رسول خدا{{صل}} برای جلوگیری از [[اسراف]] و [[زیادهروی]] در این زمینه نیز میفرمایند: «ولیمه دادن [[روز]] اول (یک بار) [[حق]] است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به [[مردم]] و برای گوش به گوش گفتن است»<ref>{{متن حدیث|الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۴.</ref>
رسول خدا{{صل}} برای جلوگیری از [[اسراف]] و [[زیادهروی]] در این زمینه نیز میفرمایند: «ولیمه دادن [[روز]] اول (یک بار) [[حق]] است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به [[مردم]] و برای گوش به گوش گفتن است»<ref>{{متن حدیث|الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۴.</ref>
== سیره معصومین{{ع}} در ولیمه دادن ==
[[سیره رسول خدا]] و [[اهلبیت]]{{عم}} به خوبی نشان میدهد که آن بزرگواران چگونه این سنت حسنه [[الهی]] را به [[پاکی]] و به دور از تشریفات اضافی و [[اسراف]] و [[تبذیر]] پاس میداشتهاند. ناگفته نماند که گرچه بسیاری از کارهای پسندیده بین ما کانون [[تشویق]] [[عقل]] و [[شرع]] است، بر اثر [[ناآگاهی]] یا [[غفلت]] به منکراتی [[آلوده]] میشود که دیگر توصیه نمیشود. اما [[معصومان]]{{عم}} با دقتی وصفناپذیر هر تلاشی را به سوی [[قرب الهی]] جهت میدادهاند که [[الگوگیری]] از آنها بر ما ضروری مینماید. به گفتار ارزنده [[امام صادق]]{{ع}} بنگریم که درباره [[سیره]] [[خاتمالانبیاء]]{{صل}} در اقدام به دادن ولیمه برای عروسی دختر بزرگوارشان{{ع}} چه فرمودهاند: وقتی رسول خدا{{صل}} [[فاطمه]] [[زهرا]] را به [[ازدواج امام علی]]{{عم}} درآوردند، روزی نزد دخترشان رفتند و دیدند که فاطمه گریان است. حضرت علت مسئله را جویا شدند و برای دلجویی از ایشان مطالبی را فرمودند. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرمایند: حضرت{{صل}} خطاب به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و زرهات را بفروش». من رفتم و آن را فروختم، پولش را نزد حضرت آوردم و در دامنشان نهادم. نه ایشان از مقدار آن پرسیدند و نه من از مقدارش به ایشان خبر دادم. آنگاه حضرت به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و برای خانوادهات غذای مناسب و فراوانی تهیه کن. گوشت و نان]برای ولیمه عروسی شما] به عهده من و خرما و روغن به عهده تو». سپس خرما و روغن خریدم و حضرت خود آستینهای مبارکشان را بالا زدند و مشغول آمادهسازی طعام شدند.... آنگاه گوسفندی چاق و مقدار زیادی نان برای ما آماده شد. سپس حضرت{{صل}} به من فرمودند: «هرکس را [[دوست]] داری برای ولیمه [[دعوت]] کن». من به [[مسجد]] رفتم و دیدم مسجد از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} پر شده است. از اینکه تنها برخی را دعوت کنم و از بقیه منصرف شوم، [[حیا]] کردم. به همین دلیل، بالای یک بلندی رفتم و همه را به ولیمه عروسی [[دختر رسول خدا]]، [[فاطمه زهرا]]{{س}} دعوت کردم. همه استقبال کردند. من از بسیاری [[مردم]] و کمی غذا [[خجالت]] کشیدم. حضرت از وضع [[روحی]] من باخبر شدند و فرمودند: «علی جان، من از [[خداوند]] خواهم خواست تا [[برکت]] این طعام را فزونی بخشد». در نتیجه دعای ایشان آنقدر غذا بابرکت شد که همه مردم از آن خوردند و دعاگویان در [[حق]] ما، پراکنده شدند. با آنکه شمار آنان از چهارهزار تن بیشتر بود، باز هم غذا به همان اندازه اول باقی ماند و چیزی از آن کم نشد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِيّاً فَاطِمَةَ{{عم}} دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟... قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: قُمْ! فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ... ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَا عَلِيُّ! اصْنَعْ لِأَهْلِكَ طَعَاماً فَاضِلًا. ثُمَّ قَالَ{{صل}}: مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَيْكَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. فَاشْتَرَيْتُ تَمْراً وَ سَمْناً فَحَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنْ ذِرَاعِهِ وَ جَعَلَ يَشْدَخُ التَّمْرَ فِي السَّمْنِ حَتَّى اتَّخَذَهُ حَيْساً وَ بَعَثَ إِلَيْنَا كَبْشاً سَمِيناً فَذُبِحَ وَ خُبِزَ لَنَا خُبْزٌ كَثِيرٌ. ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَةِ. فَأُحْيِيتُ [فَحَيِيتُ] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَةٍ هُنَاكَ وَ نَادَيْتُ أَجِيبُوا إِلَى وَلِيمَةِ فَاطِمَةَ{{س}} فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ كَثْرَةِ النَّاسِ وَ قِلَّةِ الطَّعَامِ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا تَدَاخَلَنِي فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنِّي سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَكَةِ. قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: فَأَكَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِي وَ شَرِبُوا شَرَابِي وَ دَعَوْا لِي بِالْبَرَكَةِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَيْءٌ...}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).</ref>.
باید بهوش بود این امر پسندیده که [[شرع]] [[مقدس]] و [[سیره رسول خدا]] و [[اهلبیت]]{{عم}} بر آن بسیار تأکید کردهاند و همه عقلا و [[خردمندان]] عالم بر آن صحه گذاردهاند دستخوش آلوده گی و [[انحراف]] نشود؛ یعنی آن را از حرامخوری، [[اسراف]]، [[تبذیر]]، خرجهای غیر ضروری، هنگفت و سنگین، چشموهمچشمیها و... به دور داشت. متأسفانه در [[روزگار]] ما همین رفتارهای نادرست از موانع بزرگ [[ازدواج]] [[جوانان]] به شمار میآیند. بسیاری از جوانان که [[زمان]] ازدواجشان فرارسیده با این [[مشکلات]] و دغدغهها درگیرند و دست و پنجه نرم میکنند؛ تا آنجا که [[جامعه]] به بالا رفتن سن ازدواج دچار شده است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۰۶.</ref>.
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010678.jpg|22px]] [[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|'''سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت''']]
# [[پرونده:IM010678.jpg|22px]] [[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|'''سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت''']]
ازدواج رخدادی با اهمیت و قابل توجه در زندگی انسان است. به همین دلیل، در همه اقوام و مللدنیا برای آن تشریفاتی خاص در نظر میگیرند. البته کم و کیف این مراسم بسیار متفاوت است، ولی جوهره همه آنها نشان دادن توجه به این مسئله مهم است. شرع مقدس اسلام که خود مشوق و رواجدهنده امر مقدسازدواج است، بر انجام مراسم و تشریفات ویژه برای آن تأکید ورزیده است. چنانکه پیش از این گفتیم، رسول خدا(ص) وجه امتیاز ازدواجهای مشروع و رسمی از ارتباطهای نامشروعزناشویی را اموری چون برگزاری مراسم و علنی کردن ازدواج میدانند[۱] که البته ولیمه دادن و اطعام از مهمترین این آداب است[۲].
یکی از آداب پسندیده اسلامی در برگزاری شادیها، تقسیم این شادی و سرور با دیگران است. یکی از مصادیق این شادی که در روایات نیز به آن توصیه شده، دعوت برای اطعام عمومی یا ولیمه دادن به دوستان و خویشاوندان از فقیر و غنی است. رسول خدا(ص) میفرمایند: «ولیمه جز در پنج مورد نیست: در عرس، یا خُرس، یا عذار، یا وکار یا رکاز. پس عرس ولیمه ازدواج است، و خرس ولیمه تولد نوزاد است، و عذار، ولیمه ختنه است، و وکار، ولیمه ساختن یا خریدن خانه است، و رکاز ولیمه حاج به هنگام بازگشت از مکه است»[۳].
رسول خدا(ص) برای جلوگیری از اسراف و زیادهروی در این زمینه نیز میفرمایند: «ولیمه دادن روز اول (یک بار) حق است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به مردم و برای گوش به گوش گفتن است»[۴].[۵]
↑پیش از این، گذشت که وقتی حضرت(ص) سروصدای منزل یکی از اصحاب را شنیدند و جویای آن شدند پاسخ شنیدند که مراسم عروسی ایشان است. حضرت فرمودند: «... حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ(ص): أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ. فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج١٠٠، ص٢۵٧).