تطیر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳: خط ۳۳:


== پیشینه و نامگذاری ==
== پیشینه و نامگذاری ==
[[عرب جاهلی]] را عادت این بود که هنگام [[سفر]] اگر پرنده‌ای از سمت راست مسافر پرواز می‌کرد، آن را نشانه شوم بودن سفر پنداشته و اگر از سمت چپ وی پرواز می‌کرد آن را به فال [[نیک]] می‌گرفتند<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱.</ref>. به تدریج مورد آن عمومیت یافت و هنگام اقدام به هر کاری جز سفر نیز چنانچه این اتفاق روی می‌داد، [[عرب]] به آن اتفاق فال بد یا فال نیک می‌زد که پیامد آن ترک آن کار یا تعجیل در انجام آن بود<ref>همان؛ المیزان، ج۸، ص۲۲۷؛ عون‌المعبود، ج۳، ص‌۱۴۱.</ref>؛ همچنین سبب آن از پرواز پرندگان، به شنیدن صدای آنها یا دیدن نوعی خاص از پرندگان نیز تعمیم یافت<ref>فتح‌الباری، ج ۱۰، ص۲۶۱؛ نیز ر.ک: کشف الظنون، ج‌۲، ص‌۱۲۱۶؛ الکنی و الالقاب، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref>. اطلاق «تطیر» بر این کار به لحاظ ارتباط این مفهوم با پرندگان<ref>لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰، «طیر».</ref>، از باب نامگذاری شئ به نام سبب آن است<ref>همان، ص‌۲۳۹؛ حاشیه شیخ زاده، ج‌۴، ص‌۲۷۹.</ref>. برخی واژه پژوهان معاصر در تحلیلی متفاوت در این باره گفته‌اند: ماده «طیر» به معنای، حرکت سریع، پنهان و بدون هرگونه سنگینی است و علت اطلاق آن بر پرواز پرندگان نیز همین است که آنها بدون جنب و جوش فراوان و بسیار سبکبال به حرکت درمی‌آیند<ref>التحقیق، ج‌۷، ص‌۱۵۵، «طیر».</ref>. بر اساس همین معنا، یعنی حرکت سریع پرنده و پرواز آرام آن، مفهوم اولیه واژه «تطیر» در [[فرهنگ]] عربی، پدید آمدن حرکت [[فکری]] سریعی در ذهن تطیرکننده و پی بردن به فرجام کار است و به صورت کنایی بر فال بدزدن و شوم پنداشتن نیز دلالت می‌کند<ref>التحقیق، ج‌۷، ص‌۱۵۵.</ref>. [[عرب جاهلی]] به هنگام [[مسافرت]]، وضع [[سفر]] خود را با پرواز پرنده‌ای پیش بینی می‌کرد؛ اگر پرنده از سمت راست وی پرواز می‌کرد، آن را «بارح» یا «مانح» نامیده و نشانه شوم بودن سفر می‌پنداشت و اگر از سمت چپ وی پرواز می‌کرد، آن‌را «سانح» نامیده و نشانه خوب بودن سفر خود می‌دانست<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۲۱ ـ ۶۲۲.</ref>. علت شومی و نحوستِ پنداری «بارح» یا «مانح» این بوده که برای شکار آن و [[تیراندازی]] به سوی آن شخص باید از جهت اصلی خود [[منحرف]] شود<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱.</ref>. البته برخی از [[عربها]] به عکس ترتیب یاد شده «سانح» را نشانه شوم بودن و «مانح» یا «بارح» را نشان خوش [[یمن]] بودن سفر می‌دانستند<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴.</ref>. بر اساس پندار مزبور، اگر پرنده‌ای در مسیر حرکت شخص بود، وی شخصا آن‌را می‌پراند تا با پرواز آن به شوم بودن یا نبودن سفر خود پی ببرد. این کار را «زجر» می‌نامیدند<ref>الکشاف، ج‌۳، ص‌۳۷۱.</ref>. این مفهوم بعدها گسترش یافت و به هر چیز یا کسی که شوم بودن از وی برداشت شود، «زجر» اطلاق گردید. انواع پرندگان و صدای آنها، به ویژه صدای کلاغ<ref>المسائل التی خالف فیها، ص‌۸۶۵ ـ ۸۶۶؛ اللباب، ج‌۹، ص‌۲۷۸.</ref>، همچنین انواع حیوانات، به ویژه آهو<ref>لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰.</ref> و شتر<ref>المستطرف، ج‌۲، ص‌۵۱۶.</ref>، نیز افراد مختلف [[انسان]]، به ویژه کسانی که [[نقص]] یا عیبی داشتند، همچنین برخی کلمات و حرکات، مانند [[عطسه]] کردن، از اسباب برداشت شوم بودن امور به شمار می‌آمدند<ref>المسائل التی خالف فیها، ص‌۸۶۸.</ref>. تعداد دفعات نیز در برخی امور در [[مبارک]] یا شوم پنداری دخیل بوده است؛ نمونه اینکه برخی سه بانگ کلاغ را چون به تعداد حروف کلمه «خیر» است، مبارک دانسته و دو بانگ آن را چون به شمار حروف کلمه «[[شر]]» است، شوم دانسته‌اند<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷؛ جامع النورین، ص‌۲۷۰.