی مرد در کلاه او است، و زیبایی زن در کفشهایش[۶۶]. زنان را بر زینها سوار مکنید که آنان را بر تباهی برانگیزید[۶۷].[۶۸]
برداشتها و تحلیلها
سخنان یادشده، ذهن شارحان و متفکران را به خود معطوف داشته و تحلیلهایی متناقض را به هم رسانده است. در نگاهی کلی، میتوان تحلیلها را به سه گروه تقسیم کرد:
پذیرش مطلق
این گروه، سخنان حضرت را مبنای زنشناسی و تعامل با زنان قرار داده و به دفاع از امارههای حسی آن پرداختهاند، و بازگو کردن این حقایق را از مصداقهای بارز صراحت امام علی(ع) میدانند. ابن میثم در شرح خطبه هشتاد نهجالبلاغه سخنی طولانی دارد که اجمال آن چنین است: از آن رو که حادثه جمل و کشتار مسلمانان به رأی یک زن برمیگردد، امام علی(ع) خواست ساحتهای نقصان زنان را بیان دارد. از آن رو که نماز و روزه از کمال ایمان و ریاضتهای معنوی است و زنان از آن منع شدهاند، ایمان آنان ناقص است. سبب برداشته شدن تکلیف در ایام قاعدگی، به دلیل قذارت و پلیدی زنان در دوران قاعدگی است که شایسته نیست با آن حالت در برابر پروردگار بایستند. نقصان عقل زنان، یکی به دلیل کاستی استعداد و طبیعت آنان و قصورشان از پذیرش عقل است، و دیگری معاشرت اندک آنان با اهل دانش. و قوای حیوانی در آنان غالب است و آنان بیشرمتر، مکارتر و آمادهتر برای پذیرش مکرند؛ لذا آنان به پوشش و خانهنشینی الزام شدهاند[۶۹].
شیخ محمد عبده نیز در شرح خطبه هشتاد مینویسد: خداوند زنان را آفرید و مسئولیت بارداری فرزند و تربیت اولاد را تا سنی معین بر دوش آنان نهاد؛ و این پایان ندارد، بلکه باز باردار میشوند و زایمان میکنند. از اینرو، هیچگاه از زایمان و تربیت فرزند فارغ نخواهند شد. گویا خداوند آنان را به تدبیر منزل و خانهنشینی مختص کرده، و منزل محیطی محدود است که با شوهرانشان سر و کار دارند. بنابراین، خداوند عقلی به اندازه نیاز در آنان نهاد، و چون شریعت برابر فطرت است، زنان در عبادت و شهادت و ارثبری مانند مردان نیستند[۷۰]. محمدجواد مغنیه در این باره مینویسد: سخنان و دیدگاههای امام علی(ع)، حقیقت اسلام است، و گفتار او گفتار قرآن، که هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر حوض کوثر بر پیامبر وارد شوند. تجربه به اثبات رسانده است که زنان بهترین ابزار جاسوسی، تخریب، تجارتهای نامشروع، حیله و نیرنگ و فساد و فحشا هستند. از همینرو، در حدیث، از آنان به دامهای شیطان و شبکههای ابلیس تعبیر شده است. از سوی دیگر، اگر کسی در منابع اسلامی کاوش کند، خواهد یافت که اسلام به زنان به چشم موجودی ضعیف که شایسته مهربانی و عطوفت است، نگریسته و آنان را در دفاع از خود ناتوان میداند. از اینرو، زنان را به شیشه تشبیه کرده و به مردان سفارش نموده که با آنان مهربانی و مدارا کنند. این حقیقتِ مسئله است، و هرکس جز این را به اسلام نسبت دهد، مطالبِ ندانسته را به آن نسبت داده است؛ یا با انگیزه درست و یا به قصد حل مشکل جوانان از راه اختلاط با زنان برهنه و بیپروا[۷۱]. ۲
همچنین استاد مصطفوی مینویسد: از جمله موارد صراحت لهجه حضرت علی(ع)، معرفی زن و ترسیم مسیر تکاملی او است..... اما آنچه پیش از اینها به چشم میآید و بر صراحت لهجه ایشان دلالت دارد، دو مورد است: امیرمؤمنان(ع) در حکمت ۲۳۸ میفرماید: تمام زن، شر و بدی است، و بدتر از همه، آنکه مرد مجبور است زن بگیرد.... دوم نقص عقل او است. بنابراین، منظور حضرت امیر، مذمت زن نیست، بلکه بیان یک واقعیت در خلقت است؛ یعنی قانون تکوین و بقای نسل انسان اقتضا میکند که زایمان وجود داشته باشد. خداوند این وظیفه را بر عهده زن گذاشت و لوازم آن را نیز به او عنایت کرد. یکی از لوازمش عشق و عاطفه قوی است که مرد را از آن محروم ساخته، و ابزار دیگرش ضعف عقل است. برای اینکه درد زایمان قابل تحمل باشد، ضعف عقل لازم است[۷۲].
یکی دیگر از شارحان سخنان امام علی(ع) گفته است: امام علی(ع) به شخصیت و مقام زن احترام مینهاده است.... اما به حکم سنت رسول الله و تجارب شخصی، و با توجه به وضع روحی و جسمی و وظایف فیزیکی زن، با شرکت دادن او در تکالیف و مسئولیتهای ویژه مردان مخالفت میکرد، و مخصوصاً بعد از آنکه عایشه، امالمؤمنین، در مدینه موجبات عصیان مردم و قتل خلیفه، عثمان، را فراهم آورد،... در این عقیده راسختر شد و دخالت زنان در وظایف خاص مردان را به کلی مردود شمرد[۷۳].[۷۴]
نفی مطلق
برخی چنین سخنانی را ستمی بر زن و ظلمی در حقِ امام تلقی کردهاند. البته وضعیت تاریخی باعث این امر شده است. اینان بیشتر جنگ جمل را سبب صدور این سخنان دانستهاند، و البته گفتهاند که این رأیِ شخصی امام علی(ع) است و نمیتواند مبنای احکام شرعی و معرفتشناسی زن قرار گیرد. عمر فروخ، به صراحت، اینگونه داوری کرده است: از آنچه گذشت، میفهمیم که امام علی(ع) بر زن ستم کرده و به شدت بر او تاخته است. اما جای تعجب است که چرا هیچگونه خیری در زن ندیده و از خوبیهایش یاد نکرده و به نیکی از او نام نمیبرد. با این همه، دیدگاههایش در نهج البلاغه درباره زن، رأیی سیاسی و شخصی است، نه دیدگاهی اجتماعی که قوانین بر آن مبتنی گردد و منزلت حقیقی زن و جایگاه تاریخیاش بدان شناخته شود[۷۵].[۷۶]
توجیه و تأویل
گروهی به تأویل و توجیه این سخنان دست زدهاند. اینان از یک سو پذیرش ظاهر این سخنان و نسبت دادن آنها به امام علی(ع) را روا ندانستهاند، و از دیگر سو، آن حضرت را والاتر از آن میدانند که بر موجودی، خواه زن و خواه مرد، ستم روا دارد و ناعادلانه بر کسی بتازد. از اینرو، به بررسی، تأویل و توجیه این کلمات اقدام ورزیدهاند. توجیهات صورت گرفته از نظر روش و اتقان در یک سطح نیست. اینان گاه وضعیت تاریخی را مطرح میسازند، و گاه رویارویی زنی چون عایشه، یا تأثیر فرهنگهای جاهلی و غیردینی را مستند قرار میدهند.
در اینجا به اجمال به برخی از این توجیهات اشاره میکنیم:
- گروهی معتقدند امام این سخنان را از آنرو بر زبان آورد که زنی چون عایشه با حکومتش به معارضه برخاست. به تعبیر دیگر، این سخنان بازتاب حرکتهای اجتماعیای بود که به سردمداری زنی چون عایشه شکل گرفت: بخشی از نکوهشهای نهج البلاغه راجع به زن، ظاهراً به جریان جنگ جمل برمیگردد.... روایتی که در نهج البلاغه وارد شده است، یک قضیه حقیقیه نیست؛ تقریباً نظیر قضیه شخصیه یا قضیه خارجیه است. اصل قضیه این است که عایشه این جنگ را به راه انداخت. اهل سنت هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محرک او بوده است[۷۷]. همین مطلب به گونهای دیگر در سخن عمر فروخ آمده است؛ با این تفاوت که وی به نتیجه اینگونه داوری تصریح کرده است و آن را ستم و ظلم میداند. در نقد چنین توجیهی، پارهای از صاحبنظران اظهار داشتهاند که اگر رویارویی با عایشه سبب اینگونه داوریها و سخنان بود، میبایست امام علی(ع) تندتر از این سخنان را درباره مردان بر زبان میآورد؛ چراکه با مردی چون معاویه نیز درگیر بود، و بسیاری از حرکتهای اجتماعی در برابر حکومتش به دست معاویه سامان گرفت[۷۸].
- عدهای این سخنان را به دورهای از زمان اختصاص میدهند و بر این باورند که منظور زنانی است که مردان به تربیت و تعلیم آنان همت نگماشتهاند، وگرنه زنان کمتر از مردان در عرصههای علمی و اجتماعی ظاهر نمیشدند. استاد عمید زنجانی این سخن را با این تعبیر به قلم آورده است: مطالبی که در نهج البلاغه درباره مقام و شخصیت زن آمده، اگر به درستی استقصا شود، سیزده چهارده مورد است. در تمام این موارد، مناسبتهای تاریخی خاصی هست که باید آن مناسبتها مورد توجه قرار بگیرد، و مع الاسف، برخی به مناسبتها توجه نکرده و از آن غافل ماندهاند. به عبارت دیگر، برداشتی که من دارم این است که قضایایی که در زمینههای مشابه مقام و شخصیت زن در نهج البلاغه آمده است، به صورت قضایای خارجیه است، نه به صورت قضایای طبیعیه یا حقیقیه؛ با طبیعتِ زن کاری ندارد، به صورت حکم کلی با همه زنان جهان کاری ندارد. سخن از زنِ موجود در جامعه است با تمام نقایص و نارساییهایش. آنچه امام مورد انتقاد قرار میدهد، زنِ موجود در جامعه است و کلیه زنانی که با چنین خصوصیات و خصایصی در جامعه ظاهر میشوند. اگر در طبیعت زن خواستیم تحقیق بکنیم، قرآن در این زمینه مسئله را به روشنی بیان کرده است، و این در نهایت به همان مسئله بازگشت میکند که قراین و مناسبتهای تاریخی را نباید ندیده گرفت[۷۹].
- دسته سوم بر این باورند که در برخورد با این سخنان سه نکته را باید در نظر داشت:
نهجالبلاغه مجموعهای است که عالم بزرگوار ما، سید رضی، حدود دو قرن پس از حضرت امیر به جمعآوری آن پرداخته است. بنابراین، نمیتوان قسم خورد تمام کلماتی که در بیشتر خطبهها یا نامهها و یا حکمتها از حضرت نقل شده، به دور از هرگونه تحریف و دستبرد باشد. این کلمات نیز از قاعدهای که قبلاً گفته شد مستثنا نیست؛ نهجالبلاغه باید مطالبش با روح اسلام که همان محکمات قرآن است، سنجیده شود، و اگر نکتهای از آن با محکمات قرآن در تعارض باشد، آنچه تحتالشعاع قرار خواهد گرفت، کلمات منقول در نهجالبلاغه است.... پس همین مطلب قرینهای خواهد شد که بر فرض صدور این بیانات از حضرت امیر، مراد ظاهر آن عبارات نیست[۸۰].[۸۱]
منابع
پانویس
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۸۹.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۸۵؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۰؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۹؛ حارثی مکی، محمد بن علی، قوت القلوب، ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ حسینی خطیب، سید عبدالزهرا، مصادر نهج البلاغه، ج۲، ص۸۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۱۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۶۱.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۰.
- ↑ دیلمی، حسین بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۲۲، ص۲۸.
- ↑ کیدری، محمد بن حسین، دیوان المنسوب الی الامام علی(ع)، ص۱۰۸.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۸.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۲.
- ↑ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج۵، ص۲۸۳؛ مدیر شانهچی، کاظم، الحکم من کلام علی، ج۲، ص۳۲۸، ح۵۳.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۸.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۷؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۶.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۸۲.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۳؛ کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۹۵.
- ↑ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۰۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۳.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۸۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۵؛ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۵۲؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۶۲؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۳۰۴؛ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۸۳.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۱.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۲-۹۳۷۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۸؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۴۲، ح۱۰؛ ص۲۴۳، ح۱۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۵۱؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۱۷.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۲؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۳۴۸، ح۸۰۳۰.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۴، ح۱۸۹۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۵۹، ۹۳۷۸ و ۹۳۸۳.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۵.
- ↑ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۷۳؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۱ و ۳۱۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۱.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۶۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۴.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۲۳۶۱.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ص۱۱۳.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶؛ شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۹؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۱۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۳۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۶۴۸.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۰.
- ↑ کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۱۰۹.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۵۰، ح۴۱.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۹۱.
- ↑ مدیر شانهچی، کاظم، حِکَمُ الامام علی بن ابی طالب، ص۶۳.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۳۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۸.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۳؛ همو، علل الشرایع، ص۵۱۳؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۵۱.
- ↑ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۶۱.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۹۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ٨٠.
- ↑ ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۷، ص۳۹۰ و ۳۹۱؛ ج۴، ص۷۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۳۳۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۲۶۷.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۲۶.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۹۶.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۰.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۲۴.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۶.
- ↑ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۱.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۹۱.
- ↑ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۳، ص۷۸۰.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۴۷۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۵۰، ح۴۰.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۳۴.
- ↑ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۲۸۰.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۹۶.
- ↑ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۳-۲۲۴.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح عبده، ص۱۲۹.
- ↑ مغنیه، محمدجواد، موسوعة الامام علی(ع)، ص۲۵۲ و ۲۵۴.
- ↑ مصطفوی، سیدجواد، پرتوی از نهج البلاغه، ص۱۲۲-۱۲۵.
- ↑ مشایخ فریدنی، محمدحسین، نظرات سیاسی در نهج البلاغه، ص۶۸-۶۹.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۹۸.
- ↑ فروخ، عمر، تاریخ الفکر العربی إلی ایام ابن خلدون، ص۱۹۲.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۱۰۰.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۶۹-۳۷۰.
- ↑ مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۱، ص۳۷۴.
- ↑ یادنامه دومین هزاره نهج البلاغه، ص۷۶-۷۷.
- ↑ گلستان قرآن، شماره ۴، ص۱۹.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۱۰۱.