بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
۸. '''[[حسن بن علی بن حسن اطروش]]''': وی نواده [[عمر اشرف]]، فرزند [[علی بن حسین بن علی بن ابی طالب]] معروف به "[[الناصر للحق]]" از اصحاب امام هادی{{ع}} است. وی پدر جدّ [[مادری]] «[[سید مرتضی]]» قدّس سرّه میباشد. [[سید]] در اوّل کتاب خود با نام «شرح المسائل الناصریات» میگوید: و امّا [[ابو محمد ناصر کبیر]]، وی [[حسن بن علی]] است. [[فضیلت]] او در [[دانش]] و [[زهد]] و [[فقه]] از [[آفتاب]] تابان روشنتر و ظاهرتر است، وی کسی است که [[اسلام]] را در منطقه [[دیلم]] انتشار داد. تا آنجا که با [[کوشش]] او و رویه زیبایش، تعداد بیشماری از [[مردم]] آن [[سرزمین]] از [[گمراهی]] و [[جهالت]] [[نجات یافته]]، به راه [[خداوند]] و [[دین مبین اسلام]] گرویدهاند<ref>النّاصریات، ص۶۳.</ref>. | ۸. '''[[حسن بن علی بن حسن اطروش]]''': وی نواده [[عمر اشرف]]، فرزند [[علی بن حسین بن علی بن ابی طالب]] معروف به "[[الناصر للحق]]" از اصحاب امام هادی{{ع}} است. وی پدر جدّ [[مادری]] «[[سید مرتضی]]» قدّس سرّه میباشد. [[سید]] در اوّل کتاب خود با نام «شرح المسائل الناصریات» میگوید: و امّا [[ابو محمد ناصر کبیر]]، وی [[حسن بن علی]] است. [[فضیلت]] او در [[دانش]] و [[زهد]] و [[فقه]] از [[آفتاب]] تابان روشنتر و ظاهرتر است، وی کسی است که [[اسلام]] را در منطقه [[دیلم]] انتشار داد. تا آنجا که با [[کوشش]] او و رویه زیبایش، تعداد بیشماری از [[مردم]] آن [[سرزمین]] از [[گمراهی]] و [[جهالت]] [[نجات یافته]]، به راه [[خداوند]] و [[دین مبین اسلام]] گرویدهاند<ref>النّاصریات، ص۶۳.</ref>. | ||
۹. '''[[حسن بن علی | ۹. '''[[حسن بن علی وشاء]]''': شیخ وی را از اصحاب امام هادی{{ع}} برشمرده است. | ||
[[نجاشی]] گوید: وی نوه دختری «[[الیاس]] | [[نجاشی]] گوید: وی نوه دختری «[[الیاس صیرفی خزّاز]]» میباشد، حسن از جدّ خود الیاس درحالیکه در بستر [[مرگ]] افتاده بود [[روایت]] کرده است که گفت: بر من [[شاهد]] باشید و بدانید که این [[ساعت]]، ساعت [[دروغگوئی]] نیست. من از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که فرمود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَا يَمُوتُ عَبْدٌ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَوَلَّى الْأَئِمَّةَ فَتَمَسَّهُ النَّارُ}}؛ | ||
بر من [[شاهد]] باشید و بدانید که این [[ساعت]]، ساعت [[دروغگوئی]] نیست. من از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که فرمود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَا يَمُوتُ عَبْدٌ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَوَلَّى الْأَئِمَّةَ فَتَمَسَّهُ النَّارُ}}؛ | |||
به [[خدا]] [[سوگند]] هیچ بندهای در حالتی نمیمیرد که خدا و رسولش را [[دوست]] بدارد و [[ولایت ائمّه]]{{عم}} را در [[دل]] داشته باشد و در عینحال [[آتش]] [[جهنّم]] او را لمس نماید. | به [[خدا]] [[سوگند]] هیچ بندهای در حالتی نمیمیرد که خدا و رسولش را [[دوست]] بدارد و [[ولایت ائمّه]]{{عم}} را در [[دل]] داشته باشد و در عینحال [[آتش]] [[جهنّم]] او را لمس نماید. | ||
[[احمد بن محمد بن عیسی]] روایت کند که: در [[طلب]] [[حدیث]] به [[کوفه]] رفتم. | [[احمد بن محمد بن عیسی]] روایت کند که: در [[طلب]] [[حدیث]] به [[کوفه]] رفتم. در آنجا «[[حسن بن علی وشا]]» را دیدم، از او خواستم تا کتاب «[[علاء بن رزین قلا]]» و «[[ابان بن عثمان احمر]]» را به من نشان بدهد. وی آندو کتاب را برای من بیرون آورد. به او گفتم: دوست میدارم که [[اجازه روایت]] ایندو کتاب را به من بدهی، او به من پاسخ داد: فلانی خداوند رحمتت کند. چه عجلهای داری، برو و از روی این کتابها بنویس آنگاه بیا و [[استماع]] حدیث کن [تا بهموقع به تو [[اجازه روایت]] حدیث بدهم]. | ||
در آنجا «[[حسن بن علی وشا]]» را دیدم، از او خواستم تا کتاب «[[علاء بن رزین قلا]]» و «[[ابان بن عثمان احمر]]» را به من نشان بدهد. وی آندو کتاب را برای من بیرون آورد. به او گفتم: دوست میدارم که [[اجازه روایت]] ایندو کتاب را به من بدهی، او به من پاسخ داد: فلانی خداوند رحمتت کند. چه عجلهای داری، برو و از روی این کتابها بنویس آنگاه بیا و [[استماع]] حدیث کن [تا بهموقع به تو [[اجازه روایت]] حدیث بدهم]. | |||
در پاسخ او گفتم از حوادث [[روزگار]] در [[امان]] نیستم، وی به من گفت: اگر میدانستم که این حدیث (حدیث [[اهلبیت]]{{عم}}) اینقدر طالب دارد، نسخههائی از آن تکثیر میکردم، من زمانی این [[مسجد]]- یعنی [[مسجد کوفه]]- را دیدم که نهصد شیخ در آن بودند و هرکدام میگفتند: [[جعفر بن محمد]] مرا حدیث کرد. | در پاسخ او گفتم از حوادث [[روزگار]] در [[امان]] نیستم، وی به من گفت: اگر میدانستم که این حدیث (حدیث [[اهلبیت]]{{عم}}) اینقدر طالب دارد، نسخههائی از آن تکثیر میکردم، من زمانی این [[مسجد]]- یعنی [[مسجد کوفه]]- را دیدم که نهصد شیخ در آن بودند و هرکدام میگفتند: [[جعفر بن محمد]] مرا حدیث کرد. | ||
وی یکی از بزرگان [[طایفه]] [[امامیه]] بوده، کتابهای بسیاری دارد که از جمله آنها میتوان به: «[[ثواب]] الحج»، «المناسک» و «النوادر» اشاره نمود<ref>معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۳۸.</ref>. | وی یکی از بزرگان [[طایفه]] [[امامیه]] بوده، کتابهای بسیاری دارد که از جمله آنها میتوان به: «[[ثواب]] الحج»، «المناسک» و «النوادر» اشاره نمود<ref>معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۳۸.</ref>. | ||