</ref>. برخی فراتر از این، حتی اگر چیزی خاص دیده یا شنیده نمی‌شد، به صرف حدس و گمانی بر وقوع امور بدشگون، بدان تطیر زده، آن را شوم می‌پنداشتند<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴.</ref>. [[تطیر]] و شوم دانستن، با تفاصیل مختلف آن، مختص [[عرب جاهلی]] نبوده و در میان سایر [[اقوام]] و [[ملل]] نیز شایع است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۳۰۸؛ اللباب، ج‌۹، ص‌۲۷۸.</ref>. حتی برخی با ذکر شواهدی [[روایی]]، مدعی‌اند که [[انسان]] را گریزی از تطیر نیست و [[انسان‌ها]] در همه دوره‌ها به نوعی به این [[خرافه]] [[مبتلا]] بوده‌اند<ref>نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۹.</ref> که البته باید با روش‌های خاص آن را درمان کرد<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰؛ فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۳۶۶.</ref>. گروهی علت تطیر [[کافران]] به [[پیامبران]] را [[مشکلات]] و [[اختلافات]] داخلی دانسته‌اند که بر اثر دعوت انبیا در میان کافران رخ می‌داده و جمعیت یکپارچه آنان را دچار [[تفرقه]] و چند دستگی می‌کرده است<ref>التحریر والتنویر،ج‌۲۲، ص‌۳۶۳؛ من وحی القرآن، ج‌۱۹، ص‌۱۳۵.</ref>. برخی دیگر علت آن را وعید [[انبیا]] و نشانه [[بغض]] کافران نسبت به ایشان دانسته‌اند<ref>روح المعانی، ج‌۱۲، ص‌۳۳۳؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۵، ص‌۶۱.</ref> که به سبب عجز در مقابل انبیا{{ع}} به این [[سلاح]] [[متوسل]] می‌شدند تا در برابر [[دعوت]] پیامبران [[مقاومت]] کنند<ref>من وحی القرآن، ج‌۱۹، ص‌۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ الفرقان، ج‌۹، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ ج‌۲۳، ص‌۳۲.</ref>. برخی از [[مفسران]] نیز تطیر [[منافقان]] به پیامبران را نشانه [[ترس]] آنان از [[جهاد]] و بهانه‌ای برای ترک جهاد ذکر کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۴، ص‌۱۴۵.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۵۹۳.</ref>
[[عرب جاهلی]] را عادت این بود که هنگام [[سفر]] اگر پرنده‌ای از سمت راست مسافر پرواز می‌کرد، آن را نشانه شوم بودن سفر پنداشته و اگر از سمت چپ وی پرواز می‌کرد آن را به فال [[نیک]] می‌گرفتند<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱.</ref>. به تدریج مورد آن عمومیت یافت و هنگام اقدام به هر کاری جز سفر نیز چنانچه این اتفاق روی می‌داد، [[عرب]] به آن اتفاق فال بد یا فال نیک می‌زد که پیامد آن ترک آن کار یا تعجیل در انجام آن بود<ref>همان؛ المیزان، ج۸، ص۲۲۷؛ عون‌المعبود، ج۳، ص‌۱۴۱.</ref>؛ همچنین سبب آن از پرواز پرندگان، به شنیدن صدای آنها یا دیدن نوعی خاص از پرندگان نیز تعمیم یافت<ref>فتح‌الباری، ج ۱۰، ص۲۶۱؛ نیز ر.ک: کشف الظنون، ج‌۲، ص‌۱۲۱۶؛ الکنی و الالقاب، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref>. اطلاق «تطیر» بر این کار به لحاظ ارتباط این مفهوم با پرندگان<ref>لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰، «طیر».</ref>، از باب نامگذاری شئ به نام سبب آن است<ref>همان، ص‌۲۳۹؛ حاشیه شیخ زاده، ج‌۴، ص‌۲۷۹.</ref>. برخی واژه پژوهان معاصر در تحلیلی متفاوت در این باره گفته‌اند: ماده «طیر» به معنای، حرکت سریع، پنهان و بدون هرگونه سنگینی است و علت اطلاق آن بر پرواز پرندگان نیز همین است که آنها بدون جنب و جوش فراوان و بسیار سبکبال به حرکت درمی‌آیند<ref>التحقیق، ج‌۷، ص‌۱۵۵، «طیر».</ref>. بر اساس همین معنا، یعنی حرکت سریع پرنده و پرواز آرام آن، مفهوم اولیه واژه «تطیر» در [[فرهنگ]] عربی، پدید آمدن حرکت [[فکری]] سریعی در ذهن تطیرکننده و پی بردن به فرجام کار است و به صورت کنایی بر فال بدزدن و شوم پنداشتن نیز دلالت می‌کند<ref>التحقیق، ج‌۷، ص‌۱۵۵.</ref>. [[عرب جاهلی]] به هنگام [[مسافرت]]، وضع [[سفر]] خود را با پرواز پرنده‌ای پیش بینی می‌کرد؛ اگر پرنده از سمت راست وی پرواز می‌کرد، آن را «بارح» یا «مانح» نامیده و نشانه شوم بودن سفر می‌پنداشت و اگر از سمت چپ وی پرواز می‌کرد، آن‌را «سانح» نامیده و نشانه خوب بودن سفر خود می‌دانست<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۲۱ ـ ۶۲۲.</ref>. علت شومی و نحوستِ پنداری «بارح» یا «مانح» این بوده که برای شکار آن و [[تیراندازی]] به سوی آن شخص باید از جهت اصلی خود [[منحرف]] شود<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱.</ref>. البته برخی از [[عربها]] به عکس ترتیب یاد شده «سانح» را نشانه شوم بودن و «مانح» یا «بارح» را نشان خوش [[یمن]] بودن سفر می‌دانستند<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴.</ref>. بر اساس پندار مزبور، اگر پرنده‌ای در مسیر حرکت شخص بود، وی شخصا آن‌را می‌پراند تا با پرواز آن به شوم بودن یا نبودن سفر خود پی ببرد. این کار را «زجر» می‌نامیدند<ref>الکشاف، ج‌۳، ص‌۳۷۱.</ref>. این مفهوم بعدها گسترش یافت و به هر چیز یا کسی که شوم بودن از وی برداشت شود، «زجر» اطلاق گردید. انواع پرندگان و صدای آنها، به ویژه صدای کلاغ<ref>المسائل التی خالف فیها، ص‌۸۶۵ ـ ۸۶۶؛ اللباب، ج‌۹، ص‌۲۷۸.</ref>، همچنین انواع حیوانات، به ویژه آهو<ref>لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰.</ref> و شتر<ref>المستطرف، ج‌۲، ص‌۵۱۶.</ref>، نیز افراد مختلف [[انسان]]، به ویژه کسانی که نقص یا عیبی داشتند، همچنین برخی کلمات و حرکات، مانند عطسه کردن، از اسباب برداشت شوم بودن امور به شمار می‌آمدند<ref>المسائل التی خالف فیها، ص‌۸۶۸.</ref>. تعداد دفعات نیز در برخی امور در [[مبارک]] یا شوم پنداری دخیل بوده است؛ نمونه اینکه برخی سه بانگ کلاغ را چون به تعداد حروف کلمه «خیر» است، مبارک دانسته و دو بانگ آن را چون به شمار حروف کلمه «[[شر]]» است، شوم دانسته‌اند<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷؛ جامع النورین، ص‌۲۷۰.</ref>. برخی فراتر از این، حتی اگر چیزی خاص دیده یا شنیده نمی‌شد، به صرف حدس و گمانی بر وقوع امور بدشگون، بدان تطیر زده، آن را شوم می‌پنداشتند<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴.</ref>. [[تطیر]] و شوم دانستن، با تفاصیل مختلف آن، مختص [[عرب جاهلی]] نبوده و در میان سایر [[اقوام]] و [[ملل]] نیز شایع است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۳۰۸؛ اللباب، ج‌۹، ص‌۲۷۸.</ref>. حتی برخی با ذکر شواهدی [[روایی]]، مدعی‌اند که [[انسان]] را گریزی از تطیر نیست و [[انسان‌ها]] در همه دوره‌ها به نوعی به این [[خرافه]] [[مبتلا]] بوده‌اند<ref>نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۹.</ref> که البته باید با روش‌های خاص آن را درمان کرد<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰؛ فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۳۶۶.</ref>. گروهی علت تطیر [[کافران]] به [[پیامبران]] را [[مشکلات]] و [[اختلافات]] داخلی دانسته‌اند که بر اثر دعوت انبیا در میان کافران رخ می‌داده و جمعیت یکپارچه آنان را دچار [[تفرقه]] و چند دستگی می‌کرده است<ref>التحریر والتنویر،ج‌۲۲، ص‌۳۶۳؛ من وحی القرآن، ج‌۱۹، ص‌۱۳۵.</ref>. برخی دیگر علت آن را وعید [[انبیا]] و نشانه [[بغض]] کافران نسبت به ایشان دانسته‌اند<ref>روح المعانی، ج‌۱۲، ص‌۳۳۳؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۵، ص‌۶۱.</ref> که به سبب عجز در مقابل انبیا{{ع}} به این [[سلاح]] [[متوسل]] می‌شدند تا در برابر [[دعوت]] پیامبران [[مقاومت]] کنند<ref>من وحی القرآن، ج‌۱۹، ص‌۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ الفرقان، ج‌۹، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ ج‌۲۳، ص‌۳۲.</ref>. برخی از [[مفسران]] نیز تطیر [[منافقان]] به پیامبران را نشانه [[ترس]] آنان از [[جهاد]] و بهانه‌ای برای ترک جهاد ذکر کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۴، ص‌۱۴۵.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۵۹۳.</ref>


== مفهوم طایر ==
== مفهوم طایر ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش