حج در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۸: خط ۲۸:
از برخی [[آیات قرآن]] بر می‌آید که [[خانه کعبه]] و حج، پیشینه‌ای بسیار طولانی پیش از [[اسلام]] دارند؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref> از [[کعبه]] با نام [[خانه]] کهن یاد شده است: {{متن قرآن| ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}}}. در برخی [[روایات]] آمده است که بدان جهت به این نام ([[عتیق]]) نامیده شده که [[خداوند]] این خانه را پیش از [[آفرینش]] [[انسان‌ها]] و حتی قبل از [[خلقت]] [[زمین]] [[آفریده]] است؛<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۳۹۹.</ref> بدین معنا که خداوند ابتدا کعبه را آفرید. سپس کره زمین از زیر کعبه گسترش یافت. در آیه‌ای دیگر کعبه نخستین خانه‌ای دانسته شده که خداوند آن را برای انسان‌ها در زمین قرار داده است: {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref> و در آیه‌ای دیگر [[قرآن]] همه [[امت‌ها]] را دارای [[مناسک]] و عباداتی دانسته است: {{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>«و برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> و {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref> که [[مناسک حج]] از جمله آنهاست<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۶۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۵۸.</ref>.
از برخی [[آیات قرآن]] بر می‌آید که [[خانه کعبه]] و حج، پیشینه‌ای بسیار طولانی پیش از [[اسلام]] دارند؛ از جمله در [[آیه]] {{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref> از [[کعبه]] با نام [[خانه]] کهن یاد شده است: {{متن قرآن| ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}}}. در برخی [[روایات]] آمده است که بدان جهت به این نام ([[عتیق]]) نامیده شده که [[خداوند]] این خانه را پیش از [[آفرینش]] [[انسان‌ها]] و حتی قبل از [[خلقت]] [[زمین]] [[آفریده]] است؛<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۳۹۹.</ref> بدین معنا که خداوند ابتدا کعبه را آفرید. سپس کره زمین از زیر کعبه گسترش یافت. در آیه‌ای دیگر کعبه نخستین خانه‌ای دانسته شده که خداوند آن را برای انسان‌ها در زمین قرار داده است: {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref> و در آیه‌ای دیگر [[قرآن]] همه [[امت‌ها]] را دارای [[مناسک]] و عباداتی دانسته است: {{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>«و برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> و {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref> که [[مناسک حج]] از جمله آنهاست<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۶۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۵۸.</ref>.


اما درباره [[زمان]] بنیانگذاری کعبه و [[اعمال]] حج، روایات مختلفی نقل شده است؛ از برخی روایات بر می‌آید که [[ملائکه]] [[الهی]] بنیانگذاران کعبه و نخستین حج‌گزاران بوده‌اند. در روایاتی نقل شده که خداوند در زیر [[عرش]] خانه‌ای به نام «[[بیت المعمور]]» برای [[طواف]] و [[زیارت]] [[فرشتگان]] بنا کرد و سپس ملائکه را به زمین فرستاد تا کعبه را برای زیارت و طواف انسان‌ها بنا کنند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۸.</ref> پس از [[بنای کعبه]]، [[جبرئیل]] نخستین حجگزار بود.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۵۹۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۹.</ref> بر پایه روایتی دیگر [[زمان]] این عمل ۳۰۰۰ سال پیش از [[آدم]] بوده است.<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۸.</ref> در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} [[کعبه]] را خانه‌ای شمرد که ۲۰۰۰ سال پیش از آدم [[زیارت]] می‌شده است <ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۶.</ref>که بر اساس [[حدیثی]] دیگر این حج‌گزاران [[ملائکه]] [[الهی]] دانسته شده‌اند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۰.</ref> برخی نخستین حج‌گزار کعبه را [[حضرت آدم]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۲؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۰.</ref> این مطلب در برخی [[روایات]] نیز آمده است.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> با توجه به روایات گذشته که نخستین حج‌گزاران را ملائکه دانسته‌اند ممکن است مراد این روایات، نخستین حجگزار از [[انسان‌ها]] باشد، از این‌رو با هم منافاتی ندارند. در مورد [[حج]] آدم {{ع}} [[روایت]] شده که پس از خروج از [[بهشت]]، وی بر [[کوه صفا]] فرود آمد. سپس [[جبرئیل]] [[مناسک حج]] را به او آموخت و آدم {{ع}} همه [[اعمال]] [[حج]] از جمله [[طواف]]، [[رمی]] جمرات، [[قربانی]]، حلق، سعی و طواف [[نساء]] را انجام داد.<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۶ ـ ۲۲۷.</ref> بر اساس برخی روایات، آدم ۱۰۰۰ بار پیاده به [[مکه]] آمد و ۷۰۰ حج و ۳۰۰ [[عمره]] به جای آورد.<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.</ref> پس از آدم، [[شیث]] فرزند و [[وصی]] او کعبه را بازسازی کرد <ref>عمدة القاری، ج ۱۵، ص۲۱۷؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص۲۶۱.</ref> و حج و عمره به جای آورد.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۱۰؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص۲۶۱.</ref> در روایاتی دیگر نقل شده که نوح {{ع}} نیز حج به جا می‌آورد <ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۷.</ref> و نیز [[روایت]] شده که در [[زمان]] طوفان و غرق شدن [[زمین]]، [[کشتی نوح]] پیرامون [[کعبه]] [[طواف]] کرد، سپس به [[منا]] آمد و در بازگشت نیز دوباره به [[امر خداوند]] بر گرد کعبه طواف کرد <ref> الکافی، ج ۴، ص۲۱۲؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۳۶۶.</ref> و نیز روایت شده که میان [[صفا و مروه]] ۷ دور سعی انجام داد.<ref> نورالثقلین، ج ۲، ص۳۶۶.</ref> پس از [[طوفان نوح]] بر اثر از میان رفتن آثار کعبه، [[پیامبران الهی]] بدون آنکه مکان دقیق کعبه را بدانند [[حج]] را به جا می‌آوردند <ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۳؛ مجمع الزوائد، ج ۳، ص۲۸۸؛ بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۲۳.</ref> تا اینکه [[خداوند]] مکان آن را به [[ابراهیم]] {{ع}} نشان داد: {{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و آن حضرت با کمک اسماعیل کعبه را تجدید بنا کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند): پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref> و نیز آن حضرت از خداوند خواست که [[اعمال]] [[حج]] یا جایگاه آنها را به آن حضرت نشان دهد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹.</ref> در [[روایات]] آمده است که پس از اتمام ساختمان کعبه [[جبرئیل]] نزد آن حضرت آمد و [[مناسک حج]] را به وی آموخت <ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۶۷.</ref> و نیز نقل شده که آن حضرت در حالی که اسماعیل همراه وی بود حج را سوار بر شتری سرخ موی انجام دادند و جبرئیل نیز اعمال [[واجب]] و [[مستحب]] حج را به آنان می‌آموخت.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹.</ref> برپایه [[نقلی]] دیگر [[خانواده]] و [[فرزندان]] ابراهیم نیز حج به جای آوردند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۸.</ref> افزون بر این، [[خدا]] به [[حضرت ابراهیم]] و فرزندش [[فرمان]] داد تا [[خانه کعبه]] را از هرگونه [[آلودگی]] برای دیگر حج‌گزاران [[پاک]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> و همه [[انسان‌ها]] را به انجام [[حج]] فرا خواند: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> پس از این [[فرمان]]، [[ابراهیم]] بر روی [[مقام]] قرار گرفت و همه انسان‌ها را به حج فرا خواند <ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۰.</ref> و [[مردم]] ندای ابراهیم را برای حج از هر سو لبیک گفتند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۳۳۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۸.</ref> پس از ابراهیم و اسماعیل {{ع}} دیگر [[پیامبران الهی]] و [[پیروان]] آنان نیز حج [[خانه خدا]] را به جای می‌آوردند؛ از جمله از [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> که از قرار دادن حج به عنوان مبدأ سال در [[شریعت]] [[شعیب]] یاد کرده<ref> جامع البیان، ج ۲۰، ص۸۱؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۴۳۱.</ref> بر می‌آید که حج در شریعت آن حضرت وجود داشته است.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶.</ref> در روایتی این آیه دلیل بر وجود حج در [[شرایع]] پیش از [[اسلام]] دانسته شده است؛<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۶.</ref> همچنین در روایتی نقل شده که [[حضرت موسی]] همراه ۷۰ [[پیامبر الهی]] [[حج]] گزارد.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳ ـ ۲۱۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۳۸۶.</ref> در [[حدیثی]] دیگر از [[محرم]] شدن حضرت موسی از [[فلسطین]] و گذشتن وی از منطقه «صفاح الروحاء» در حال لبیک گویی یاد شده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۴.</ref> پس از [[موسی]] پیروان آن حضرت با [[انحراف]] از [[شریعت الهی]] و انشعاب به گروه‌های مختلف هر یک مکان خاصی را برای [[زیارت]] و عبادت‌های خود به جای [[کعبه]] برگزیدند که از جمله این مکان‌ها می‌توان از [[بیت المقدس]] و هیکل [[سلیمان]]، [[طور سینا]] و بئرحی نزدیک [[شهر]] [[الخلیل]] یاد کرد.<ref>میقات، ش ۴۰، ص۵۱ ـ ۵۲، «حج در آیین یهود».</ref> بر اساس روایاتی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}}<ref> مسند احمد، ج ۲، ص۲۴۰؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۱.</ref> و [[امام صادق]] {{ع}} <ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۱۹.</ref> [[حضرت عیسی]] نیز [[حج]] گزارد؛ اما [[پیروان]] [[شریعت]] آن حضرت نیز همانند [[یهود]] پس از وی [[منحرف]] شدند و به جای [[کعبه]] مکان‌هایی دیگر از جمله [[بیت‌المقدس]]، کلیسای [[روم]]، کلیسای فاطیما و دیگر اماکن را برای [[زیارت]] و مراسم [[عبادی]] برگزیدند.<ref>میقات، ش ۴۱، ص۴۱ ـ ۴۲، «حج در آیین مسیحیت».</ref> در روایاتی نیز از حجگزاری برخی [[پیامبران]] دیگر و پیروانشان از جمله [[حضرت یونس]]،<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> [[حضرت سلیمان]] با [[انسان‌ها]] و [[جنیان]]،<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> [[حضرت داود]] <ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ الجواهر السنیه، ص۸۴.</ref> و [[حضرت خضر]]<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۴۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۲۰۰.</ref> یاد شده است.
اما درباره [[زمان]] بنیانگذاری کعبه و [[اعمال]] حج، روایات مختلفی نقل شده است؛ از برخی روایات بر می‌آید که [[ملائکه]] [[الهی]] بنیانگذاران کعبه و نخستین حج‌گزاران بوده‌اند. در روایاتی نقل شده که خداوند در زیر [[عرش]] خانه‌ای به نام «[[بیت المعمور]]» برای [[طواف]] و [[زیارت]] [[فرشتگان]] بنا کرد و سپس ملائکه را به زمین فرستاد تا کعبه را برای زیارت و طواف انسان‌ها بنا کنند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۸.</ref> پس از [[بنای کعبه]]، [[جبرئیل]] نخستین حج‌گزار بود.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۵۹۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۹.</ref> بر پایه روایتی دیگر [[زمان]] این عمل ۳۰۰۰ سال پیش از [[آدم]] بوده است.<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۸.</ref> در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} [[کعبه]] را خانه‌ای شمرد که ۲۰۰۰ سال پیش از آدم [[زیارت]] می‌شده است <ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۶.</ref>که بر اساس [[حدیثی]] دیگر این حج‌گزاران [[ملائکه]] [[الهی]] دانسته شده‌اند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۰.</ref> برخی نخستین حج‌گزار کعبه را [[حضرت آدم]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۲؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۰.</ref> این مطلب در برخی [[روایات]] نیز آمده است.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> با توجه به روایات گذشته که نخستین حج‌گزاران را ملائکه دانسته‌اند ممکن است مراد این روایات، نخستین حج‌گزار از [[انسان‌ها]] باشد، از این‌رو با هم منافاتی ندارند. در مورد [[حج]] آدم {{ع}} [[روایت]] شده که پس از خروج از [[بهشت]]، وی بر [[کوه صفا]] فرود آمد. سپس [[جبرئیل]] [[مناسک حج]] را به او آموخت و آدم {{ع}} همه [[اعمال]] [[حج]] از جمله [[طواف]]، [[رمی]] جمرات، [[قربانی]]، حلق، سعی و طواف [[نساء]] را انجام داد.<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۶ ـ ۲۲۷.</ref> بر اساس برخی روایات، آدم ۱۰۰۰ بار پیاده به [[مکه]] آمد و ۷۰۰ حج و ۳۰۰ [[عمره]] به جای آورد.<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.</ref> پس از آدم، [[شیث]] فرزند و [[وصی]] او کعبه را بازسازی کرد <ref>عمدة القاری، ج ۱۵، ص۲۱۷؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص۲۶۱.</ref> و حج و عمره به جای آورد.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۱۰؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص۲۶۱.</ref> در روایاتی دیگر نقل شده که نوح {{ع}} نیز حج به جا می‌آورد <ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۷.</ref> و نیز [[روایت]] شده که در [[زمان]] طوفان و غرق شدن [[زمین]]، [[کشتی نوح]] پیرامون [[کعبه]] [[طواف]] کرد، سپس به [[منا]] آمد و در بازگشت نیز دوباره به [[امر خداوند]] بر گرد کعبه طواف کرد <ref> الکافی، ج ۴، ص۲۱۲؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۳۶۶.</ref> و نیز روایت شده که میان [[صفا و مروه]] ۷ دور سعی انجام داد.<ref> نورالثقلین، ج ۲، ص۳۶۶.</ref> پس از [[طوفان نوح]] بر اثر از میان رفتن آثار کعبه، [[پیامبران الهی]] بدون آنکه مکان دقیق کعبه را بدانند [[حج]] را به جا می‌آوردند <ref>التبیان، ج ۱، ص۴۶۳؛ مجمع الزوائد، ج ۳، ص۲۸۸؛ بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۲۳.</ref> تا اینکه [[خداوند]] مکان آن را به [[ابراهیم]] {{ع}} نشان داد: {{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و آن حضرت با کمک اسماعیل کعبه را تجدید بنا کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند): پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref> و نیز آن حضرت از خداوند خواست که [[اعمال]] [[حج]] یا جایگاه آنها را به آن حضرت نشان دهد: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹.</ref> در [[روایات]] آمده است که پس از اتمام ساختمان کعبه [[جبرئیل]] نزد آن حضرت آمد و [[مناسک حج]] را به وی آموخت <ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۶۷.</ref> و نیز نقل شده که آن حضرت در حالی که اسماعیل همراه وی بود حج را سوار بر شتری سرخ موی انجام دادند و جبرئیل نیز اعمال [[واجب]] و [[مستحب]] حج را به آنان می‌آموخت.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹.</ref> برپایه [[نقلی]] دیگر [[خانواده]] و [[فرزندان]] ابراهیم نیز حج به جای آوردند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۸.</ref> افزون بر این، [[خدا]] به [[حضرت ابراهیم]] و فرزندش [[فرمان]] داد تا [[خانه کعبه]] را از هرگونه [[آلودگی]] برای دیگر حج‌گزاران [[پاک]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> و همه [[انسان‌ها]] را به انجام [[حج]] فرا خواند: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> پس از این [[فرمان]]، [[ابراهیم]] بر روی [[مقام]] قرار گرفت و همه انسان‌ها را به حج فرا خواند <ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۰.</ref> و [[مردم]] ندای ابراهیم را برای حج از هر سو لبیک گفتند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۳۳۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۸.</ref> پس از ابراهیم و اسماعیل {{ع}} دیگر [[پیامبران الهی]] و [[پیروان]] آنان نیز حج [[خانه خدا]] را به جای می‌آوردند؛ از جمله از [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> که از قرار دادن حج به عنوان مبدأ سال در [[شریعت]] [[شعیب]] یاد کرده<ref> جامع البیان، ج ۲۰، ص۸۱؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۴۳۱.</ref> بر می‌آید که حج در شریعت آن حضرت وجود داشته است.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶.</ref> در روایتی این آیه دلیل بر وجود حج در [[شرایع]] پیش از [[اسلام]] دانسته شده است؛<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۶.</ref> همچنین در روایتی نقل شده که [[حضرت موسی]] همراه ۷۰ [[پیامبر الهی]] [[حج]] گزارد.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳ ـ ۲۱۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۳۸۶.</ref> در [[حدیثی]] دیگر از [[محرم]] شدن حضرت موسی از [[فلسطین]] و گذشتن وی از منطقه «صفاح الروحاء» در حال لبیک گویی یاد شده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۴.</ref> پس از [[موسی]] پیروان آن حضرت با [[انحراف]] از [[شریعت الهی]] و انشعاب به گروه‌های مختلف هر یک مکان خاصی را برای [[زیارت]] و عبادت‌های خود به جای [[کعبه]] برگزیدند که از جمله این مکان‌ها می‌توان از [[بیت المقدس]] و هیکل [[سلیمان]]، [[طور سینا]] و بئرحی نزدیک [[شهر]] [[الخلیل]] یاد کرد.<ref>میقات، ش ۴۰، ص۵۱ ـ ۵۲، «حج در آیین یهود».</ref> بر اساس روایاتی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}}<ref> مسند احمد، ج ۲، ص۲۴۰؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۰۱.</ref> و [[امام صادق]] {{ع}} <ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۱۹.</ref> [[حضرت عیسی]] نیز [[حج]] گزارد؛ اما [[پیروان]] [[شریعت]] آن حضرت نیز همانند [[یهود]] پس از وی [[منحرف]] شدند و به جای [[کعبه]] مکان‌هایی دیگر از جمله [[بیت‌المقدس]]، کلیسای [[روم]]، کلیسای فاطیما و دیگر اماکن را برای [[زیارت]] و مراسم [[عبادی]] برگزیدند.<ref>میقات، ش ۴۱، ص۴۱ ـ ۴۲، «حج در آیین مسیحیت».</ref> در روایاتی نیز از حج‌گزاری برخی [[پیامبران]] دیگر و پیروانشان از جمله [[حضرت یونس]]،<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> [[حضرت سلیمان]] با [[انسان‌ها]] و [[جنیان]]،<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۵.</ref> [[حضرت داود]] <ref>الکافی، ج ۴، ص۲۱۳؛ الجواهر السنیه، ص۸۴.</ref> و [[حضرت خضر]]<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۴۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۲۰۰.</ref> یاد شده است.


