←سرخی آسمان
| خط ۶: | خط ۶: | ||
اسب بیصاحب [[ابا عبدالله]] {{ع}} [[پیشانی]] خود را به خون [[مقدس]] پیشوای [[مظلوم]] و [[شهید]] رنگین نموده و دواندوان و وحشتزده خود را به خیمههای [[امام]] رساند تا [[زنان]] و [[کودکان]] آن بزرگوار را در جریان [[شهادت]] [[حضرت]] قرار دهد، این صحنه جانسوز در [[زیارت ناحیه مقدسه]] اینگونه به تصویر کشیده شده است. {{متن حدیث|فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ مَخْزِياً وَ نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ نَاشِرَاتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ لِلْوُجُوهِ سَافِراتٍ وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلَاتٍ وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مِبَادِرَاتٍ}}<ref>«آنگاه که بانوان حرم چشمشان به اسب بیصاحب امام {{ع}} که سرافکنده و با زین واژگون به خیمهها نزدیک شده بود، افتاد، همه با موهای پریشان از خیمهها بیرون دویدند و با زدن بر سر و صورت و ناله و فریاد و خواری پس از عزّت، به سمت قتلگاه حسین، شتافتند».</ref>. | اسب بیصاحب [[ابا عبدالله]] {{ع}} [[پیشانی]] خود را به خون [[مقدس]] پیشوای [[مظلوم]] و [[شهید]] رنگین نموده و دواندوان و وحشتزده خود را به خیمههای [[امام]] رساند تا [[زنان]] و [[کودکان]] آن بزرگوار را در جریان [[شهادت]] [[حضرت]] قرار دهد، این صحنه جانسوز در [[زیارت ناحیه مقدسه]] اینگونه به تصویر کشیده شده است. {{متن حدیث|فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ مَخْزِياً وَ نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ نَاشِرَاتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ لِلْوُجُوهِ سَافِراتٍ وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلَاتٍ وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مِبَادِرَاتٍ}}<ref>«آنگاه که بانوان حرم چشمشان به اسب بیصاحب امام {{ع}} که سرافکنده و با زین واژگون به خیمهها نزدیک شده بود، افتاد، همه با موهای پریشان از خیمهها بیرون دویدند و با زدن بر سر و صورت و ناله و فریاد و خواری پس از عزّت، به سمت قتلگاه حسین، شتافتند».</ref>. | ||
[[عقیله]] [[بنی هاشم]]، [[زینب]] | [[عقیله]] [[بنی هاشم]]، [[زینب]] داغ دیده، دخت [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} فریاد زد: | ||
{{متن حدیث|وا محمداه! وا أبتاه! وا علياه! وا جعفراه! وا حمزتاه! هذا حسين بالعراء صريع بكربلاء، ليت السّماء اُطبقت على الأرض! و ليت الجبال تدكدكت على السّهل}}<ref>«ای رسول خدا، پدرجان! ای علی! ای جعفر! ای حمزه! کجایید؟ این پیکر آغشته به خون، حسین است که در بیابان کربلا افتاده، کاش، آسمان بر زمین فرومیافتاد و کوهها متلاشی میشد و در دشتها فرومیریخت» مقتل مقرم، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۲۷۴.</ref>. | {{متن حدیث|وا محمداه! وا أبتاه! وا علياه! وا جعفراه! وا حمزتاه! هذا حسين بالعراء صريع بكربلاء، ليت السّماء اُطبقت على الأرض! و ليت الجبال تدكدكت على السّهل}}<ref>«ای رسول خدا، پدرجان! ای علی! ای جعفر! ای حمزه! کجایید؟ این پیکر آغشته به خون، حسین است که در بیابان کربلا افتاده، کاش، آسمان بر زمین فرومیافتاد و کوهها متلاشی میشد و در دشتها فرومیریخت» مقتل مقرم، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۲۷۴.</ref>. | ||