←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*کاهن بهمعنای غیبگو است و "سطیح کاهن" یکی از مشهورترین غیبگویان تاریخ است. وی از مردم یمن بوده و همواره بر زمین افتاده بود و میگویند ۱۵۰ سال عمر کرده است<ref>معارف و معاریف، ج ۶، ص ۲۵۰.</ref>. | *کاهن بهمعنای غیبگو است و "سطیح کاهن" یکی از مشهورترین غیبگویان تاریخ است. وی از مردم یمن بوده و همواره بر زمین افتاده بود و میگویند ۱۵۰ سال عمر کرده است<ref>معارف و معاریف، ج ۶، ص ۲۵۰.</ref>. | ||
مرحوم [[علامه مجلسی]] در کتاب "بحار الانوار" از کتاب "مشارق الانوار" تألیف حافظ رجببرسی، که از علما و محدثان [[شیعه]] است، خبری را درباره ظهور [[امام زمان]] {{ع}} از سطیح کاهن بدین مضمون نقل نموده است: "ذاجدن پادشاه برای استفسار از موضوعی که در آن تردید داشت به دنبال سطیح کاهن فرستاد. چون سطیح آمد خواست او را امتحان کند، لذا یک دینار در کفش خود پنهان کرد و آنگاه به وی اجازه داد که داخل شود. چون وارد شد، شاه گفت: ای سطیح! برای تو چه پنهان کردهام؟ سطیح گفت:... در کفش خود یک دینار پنهان کردهای! شاه پرسید: این را از کجا دانستی؟ سطیح گفت: از یک نفر جن که مانند برادر، همهجا با من همراه است. شاه گفت: ای سطیح! از آنچه در روزگاران پدید میآید مرا مطلع گردان. سطیح گفت: هنگامی که نیکان از میان بروند و اشرار به جاه و مقام برسند، و مقدرات الهی را تکذیب نمایند، و اموال را به سختی حمل کنند... و اختلاف کلمه پدید آید... ستاره دنبالهداری که عرب را پریشان کند، طلوع نماید. در آن هنگام، باران نبارد و رودها خشک شود و اوضاع روزگار دگرگون گردد... آنگاه مردی از اولاد صَخر<ref>صَخْر: نام ابو سفیان پدر معاویه است و مقصود از او سفیانی مشهور میباشد.</ref> خروج میکند و پرچمهای سیاه را به پرچمهای سرخ تبدیل مینماید و محرمات را مباح میگرداند... در آن موقع "مهدی" فرزند پیغمبر ظاهر میشود و این در وقتی است که مظلومی در [[مدینه]] و پسرعموی وی در خانه خدا کشته شود... او حق را به اهل [[حق]] برگرداند و میهمانی را در میان مردم افزون گرداند و با [[عدالت]] خود، غبار ظلالت را از میان ببرد. پس زمین را پر از عدل و داد کند و عالم را پر از برکت نماید"<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۲.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۰۳.</ref>. | *مرحوم [[علامه مجلسی]] در کتاب "بحار الانوار" از کتاب "مشارق الانوار" تألیف حافظ رجببرسی، که از علما و محدثان [[شیعه]] است، خبری را درباره ظهور [[امام زمان]] {{ع}} از سطیح کاهن بدین مضمون نقل نموده است: "ذاجدن پادشاه برای استفسار از موضوعی که در آن تردید داشت به دنبال سطیح کاهن فرستاد. چون سطیح آمد خواست او را امتحان کند، لذا یک دینار در کفش خود پنهان کرد و آنگاه به وی اجازه داد که داخل شود. چون وارد شد، شاه گفت: ای سطیح! برای تو چه پنهان کردهام؟ سطیح گفت:... در کفش خود یک دینار پنهان کردهای! شاه پرسید: این را از کجا دانستی؟ سطیح گفت: از یک نفر جن که مانند برادر، همهجا با من همراه است. شاه گفت: ای سطیح! از آنچه در روزگاران پدید میآید مرا مطلع گردان. سطیح گفت: هنگامی که نیکان از میان بروند و اشرار به جاه و مقام برسند، و مقدرات الهی را تکذیب نمایند، و اموال را به سختی حمل کنند... و اختلاف کلمه پدید آید... ستاره دنبالهداری که عرب را پریشان کند، طلوع نماید. در آن هنگام، باران نبارد و رودها خشک شود و اوضاع روزگار دگرگون گردد... آنگاه مردی از اولاد صَخر<ref>صَخْر: نام ابو سفیان پدر معاویه است و مقصود از او سفیانی مشهور میباشد.</ref> خروج میکند و پرچمهای سیاه را به پرچمهای سرخ تبدیل مینماید و محرمات را مباح میگرداند... در آن موقع "مهدی" فرزند پیغمبر ظاهر میشود و این در وقتی است که مظلومی در [[مدینه]] و پسرعموی وی در خانه خدا کشته شود... او حق را به اهل [[حق]] برگرداند و میهمانی را در میان مردم افزون گرداند و با [[عدالت]] خود، غبار ظلالت را از میان ببرد. پس زمین را پر از عدل و داد کند و عالم را پر از برکت نماید"<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۲.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۰۳.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||