[[اعراب جاهلی]] نیز چون خود را پیرو [[شریعت]] [[ابراهیم]] {{ع}} می‌شمردند برخی از [[قوانین]] شریعت آن حضرت از جمله اصل حج را [[حفظ]] کردند؛<ref>بحارالانوار، ج۹۶، ص۹۰؛ المیزان، ج ۷، ص۱۹۱.</ref> ولی بیشتر [[دستورها]] و [[آداب]] آن را [[تغییر]] داده بودند؛<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الاصنام، ص۶.</ref> از جمله اینکه گاهی حج را در غیر ماه‌های مخصوص آن انجام می‌دادند.<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۴۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۷۵.</ref> گاه نیز ماه‌های [[حرام]] را که ماه‌های حج از جمله آنهاست جابه جا می‌کردند: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان واپس افکندن (ماه‌های حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده می‌شوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام می‌شمارند تا با شمار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال می‌گ» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref> تا بدین وسیله بتوانند به [[جنگ]] که در این ماه‌ها حرام بود ادامه دهند.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۶۸؛ المیزان، ج ۹، ص۲۷۴.</ref> آنان همچنین تلبیه حج را تغییر داده، به جای آن جمله {{عربی|"لبيك اللهم لا شريك لك الا شريكاً هو لك"}} را می‌گفتند.<ref>جامع‌البیان، ج ۱۵، ص۲۳۶؛ مجمع‌البیان، ج ۵، ص۴۶۲.</ref> افزون بر این، بسیاری از [[قبایل عرب]] نیز تلبیه‌های خاص خود را داشتند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۵۵؛ المحبّر، ص۳۱۱ ـ ۳۱۲.</ref> به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ}}<ref>«به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند» سوره توبه، آیه ۱۷.</ref> به این سخن [[کفرآمیز]] آنان اشاره دارد؛<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص۲۵.</ref> همچنین برخی از [[مفسران]] [[نهی]] [[قرآن]] از سخن [[زور]] در آیه {{متن قرآن|ِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref> را اشاره به این تلبیه می‌دانند؛<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۴۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۹۴؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۳۵۹.</ref> نیز [[روایت]] شده که [[مشرکان قریش]] ابتدا همان تلبیه [[ابراهیم]] را می‌گفتند که [[شیطان]] با داخل کردن جملات کفرآمیز در آن، به آنان [[القا]] کرد که تلبیه اجداد آنان چنین بوده است که آیه {{متن قرآن|ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ شُرَكَاءَ فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«برای شما از خودتان مثلی آورده است: آیا از برده‌هاتان، میان آنچه روزیتان کرده‌ایم، شریک‌هایی دارید که در آن با آنان برابر باشید، از آنان همان‌گونه بهراسید که از همدیگر می‌هراسید؟ بدین‌گونه ما آیات را برای کسانی که خرد می‌ورزند روشن می‌داریم» سوره روم، آیه ۲۸.</ref> نازل شد و با [[نفی]] شرکت مملوک با مالک چنین تلبیه‌ای را [[باطل]] شمرد<ref>الصافی، ج ۴، ص۱۳۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۴۱.</ref>.
[[اعراب جاهلی]] نیز چون خود را پیرو [[شریعت]] [[ابراهیم]] {{ع}} می‌شمردند برخی از [[قوانین]] شریعت آن حضرت از جمله اصل حج را [[حفظ]] کردند؛<ref>بحارالانوار، ج۹۶، ص۹۰؛ المیزان، ج ۷، ص۱۹۱.</ref> ولی بیشتر [[دستورها]] و [[آداب]] آن را [[تغییر]] داده بودند؛<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الاصنام، ص۶.</ref> از جمله اینکه گاهی حج را در غیر ماه‌های مخصوص آن انجام می‌دادند.<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۴۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۷۵.</ref> گاه نیز ماه‌های [[حرام]] را که ماه‌های حج از جمله آنهاست جابه جا می‌کردند: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان واپس افکندن (ماه‌های حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده می‌شوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام می‌شمارند تا با شمار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال می‌گ» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref> تا بدین وسیله بتوانند به [[جنگ]] که در این ماه‌ها حرام بود ادامه دهند.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۶۸؛ المیزان، ج ۹، ص۲۷۴.</ref> آنان همچنین تلبیه حج را تغییر داده، به جای آن جمله {{عربی|"لبيك اللهم لا شريك لك الا شريكاً هو لك"}} را می‌گفتند.<ref>جامع‌البیان، ج ۱۵، ص۲۳۶؛ مجمع‌البیان، ج ۵، ص۴۶۲.</ref> افزون بر این، بسیاری از [[قبایل عرب]] نیز تلبیه‌های خاص خود را داشتند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۵۵؛ المحبّر، ص۳۱۱ ـ ۳۱۲.</ref> به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ}}<ref>«به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند» سوره توبه، آیه ۱۷.</ref> به این سخن [[کفرآمیز]] آنان اشاره دارد؛<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص۲۵.</ref> همچنین برخی از [[مفسران]] [[نهی]] [[قرآن]] از سخن [[زور]] در آیه {{متن قرآن|ِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref> را اشاره به این تلبیه می‌دانند؛<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۴۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۹۴؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۳۵۹.</ref> نیز [[روایت]] شده که [[مشرکان قریش]] ابتدا همان تلبیه [[ابراهیم]] را می‌گفتند که [[شیطان]] با داخل کردن جملات کفرآمیز در آن، به آنان [[القا]] کرد که تلبیه اجداد آنان چنین بوده است که آیه {{متن قرآن|ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ شُرَكَاءَ فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«برای شما از خودتان مثلی آورده است: آیا از برده‌هاتان، میان آنچه روزیتان کرده‌ایم، شریک‌هایی دارید که در آن با آنان برابر باشید، از آنان همان‌گونه بهراسید که از همدیگر می‌هراسید؟ بدین‌گونه ما آیات را برای کسانی که خرد می‌ورزند روشن می‌داریم» سوره روم، آیه ۲۸.</ref> نازل شد و با [[نفی]] شرکت مملوک با مالک چنین تلبیه‌ای را [[باطل]] شمرد<ref>الصافی، ج ۴، ص۱۳۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۴۱.</ref>.


