←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
از «الجَدر» هم به عنوان یکی دیگر از منازل بنی ظفر در [[مدینه]] نام برده شده است<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۷۱.</ref>. از سرزمینهای دوران [[اسلامی]] آنان، -علاوه بر مدینه- میتوان به [[عراق]] و به ویژه [[شهر]] بزرگش [[کوفه]] به عنوان موطن برخی از [[رجال]] این [[قوم]] یاد کرد<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷. عدی بن ابان بن ثابت بن قیس بن خطیم انصاری ظفری معروف به «عدی بن ثابت کوفی»، -از روات نامی بنی ظفر- از جمله این افراد است. (ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۴۱۸)</ref>. وجود [[مسجد]] اختصاصی برای [[مردم]] این [[قوم]] در [[کوفه]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷.</ref>، حکایت از حضور تعداد قابل توجهی از ظفریها در این [[شهر]] دارد. ضمن این که از [[قریه]] «شوس»<ref>احتمالاً مکانی بوده در اندلس.</ref> هم به عنوان [[منزل]] جمعی از ظفریها از [[فرزندان]] [[قتادة بن نعمان انصاری]] نام برده شده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲-۳۴۳. ابن حزم این موضع را منزل رهط عبدالله بن عمر بن عبدالله بن موسی بن عبیدالله بن عبدالرحمن بن منصور بن عمر بن قتادة بن النعمان عنوان کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲-۳۴۳)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | از «الجَدر» هم به عنوان یکی دیگر از منازل بنی ظفر در [[مدینه]] نام برده شده است<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۷۱.</ref>. از سرزمینهای دوران [[اسلامی]] آنان، -علاوه بر مدینه- میتوان به [[عراق]] و به ویژه [[شهر]] بزرگش [[کوفه]] به عنوان موطن برخی از [[رجال]] این [[قوم]] یاد کرد<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷. عدی بن ابان بن ثابت بن قیس بن خطیم انصاری ظفری معروف به «عدی بن ثابت کوفی»، -از روات نامی بنی ظفر- از جمله این افراد است. (ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۴۱۸)</ref>. وجود [[مسجد]] اختصاصی برای [[مردم]] این [[قوم]] در [[کوفه]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷.</ref>، حکایت از حضور تعداد قابل توجهی از ظفریها در این [[شهر]] دارد. ضمن این که از [[قریه]] «شوس»<ref>احتمالاً مکانی بوده در اندلس.</ref> هم به عنوان [[منزل]] جمعی از ظفریها از [[فرزندان]] [[قتادة بن نعمان انصاری]] نام برده شده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲-۳۴۳. ابن حزم این موضع را منزل رهط عبدالله بن عمر بن عبدالله بن موسی بن عبیدالله بن عبدالرحمن بن منصور بن عمر بن قتادة بن النعمان عنوان کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲-۳۴۳)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | ||
==بنی ظفر و [[تاریخ]] [[جاهلی]]== | |||
بنی ظفر در [[جاهلیت]] در کنار [[طوایف]] [[بنی بیاضه]] و [[بنی زریق]]، به کندی در [[فرار]] از معارک و [[سرعت]] در حملات شناخته میشدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۴.</ref>. نقل است که [[اوس و خزرج]] هرگز در مکانی با هم روبرو نمیشدند، مگر اینکه [[برتری]] این [[قبایل]] بر سایر طوایف اوس و خزرج، کاملاً مشهود بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۴.</ref>. آنان در [[جنگهای جاهلی]] در میادین بسیاری شرکت کرده بودند که از مهمترین آنها میتوان به حضور مردم این قوم در [[جنگ]] مُعَبِّس (مُغَلِّس) و مُضَرِّس اشاره کرد. در این [[پیکار]]، که میان قبایل اوس و خزرج در گرفت، [[اوسیها]] [[شکست]] خوردند و از معرکه گریختند. در پی این واقعه، [[بنی عمرو بن عوف]] و [[بنی اوس مناة]] از در [[سازش]] با خزرج در آمدند و با آنها [[صلح]] کردند. اما [[بنی عبدالاشهل]] و بنی ظفر و دیگر خاندانهای اوس از صلح خودداری کردند و گفتند تا [[انتقام]] [[خون]] کشتههای خود را نگیرند با [[خزرجیان]] [[مصالحه]] نخواهند کرد. خزرج نیز پس از صلح با [[بنی عمرو بن عوف]] و [[بنی اوس مناة]] پی در پی بر سایر خاندانهای اوس میتاخت و به آنان [[دستبرد]] میزد؛ چندان که [[اوسیها]] -جز خاندانهایی که با خزرج [[صلح]] کرده بودند- به ستوه آمدند و تصمیم به خروج از [[مدینه]] گرفتند. در این هنگام، [[بنی سلمه]] -از [[طوایف]] خزرج- بر مرغزار پر درختی به نام «رَعل» که به [[بنی عبدالاشهل]] تعلق داشت، [[یورش]] بردند. [[فرزندان]] عبدالاشهل به [[دفاع از خود]] برخاستند و موفق شدند [[سعد بن معاذ اشهلی]] -[[رییس]] [[خزرجیان]]- را به شدت زخمی کنند. بنیسلمهایها، سعد را در پناه خود گرفتند و به [[درمان]] او پرداختند. بدین ترتیب [[جنگ]] بین دو طرف خاتمه یافت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۶-۶۷۷. نیز ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۸۶.</ref>. | |||
جنگ «ربیع ظفری» هم از دیگر ایام مشهور [[جاهلی]] بود<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۶.</ref> که بین دو [[طایفه]] بنی ظفر و [[بنی مالک بن نجار]] -از [[قبیله خزرج]]- اتفاق افتاد. سبب وقوع این جنگ آن بود که ربیع ظفری -از سران ب نی ظفر- قصد داشت جهت رفتن به ملکش، از مرغزاری که به مردی از [[بنی نجار]] تعلق داشت، بگذرد. مرد نجاری از رفتن وی ممانعت به عمل آورد و در نتیجه دو طرف به [[نزاع]] برخاستند و در این [[منازعه]] مرد نجاری توسط ربیع کشته شد. سپس ربیع، [[قوم]] خود را گرد آورد و با کسان مقتول وارد جنگ شد. این [[نبرد]] که شدیدترین زد و خورد میان دو دسته تا آن [[زمان]] محسوب میشد، سرانجام با [[شکست]] [[قبیله]] بنی مالک بن نجار خاتمه یافت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۶.</ref>. | |||
از دیگر [[اخبار]] جاهلی این قوم میتوان از برخی [[درگیریها]] و جنگهای میان قبیلگی از جمله جنگهای آنان با [[بنی حارثة بن حارث بن خزرج]] -که در پی انتقامجوییهای قیس بن [[حطیم بن عدی]] -رییس بنی ظفر- از [[قاتلان]] پدر و جد خویش و در نتیجه [[قتل]] [[قاتل]] بنیحارثهای پدر خود انجام گرفت-<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۵.</ref> را نیز باید از دیگر اخبار ثبت شده از [[دوران جاهلی]] بنی ظفر برشمرد. برخی منابع، در تشریح این واقعه چنین نقل کردهاند که: خطیم پدر [[قیس بن خطیم]] -از سران و شعرای پر آوازه بنی ظفر- در حالی که قیس کوچک بود، توسط مردی از [[بنی حارثة بن حارث بن خزرج]] کشته شد. چون [[قیس بن خطیم]] به سن [[بلوغ]] رسید و از این امر اطلاع یافت، در [[اندیشه]] [[انتقام]] از [[قاتلان]] پدر و جدش -عدی- که پیش از پدر بهدست [[عبدالقیس]] کشته شده بود، بر آمد. او همچنان مترصد فرصتی بود تا از [[قاتلین]] پدر و جدش انتقام بگیرد تا این که در یثرب به [[قاتل]] پدرش دست یافت و او را کشت. و این، موجب جنگهایی بین [[قوم]] او و بنی خزرج شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۵.</ref>. وی سپس، اقدام به [[قتل]] قاتل جدش کرد و او را در [[بازار]] [[ذی المجاز]] در میان گروه زیادی از قومش یافت. از آنجا که جز اندکی از [[مردم]] [[اوس]]، کسی همراه او نبود، وی از [[حذیفه]] بن [[بدر]] [[فزاری]] کمک خواست، اما او نپذیرفت. به همین جهت، قیس از [[خداش بن زهیر]] -[[رییس]] [[بنی عامر]]- یاریطلبید. [[خداش]] جمعی از مردم بنی عامر را با او همراه کرد تا اینکه به قاتل عدی رسیدند. او بر اسب خود در بازار ایستاده بود، پس قیس با نیزه به او [[حمله]] برد و او را کشت، همراهان آن مرد خواستند بر قیس [[یورش]] آورند، اما بنی عامر مانع او شدند و قیس از معرکه گریخت<ref>ابوالفرج [[اصفهانی]]، الاغانی، ج۳، ص۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۳۵-۵۳۶. جهت مطالعه [[روایت]] [[ابن کلبی]] از این داستان ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۶-۸.</ref>. جنگهای شدیدی که بنی ظفر با [[همراهی]] [[بنی عبدالاشهل]] علیه [[بنی حارثة بن حارث]] به راه انداخته بودند، [[بنی حارثه]] را مجبور به ترک [[دیار]] خود در دار بنی عبدالاشهل و انتقال از منطقهشان به غرب [[مشهد]] [[حمزه]] -معروف به یثرب- کرده بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۳.</ref>. | |||
مشارکت در [[مخاصمات]] فی ما بین بنی ظفر و [[بنی جحجبی]] از یک سو و [[بنی خطمه]] از سوی دیگر هم، از دیگر اخباری است که حکایت از حضور مردان این [[طایفه]] در جنگهای [[دوران جاهلی]] دارد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶.</ref>. | |||
«[[فجار]] اول [[انصار]]» هم از دیگر [[جنگهای جاهلی]] بود که [[رجال]] بنی ظفر در آن نقشآفرین بودند. نقل است که پس از [[جنگ حاطب]]، [[اوس و خزرج]] در صدد [[صلح]] بر آمدند و بدین قرار صلح کردند که [[اجساد]] کشتهشدگان خود را بشمارند و هر [[قبیله]] که تعداد بیشتری از قبیله دیگر کشته بود خونبهای کسانی را که بیشتر کشته، بپردازد. در پی این سرشماری، خزرج سه نفر بیشتر از [[اوس]] کشته بود، بنابراین سه تن از افراد خود را به عنوان گروگان در پیش اوس گذاشتند تا بعد از پرداختن خونبهای آن سه کشته، آنها را از گرویی در آورند. ولی اوس [[خیانت]] کرد و آن سه نفر را کشت. با کشتن این سه تن، مردان خزرج در صدد [[انتقام]] بر آمدند و در بستانها با [[قبیله اوس]] رو در رو گردیدند. [[فرماندهی]] [[قبیله خزرج]] را [[عبدالله بن ابی بن سلول]] و [[ریاست]] اوس را [[ابوقیس بن اسلت]] بر عهده داشتند. [[جنگی]] بسیار سخت در گرفت؛ چندان که نزدیک بود قبیلهای [[قبیله]] دیگر را از بین ببرد. در این [[روز]]، [[قیس بن خطیم]] در بوستان خود بود که دید کسان وی به [[جنگ]] میروند. قیس بر آن شد که با ایشان [[همکاری]] و [[همراهی]] کند و چون به تمام جنگافزارهای جنگیاش دسترسی نیافت، فقط شمشیرش را برداشت و با آنان به راه افتاد. آن روز، کار او در جنگ بالا گرفت و در [[مردانگی]] و [[شجاعت]] [[امتحان]] خوبی پس داد و زخم [[سختی]] نیز برداشت؛ چندان که جهت بهبودیاش مجبور شد تا چند روزی درنگ کند و مدتی از [[نوشیدن آب]] امتناع کند تا این که زخمش بهبود یافت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۵-۶۷۶.</ref>. | |||
ضمن این که ثبت اشعاری از قیس بن خطیم در [[یوم]] السراره<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۳.</ref>، [[حرب]] ربیع الظفری<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۶.</ref> و یوم بعاث<ref>ابن سلام جمحی، طبقات فحول الشعراء، ج۱، ص۲۲۸؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۷۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۲.</ref> در برخی منابع هم، میتواند دلیلی بر مشارکت احتمالی او و دیگر ظفریها در این [[جنگها]] باشد. | |||
علاوه بر نبردهای [[جاهلی]]، [[اخبار]] [[پیمانها]] و [[احلاف]] هم که بخشی از برنامههای هر قبیلهای در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود بود نیز، بخشی قابل توجه از [[تاریخ]] [[قبایل]] جاهلی از جمله بنی ظفر را به خود اختصاص میدهد. از میان احلاف و پیمانهای مستقل شناخته شده بنی ظفر با قبایل و [[طوایف]] جاهلی میتوان به [[همپیمانی]] آنان با بنی اعمام خود [[بنی عبدالاشهل]]<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و [[بنی جحجبی]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶.</ref> و مشارکت با آنها در برخی حوادث و وقایع [[دوران جاهلی]] اشاره کرد. | |||
از [[ادیان]] و آیینهای [[جاهلی]] این [[قوم]] خبر مستقلی به دست ما نرسیده است اما به نظر میرسد آنها نیز همراه با دیگر [[اقوام]] [[اوس]] و [[خزرجی]] خود، به [[پرستش]] [[بتها]] از جمله [[بت]] «[[منات]]» که در منطقه [[حجاز]] و تهامه و در [[ساحل]] [[دریای سرخ]] میان [[مکه]] و [[مدینه]] در هفت میلی مدینه در محلی به نام «[[مشلّل]]» [[نصب]] شده بود و [[معبود]] شعب گوناگون [[ازدی]]، اعم از [[اوس و خزرج]]، [[خزاعه]]، [[غسان]] (نه [[غسانیان]] [[مسیحی]]) و [[ازد]] شنوءه به شمار میرفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴؛ محمد ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۹.</ref>، [[اشتغال]] داشتند. ضمن این که برخی نقلها، از رواج برخی آیینهای [[الهی]] از جمله [[یهودیت]] در بین [[مردم]] بنی ظفر حکایت دارد<ref>نقل است که رسول خدا{{صل}} زرهی از زرههای خود را برای گرفتن مقداری جو، پیش مردی از قبیله بنی ظفر به نام «ابو شحم یهودی» گرو گذاشتند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۹)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||