←منابع
(←منابع) |
(←منابع) |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
این جمله حکایت از آن دارد که رفتهرفته برخوردها و موضعگیریهای مثبت و منفی [[مدیران]] جنبه [[الگو]] پیدا میکند و به مقدار [[نفوذی]] که در روح افراد دارد در [[تربیت]] آنها اثر میگذارد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰.</ref>. | این جمله حکایت از آن دارد که رفتهرفته برخوردها و موضعگیریهای مثبت و منفی [[مدیران]] جنبه [[الگو]] پیدا میکند و به مقدار [[نفوذی]] که در روح افراد دارد در [[تربیت]] آنها اثر میگذارد<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰.</ref>. | ||
== آفات مدیریت == | |||
{{اصلی|آفات مدیریت}} | |||
مدیریت اگر با آفاتی همراه شود به سوء مدیریت منجر میشود. [[سوء]] مدیریت میتواند عامل زوال [[قدرت]] و فروپاشی [[دولت]] شود. [[اسلام]] شرایط و ضوابط مکتبی و تواناییهای تخصصی و [[علمی]] لازم را دارد که به تناسب کمبود یا [[ضعف]] این شرایط و تواناییها، آفتهایی دامنگیر مدیریت میشود که اگر شناخته و پیشگیری نشود، مدیریت دچار سردرگمی شده و نهتنها توان انجام مسئولیتهای خود را از دست میدهد بلکه به ضد خود تبدیل میشود و به جای گرهگشایی از [[جامعه]] بر [[مشکلات]] آن میافزاید. اهم [[آفات مدیریت]] را بهطور اختصار بررسی میکنیم: | |||
# '''سستی ایمان:''' [[ایمان]] دارای سلسلهمراتب متفاوتی است. هرگاه آفت سستی ایمان در مدیریت ظاهر شود باید در صلاحیت چنین مدیری تردید کرد؛ | |||
# '''ضعف [[بینش علمی]]:''' مدیریت هر [[سازمان]] به تناسب گستردگی و پیچیدگی سازمان خود باید به میزان علم، تخصص و [[تجربه]] بیفزاید و [[غفلت]] از این معیار [[اسلامی]] در [[گزینش]] [[مدیران]] موجب خسارتهای جبرانناپذیر خواهد بود، ولی حتی اگر در ابتدا، [[انتخاب]] مدیر بر اساس صلاحیت [[علمی]] در کنار تعهد [[ایمانی]] صورت گرفته باشد، نباید از آفت ضعف بینش علمی [[غافل]] بود؛ | |||
# '''عدم [[برنامهریزی]]:''' علی{{ع}} فرموده است: (در هر کاری نخست درنگ کن، [[فکر]] کن و ورود و خروج و برنامه کار را بشناس، آنگاه عمل را آغاز کن) تقدیر که در [[قرآن]] بارها به [[خداوند]] و [[آفرینش]] [[خدا]] نسبت داده شده به معنای اندازهگیری و برنامهریزی در آفرینش است که از معیارهای [[الهی]] آفرینش و [[حاکم]] بر [[خلقت جهان]] و [[انسان]] است. بیبرنامه بودن، مدیریت را از صلاحیت خارج میکند و سازمان را تباه، نیروها و امکانات را نابود میسازد؛ | |||
# '''یکسونگری:''' یکسونگری [[مدیر]] را از وسعت نظر و سعه نظر بازمیدارد و او را در [[تصمیمگیری]] و عمل دچار [[اشتباه]] میکند؛ | |||
# '''سستی اراده:''' سستی اراده مدیر از دیگر [[آفات مدیریت]] به شمار میآید همچنانکه [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: (سستی اراده موجب تأخیر و [[سهلانگاری]] در انجام [[وظایف]] میگردد و سرانجام به تضییع [[حقوق]] میانجامد)؛ | |||
# '''[[خودمحوری]]:''' خودمحوری آفت سهمگینی است که نهتنها اختلال در تصمیمگیری به وجود میآورد اصولاً پیامدهای آن سازمان را به [[تباهی]] میکشاند؛ | |||
# '''[[خشونت]]:''' آفت خشونت خنثی کننده نقش مدیریت است؛ زیرا نیروها را از انسجام و یکپارچگی به دور و ارتباط آنها را با مدیریت قطع میکند و این درست برخلاف جهتی است که مدیریت باید در آن تلاشی مداوم داشته باشد؛ | |||
# '''دخالت مستقیم در کارها:''' [[مراقبت]]، [[نظارت]] و اطلاع یافتن از مجاری امور در [[سازمان]] نباید مدیریت را به دخالت مستقیم در مسئولیتهای سازمان بکشاند؛ زیرا این عمل اعتماد نیروها را از میان میبرد و [[میزان]] کارآیی آنها را کاهش میدهد و آنها را به سردی و بیتفاوتی و سرخوردگی وامیدارد؛ | |||
# '''[[لجاجت]] و خشکسری:''' این خصلت در [[انسان]] موجب [[تباهی]] مدیریت هم هست، [[مدیر]] شایسته باید با حسن نیت و اعتماد به منطق، [[استدلال]] و [[احترام]] به آرای دیگران، این خصلت را در خود بمیراند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۴۹۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||