برخی از [[قبایل]] [[جاهلی]] پس از [[محرم]] شدن در [[حج]]، به جای وارد شدن از در [[خانه‌ها]]، از پشت [[خانه]] یا دیوار آن وارد یا خارج می‌شدند که [[قرآن کریم]] آنان را از این کار باز داشت: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید» سوره بقره، آیه ۱۸۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۲۵۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۲۷.</ref>؛ همچنین برخی از آنان برهنه [[طواف]] می‌کردند و این [[حکم]] را از جانب [[خدا]] می‌دانستند: {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد؛ آیا درباره خداوند چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱ - ۲۰۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.</ref> آنان می‌پنداشتند در لباسی که [[گناه]] کرده‌اند نباید طواف کنند <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷.</ref> یا بدان جهت بود که [[معتقد]] بودند کسی که برای نخستین بار به [[حج]] می‌آید باید در [[لباس]] [[اهل]] حُمس [[طواف]] کند و اگر نیافت عریان طواف کند.<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۱۳۰؛ جامع البیان، ج ۲، ص۴۰۱.</ref> به نظر برخی این کار را قبیله‌ای در [[یمن]] <ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۲؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۷۷.</ref> یا همه [[قبایل]] [[عرب جاهلی]] به جز [[قریش]] <ref> تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷.</ref> انجام می‌دادند. به [[نقلی]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> که به [[پوشیدن لباس]] و [[زینت]] [[فرمان]] داده، در این باره نازل شده است.<ref>اسباب النزول، ص۱۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۷۸.</ref> همچنین [[نماز]] آنان کنار [[خانه خدا]] نیز چیزی جز سوت و کف زدن نبود: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref> آنان همچنین بر روی دو [[کوه]] [[صفا و مروه]] دو [[بت]] به نام‌های «[[اساف]]» و «[[نائله]]» نهاده بودند و هنگام سعی بر آنها دست می‌کشیدند،<ref>مجمع‌البیان، ج ۱، ص۴۴۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۴۳۲؛ السیرة الحلبیه، ج ۱، ص۵۳.</ref> از این رو [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] از سعی میان آن دو کوه [[اکراه]] داشتند که آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> این عمل را بدون [[گناه]] شمرد <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۴۵.</ref> همچنین [[قبیله قریش]] و حُمس از [[اعراب جاهلی]] با این بهانه که ما اهل [[حرم]] هستیم به جای وقوف در [[عرفات]]، در مزدلفه وقوف می‌کردند و از آنجا به سوی [[منا]] کوچ می‌کردند که [[قرآن]] به آنان فرمان داد تا مانند دیگران از عرفات کوچ کنند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۹۸ ـ ۴۰۱؛ مجمع‌البیان، ج ۲، ص۴۸.</ref> این مطلب در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} نیز آمده است.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۵۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۳۴.</ref> از دیگر [[آداب]] [[اعراب جاهلی]] آن بود که [[خون]] [[قربانی]] را به [[کعبه]] می‌مالیدند و گوشت آن را از [[خانه کعبه]] می‌آویختند و [[مسلمانان]] نیز به [[پیروی]] از آنان در ابتدا قصد چنین کاری داشتند که [[خداوند]] آنان را از این کار منع کرد: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او می‌رسد؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام گردانید تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرد بزرگ دارید و نیکوکاران را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۳۴؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۵۰۰.</ref> آنان پس از [[اعمال]] [[حج]] در [[عرفات]] یا [[منا]] یا نزدیک کعبه گرد می‌آمدند و با بیان آثار و افتخارات نیاکان خود، همچون [[سخاوت]] و [[مهمان‌نوازی]] آنان، بر یکدیگر [[تفاخر]] می‌کردند <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۴۰۴ - ۴۰۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۲۰۰؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۲۳۲.</ref> که [[قرآن]] آنان را به [[ذکر خدا]] همانند یادآوری از پدران خویش و بلکه بهتر [[فرمان]] داد: {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref>؛ همچنین آنان از برخی امور [[حلال]] مانند خوردن گوشت و روغن و استفاده از گیاه [[حرم]] و [[پوشیدن لباس]] پشمین و مویین و نیز [[لباس]] جدید در ایام [[حج]] اجتناب می‌کردند که [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> این عادت [[باطل]] را مذموم و ناروا شمرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۵؛ عمدة القاری، ج ۱۰، ص۱۳۷.</ref> از دیگر عادت‌های اعراب جاهلی آن بود که [[تجارت]] در حج را [[گناه]] می‌شمردند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۶.</ref> و به تاجران در حج به جای «حاج» «داج» به معنای کرایه‌کش و تاجر می‌گفتند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۷؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۵.</ref> و [[معتقد]] بودند که حجگزار باید تنها به [[کار خیر]] بپردازد.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۸۵.</ref> آنان تا بدان حد در این کار [[افراط]] می‌کردند که حتی از کمک به افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] و [[اطعام]] گرسنگان و کسی که دیگران را به فریادرسی می‌طلبید [[امتناع]] می‌کردند؛<ref> التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۷.</ref> ولی [[خداوند]] با نزول آیه {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> این توهم را [[باطل]] و [[تجارت]] در [[حج]] را [[مباح]] شمرد.
برخی از [[قبایل]] [[جاهلی]] پس از [[محرم]] شدن در [[حج]]، به جای وارد شدن از در [[خانه‌ها]]، از پشت [[خانه]] یا دیوار آن وارد یا خارج می‌شدند که [[قرآن کریم]] آنان را از این کار باز داشت: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید» سوره بقره، آیه ۱۸۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۲۵۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۲۷.</ref>؛ همچنین برخی از آنان برهنه [[طواف]] می‌کردند و این [[حکم]] را از جانب [[خدا]] می‌دانستند: {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد؛ آیا درباره خداوند چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱ - ۲۰۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.</ref> آنان می‌پنداشتند در لباسی که [[گناه]] کرده‌اند نباید طواف کنند <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷.</ref> یا بدان جهت بود که [[معتقد]] بودند کسی که برای نخستین بار به [[حج]] می‌آید باید در [[لباس]] [[اهل]] حُمس [[طواف]] کند و اگر نیافت عریان طواف کند.<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۱۳۰؛ جامع البیان، ج ۲، ص۴۰۱.</ref> به نظر برخی این کار را قبیله‌ای در [[یمن]] <ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۲؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۷۷.</ref> یا همه [[قبایل]] [[عرب جاهلی]] به جز [[قریش]] <ref> تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷.</ref> انجام می‌دادند. به [[نقلی]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> که به [[پوشیدن لباس]] و [[زینت]] [[فرمان]] داده، در این باره نازل شده است.<ref>اسباب النزول، ص۱۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۷۸.</ref> همچنین [[نماز]] آنان کنار [[خانه خدا]] نیز چیزی جز سوت و کف زدن نبود: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref> آنان همچنین بر روی دو [[کوه]] [[صفا و مروه]] دو [[بت]] به نام‌های «[[اساف]]» و «[[نائله]]» نهاده بودند و هنگام سعی بر آنها دست می‌کشیدند،<ref>مجمع‌البیان، ج ۱، ص۴۴۵؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۴۳۲؛ السیرة الحلبیه، ج ۱، ص۵۳.</ref> از این رو [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] از سعی میان آن دو کوه [[اکراه]] داشتند که آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> این عمل را بدون [[گناه]] شمرد <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۴۵.</ref> همچنین [[قبیله قریش]] و حُمس از [[اعراب جاهلی]] با این بهانه که ما اهل [[حرم]] هستیم به جای وقوف در [[عرفات]]، در مزدلفه وقوف می‌کردند و از آنجا به سوی [[منا]] کوچ می‌کردند که [[قرآن]] به آنان فرمان داد تا مانند دیگران از عرفات کوچ کنند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۹۸ ـ ۴۰۱؛ مجمع‌البیان، ج ۲، ص۴۸.</ref> این مطلب در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} نیز آمده است.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۵۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۳۴.</ref> از دیگر [[آداب]] [[اعراب جاهلی]] آن بود که [[خون]] [[قربانی]] را به [[کعبه]] می‌مالیدند و گوشت آن را از [[خانه کعبه]] می‌آویختند و [[مسلمانان]] نیز به [[پیروی]] از آنان در ابتدا قصد چنین کاری داشتند که [[خداوند]] آنان را از این کار منع کرد: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او می‌رسد؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام گردانید تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرد بزرگ دارید و نیکوکاران را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۳۴؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۵۰۰.</ref> آنان پس از [[اعمال]] [[حج]] در [[عرفات]] یا [[منا]] یا نزدیک کعبه گرد می‌آمدند و با بیان آثار و افتخارات نیاکان خود، همچون [[سخاوت]] و [[مهمان‌نوازی]] آنان، بر یکدیگر [[تفاخر]] می‌کردند <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۴۰۴ - ۴۰۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۲۰۰؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۲۳۲.</ref> که [[قرآن]] آنان را به [[ذکر خدا]] همانند یادآوری از پدران خویش و بلکه بهتر [[فرمان]] داد: {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref>؛ همچنین آنان از برخی امور [[حلال]] مانند خوردن گوشت و روغن و استفاده از گیاه [[حرم]] و [[پوشیدن لباس]] پشمین و مویین و نیز [[لباس]] جدید در ایام [[حج]] اجتناب می‌کردند که [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> این عادت [[باطل]] را مذموم و ناروا شمرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۵؛ عمدة القاری، ج ۱۰، ص۱۳۷.</ref> از دیگر عادت‌های اعراب جاهلی آن بود که [[تجارت]] در حج را [[گناه]] می‌شمردند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۶.</ref> و به تاجران در حج به جای «حاج» «داج» به معنای کرایه‌کش و تاجر می‌گفتند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۷؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۵.</ref> و [[معتقد]] بودند که حج‌گزار باید تنها به [[کار خیر]] بپردازد.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۸۵.</ref> آنان تا بدان حد در این کار [[افراط]] می‌کردند که حتی از کمک به افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] و [[اطعام]] گرسنگان و کسی که دیگران را به فریادرسی می‌طلبید [[امتناع]] می‌کردند؛<ref> التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۷.</ref> ولی [[خداوند]] با نزول آیه {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> این توهم را [[باطل]] و [[تجارت]] در [[حج]] را [[مباح]] شمرد.


حج در میان [[اعراب جاهلی]] و [[مشرکان]] تا [[سال نهم هجری]] ادامه داشت تا اینکه در این سال با نزول آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> مشرکان از نزدیک شدن به [[مسجد الحرام]] و انجام حج برای همیشه منع گردیدند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۵ - ۱۳۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۱۵۸.</ref> در [[اسلام]] نیز حج همانند [[شرایع]] گذشته به عنوان یکی از [[عبادات]] [[الهی]] [[تشریع]] شد؛ اما درباره [[زمان]] تشریع آن میان [[عالمان]] [[اسلامی]] [[اختلاف]] است؛ برخی تشریع آن را پیش از [[هجرت]] و برخی [[وجوب]] آن را پس از هجرت دانسته‌اند که هر یک از سال‌های یکم تا دهم هجری، پیروانی در میان این گروه دارد.<ref>روح المعانی، ج ۲۸، ص۱۰۰.</ref> برخی از [[پیروان]] این نظریه گفته‌اند: [[حج]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> در [[سال سوم هجری]] تشریع شد؛ ولی [[پیامبراکرم]] {{صل}} برگزاری آن را به تأخیر انداخت.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۴۴.</ref> در مقابل، برخی نزول این [[آیه]] را در سال نهم یا دهم و در [[حجة الوداع]] دانسته‌اند.<ref> التبیان، ج ۷، ص۳۰۹؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲.</ref> این مطلب در برخی [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز آمده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۵؛ تهذیب، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> قول دیگر آن است که حج در [[سال ششم هجری]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> تشریع شد.<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۰۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۸۹۷؛ اضواء البیان، ج ۴، ص۳۳۰.</ref> در این سال [[پیامبر]] برای انجام [[حج]] به همراه ۱۴۰۰ نفر از [[مدینه]] خارج شد؛ ولی [[مشرکان]] با بستن راه در [[حدیبیه]] مانع حج آنان شدند، از این‌رو پیامبر و [[مسلمانان]] با [[ذبح]] [[قربانی]] از [[احرام]] خارج شدند و در سال بعد بر طبق [[قرارداد]] منعقد میان طرفین، تنها قضای [[عمره]] را به جای آورد.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۲۸؛ المیزان، ج ۲، ص۷۱؛ ج ۱۸، ص۲۵۳.</ref> پس از [[فتح مکه]] و در [[سال نهم هجری]] [[پیامبر اکرم]] [[ابوبکر]] را به همراه [[عمر]] و گروهی از مسلمانان به [[مکه]] فرستاد تا [[آیات برائت]] را بر مشرکان در [[مراسم حج]] [[ابلاغ]] کند؛ ولی پیش از رسیدن وی به مکه با [[نزول جبرئیل]] پیامبر [[مأمور]] شد تا به جای وی علی {{ع}} را برای ابلاغ این [[آیات]] به مشرکان اعزام کند.<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۱۵۱؛ الامالی، ص۵۶؛ المستدرک، ج ۳، ص۵۱.</ref> از جمله پیام‌های آن حضرت در این مراسم، منع مشرکان از نزدیک شدن به [[خانه خدا]] و [[طواف]] کردن با بدن برهنه بود.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۲۱۸؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> که مشرکان را [[پلید]] شمرده و آنان را از نزدیک شدن به [[مسجدالحرام]] منع کرده نیز در این سال نازل شد.<ref> جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸.</ref> در [[سال دهم هجری]] آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> نازل شد و به پیامبر [[فرمان]] داد تا مسلمانان را به حج فرا خواند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۵؛ تهذیب، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> در پی آن پیامبر با فرستادن مأمورانی به همه [[سرزمین‌های اسلامی]] به مسلمانان اعلام کرد که هرکس قصد حجگزاری و فرا گرفتن [[مناسک]] آن را دارد با پیامبر همراه شود.<ref>بحارالانوار، ج ۲۱، ص۳۸۳ ـ ۳۸۴؛ ج ۳۷، ص۲۰۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۸۴.</ref> طبق برخی نقل‌ها، آن حضرت این [[حج]] را که به [[حجه‌الوداع]] [[شهرت]] یافت همراه بیش از ۱۰۰۰۰۰ [[مسلمان]] انجام داد <ref> المجموع، ج ۷، ص۱۰۴؛ الغدیر، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> برخی برآن‌اند که [[پیامبر]] تنها همین یک حج را به جای آورده است؛<ref>مسند احمد، ج ۳، ص۱۳۴؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۰.</ref> ولی از نامیدن آن به حجه‌الوداع به دست می‌آید که آن حضرت پیش از آن نیز حج به جای آورده است؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۹۸.</ref> اما درباره تعداد آنها [[روایات]] و اقوال مختلف‌اند؛ برخی برآن‌اند که پیامبر پیش از این سال، سه حج به جای آورده که دو حج را [[قبل از هجرت]] و یک حج را پس از [[هجرت]] انجام داده است؛<ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۰۲۷؛ امتاع الاسماع، ج ۹، ص۲۵؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص۳۹۸.</ref> اما در روایات دیگر آمده است که آن حضرت ۱۰ یا ۲۰ حج را پنهانی پیش از هجرت انجام داده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۴ ـ ۲۴۵، ۲۵۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۴ ـ ۱۲۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۵-۴۰۱.</ref>
حج در میان [[اعراب جاهلی]] و [[مشرکان]] تا [[سال نهم هجری]] ادامه داشت تا اینکه در این سال با نزول آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> مشرکان از نزدیک شدن به [[مسجد الحرام]] و انجام حج برای همیشه منع گردیدند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۵ - ۱۳۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۱۵۸.</ref> در [[اسلام]] نیز حج همانند [[شرایع]] گذشته به عنوان یکی از [[عبادات]] [[الهی]] [[تشریع]] شد؛ اما درباره [[زمان]] تشریع آن میان [[عالمان]] [[اسلامی]] [[اختلاف]] است؛ برخی تشریع آن را پیش از [[هجرت]] و برخی [[وجوب]] آن را پس از هجرت دانسته‌اند که هر یک از سال‌های یکم تا دهم هجری، پیروانی در میان این گروه دارد.<ref>روح المعانی، ج ۲۸، ص۱۰۰.</ref> برخی از [[پیروان]] این نظریه گفته‌اند: [[حج]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> در [[سال سوم هجری]] تشریع شد؛ ولی [[پیامبراکرم]] {{صل}} برگزاری آن را به تأخیر انداخت.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۴۴.</ref> در مقابل، برخی نزول این [[آیه]] را در سال نهم یا دهم و در [[حجة الوداع]] دانسته‌اند.<ref> التبیان، ج ۷، ص۳۰۹؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲.</ref> این مطلب در برخی [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز آمده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۵؛ تهذیب، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> قول دیگر آن است که حج در [[سال ششم هجری]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> تشریع شد.<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۰۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۸۹۷؛ اضواء البیان، ج ۴، ص۳۳۰.</ref> در این سال [[پیامبر]] برای انجام [[حج]] به همراه ۱۴۰۰ نفر از [[مدینه]] خارج شد؛ ولی [[مشرکان]] با بستن راه در [[حدیبیه]] مانع حج آنان شدند، از این‌رو پیامبر و [[مسلمانان]] با [[ذبح]] [[قربانی]] از [[احرام]] خارج شدند و در سال بعد بر طبق [[قرارداد]] منعقد میان طرفین، تنها قضای [[عمره]] را به جای آورد.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۲۸؛ المیزان، ج ۲، ص۷۱؛ ج ۱۸، ص۲۵۳.</ref> پس از [[فتح مکه]] و در [[سال نهم هجری]] [[پیامبر اکرم]] [[ابوبکر]] را به همراه [[عمر]] و گروهی از مسلمانان به [[مکه]] فرستاد تا [[آیات برائت]] را بر مشرکان در [[مراسم حج]] [[ابلاغ]] کند؛ ولی پیش از رسیدن وی به مکه با [[نزول جبرئیل]] پیامبر [[مأمور]] شد تا به جای وی علی {{ع}} را برای ابلاغ این [[آیات]] به مشرکان اعزام کند.<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۱۵۱؛ الامالی، ص۵۶؛ المستدرک، ج ۳، ص۵۱.</ref> از جمله پیام‌های آن حضرت در این مراسم، منع مشرکان از نزدیک شدن به [[خانه خدا]] و [[طواف]] کردن با بدن برهنه بود.<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۲۱۸؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> که مشرکان را [[پلید]] شمرده و آنان را از نزدیک شدن به [[مسجدالحرام]] منع کرده نیز در این سال نازل شد.<ref> جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۳۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۸.</ref> در [[سال دهم هجری]] آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> نازل شد و به پیامبر [[فرمان]] داد تا مسلمانان را به حج فرا خواند.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۵؛ تهذیب، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> در پی آن پیامبر با فرستادن مأمورانی به همه [[سرزمین‌های اسلامی]] به مسلمانان اعلام کرد که هرکس قصد حج‌گزاری و فرا گرفتن [[مناسک]] آن را دارد با پیامبر همراه شود.<ref>بحارالانوار، ج ۲۱، ص۳۸۳ ـ ۳۸۴؛ ج ۳۷، ص۲۰۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۸۴.</ref> طبق برخی نقل‌ها، آن حضرت این [[حج]] را که به [[حجه‌الوداع]] [[شهرت]] یافت همراه بیش از ۱۰۰۰۰۰ [[مسلمان]] انجام داد <ref> المجموع، ج ۷، ص۱۰۴؛ الغدیر، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> برخی برآن‌اند که [[پیامبر]] تنها همین یک حج را به جای آورده است؛<ref>مسند احمد، ج ۳، ص۱۳۴؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۰.</ref> ولی از نامیدن آن به حجه‌الوداع به دست می‌آید که آن حضرت پیش از آن نیز حج به جای آورده است؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۱۹۸.</ref> اما درباره تعداد آنها [[روایات]] و اقوال مختلف‌اند؛ برخی برآن‌اند که پیامبر پیش از این سال، سه حج به جای آورده که دو حج را [[قبل از هجرت]] و یک حج را پس از [[هجرت]] انجام داده است؛<ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۰۲۷؛ امتاع الاسماع، ج ۹، ص۲۵؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص۳۹۸.</ref> اما در روایات دیگر آمده است که آن حضرت ۱۰ یا ۲۰ حج را پنهانی پیش از هجرت انجام داده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۴ ـ ۲۴۵، ۲۵۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۴ ـ ۱۲۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۵-۴۰۱.</ref>


== اهمیت حج ==
== اهمیت حج ==
خط ۵۲: خط ۵۲:


=== [[خودسازی]] ===
=== [[خودسازی]] ===
حکمت دیگر حج خودسازی و [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]]<ref>حج در قرآن، ص۱۰۸.</ref> است، بر این اساس خداوند افزون بر تأکید بر [[تحریم]] برخی [[محرمات]]، بسیاری از امور [[حلال]] همچون لذتجویی از [[همسر]] را نیز بر انسان [[حرام]] کرده است: {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>؛ همچنین برای از میان بردن روحیه امتیازطلبی به [[قریش]] [[فرمان]] داد تا همچون دیگر [[حاجیان]] در [[عرفات]] وقوف کرده، از آنجا به سوی مشعر کوچ کنند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref>.<ref>جامع‌البیان، ج۲، ص۳۹۸؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص۴۸.</ref> [[تشریع]] دیگر [[محرمات]] [[احرام]] همچون کندن گیاه [[حرم]]، استفاده از بوی خوش، [[آزار]] رساندن به حیوانات حتی شپش، حمل [[سلاح]] و خودآرایی نیز برای از میان بردن برخی [[رذایل نفسانی]] یا آراسته شدن حجگزار به برخی [[فضایل]] دیگر است<ref>ر.ک: حج در قرآن، ص۱۰۸ ـ ۱۳۸.</ref>.
حکمت دیگر حج خودسازی و [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]]<ref>حج در قرآن، ص۱۰۸.</ref> است، بر این اساس خداوند افزون بر تأکید بر [[تحریم]] برخی [[محرمات]]، بسیاری از امور [[حلال]] همچون لذتجویی از [[همسر]] را نیز بر انسان [[حرام]] کرده است: {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>؛ همچنین برای از میان بردن روحیه امتیازطلبی به [[قریش]] [[فرمان]] داد تا همچون دیگر [[حاجیان]] در [[عرفات]] وقوف کرده، از آنجا به سوی مشعر کوچ کنند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref>.<ref>جامع‌البیان، ج۲، ص۳۹۸؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص۴۸.</ref> [[تشریع]] دیگر [[محرمات]] [[احرام]] همچون کندن گیاه [[حرم]]، استفاده از بوی خوش، [[آزار]] رساندن به حیوانات حتی شپش، حمل [[سلاح]] و خودآرایی نیز برای از میان بردن برخی [[رذایل نفسانی]] یا آراسته شدن حج‌گزار به برخی [[فضایل]] دیگر است<ref>ر.ک: حج در قرآن، ص۱۰۸ ـ ۱۳۸.</ref>.


=== ایجاد [[تقوا]] ===
=== ایجاد [[تقوا]] ===
خط ۶۱: خط ۶۱:


=== [[پیوند با رهبری الهی]] ([[تولی]]) ===
=== [[پیوند با رهبری الهی]] ([[تولی]]) ===
هدف دیگر تشریع حج پیوند با [[رهبری الهی]] یعنی [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} است. [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> به [[حضرت ابراهیم]] [[فرمان]] می‌دهد تا [[انسان‌ها]] را به [[حج]] فرا خواند تا به سوی او آیند. قرار دادن [[مقام ابراهیم]] میان [[نمازگزار]] و [[کعبه]] در حج: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> نیز نشان پیوند حج با [[مقام نبوت]] و [[امامت]] است.<ref>فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص۲۸.</ref> در روایاتی از جمله مصادیق قضای {{متن قرآن|تَفَثَ}} در آیه {{متن قرآن|مَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> دیدار با امام ([[معصوم]]) دانسته شده است؛<ref> الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۸۴.</ref> همچنین در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> آمده است که کامل کردن حج با دیدار [[پیامبر]] <ref>بحارالانوار، ج ۹۷، ص۱۳۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۲۲۹.</ref> و [[امام]] {{ع}} <ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹.</ref> حاصل می‌شود، چنان‌چه در برخی [[روایات]]، یکی از اهداف [[تشریع]] [[حج]]، دیدار با امامان و اعلام [[ولایت]] و حجگزار با آنان و [[یاری]] آنها دانسته شده است.<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۴۵۹.</ref> در [[حدیثی]] دیگر با اشاره به این [[حکمت]]، دلیل آن آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> دانسته شده است که بر اساس آن ابراهیم {{ع}} پس از [[بنای کعبه]]، [[دوستی]] و توجه [[قلوب]] [[مردم]] به ذریه‌اش را از [[خداوند]] خواست.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۸۵؛ التبیان، ج ۶، ص۳۰۰.</ref> در روایاتی دیگر، مصداق اصلی این آیه، [[اهل بیت]] {{عم}} دانسته شده است<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص۵۵۰؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref>.
هدف دیگر تشریع حج پیوند با [[رهبری الهی]] یعنی [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} است. [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> به [[حضرت ابراهیم]] [[فرمان]] می‌دهد تا [[انسان‌ها]] را به [[حج]] فرا خواند تا به سوی او آیند. قرار دادن [[مقام ابراهیم]] میان [[نمازگزار]] و [[کعبه]] در حج: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> نیز نشان پیوند حج با [[مقام نبوت]] و [[امامت]] است.<ref>فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص۲۸.</ref> در روایاتی از جمله مصادیق قضای {{متن قرآن|تَفَثَ}} در آیه {{متن قرآن|مَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> دیدار با امام ([[معصوم]]) دانسته شده است؛<ref> الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۸۴.</ref> همچنین در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> آمده است که کامل کردن حج با دیدار [[پیامبر]] <ref>بحارالانوار، ج ۹۷، ص۱۳۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۲۲۹.</ref> و [[امام]] {{ع}} <ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹.</ref> حاصل می‌شود، چنان‌چه در برخی [[روایات]]، یکی از اهداف [[تشریع]] [[حج]]، دیدار با امامان و اعلام [[ولایت]] و حج‌گزار با آنان و [[یاری]] آنها دانسته شده است.<ref> علل الشرایع، ج ۲، ص۴۵۹.</ref> در [[حدیثی]] دیگر با اشاره به این [[حکمت]]، دلیل آن آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> دانسته شده است که بر اساس آن ابراهیم {{ع}} پس از [[بنای کعبه]]، [[دوستی]] و توجه [[قلوب]] [[مردم]] به ذریه‌اش را از [[خداوند]] خواست.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۸۵؛ التبیان، ج ۶، ص۳۰۰.</ref> در روایاتی دیگر، مصداق اصلی این آیه، [[اهل بیت]] {{عم}} دانسته شده است<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص۵۵۰؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref>.


=== دوری از [[شیطان]] و دشمنان خدا ([[تبری]]) ===
=== دوری از [[شیطان]] و دشمنان خدا ([[تبری]]) ===
خط ۷۸: خط ۷۸:
حج بر سه قسم است:<ref> المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۰۶؛ الوسیله، ص۱۵۷.</ref> تمتع، قِران و اِفراد.
حج بر سه قسم است:<ref> المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۰۶؛ الوسیله، ص۱۵۷.</ref> تمتع، قِران و اِفراد.


'''تمتع''' حجی است که حجگزار در ماه‌های حج ([[شوال]]، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]]) ابتدا [[اعمال]] [[عمره]] را انجام داده، پس از خروج از [[احرام]] دوباره برای حج [[محرم]] می‌شود<ref> کشف الرموز، ج ۱، ص۳۳۶؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref> و از این رو به آن تمتع گفته‌اند که تمتع (بهره بردن) از بسیاری [[محرمات]] [[احرام]] از جمله [[زنان]]، میان [[عمره]] و [[حج]] [[حلال]] می‌شود. از آنجا که ارتباط میان این عمره و [[حج تمتع]] به گونه‌ای است که به منزله یک عمل محسوب می‌شوند، گویا این بهره‌برداری در حج تمتع واقع شده است.<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> بر [[مشروعیت]] این حج دلالت دارد: «فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ اِلَی الحَجِّ فَمَا استَیسَرَ مِنَ الهَدیِ».<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ الحدائق، ج ۱۴، ص۳۲۰؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۱۵.</ref> در [[روایات]] متعددی از [[پیامبر]] و [[اهل‌بیت]] {{عم}} <ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۱؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۴؛ مسند احمد، ج ۱، ص۵۷.</ref> نیز حج تمتع جایز شمرده شده است. در مقابل، از [[عمر]] و [[عثمان]] نقل شده است که از حج تمتع [[نهی]] کرده و آن را [[حرام]] شمرده‌اند؛<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۵۲؛ المجموع، ج ۷، ص۱۵۱.</ref> ولی این نهی و [[تحریم]] برخلاف [[نص صریح]] [[قرآن کریم]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} <ref> صحیح مسلم، ج ۴، ص۴۹؛ سنن النسائی، ج ۵، ص۱۵۱.</ref> و [[صحابه]] است،<ref> صحیح مسلم، ج ۴، ص۴۵؛ مسند احمد، ج ۳، ص۳۶۳؛ سنن الترمذی، ج ۲، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹.</ref> بر این اساس، بسیاری از [[مسلمانان]] از جمله فرزند عمر با این رأی [[مخالفت]] کرده، تمتع در حج را جایز شمرده‌اند.<ref> وسائل الشیعه، ج ۱، ص۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۲، ص۱۵۹.</ref> فقیهان پیرو [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] نیز حج تمتع را جایز شمرده‌اند.<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۱؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۷؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> بر اساس آیه{{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و برخی روایات،<ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۹.</ref> این حج [[وظیفه]] غیر مکیان است. رأی فقیهان [[شیعه]] <ref> السرائر، ج ۱، ص۵۱۹؛ المعتبر، ج ۲، ص۷۸۳.</ref> و برخی از فقهای اهل سنت <ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۱۶۹؛ المجموع، ج ۷، ص۱۶۹.</ref> نیز همین است؛ ولی بیشتر فقهای اهل سنت انجام دادن [[حج تمتع]] را برای [[اهل مکه]] جایز دانسته‌اند.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۷۲؛ المجموع، ج ۷، ص۱۶۹.</ref> رأی فقهای شیعه و [[اهل سنت]] درباره مراد از «حاضِریِ المَسجِد الحَرامِ» در [[آیه]] مذکور متفاوت است؛ نظر برخی از [[فقیهان]] [[شیعه]] آن است که آنها کسانی‌اند که میان آنان و [[مسجدالحرام]] از ۴ جانب ۱۲ میل (هر میل یک سوم فرسخ)<ref> الاوزان والمقادیر، ص۱۳۱؛ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۴۱۷.</ref> یا کمتر از آن باشد؛<ref> السرائر، ج ۱، ص۵۲۰؛ ذخیره‌المعاد، ج ۱، ص۵۵۰.</ref> ولی مشهور [[فقهای امامیه]] برآن‌اند که مراد کسانی‌اند که فاصله آنان با مسجدالحرام ۴۸ میل و کمتر از آن باشد.<ref> الحدائق، ج ۱۴، ص۳۲۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۱۶؛ العروة الوثقی، ج ۴، ص۴۴۱.</ref> در برابر، فقهای اهل سنت آرای متفاوتی بیان کرده و گفته‌اند: اینان تنها ساکنان محدوده [[حرم]] <ref> المغنی، ج ۳، ص۵۰۲، ۲۴۲؛ المحلی، ج ۷، ص۱۴۶.</ref> یا اهل مکه یا کسانی‌اند که از محل سکونت آنان تا [[مکه]] [[نماز]] شکسته نمی‌شود، یا کسانی که در فاصله میان مواقیت [[احرام]] تا مکه ساکن‌اند <ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۱۶۹؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۹.</ref> یا ساکنان مکه و [[ذی طوی]] یا کسانی که از محل سکونت آنان تا مکه یک [[روز]] یا دو شب راه است<ref> المحلی، ج ۷، ص۱۴۶.</ref>.
'''تمتع''' حجی است که حج‌گزار در ماه‌های حج ([[شوال]]، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]]) ابتدا [[اعمال]] [[عمره]] را انجام داده، پس از خروج از [[احرام]] دوباره برای حج [[محرم]] می‌شود<ref> کشف الرموز، ج ۱، ص۳۳۶؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref> و از این رو به آن تمتع گفته‌اند که تمتع (بهره بردن) از بسیاری [[محرمات]] [[احرام]] از جمله [[زنان]]، میان [[عمره]] و [[حج]] [[حلال]] می‌شود. از آنجا که ارتباط میان این عمره و [[حج تمتع]] به گونه‌ای است که به منزله یک عمل محسوب می‌شوند، گویا این بهره‌برداری در حج تمتع واقع شده است.<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> بر [[مشروعیت]] این حج دلالت دارد: «فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ اِلَی الحَجِّ فَمَا استَیسَرَ مِنَ الهَدیِ».<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ الحدائق، ج ۱۴، ص۳۲۰؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۱۵.</ref> در [[روایات]] متعددی از [[پیامبر]] و [[اهل‌بیت]] {{عم}} <ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۱؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۴؛ مسند احمد، ج ۱، ص۵۷.</ref> نیز حج تمتع جایز شمرده شده است. در مقابل، از [[عمر]] و [[عثمان]] نقل شده است که از حج تمتع [[نهی]] کرده و آن را [[حرام]] شمرده‌اند؛<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۵۲؛ المجموع، ج ۷، ص۱۵۱.</ref> ولی این نهی و [[تحریم]] برخلاف [[نص صریح]] [[قرآن کریم]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} <ref> صحیح مسلم، ج ۴، ص۴۹؛ سنن النسائی، ج ۵، ص۱۵۱.</ref> و [[صحابه]] است،<ref> صحیح مسلم، ج ۴، ص۴۵؛ مسند احمد، ج ۳، ص۳۶۳؛ سنن الترمذی، ج ۲، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹.</ref> بر این اساس، بسیاری از [[مسلمانان]] از جمله فرزند عمر با این رأی [[مخالفت]] کرده، تمتع در حج را جایز شمرده‌اند.<ref> وسائل الشیعه، ج ۱، ص۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۲، ص۱۵۹.</ref> فقیهان پیرو [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] نیز حج تمتع را جایز شمرده‌اند.<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۱؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۷؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> بر اساس آیه{{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و برخی روایات،<ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۹.</ref> این حج [[وظیفه]] غیر مکیان است. رأی فقیهان [[شیعه]] <ref> السرائر، ج ۱، ص۵۱۹؛ المعتبر، ج ۲، ص۷۸۳.</ref> و برخی از فقهای اهل سنت <ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۱۶۹؛ المجموع، ج ۷، ص۱۶۹.</ref> نیز همین است؛ ولی بیشتر فقهای اهل سنت انجام دادن [[حج تمتع]] را برای [[اهل مکه]] جایز دانسته‌اند.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۷۲؛ المجموع، ج ۷، ص۱۶۹.</ref> رأی فقهای شیعه و [[اهل سنت]] درباره مراد از «حاضِریِ المَسجِد الحَرامِ» در [[آیه]] مذکور متفاوت است؛ نظر برخی از [[فقیهان]] [[شیعه]] آن است که آنها کسانی‌اند که میان آنان و [[مسجدالحرام]] از ۴ جانب ۱۲ میل (هر میل یک سوم فرسخ)<ref> الاوزان والمقادیر، ص۱۳۱؛ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۴۱۷.</ref> یا کمتر از آن باشد؛<ref> السرائر، ج ۱، ص۵۲۰؛ ذخیره‌المعاد، ج ۱، ص۵۵۰.</ref> ولی مشهور [[فقهای امامیه]] برآن‌اند که مراد کسانی‌اند که فاصله آنان با مسجدالحرام ۴۸ میل و کمتر از آن باشد.<ref> الحدائق، ج ۱۴، ص۳۲۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۱۶؛ العروة الوثقی، ج ۴، ص۴۴۱.</ref> در برابر، فقهای اهل سنت آرای متفاوتی بیان کرده و گفته‌اند: اینان تنها ساکنان محدوده [[حرم]] <ref> المغنی، ج ۳، ص۵۰۲، ۲۴۲؛ المحلی، ج ۷، ص۱۴۶.</ref> یا اهل مکه یا کسانی‌اند که از محل سکونت آنان تا [[مکه]] [[نماز]] شکسته نمی‌شود، یا کسانی که در فاصله میان مواقیت [[احرام]] تا مکه ساکن‌اند <ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۱۶۹؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۹.</ref> یا ساکنان مکه و [[ذی طوی]] یا کسانی که از محل سکونت آنان تا مکه یک [[روز]] یا دو شب راه است<ref> المحلی، ج ۷، ص۱۴۶.</ref>.


'''[[حج]] قِران'''، حجی است که حج‌گزار ابتدا [[حج]] و سپس [[عمره]] را انجام می‌دهد و هنگام احرام حج، [[قربانی]] را به همراه خود می‌آورد؛<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۲۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹.</ref> ولی فقهای اهل سنت برآن‌اند که حج [[قرآن]] آن است که حجگزار حج و عمره را با یک [[نیت]] و احرام انجام داده، [[محرمات]] احرام میان آن دو بر وی [[حلال]] نمی‌گردد.<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۵.</ref> به نظر برخی از آنان [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که [[حج]] و [[عمره]] را قرین هم ذکر کرده اشاره به این نوع از حج دارد؛<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ البحرالرائق، ج ۲، ص۶۲۶.</ref> ولی عده‌ای دیگر دلالت آیه را بر این حج [[نفی]] کرده و گفته‌اند: جمع و قرین قرار دادن این دو در آیه، دلیلی بر [[وجوب]] جمع آنها در عمل نیست.<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳.</ref> فقهای اهل سنت جمع میان حج و عمره را با یک [[احرام]] جایز دانسته‌اند؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۶۹؛ البحر الرائق، ج ۲، ص۶۲۵؛ الدرالمختار، ج ۲، ص۵۸۳.</ref> اما فقهای شیعه این عمل را جایز ندانسته و در صورت انجام دادن آن گفته‌اند که تنها حج منعقد می‌گردد.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۲؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۸.</ref> دلیل برخی از فقهای شیعه آیه مذکور است که [[مسلمانان]] را به کامل کردن هریک از حج و عمره [[فرمان]] داده و معنای کامل کردن حج این است که حجگزار ابتدا [[اعمال]] آن را انجام داده، از احرام خارج گردد و سپس به عمل دیگری بپردازد.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۳؛ تذکره‌الفقهاء، ج ۸، ص۶۹.</ref> به روایاتی از [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} نیز در این باره استناد شده است.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۲؛ ذخیره‌المعاد، ج ۱، ص۵۵۶ ـ ۵۵۷.</ref> به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]]، [[حج]] [[قرآن]] [[وظیفه]] ساکنان و مجاوران [[مکه]] ـ در محدوده یاد شده ـ است.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۷۲؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۷؛ غنیة النزوع، ص۱۵۲.</ref> دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> است که [[حج تمتع]] را وظیفه غیر مجاوران شمرده است.<ref> غنیة النزوع، ص۱۵۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۲۴.</ref> در این‌باره به [[روایات]] نیز استناد شده است؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۲۴.</ref> ولی بسیاری از فقهای اهل سنت برآن‌اند که انجام هریک از سه نوع [[حج]] برای مجاوران [[مکه]] جایز است.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۰؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۹؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref>
'''[[حج]] قِران'''، حجی است که حج‌گزار ابتدا [[حج]] و سپس [[عمره]] را انجام می‌دهد و هنگام احرام حج، [[قربانی]] را به همراه خود می‌آورد؛<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۲۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹.</ref> ولی فقهای اهل سنت برآن‌اند که حج [[قرآن]] آن است که حج‌گزار حج و عمره را با یک [[نیت]] و احرام انجام داده، [[محرمات]] احرام میان آن دو بر وی [[حلال]] نمی‌گردد.<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۵.</ref> به نظر برخی از آنان [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که [[حج]] و [[عمره]] را قرین هم ذکر کرده اشاره به این نوع از حج دارد؛<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ البحرالرائق، ج ۲، ص۶۲۶.</ref> ولی عده‌ای دیگر دلالت آیه را بر این حج [[نفی]] کرده و گفته‌اند: جمع و قرین قرار دادن این دو در آیه، دلیلی بر [[وجوب]] جمع آنها در عمل نیست.<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳.</ref> فقهای اهل سنت جمع میان حج و عمره را با یک [[احرام]] جایز دانسته‌اند؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۶۹؛ البحر الرائق، ج ۲، ص۶۲۵؛ الدرالمختار، ج ۲، ص۵۸۳.</ref> اما فقهای شیعه این عمل را جایز ندانسته و در صورت انجام دادن آن گفته‌اند که تنها حج منعقد می‌گردد.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۲؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۸.</ref> دلیل برخی از فقهای شیعه آیه مذکور است که [[مسلمانان]] را به کامل کردن هریک از حج و عمره [[فرمان]] داده و معنای کامل کردن حج این است که حج‌گزار ابتدا [[اعمال]] آن را انجام داده، از احرام خارج گردد و سپس به عمل دیگری بپردازد.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۳؛ تذکره‌الفقهاء، ج ۸، ص۶۹.</ref> به روایاتی از [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} نیز در این باره استناد شده است.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۳۳۲؛ ذخیره‌المعاد، ج ۱، ص۵۵۶ ـ ۵۵۷.</ref> به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]]، [[حج]] [[قرآن]] [[وظیفه]] ساکنان و مجاوران [[مکه]] ـ در محدوده یاد شده ـ است.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۷۲؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۷؛ غنیة النزوع، ص۱۵۲.</ref> دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> است که [[حج تمتع]] را وظیفه غیر مجاوران شمرده است.<ref> غنیة النزوع، ص۱۵۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۲۴.</ref> در این‌باره به [[روایات]] نیز استناد شده است؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۲۴.</ref> ولی بسیاری از فقهای اهل سنت برآن‌اند که انجام هریک از سه نوع [[حج]] برای مجاوران [[مکه]] جایز است.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۰؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۹؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref>


'''حج اِفراد'''، آن است که ابتدا حجگزار برای حج [[محرم]] شده، پس از خروج از [[احرام]]، [[عمره]] را به جا می‌آورد<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۸۵؛ المغنی، ج ۳، ص۲۴۷.</ref>. البته برخی انجام عمره پس از حج را مشروط به عدم انجام آن پیش از حج و نیز داشتن [[استطاعت]] آن دانسته‌اند.<ref> کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۱۷ ـ ۱۸.</ref> برخی از فقهای اهل سنت گفته‌اند: اِفراد آن است که حجگزار ابتدا قبل از ماه‌های حج، عمره را انجام دهد و سپس در ماه‌های حج، تنها حج را به جای آورد <ref> حواشی الشروانی، ج ۴، ص۱۴۶؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۵۱۴.</ref> یا ابتدا حج را به جا آورده، عمره را در غیر ماه‌های حج انجام دهد.<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ روضة الطالبین، ج ۲، ص۳۲۱.</ref> به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> به این نوع از حج اشاره دارد؛<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ البحرالرائق، ج ۲، ص۶۲۶.</ref> ولی این رأی صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا آیه مذکور بر اصل [[وجوب]] [[حج]] بر [[مسلمانان]] دلالت دارد و از نوع حج سخنی به میان نیاورده است. به نظر [[علمای امامیه]] این نوع از حج [[وظیفه]] [[اهل مکه]] و مجاوران آن است.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۱۷۱.</ref> دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و برخی [[روایات]] است؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۹.</ref> ولی [[اهل سنت]] انجام این حج را نیز برای همه افراد جایز شمرده‌اند.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹ ـ ۱۷۰؛ المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۲.</ref> این سه نوع حج هرچند در اصل [[اعمال]] با هم اشتراک دارند، تفاوت‌های متعددی با یکدیگر دارند؛<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴ ـ ۲۰۸؛ جواهرالکلام، ج ۱۸، ص۷۵.</ref> همچنین در اینکه کدام یک از حج‌های یاد شده [[افضل]] و دارای [[پاداش]] بیشتری است [[علمای اسلامی]] آرای متفاوتی دارند؛ به نظر [[علمای امامیه]] <ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۶۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۲.</ref> و برخی از [[فقیهان]] [[اهل سنت]]<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۵۰؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۳.</ref> تمتع [[برتر]] از [[قرآن]] و افراد است. دلیل این امر به نظر برخی آن است که قرآن به [[صراحت]] از [[حج تمتع]] یاد کرده است، در حالی که دیگر انواع [[حج]] به صراحت در قرآن نیامده‌اند <ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۲.</ref> و نیز به روایتی از [[پیامبر اکرم]] استناد شده است که پس از [[محرم]] شدن برای حج و [[نزول وحی]] بر آن حضرت فرمود: اگر [[قربانی]] به همراه نیاورده بودم ابتدا [[عمره]] و سپس حج می‌گزاردم.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۶۷ - ۲۶۸؛ فتح العزیز، ج ۷، ص۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> افزون بر این، در [[روایات اهل بیت]] {{عم}} به صراحت بر برتر بودن حج تمتع تصریح شده است؛<ref> تهذیب، ج ۵، ص۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۵۱.</ref> از جمله [[امام صادق]] فرمود: اگر ۱۰۰۰ حج به جا آورم همه آنها را به گونه تمتع به جا می‌آورم.<ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۹.</ref> در روایتی راز [[مأمور]] شدن [[مکلفان]] به تمتع و [[برتری]] آن، آسانگیری [[خداوند]] بر حج‌گزاران و [[حفظ]] آنان از [[گناه]] با طولانی نشدن مدت [[احرام]]، و انجام دادن [[طواف]] [[مستحب]] در بین [[اعمال]] [[حج]] دانسته شده است.<ref> علل الشرایع، ج ۱، ص۲۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۲.</ref> برخی حج قرآن را دارای [[فضیلت]] بیشتر دانسته‌اند؛ زیرا قرآن در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> از حج قرآن یاد کرده و نیز بدان جهت که [[پیامبر]] {{صل}} حج قرآن انجام داد <ref> بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۷۴ ـ ۱۷۵.</ref> و برخی نیز [[حج]] افراد را [[افضل]] شمرده‌اند. برخی نیز هر سه حج را دارای [[فضیلت]] یکسان دانسته‌اند<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۲.</ref> و برخی گفته‌اند: اگر حج‌گزار [[قربانی]] به همراه آورده [[قرآن]] و گرنه تمتع بهتر است؛ زیرا [[پیامبر]] چون قربانی به همراه آورده بود حج قرآن به جا آورد<ref>المغنی، ج ۳، ص۲۳۲ ـ ۲۳۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۹-۴۱۳.</ref>
'''حج اِفراد'''، آن است که ابتدا حج‌گزار برای حج [[محرم]] شده، پس از خروج از [[احرام]]، [[عمره]] را به جا می‌آورد<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۸۵؛ المغنی، ج ۳، ص۲۴۷.</ref>. البته برخی انجام عمره پس از حج را مشروط به عدم انجام آن پیش از حج و نیز داشتن [[استطاعت]] آن دانسته‌اند.<ref> کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۱۷ ـ ۱۸.</ref> برخی از فقهای اهل سنت گفته‌اند: اِفراد آن است که حج‌گزار ابتدا قبل از ماه‌های حج، عمره را انجام دهد و سپس در ماه‌های حج، تنها حج را به جای آورد <ref> حواشی الشروانی، ج ۴، ص۱۴۶؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۵۱۴.</ref> یا ابتدا حج را به جا آورده، عمره را در غیر ماه‌های حج انجام دهد.<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ روضة الطالبین، ج ۲، ص۳۲۱.</ref> به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> به این نوع از حج اشاره دارد؛<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ البحرالرائق، ج ۲، ص۶۲۶.</ref> ولی این رأی صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا آیه مذکور بر اصل [[وجوب]] [[حج]] بر [[مسلمانان]] دلالت دارد و از نوع حج سخنی به میان نیاورده است. به نظر [[علمای امامیه]] این نوع از حج [[وظیفه]] [[اهل مکه]] و مجاوران آن است.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۱۷۱.</ref> دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و برخی [[روایات]] است؛<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹؛ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۹.</ref> ولی [[اهل سنت]] انجام این حج را نیز برای همه افراد جایز شمرده‌اند.<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۶۹ ـ ۱۷۰؛ المجموع، ج ۷، ص۱۵۳؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۲.</ref> این سه نوع حج هرچند در اصل [[اعمال]] با هم اشتراک دارند، تفاوت‌های متعددی با یکدیگر دارند؛<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴ ـ ۲۰۸؛ جواهرالکلام، ج ۱۸، ص۷۵.</ref> همچنین در اینکه کدام یک از حج‌های یاد شده [[افضل]] و دارای [[پاداش]] بیشتری است [[علمای اسلامی]] آرای متفاوتی دارند؛ به نظر [[علمای امامیه]] <ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۶۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۲.</ref> و برخی از [[فقیهان]] [[اهل سنت]]<ref>المجموع، ج ۷، ص۱۵۰؛ المغنی، ج ۳، ص۲۳۳.</ref> تمتع [[برتر]] از [[قرآن]] و افراد است. دلیل این امر به نظر برخی آن است که قرآن به [[صراحت]] از [[حج تمتع]] یاد کرده است، در حالی که دیگر انواع [[حج]] به صراحت در قرآن نیامده‌اند <ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۷۲.</ref> و نیز به روایتی از [[پیامبر اکرم]] استناد شده است که پس از [[محرم]] شدن برای حج و [[نزول وحی]] بر آن حضرت فرمود: اگر [[قربانی]] به همراه نیاورده بودم ابتدا [[عمره]] و سپس حج می‌گزاردم.<ref> الخلاف، ج ۲، ص۲۶۷ - ۲۶۸؛ فتح العزیز، ج ۷، ص۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> افزون بر این، در [[روایات اهل بیت]] {{عم}} به صراحت بر برتر بودن حج تمتع تصریح شده است؛<ref> تهذیب، ج ۵، ص۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۵۱.</ref> از جمله [[امام صادق]] فرمود: اگر ۱۰۰۰ حج به جا آورم همه آنها را به گونه تمتع به جا می‌آورم.<ref> الکافی، ج ۴، ص۲۹۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۹.</ref> در روایتی راز [[مأمور]] شدن [[مکلفان]] به تمتع و [[برتری]] آن، آسانگیری [[خداوند]] بر حج‌گزاران و [[حفظ]] آنان از [[گناه]] با طولانی نشدن مدت [[احرام]]، و انجام دادن [[طواف]] [[مستحب]] در بین [[اعمال]] [[حج]] دانسته شده است.<ref> علل الشرایع، ج ۱، ص۲۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۲.</ref> برخی حج قرآن را دارای [[فضیلت]] بیشتر دانسته‌اند؛ زیرا قرآن در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> از حج قرآن یاد کرده و نیز بدان جهت که [[پیامبر]] {{صل}} حج قرآن انجام داد <ref> بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۷۴ ـ ۱۷۵.</ref> و برخی نیز [[حج]] افراد را [[افضل]] شمرده‌اند. برخی نیز هر سه حج را دارای [[فضیلت]] یکسان دانسته‌اند<ref> المجموع، ج ۷، ص۱۵۲.</ref> و برخی گفته‌اند: اگر حج‌گزار [[قربانی]] به همراه آورده [[قرآن]] و گرنه تمتع بهتر است؛ زیرا [[پیامبر]] چون قربانی به همراه آورده بود حج قرآن به جا آورد<ref>المغنی، ج ۳، ص۲۳۲ ـ ۲۳۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۹-۴۱۳.</ref>


== [[اعمال]] و اجزای حج ==
== [[اعمال]] و اجزای حج ==
خط ۸۸: خط ۸۸:


=== [[احرام]] ===
=== [[احرام]] ===
نخستین عمل حج در هریک از سه قسم یاد شده، احرام <ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref> است که به معنای وارد شدن به اعمال حج با پوشیدن دو [[لباس]] ندوخته برای مردان و [[نیت]] و تلبیه است و بدان جهت به آن احرام گفته شده که حجگزار با این عمل، برخی مباحات را بر خود [[حرام]] می‌کند.<ref>معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۳.</ref> این نوع احرام ویژه [[حج تمتع]] و اِفراد است؛ اما در حج قرآن حجگزار میان احرام با تلبیه یا اِشعار و [[تقلید]] مخیر است.<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۲۵۷.</ref> به نظر برخی مراد از [[واجب]] کردن حج بر خود که در [[آیه]]{{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از آن یاد شده: {{متن قرآن|فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ }} احرام است<ref> ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۶۱؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ زبدة البیان، ص۲۶۴.</ref>.
نخستین عمل حج در هریک از سه قسم یاد شده، احرام <ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref> است که به معنای وارد شدن به اعمال حج با پوشیدن دو [[لباس]] ندوخته برای مردان و [[نیت]] و تلبیه است و بدان جهت به آن احرام گفته شده که حج‌گزار با این عمل، برخی مباحات را بر خود [[حرام]] می‌کند.<ref>معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۳.</ref> این نوع احرام ویژه [[حج تمتع]] و اِفراد است؛ اما در حج قرآن حج‌گزار میان احرام با تلبیه یا اِشعار و [[تقلید]] مخیر است.<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۲۵۷.</ref> به نظر برخی مراد از [[واجب]] کردن حج بر خود که در [[آیه]]{{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از آن یاد شده: {{متن قرآن|فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ }} احرام است<ref> ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۶۱؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ زبدة البیان، ص۲۶۴.</ref>.


=== وقوف در [[عرفات]] ===
=== وقوف در [[عرفات]] ===
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:


=== [[قربانی]] ===
=== [[قربانی]] ===
واجب دیگر [[حج]]، قربانی‌است: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۲۰۳.</ref> که حجگزار به اندازه توان خود یک یا چند شتر، گاو یا گوسفند را در روز عید قربان [[ذبح]] می‌کند.
واجب دیگر [[حج]]، قربانی‌است: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۲۰۳.</ref> که حج‌گزار به اندازه توان خود یک یا چند شتر، گاو یا گوسفند را در روز عید قربان [[ذبح]] می‌کند.


=== حلق یا تقصیر ===
=== حلق یا تقصیر ===
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:


=== [[طواف]] [[حج]] ===
=== [[طواف]] [[حج]] ===
عمل دیگر واجب در حج، طواف حج است <ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۴.</ref> که به آن طواف [[زیارت]] <ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> و طواف [[افاضه]] <ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> نیز گفته شده است: {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> در این عمل حجگزار باید ۷ دور به نیت طواف حج بر گِرد [[کعبه]] طواف و هر دور از [[حجرالاسود]] آغاز و به آن ختم کند<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۴، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.</ref>.
عمل دیگر واجب در حج، طواف حج است <ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۴.</ref> که به آن طواف [[زیارت]] <ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> و طواف [[افاضه]] <ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> نیز گفته شده است: {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> در این عمل حج‌گزار باید ۷ دور به نیت طواف حج بر گِرد [[کعبه]] طواف و هر دور از [[حجرالاسود]] آغاز و به آن ختم کند<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۴، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.</ref>.


=== [[نماز]] طواف ===
=== [[نماز]] طواف ===
خط ۱۱۲: خط ۱۱۲:


=== سعی بین [[صفا و مروه]] ===
=== سعی بین [[صفا و مروه]] ===
پس از [[اقامه نماز]] طواف بر حجگزار [[واجب]] است میان دو [[کوه]] صفا و مروه رفت و آمد کند: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۸.</ref> در این [[عمل]] [[حاجیان]] باید ۷ شوط با [[نیت]] میان این دو کوه طواف کنند که دور اول از [[صفا]] آغاز و دور آخر به [[مروه]] ختم می‌گردد<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۰۵؛ المجموع، ج ۸، ص۶۳.</ref>.
پس از [[اقامه نماز]] طواف بر حج‌گزار [[واجب]] است میان دو [[کوه]] صفا و مروه رفت و آمد کند: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۸.</ref> در این [[عمل]] [[حاجیان]] باید ۷ شوط با [[نیت]] میان این دو کوه طواف کنند که دور اول از [[صفا]] آغاز و دور آخر به [[مروه]] ختم می‌گردد<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۰۵؛ المجموع، ج ۸، ص۶۳.</ref>.


=== طواف و نماز طواف [[نساء]] ===
=== طواف و نماز طواف [[نساء]] ===
دو عمل واجب دیگر در [[حج]] به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] طواف نساء و نماز آن است.<ref>کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۳۵۴.</ref> در برخی [[روایات اهل بیت]]، [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> که به طواف [[خانه خدا]] [[فرمان]] داده: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} تنها مربوط به طواف نساء دانسته شده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۱۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۵۳.</ref> (طواف، نماز طواف) [[زمان]] انجام [[اعمال]] [[مکه]] به نظر مشهور فقیهان شیعه [[روز]] [[عید]] یا روز یازدهم است؛<ref>تحریر الاحکام، ج ۲، ص۵؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۷۳.</ref> اما عده‌ای از [[فقها]] گفته‌اند حجگزار می‌تواند آنها را تا پایان اعمال [[منا]] و حتی پایان [[ذیحجه]] به تأخیر اندازد، گرچه انجام دادن آن در روز عید و یازدهم [[افضل]] است<ref>مختلف الشیعه، ج ۴، ص۳۰۳؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۶.</ref>.
دو عمل واجب دیگر در [[حج]] به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] طواف نساء و نماز آن است.<ref>کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۳۵۴.</ref> در برخی [[روایات اهل بیت]]، [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> که به طواف [[خانه خدا]] [[فرمان]] داده: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} تنها مربوط به طواف نساء دانسته شده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۱۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۵۳.</ref> (طواف، نماز طواف) [[زمان]] انجام [[اعمال]] [[مکه]] به نظر مشهور فقیهان شیعه [[روز]] [[عید]] یا روز یازدهم است؛<ref>تحریر الاحکام، ج ۲، ص۵؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۷۳.</ref> اما عده‌ای از [[فقها]] گفته‌اند حج‌گزار می‌تواند آنها را تا پایان اعمال [[منا]] و حتی پایان [[ذیحجه]] به تأخیر اندازد، گرچه انجام دادن آن در روز عید و یازدهم [[افضل]] است<ref>مختلف الشیعه، ج ۴، ص۳۰۳؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۶.</ref>.


=== بیتوته در منا ===
=== بیتوته در منا ===
خط ۱۲۱: خط ۱۲۱:


=== [[رمی]] جمرات سه‌گانه ===
=== [[رمی]] جمرات سه‌گانه ===
[[واجب]] دیگر [[حج]] رمی جمره اُولی، وُسْطی و عَقَبه در روزهایی است که حجگزار شب‌های آنها را در [[منا]] بیتوته کرده است <ref>کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۳؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۶.</ref> که حجگزار باید به [[نیت]] [[حج]] به هر جمره به ترتیب ۷ ریگ بزند.<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۰۶؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۹؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref> برای وجوب این عمل افزون بر آیاتی که در رمی جمره [[عقبه]] ذکر شده، به [[روایات اسلامی]] نیز استناد شده است.<ref>المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ - ۲۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۹ - ۲۲۰؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۳۲.</ref> به نظر بیشتر فقهای شیعه رمی جمرات سه گانه از طلوع [[خورشید]] تا غروب آن جایز است؛ ولی بهتر آن است که نزدیک ظهر انجام شود.<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۳۰۹؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۷۱.</ref> [[اعمال]] و اجزای اصلی حج با اندک تفاوت‌هایی از جهت [[حکم]]، ترتیب، شرایط و چگونگی انجام آنها در [[فقه اهل سنت]] نیز همین اعمال‌اند <ref>الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۶۱، ۲۴۱۶؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۱۷، ص۲۳ ـ ۸۳.</ref> که به تفصیل در مدخل‌های خاص خود بررسی می‌شوند<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۳-۴۱۶.</ref>.
[[واجب]] دیگر [[حج]] رمی جمره اُولی، وُسْطی و عَقَبه در روزهایی است که حج‌گزار شب‌های آنها را در [[منا]] بیتوته کرده است <ref>کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۳؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۶.</ref> که حج‌گزار باید به [[نیت]] [[حج]] به هر جمره به ترتیب ۷ ریگ بزند.<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۰۶؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۹؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref> برای وجوب این عمل افزون بر آیاتی که در رمی جمره [[عقبه]] ذکر شده، به [[روایات اسلامی]] نیز استناد شده است.<ref>المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ - ۲۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۹ - ۲۲۰؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۳۲.</ref> به نظر بیشتر فقهای شیعه رمی جمرات سه گانه از طلوع [[خورشید]] تا غروب آن جایز است؛ ولی بهتر آن است که نزدیک ظهر انجام شود.<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۳۰۹؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۷۱.</ref> [[اعمال]] و اجزای اصلی حج با اندک تفاوت‌هایی از جهت [[حکم]]، ترتیب، شرایط و چگونگی انجام آنها در [[فقه اهل سنت]] نیز همین اعمال‌اند <ref>الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۶۱، ۲۴۱۶؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۱۷، ص۲۳ ـ ۸۳.</ref> که به تفصیل در مدخل‌های خاص خود بررسی می‌شوند<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۳-۴۱۶.</ref>.


== [[احکام]] و [[آداب]] [[حج]] ==
== [[احکام]] و [[آداب]] [[حج]] ==
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
# '''[[حریت]]''': بر این اساس، حج بر بردگان واجب نیست،<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۴۹؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳.</ref> زیرا یکی از شرایط حج توانایی مالی و [[قدرت]] تصرف در آن است و برده چنین [[توانایی]] را ندارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند بنده‌ای زرخرید را مثل می‌زند که توان هیچ کاری ندارد و کسی را که به او از خویش روزی نیکویی داده‌ایم و او پنهان و آشکار از آن می‌بخشد؛ آیا (این دو) برابرند؟ سپاس خداوند راست (که بی‌همتاست) اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره نحل، آیه ۷۵.</ref>.<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ کشف اللثام، ج ۱، ص۲۸۷.</ref> این شرط از آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> که استطاعت را شرط وجوب دانسته نیز استفاده شده است<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۳۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۴۵.</ref>.
# '''[[حریت]]''': بر این اساس، حج بر بردگان واجب نیست،<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۴۹؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳.</ref> زیرا یکی از شرایط حج توانایی مالی و [[قدرت]] تصرف در آن است و برده چنین [[توانایی]] را ندارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند بنده‌ای زرخرید را مثل می‌زند که توان هیچ کاری ندارد و کسی را که به او از خویش روزی نیکویی داده‌ایم و او پنهان و آشکار از آن می‌بخشد؛ آیا (این دو) برابرند؟ سپاس خداوند راست (که بی‌همتاست) اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره نحل، آیه ۷۵.</ref>.<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ کشف اللثام، ج ۱، ص۲۸۷.</ref> این شرط از آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> که استطاعت را شرط وجوب دانسته نیز استفاده شده است<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۳۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۱۴۵.</ref>.
# '''[[اسلام]]''': از این‌رو بر [[کافران]] [[حج]] [[واجب]] نیست، بدان سبب که [[حج]] [[عبادت]] است و کافران به [[عبادات]] [[اسلامی]] [[مکلف]] نیستند.<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ تحفة الفقهاء، ج ۱، ص۳۸۳.</ref> برخی این شرط را از [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> نیز استفاده کرده‌اند؛ با این توضیح که از جمله {{متن قرآن|وَمَنْ كَفَرَ}} استفاده می‌شود که مراد از «وللّه‌علی [[الناس]]» مؤمنان‌اند؛ زیرا در غیر این صورت [[کافر]] شدن آنان معنا نداشت؛<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰.</ref> ولی در مقابل، فقهای شیعه و برخی [[فقیهان]] [[اهل سنت]] اسلام را تنها شرط صحت دانسته‌اند نه شرط [[وجوب]]، از این‌رو معتقدند که حج گزاردن بر کافران نیز واجب است، هرچند در صورت انجام دادن صحیح نیست.<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۷۶ ـ ۲۰۷۷.</ref> مستند این دیدگاه کلمه {{متن قرآن|النَّاسِ }} در آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> است که شامل کافران نیز می‌شود و نیز آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که به طور عموم، همگان را به اتمام حج مکلف کرده است. به [[روایات]] نیز برای این مدعا استناد شده است،<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۴۵؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۹۲ ـ ۹۳.</ref> بر همین اساس برخی گفته‌اند: [[کفر]] در اینجا، کفر در [[اصول دین]] نیست، بلکه کفر در [[فروع دین]] و مراد از آن «ترک حج» است<ref>المیزان، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>.
# '''[[اسلام]]''': از این‌رو بر [[کافران]] [[حج]] [[واجب]] نیست، بدان سبب که [[حج]] [[عبادت]] است و کافران به [[عبادات]] [[اسلامی]] [[مکلف]] نیستند.<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ تحفة الفقهاء، ج ۱، ص۳۸۳.</ref> برخی این شرط را از [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> نیز استفاده کرده‌اند؛ با این توضیح که از جمله {{متن قرآن|وَمَنْ كَفَرَ}} استفاده می‌شود که مراد از «وللّه‌علی [[الناس]]» مؤمنان‌اند؛ زیرا در غیر این صورت [[کافر]] شدن آنان معنا نداشت؛<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰.</ref> ولی در مقابل، فقهای شیعه و برخی [[فقیهان]] [[اهل سنت]] اسلام را تنها شرط صحت دانسته‌اند نه شرط [[وجوب]]، از این‌رو معتقدند که حج گزاردن بر کافران نیز واجب است، هرچند در صورت انجام دادن صحیح نیست.<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۷۶ ـ ۲۰۷۷.</ref> مستند این دیدگاه کلمه {{متن قرآن|النَّاسِ }} در آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> است که شامل کافران نیز می‌شود و نیز آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که به طور عموم، همگان را به اتمام حج مکلف کرده است. به [[روایات]] نیز برای این مدعا استناد شده است،<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۴۵؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۹۲ ـ ۹۳.</ref> بر همین اساس برخی گفته‌اند: [[کفر]] در اینجا، کفر در [[اصول دین]] نیست، بلکه کفر در [[فروع دین]] و مراد از آن «ترک حج» است<ref>المیزان، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>.
# '''[[استطاعت]]''': یکی دیگر از شرایط وجوب حج استطاعت است: {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۶۹؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۴.</ref> این شرط در [[روایات اسلامی]] نیز آمده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ المستدرک، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> [[فقهای اسلامی]] با استناد به آیه و روایات، استطاعت را دارای ۴ قسم دانسته‌اند. مصداق اصلی استطاعت در آیه مذکور، توانایی مالی یعنی توشه و مرکب برای [[سفر حج]] است،<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۹؛ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref> چنان‌که در برخی [[روایات]] نیز آمده است؛<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ المستدرک، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> اما آرای [[فقیهان]] درباره محدوده توانایی مالی متفاوت است؛ به نظر فقیهان [[شیعه]] و برخی فقیهان [[اهل سنت]] مراد از [[استطاعت]] [[مالی]]، داشتن هزینه رفت و برگشت [[حج]] افزون بر نیازهای عادی [[زندگی]] مانند [[مسکن]]، اثاث [[منزل]]، و دیگر مخارج زندگی است.<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۰۵؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۳.</ref> مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان و برای هر شخص به [[توانایی]] و [[شأن]] افراد و [[عرف]] [[حاکم]] بر آن [[جامعه]] بستگی دارد.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۷؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۷۳.</ref> به نظر بسیاری از فقیهان وجود زاد و راحله لازم نیست، بلکه توانایی تهیه آن کافی است؛<ref>جامع المدارک، ج ۲، ص۲۶۲؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۶.</ref> اما در مقابل، برخی از فقهای اهل سنت توانایی هزینه رفت و برگشت سفر حج را در استطاعت کافی دانسته‌اند، هرچند حجگزار پس از بازگشت برای خود و اهلش نفقه‌ای نداشته باشد.<ref>الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۵.</ref> به نظر فقهای امامی استطاعت مالی در صورت بذل آن از سوی دیگری نیز محقق شده، با وجود آن حج [[واجب]] می‌گردد.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۵۱؛ المعتبر، ج ۲، ص۷۵۲.</ref> دلیل [[وجوب]]، [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و برخی روایات است که حج را به طور عام بر مستطیع واجب شمرده است؛<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۵۱؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۱۰.</ref> ولی فقهای اهل سنت برآن‌اند که در این صورت، شخص مستطیع نشده و حج بر او واجب نمی‌گردد. برخی نیز گفته‌اند: تنها در صورت [[بذل مال]] از سوی فرزند، فرد مستطیع می‌گردد؛ زیرا در بذل فرزند منتی نیست.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۷۰؛ فقه السنه، ج ۱، ص۶۳۲.</ref> مصداق دیگر [[استطاعت]]، استطاعت بدنی است، از این‌رو بر اساس [[آیه]] مذکور [[حج]] بر ناتوان‌ها و [[بیماران]] [[واجب]] نیست.<ref>مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۴؛ العروة الوثقی، ج ۴، ص۴۱۶؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۶.</ref> در مقابل، برخی گفته‌اند: بر افراد زمین‌گیر و [[ناتوان]] دارای توان [[مالی]] نیز حج واجب است، از این‌رو آنان باید کسی را به [[نیابت]] از خود به حج بفرستند.<ref>تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۱ ـ ۵۵۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۲۷ ـ ۱۳۱؛ المجموع، ج ۷، ص۱۰۰.</ref> مصداق دیگر استطاعت، استطاعت طریقی و باز بودن راه و [[امن]] بودن آن است که افزون بر آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و [[روایات]]، ادلّه [[نفی عسر و حرج]] نیز بر اشتراط آن دلالت دارد،<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۰؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۲۱۶.</ref> بر این اساس، کسی که راه برایش مسدود یا [[جان]] یا [[آبرو]] و مالش در خطر است مستطیع نبوده، [[حج]] بر او واجب نیست.<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۰؛ عروة الوثقی، ج ۴، ص۴۱۶؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۸.</ref> مصداق دیگر استطاعت، استطاعت زمانی است؛ به این معنا که باید مکلّف پس از تحقق دیگر شرایط، [[زمان]] و فرصت کافی برای [[اعمال]] حج داشته باشد و گرنه حج بر او در آن سال واجب نیست<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۴ـ ۶۵؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۲۱۲؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۹.</ref>.
# '''[[استطاعت]]''': یکی دیگر از شرایط وجوب حج استطاعت است: {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۶۹؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۴.</ref> این شرط در [[روایات اسلامی]] نیز آمده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ المستدرک، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> [[فقهای اسلامی]] با استناد به آیه و روایات، استطاعت را دارای ۴ قسم دانسته‌اند. مصداق اصلی استطاعت در آیه مذکور، توانایی مالی یعنی توشه و مرکب برای [[سفر حج]] است،<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۹؛ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref> چنان‌که در برخی [[روایات]] نیز آمده است؛<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ المستدرک، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> اما آرای [[فقیهان]] درباره محدوده توانایی مالی متفاوت است؛ به نظر فقیهان [[شیعه]] و برخی فقیهان [[اهل سنت]] مراد از [[استطاعت]] [[مالی]]، داشتن هزینه رفت و برگشت [[حج]] افزون بر نیازهای عادی [[زندگی]] مانند [[مسکن]]، اثاث [[منزل]]، و دیگر مخارج زندگی است.<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۰۵؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۳.</ref> مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان و برای هر شخص به [[توانایی]] و [[شأن]] افراد و [[عرف]] [[حاکم]] بر آن [[جامعه]] بستگی دارد.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۷؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۷۳.</ref> به نظر بسیاری از فقیهان وجود زاد و راحله لازم نیست، بلکه توانایی تهیه آن کافی است؛<ref>جامع المدارک، ج ۲، ص۲۶۲؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۶.</ref> اما در مقابل، برخی از فقهای اهل سنت توانایی هزینه رفت و برگشت سفر حج را در استطاعت کافی دانسته‌اند، هرچند حج‌گزار پس از بازگشت برای خود و اهلش نفقه‌ای نداشته باشد.<ref>الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۵.</ref> به نظر فقهای امامی استطاعت مالی در صورت بذل آن از سوی دیگری نیز محقق شده، با وجود آن حج [[واجب]] می‌گردد.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۵۱؛ المعتبر، ج ۲، ص۷۵۲.</ref> دلیل [[وجوب]]، [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و برخی روایات است که حج را به طور عام بر مستطیع واجب شمرده است؛<ref>الخلاف، ج ۲، ص۲۵۱؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۱۰.</ref> ولی فقهای اهل سنت برآن‌اند که در این صورت، شخص مستطیع نشده و حج بر او واجب نمی‌گردد. برخی نیز گفته‌اند: تنها در صورت [[بذل مال]] از سوی فرزند، فرد مستطیع می‌گردد؛ زیرا در بذل فرزند منتی نیست.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۷۰؛ فقه السنه، ج ۱، ص۶۳۲.</ref> مصداق دیگر [[استطاعت]]، استطاعت بدنی است، از این‌رو بر اساس [[آیه]] مذکور [[حج]] بر ناتوان‌ها و [[بیماران]] [[واجب]] نیست.<ref>مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۴؛ العروة الوثقی، ج ۴، ص۴۱۶؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۶.</ref> در مقابل، برخی گفته‌اند: بر افراد زمین‌گیر و [[ناتوان]] دارای توان [[مالی]] نیز حج واجب است، از این‌رو آنان باید کسی را به [[نیابت]] از خود به حج بفرستند.<ref>تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۵۱ ـ ۵۵۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۱۲۷ ـ ۱۳۱؛ المجموع، ج ۷، ص۱۰۰.</ref> مصداق دیگر استطاعت، استطاعت طریقی و باز بودن راه و [[امن]] بودن آن است که افزون بر آیه {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و [[روایات]]، ادلّه [[نفی عسر و حرج]] نیز بر اشتراط آن دلالت دارد،<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۰؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۲۱۶.</ref> بر این اساس، کسی که راه برایش مسدود یا [[جان]] یا [[آبرو]] و مالش در خطر است مستطیع نبوده، [[حج]] بر او واجب نیست.<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۰؛ عروة الوثقی، ج ۴، ص۴۱۶؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۸.</ref> مصداق دیگر استطاعت، استطاعت زمانی است؛ به این معنا که باید مکلّف پس از تحقق دیگر شرایط، [[زمان]] و فرصت کافی برای [[اعمال]] حج داشته باشد و گرنه حج بر او در آن سال واجب نیست<ref> مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۶۴ـ ۶۵؛ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۲۱۲؛ الفقه الاسلامی، ج ۳، ص۲۰۸۹.</ref>.


=== ترک یا تأخیر انداختن حج ===
=== ترک یا تأخیر انداختن حج ===
خط ۱۴۱: خط ۱۴۱:


=== تمام و کامل کردن حج ===
=== تمام و کامل کردن حج ===
پس از شروع حج، بر حجگزار واجب است آن را به پایان برساند: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۳۷ - ۳۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۳۲۰.</ref>، از این‌رو وی [[حق]] ندارد تنها برخی [[اعمال]] [[حج]] را انجام داده، برخی را رها کند<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۲۶۳؛ الخلاف، ج ۲، ص۳۶۵؛ المجموع، ج ۷، ص۳۸۸.</ref> یا در بین اعمال حج از [[احرام]] خارج شده، دوباره [[محرم]] گردد.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۲۸۴.</ref> بیشتر فقهای اسلامی با استناد به [[آیه]] یاد شده گفته‌اند: در صورت [[فاسد]] شدن [[حج]] نیز بر [[مکلف]] [[واجب]] است حج فاسد را به پایان رساند؛<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۶۵؛ المجموع، ج ۷، ص۳۸۸.</ref> همچنین [[فقیهان]] بر اساس این آیه گفته‌اند: اتمام حج استحبابی نیز پس از شروع، بر مکلف واجب است.<ref> منتهی المطلب، ج ۲، ص۸۴۰؛ الحدائق، ج ۱۵، ص۴۰۶.</ref> افزون بر آیه مذکور، این [[وظیفه]] از آیاتی که [[قرآن]] در آنها [[مسلمانان]] را به تعظیم شعائر الهی توصیه کرده: {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ}}<ref>«(حقیقت) این است؛ و هر کس نشانه‌های (بندگی) خداوند را سترگ دارد، بی‌گمان، این (کار) از پرهیزگاری دل‌هاست» سوره حج، آیه ۳۲.</ref> یا آنان را از [[حلال]] شمردن این [[شعائر]] [[نهی]] کرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref> استفاده می‌شود؛ با این بیان که مراد از {{متن قرآن|شَعَائِرَ اللَّهِ }} در این [[آیات]]، [[مناسک حج]] <ref> جامع‌ البیان، ج ۶، ص۷۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۲۶۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۰۳.</ref> و مقصود از حلال شمردن آنها تضییع و فاسد کردن آنهاست؛<ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص۲۶۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۰۳.</ref> اما چنانچه حجگزار پس از شروع اعمال حج، به سبب مانع شدن [[دشمن]] یا [[بیماری]] نتواند اعمال حج را به پایان رساند [[وظایف]] خاصی برایش [[تشریع]] شده است.
پس از شروع حج، بر حج‌گزار واجب است آن را به پایان برساند: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۳۷ - ۳۸؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۳۲۰.</ref>، از این‌رو وی [[حق]] ندارد تنها برخی [[اعمال]] [[حج]] را انجام داده، برخی را رها کند<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۲۶۳؛ الخلاف، ج ۲، ص۳۶۵؛ المجموع، ج ۷، ص۳۸۸.</ref> یا در بین اعمال حج از [[احرام]] خارج شده، دوباره [[محرم]] گردد.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۲۸۴.</ref> بیشتر فقهای اسلامی با استناد به [[آیه]] یاد شده گفته‌اند: در صورت [[فاسد]] شدن [[حج]] نیز بر [[مکلف]] [[واجب]] است حج فاسد را به پایان رساند؛<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۶۵؛ المجموع، ج ۷، ص۳۸۸.</ref> همچنین [[فقیهان]] بر اساس این آیه گفته‌اند: اتمام حج استحبابی نیز پس از شروع، بر مکلف واجب است.<ref> منتهی المطلب، ج ۲، ص۸۴۰؛ الحدائق، ج ۱۵، ص۴۰۶.</ref> افزون بر آیه مذکور، این [[وظیفه]] از آیاتی که [[قرآن]] در آنها [[مسلمانان]] را به تعظیم شعائر الهی توصیه کرده: {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ}}<ref>«(حقیقت) این است؛ و هر کس نشانه‌های (بندگی) خداوند را سترگ دارد، بی‌گمان، این (کار) از پرهیزگاری دل‌هاست» سوره حج، آیه ۳۲.</ref> یا آنان را از [[حلال]] شمردن این [[شعائر]] [[نهی]] کرده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref> استفاده می‌شود؛ با این بیان که مراد از {{متن قرآن|شَعَائِرَ اللَّهِ }} در این [[آیات]]، [[مناسک حج]] <ref> جامع‌ البیان، ج ۶، ص۷۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۲۶۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۰۳.</ref> و مقصود از حلال شمردن آنها تضییع و فاسد کردن آنهاست؛<ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص۲۶۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۰۳.</ref> اما چنانچه حج‌گزار پس از شروع اعمال حج، به سبب مانع شدن [[دشمن]] یا [[بیماری]] نتواند اعمال حج را به پایان رساند [[وظایف]] خاصی برایش [[تشریع]] شده است.


=== تکرار حج ===
=== تکرار حج ===
خط ۱۵۶: خط ۱۵۶:


=== تهیه توشه و لوازم حج ===
=== تهیه توشه و لوازم حج ===
بر حج‌گزار لازم است توشه و ابزار این [[سفر]] را آماده کند: {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>. مراد از امر به تهیه زاد در آیه طبق یک نظر زاد و توشه مادی این سفر است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۴۱۱؛ زبدة البیان، ص۲۶۷.</ref> که حجگزار باید خود آن را تهیه کند و بار خود را به دوش دیگران نیندازد.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۵؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۵۲.</ref> [[شأن نزول آیه]] نیز مؤید همین امر است.<ref>جامع‌ البیان، ج ۲، ص۳۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۵.</ref> در روایتی نیز [[حاجیان]] به خرید نیازهای خوراکی خود پیش از سفر توصیه شده‌اند و دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> شمرده شده که به تهیه لوازم سفر پیش از خروج از [[منزل]] سفارش کرده است<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۴۷۲.</ref>.
بر حج‌گزار لازم است توشه و ابزار این [[سفر]] را آماده کند: {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>. مراد از امر به تهیه زاد در آیه طبق یک نظر زاد و توشه مادی این سفر است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۴۱۱؛ زبدة البیان، ص۲۶۷.</ref> که حج‌گزار باید خود آن را تهیه کند و بار خود را به دوش دیگران نیندازد.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۵؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۵۲.</ref> [[شأن نزول آیه]] نیز مؤید همین امر است.<ref>جامع‌ البیان، ج ۲، ص۳۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۸۵.</ref> در روایتی نیز [[حاجیان]] به خرید نیازهای خوراکی خود پیش از سفر توصیه شده‌اند و دلیل این امر آیه {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> شمرده شده که به تهیه لوازم سفر پیش از خروج از [[منزل]] سفارش کرده است<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۴۷۲.</ref>.


=== بازداشتن و [[آزار]] حج‌گزاران ===
=== بازداشتن و [[آزار]] حج‌گزاران ===
خط ۱۶۲: خط ۱۶۲:


=== یاد گرفتن [[مناسک حج]] ===
=== یاد گرفتن [[مناسک حج]] ===
قرآن در آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> از درخواست [[ابراهیم]] از [[خداوند]] مبنی بر نشان دادن [[مناسک]] به آنان یاد کرده است: {{متن قرآن| وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا }}.<ref>جامع‌البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ التبیان، ج ۱، ص۴۶۴؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۵۸.</ref> مقصود از «مناسک» به نظر برخی، اعمال حج و مراد از نشان دادن آن، [[تعلیم]] دادن این [[اعمال]] است.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۷۷۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۶۸.</ref> نقل شده که پس از این درخواست [[جبرئیل]] [[مناسک حج]] را به [[ابراهیم]] آموخت،<ref>فتح الباری، ج ۶، ص۲۸۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۰.</ref> از این‌رو لازم است [[حاجیان]] نیز با [[الگوگیری]] از ابراهیم که [[قرآن]] به آن [[فرمان]] داده: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> مناسک حج خود را قبل از انجام دادن آن بیاموزند. برخی مراد از {{متن قرآن|النَّاسُ}} در [[آیه]]{{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref> را نیز [[عالمان دین]] دانسته‌اند که [[مردم]] را با [[احکام]] آشنا می‌کنند،<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۴۹؛ بحارالانوار، ج ۲۴، ص۹۵.</ref> بر این اساس مراد آیه این است که اعمال[[حج]] را باید به [[پیروی]] از [[عالمان]] انجام داد. افزون بر [[آیات]] مذکور، لازمه همه آیاتی که [[مسلمانان]] را به انجام دادن [[حج]] یا اعمال آن فرمان داده، آشنایی با احکام و اعمال حج است؛ زیرا تا حجگزار آنها را فرا نگیرد انجام دادن حج یا هر یک از اعمال آن امکانپذیر نیست. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز [[روایت]] شده که [[مناسک]] حجتان را از من فرا گیرید <ref>عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۱۵؛ کنزالعمال، ج ۵، ص۱۱۶.</ref> و نیز از آن حضرت نقل شده که مناسک را یاد بگیرید؛ زیرا جزء [[دین]] است<ref>کنزالعمال، ج ۵، ص۲۳.</ref>.
قرآن در آیه {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> از درخواست [[ابراهیم]] از [[خداوند]] مبنی بر نشان دادن [[مناسک]] به آنان یاد کرده است: {{متن قرآن| وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا }}.<ref>جامع‌البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ التبیان، ج ۱، ص۴۶۴؛ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۵۸.</ref> مقصود از «مناسک» به نظر برخی، اعمال حج و مراد از نشان دادن آن، [[تعلیم]] دادن این [[اعمال]] است.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۷۷۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۶۸.</ref> نقل شده که پس از این درخواست [[جبرئیل]] [[مناسک حج]] را به [[ابراهیم]] آموخت،<ref>فتح الباری، ج ۶، ص۲۸۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳۰.</ref> از این‌رو لازم است [[حاجیان]] نیز با [[الگوگیری]] از ابراهیم که [[قرآن]] به آن [[فرمان]] داده: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> مناسک حج خود را قبل از انجام دادن آن بیاموزند. برخی مراد از {{متن قرآن|النَّاسُ}} در [[آیه]]{{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref> را نیز [[عالمان دین]] دانسته‌اند که [[مردم]] را با [[احکام]] آشنا می‌کنند،<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۴۹؛ بحارالانوار، ج ۲۴، ص۹۵.</ref> بر این اساس مراد آیه این است که اعمال[[حج]] را باید به [[پیروی]] از [[عالمان]] انجام داد. افزون بر [[آیات]] مذکور، لازمه همه آیاتی که [[مسلمانان]] را به انجام دادن [[حج]] یا اعمال آن فرمان داده، آشنایی با احکام و اعمال حج است؛ زیرا تا حج‌گزار آنها را فرا نگیرد انجام دادن حج یا هر یک از اعمال آن امکانپذیر نیست. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز [[روایت]] شده که [[مناسک]] حجتان را از من فرا گیرید <ref>عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۱۵؛ کنزالعمال، ج ۵، ص۱۱۶.</ref> و نیز از آن حضرت نقل شده که مناسک را یاد بگیرید؛ زیرا جزء [[دین]] است<ref>کنزالعمال، ج ۵، ص۲۳.</ref>.


=== [[تجارت]] در حج ===
=== [[تجارت]] در حج ===
خط ۱۷۶: خط ۱۷۶:


=== انجام دادن [[اعمال نیک]] ===
=== انجام دادن [[اعمال نیک]] ===
قرآن در [[آیه]] {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> حاجیان را به [[کار خیر]] [[تشویق]] کرده است. مراد از {{متن قرآن|خَيْرٍ}} در آیه عام است و افزون بر [[اعمال]] [[حج]]، انجام اعمال نیک و ترک اعمال [[قبیح]] را نیز در برمی‌گیرد،<ref>زبدة البیان، ص۲۶۶؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۰۱.</ref> چنان‌که مراد از {{متن قرآن|وَتَزَوَّدُوا}} نیز طبق یک نظر توشه بر گرفتن با انجام دادن [[اعمال صالح]] است.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۴۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۴.</ref> در آیه‌ای دیگر نیز قرآن [[خداوند]] را شاکر حج‌گزارانی دانسته است که [[کار نیک]] می‌کنند: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> طبق یک نظر، مراد آیه انجام هر کار نیک و [[طاعت]] در ایام [[حج]] است.<ref> التبیان، ج ۲، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۴۵.</ref> از جمله [[اعمال صالح]] [[نذر]] کردن [[حاجیان]] نسبت به انجام دادن برخی اعمال صالح در این ایام است که [[قرآن]] [[مؤمنان]] را به وفای به این نذرها [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> برخی مراد از [[وفا]] به نذر را انجام [[مناسک حج]] دانسته‌اند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۲۴۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص۱۲۸.</ref> این امر در [[روایات]] نیز آمده است؛<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۲۱.</ref> اما بسیاری مراد از آن را وفا به نذر حجگزار نسبت به انجام دادن [[اعمال نیک]] همچون [[قربانی کردن]] شتر یا [[صدقه دادن]] <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۸؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۹۸.</ref> دانسته و گفته‌اند: وفا به نذر در [[سرزمین]] [[مکه]] [[ثواب]] بیشتری دارد.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۸.</ref> همچنین کمک کردن به یکدیگر در [[کارهای نیک]] و [[همکاری]] نکردن در کارهای بد از دیگر توصیه‌های قرآن به حاجیان و دیگر [[مسلمانان]] است: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref> در روایات نیز حاجیان به کمک به یکدیگر سفارش شده‌اند؛ از جمله در روایتی [[پاداش]] کمک به همسفران بالاتر از ثواب [[طواف]] در [[مسجدالحرام]] دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۱۳.</ref>.
قرآن در [[آیه]] {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> حاجیان را به [[کار خیر]] [[تشویق]] کرده است. مراد از {{متن قرآن|خَيْرٍ}} در آیه عام است و افزون بر [[اعمال]] [[حج]]، انجام اعمال نیک و ترک اعمال [[قبیح]] را نیز در برمی‌گیرد،<ref>زبدة البیان، ص۲۶۶؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۰۱.</ref> چنان‌که مراد از {{متن قرآن|وَتَزَوَّدُوا}} نیز طبق یک نظر توشه بر گرفتن با انجام دادن [[اعمال صالح]] است.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۴۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۴.</ref> در آیه‌ای دیگر نیز قرآن [[خداوند]] را شاکر حج‌گزارانی دانسته است که [[کار نیک]] می‌کنند: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> طبق یک نظر، مراد آیه انجام هر کار نیک و [[طاعت]] در ایام [[حج]] است.<ref> التبیان، ج ۲، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۴۵.</ref> از جمله [[اعمال صالح]] [[نذر]] کردن [[حاجیان]] نسبت به انجام دادن برخی اعمال صالح در این ایام است که [[قرآن]] [[مؤمنان]] را به وفای به این نذرها [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref> برخی مراد از [[وفا]] به نذر را انجام [[مناسک حج]] دانسته‌اند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۲۴۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص۱۲۸.</ref> این امر در [[روایات]] نیز آمده است؛<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۲۱.</ref> اما بسیاری مراد از آن را وفا به نذر حج‌گزار نسبت به انجام دادن [[اعمال نیک]] همچون [[قربانی کردن]] شتر یا [[صدقه دادن]] <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۸؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۹۸.</ref> دانسته و گفته‌اند: وفا به نذر در [[سرزمین]] [[مکه]] [[ثواب]] بیشتری دارد.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۸.</ref> همچنین کمک کردن به یکدیگر در [[کارهای نیک]] و [[همکاری]] نکردن در کارهای بد از دیگر توصیه‌های قرآن به حاجیان و دیگر [[مسلمانان]] است: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref> در روایات نیز حاجیان به کمک به یکدیگر سفارش شده‌اند؛ از جمله در روایتی [[پاداش]] کمک به همسفران بالاتر از ثواب [[طواف]] در [[مسجدالحرام]] دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۱۳.</ref>.


=== [[صبر]] و تحمل [[سختی]] ===
=== [[صبر]] و تحمل [[سختی]] ===
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش