جز
جایگزینی متن - '</ref><ref>مجتبی تونهای، [[موعودنامه' به '</ref><ref>تونهای، مجتبی، [[موعودنامه'
جز (جایگزینی متن - '</ref><ref>مجتبی تونهای، [[موعودنامه' به '</ref><ref>تونهای، مجتبی، [[موعودنامه') |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[حکیمه خاتون]] میگوید: من پس از چهل روز از ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، طبق دعوت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} به خانهاش رفتم، وقتی وارد اتاق حضرت شدم، ناگهان دیدم همان کودک چون آفتاب درخشنده در مقابل پدر راه میرود و به اندازه یک فرزند دوساله میماند. از مشاهده این وضع تعجب کردم و از امام پرسیدم: ای سرور من! این کودک به اندازه دو سال رشد کرده است! حضرت تبسّمی کرد و فرمود: فرزندان پیامبران و جانشینان پیامبران که به مقام پیشوایی و [[امامت]] برگزیده میشوند، رشدشان همانند سایرین نیست، بلکه وقتی یک ماه از عمرشان بگذرد، چنان است که بر دیگران، یک سال گذشته باشد و فرزند ما [[اهل بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} در شکم مادر سخن میگوید، [[قرآن]] میخواند، پروردگارش را عبادت میکند و هنگامی که به دوران شیرخوارگی میرسد، فرشتگان در هر بامداد و شامگاه بر او فرود میآیند و فرمانش را [[اطاعت]] میکنند. حکیمه میگوید: از آن پس، هر [[چهل]] روز یک بار، فرزند ارجمند [[امام حسن عسکری]] {{ع}} را میدیدم تا اینکه چند روز قبل از شهادت [[حضرت]]، وقتی او را دیدم نشناختم. از [[امام عسکری]] {{ع}} سؤال کردم، فرمود: او پسر نرجس است و من به زودی از دنیا میروم؛ تو مطیع او باش..."<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی | *[[حکیمه خاتون]] میگوید: من پس از چهل روز از ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، طبق دعوت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} به خانهاش رفتم، وقتی وارد اتاق حضرت شدم، ناگهان دیدم همان کودک چون آفتاب درخشنده در مقابل پدر راه میرود و به اندازه یک فرزند دوساله میماند. از مشاهده این وضع تعجب کردم و از امام پرسیدم: ای سرور من! این کودک به اندازه دو سال رشد کرده است! حضرت تبسّمی کرد و فرمود: فرزندان پیامبران و جانشینان پیامبران که به مقام پیشوایی و [[امامت]] برگزیده میشوند، رشدشان همانند سایرین نیست، بلکه وقتی یک ماه از عمرشان بگذرد، چنان است که بر دیگران، یک سال گذشته باشد و فرزند ما [[اهل بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} در شکم مادر سخن میگوید، [[قرآن]] میخواند، پروردگارش را عبادت میکند و هنگامی که به دوران شیرخوارگی میرسد، فرشتگان در هر بامداد و شامگاه بر او فرود میآیند و فرمانش را [[اطاعت]] میکنند. حکیمه میگوید: از آن پس، هر [[چهل]] روز یک بار، فرزند ارجمند [[امام حسن عسکری]] {{ع}} را میدیدم تا اینکه چند روز قبل از شهادت [[حضرت]]، وقتی او را دیدم نشناختم. از [[امام عسکری]] {{ع}} سؤال کردم، فرمود: او پسر نرجس است و من به زودی از دنیا میروم؛ تو مطیع او باش..."<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۲۶۲.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||