تبع: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۷۵۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


برخی معتقدند تبّع یکی از پادشاهان جهان‌گشای یمن بود که تمام ممالک تا [[هند]] را [[تصرف]] کرد و ضمن [[لشکرکشی]] وارد [[مکه]] شد و قصد [[تخریب]] آن مکان [[مقدس]] را داشت؛ اما به [[بیماری]] زکام شدید [[مبتلا]] شد. حکیمی از ملازمان وی چنین تشخیص داده بود که علت بیماری، سوءقصد به مکه است و [[راه]] درمان را در پشیمان شدن از این [[دستور]] معرفی کرد. او نیز پذیرفت و [[نذر]] کرد در [[تکریم]] آن [[خانه]] بکوشد<ref>خزائلی، محمد، اعلام القرآن، صفحه ۲۵۷؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۱، صفحه ۲۶۶؛ خرمشاهی، بهاءالدین، دانش نامه قرآن وقرآن پژوهی، جلد۱، صفحه ۴۷۲؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد۱۸، صفحه ۱۵۲و۱۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ‌نامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص ۳۸۷۳.</ref>
برخی معتقدند تبّع یکی از پادشاهان جهان‌گشای یمن بود که تمام ممالک تا [[هند]] را [[تصرف]] کرد و ضمن [[لشکرکشی]] وارد [[مکه]] شد و قصد [[تخریب]] آن مکان [[مقدس]] را داشت؛ اما به [[بیماری]] زکام شدید [[مبتلا]] شد. حکیمی از ملازمان وی چنین تشخیص داده بود که علت بیماری، سوءقصد به مکه است و [[راه]] درمان را در پشیمان شدن از این [[دستور]] معرفی کرد. او نیز پذیرفت و [[نذر]] کرد در [[تکریم]] آن [[خانه]] بکوشد<ref>خزائلی، محمد، اعلام القرآن، صفحه ۲۵۷؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۱، صفحه ۲۶۶؛ خرمشاهی، بهاءالدین، دانش نامه قرآن وقرآن پژوهی، جلد۱، صفحه ۴۷۲؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد۱۸، صفحه ۱۵۲و۱۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ‌نامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص ۳۸۷۳.</ref>
==تُبّع در نزدیکی [[مدینه]]==
در روایت دیگری آمده است هنگامی که «تُبَّع» در یکی از سفرهای [[کشورگشایی]] خود نزدیک [[مدینه]] آمد برای علمای [[یهود]] که ساکن آن [[سرزمین]] بودند [[پیام]] فرستاد که من این سرزمین را ویران می‌کنم تا هیچ [[یهودی]] در آن نماند، و آئین [[عرب]] در اینجا [[حاکم]] شود.
«شامول» یهودی که [[اعلم]] علمای یهود در آنجا بود گفت ای [[پادشاه]] این شهری است که هجرتگاه [[پیامبری]] از [[دودمان]] اسماعیل است که در [[مکه]] متولد می‌شود، سپس بخشی از [[اوصاف پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} را برشمرد، «تُبَّع» که گویا سابقۀ [[ذهنی]] در این باره داشت گفت: بنابراین من [[اقدام]] به [[تخریب]] این [[شهر]] نخواهم کرد.
حتی در روایتی در ذیل همین داستان آمده است که او به بعضی از قبیلۀ [[اوس و خزرج]] که همراه او بودند دستور داد که در این شهر بمانید و هنگامی که [[پیامبر]] [[موعود]] خروج کرد او را [[یاری]] کنید و [[فرزندان]] خود را به این امر توصیه نمائید، حتی نامه‌ای نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار [[ایمان به پیامبر]] اسلام{{صل}} کرد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]] ص ۴۸۶.</ref>


==تُبَّع در [[شهر مکه]]==
==تُبَّع در [[شهر مکه]]==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش