سفیانی کیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۱۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ مارس ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
::::::[[امام باقر]] {{ع}} در حدیثی، سرنوشت [[سفیانی]] را این گونه توصیف فرموده است: [[امام مهدی|مهدی]] ، [[سفیانی]] را زیر درختی که در حیره است و شاخه‌هایش دراز و تا به زمین رسیده است، شکست می‌دهد<ref>بحار الأنور، ج ۵۲، ص ۳۸۶، ح ۱۹۹.</ref><ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج ۷، ص ۶۵–۱۳۵.</ref>» <ref>[[محمد باقری‌زاده اشعری|باقری‌زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲-۷۸.</ref>.
::::::[[امام باقر]] {{ع}} در حدیثی، سرنوشت [[سفیانی]] را این گونه توصیف فرموده است: [[امام مهدی|مهدی]] ، [[سفیانی]] را زیر درختی که در حیره است و شاخه‌هایش دراز و تا به زمین رسیده است، شکست می‌دهد<ref>بحار الأنور، ج ۵۲، ص ۳۸۶، ح ۱۹۹.</ref><ref>ر.ک: [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج ۷، ص ۶۵–۱۳۵.</ref>» <ref>[[محمد باقری‌زاده اشعری|باقری‌زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲-۷۸.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
 
{{جمع شدن|۶. آقای تونه‌ای؛}}
{{جمع شدن|۶. نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛}}
[[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونه‌ای]]]]
::::::آقای '''[[مجتبی تونه‌ای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در این‌باره گفته است:
:::::*«یکی از نشانه‌های قطعی ظهور است. سفیانی، عنصر بی‌بندوبار، آلوده و پرده در اموی نسب و اموی‌نژاد است که در سوریه انقلاب می‌کند و انقلابش نیز، پس از غلبه بر دو گروه مخالف خویش، به ظاهر پیروز می‌گردد و آن دو خطّ‍‌ مخالف را که رهبری یکی را مردی سرخ رو و دیگری را مردی "ابرص" به عهده دارد، درهم می‌کوبد. فضای سیاسی و اجتماعی برای او آماده می‌شود و او بر منطقه وسیعی که شامل: دمشق، حمص، حلب، اردن، فلسطین و اسرائیل کنونی است، مسلّط‍‌ می‌گردد و یهودیان و عناصر تبهکار و حق‌ستیز، کودکان پرورشگاهی و کنار خیابانی از او پیروی می‌کنند و همه این تحوّلات ظرف شش ماه صورت می‌پذیرد. پس از استقرار قدرت و سیطره سفیانی در سوریه و منطقه وسیعی که نام برده شد، سپاه گرانی مرکب از ١٤٢ هزار نفر سازماندهی می‌کند و بخشی از آن را به منظور فتح عراق و بخشی دیگر را به سوی حجاز و مدینه منوّره، گسیل می‌دارد. سپاه ١٢ هزار نفری او به سوی مدینه می‌رود تا [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آن اصلاحگر بزرگ جهانی را که خبر ظهورش پخش گردیده، دستگیر نماید. انان سه روز در مدینه توقّف می‌کنند و در آن‌جا دست به چپاول و جنایت می‌زنند و پس از آن، بخش مهمّ‌ آن ١٢ هزار نفر، مدینه را به منظور دستیابی به [[امام مهدی]] {{ع}} به قصد مکه ترک می‌کنند، چرا که اطّلاع می‌یابند که آن اصلاحگر بزرگ، از مدینه به مکه رفته است.
::::::این سپاه تجاوزکار در راه مکه، به بیابانی می‌رسند و در آن‌جا، زمین به امر خدا همه آنان را می‌بلعد و جز دو نفر باقی نمی‌ماند، یکی از آن دو به سوی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} می‌رود تا بشارت نابودی دشمنان حق و عدالت را بدهد و دیگری به سوی سفیانی می‌رود تا سرنوشت شوم ستونی از سپاه تجاوزکار او را گزارش کند. اما سپاه تجاوزکاری که از سوی سفیانی به عراق گسیل می‌گردد، در منطقه‌ای از اطراف نجف که "روحاء" نام دارد پیاده می‌شود و ده‌ها هزار نفر از آنان برای اشغال نجف و کوفه حرکت می‌کنند.
::::::روز عیدی از اعیاد اسلامی، تجاوز خویش را به این دو شهر آغاز می‌کنند و سر راه خود با ستونی از مدافعان که از [[بغداد]] می‌رسد درگیر می‌شوند و میان این ده‌ها هزار مدافع عراقی و سپاه سفیانی، جنگ وحشتناکی جریان می‌یابد که البته سپاه سفیانی، پیروز می‌شود و کوفه را به اشغال خود درمی‌آورد و در آن‌جا سخت به کشتار وسیع غیرنظامیان، جاری ساختن سیلاب خون از بیگناهان، برپا ساختن چوبه‌های بی‌شمار دار و به اسارت بردن زنان و دختران، دست می‌زند. مردی برای دفاع از کوفه و حقوق مردم آن بپا می‌خیزد و انقلابی به راه می‌اندازد، اما کشته می‌شود.
::::::سرانجام این بخش از سپاه سفیانی به سوی شام برمی‌گردد، اما گروهی از کوفه و گروهی به فرماندهی "[[سید هاشمی]]" و گروهی به فرماندهی قهرمان پرواپیشه "یمنی"، سپاه ١٠٠ هزار نفری سفیانی را تعقیب می‌کنند و طی‌ جنگ خونین میان راه عراق و شام همه را درهم می‌کوبند و انبوهی اسیر و غنایم جنگی، بدست می‌آورند.
::::::اما سرانجامِ شوم سفیانی و جنبش ارتجاعی او، بدین‌گونه پایان می‌پذیرد که: [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آن اصلاحگر زمین و زمان پس از ظهور خویش، از مکه به تدریج به کوفه می‌رسد و پس از استقرار عدالت در حجاز و عراق و دمشق، قلمرو سیطره ظالمانه سفیانی را هدف قرار می‌دهد. در حرکت اصلاحی امام به سوی شام، انبوهی از حق‌طلبان به او می‌پیوندند و سفیانی نیز در "رمله"، شمال شرقی فلسطین و قدس برای شرارت آماده می‌شود. لحظات رویارویی دو سپاه حق و باطل و عدل و بیداد، فرا می‌رسد، گروه‌هایی از سپاه سفیانی، قرارگاه خویش را رها کرده و به لشکر حق می‌پیوندند و گروهی نیز به سپاه سفیانی ملحق می‌شوند. شرایط‍‌ برای یک پیکار بزرگ و سرنوشت‌ساز آماده می‌شود.
::::::سفیانی با دریافت گزارش رسیدن نیروی حق و آمدن اصلاحگر بزرگ [[امام مهدی]] {{ع}} از عراق به شام و فلسطین، خود را با همه قدرت و امکانات آماده رویارویی و دیدار می‌کند و بنا به روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} می‌گوید: {{عربی|اندازه=155%|"أَخْرِجُوا إِلَيَّ ابْنَ عَمِّي!"}} یعنی: عموزاده‌ام را نزد من بیاورید<ref>به اعتبار این‌که از نسل بنو امیه است و آنان خود را پسر عموهای [[بنی هاشم]] می‌پندارند.</ref>. پس از آن‌که رویاروی هم قرار می‌گیرند و [[امام مهدی]] {{ع}} سفیانی را برای گفتگو به حضور می‌پذیرد و آن گفتگو به [[بیعت]] سفیانی با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] و با ایمان به او و حرکت عظیم و عمیق و آسمانی او می‌انجامد، سفیانی از قرارگاه [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} به سوی سپاه خویش بازمی‌گردد که سران سپاهش می‌پرسند: چه کردی‌؟ پاسخ می‌دهد: "من در برابر منطق پولادین و موضع بحق [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، [[اسلام]] او را پذیرفتم و به راه و رسم او گردن نهادم و با او دست بیعت دادم و از گذشته سیاه خویش، ندامت کردم." سران سپاه او می‌گویند: "زشت باد رأی تو! در شرایطی که خلیفه‌ای بلامانع و پراقتدار به سوی [[امام مهدی]] {{ع}} رفتی، اینک بر خطّ‍‌ [[اطاعت]] او گردن نهاده، بازگشته‌ای‌؟" سفیانی از پیمان خویش دست کشیده و بیعت خویش با حجّت خدا و خلیفه راستین او را می‌شکند و به تشویق سران سپاه تجاوزکار خود، برای پیکار با حق و عدالت آماده می‌شود.
::::::سحرگاه یکی از روزها، پیکار نهایی [[حق]] و باطل آغاز می‌گردد و خداوند پس از نبردی خونبار میان دو سپاه عدل و ظلم، [[حجت]] خدا و یاران حق‌گرای او را پیروزی کامل می‌بخشد و آنان، سپاه حق‌ستیز سفیانی را به‌طور کامل نابود می‌سازند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۳، ص ۳۱۶.</ref>.
::::::طبق روایت دیگری، سفیانی از سرنوشت شوم و تکاندهنده سپاه خویش که در راه مکه به زمین فرومی‌رود و زمین به فرمان خدا آن‌ها را می‌بلعد درس عبرت گرفته و می‌کوشد تا فرمان [[امام مهدی]] {{ع}} را گردن نهد. به همین جهت بیعت می‌کند، اما پس از اندک‌زمانی بیعت خویش را می‌شکند و سرکشی می‌کند و پس از نبردی خونین به اسارت درمی‌آید و نابود می‌گردد<ref>عقد الدرر، ص ۱۳۳؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۱، ص ۵۰۵.</ref>.
::::::به روایت دیگری، پس از دستگیری به دستور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در دروازه [[بیت المقدس]] کشته می‌شود<ref>عقد الدرر، ص ۸۵؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۳، ص ۳۱۳.</ref>»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۲۹۴.</ref>.
:::::*«یکی از نشانه‌های حتمی ظهور مصلح بزرگ جهانی، [[خروج سفیانی]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.</ref>. سفیانی در [[روایات]] این‌گونه توصیف شده است: مردی است به رنگ سرخ و زرد، با چشم کبود. در ظاهر ذکر خدا می‌گوید، ولی از پلیدترین و کثیف‌ترین مردم روزگار است و در پلیدی و خباثت چنان است که زن بچه‌دار خود را از ترس این‌که مبادا مردم را به مخفیگاه او راهنمایی کند، زنده به گور می‌کند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶.</ref>. در روایتی [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون می‌آید. او مردی متوسط‍‌ القامه، قیافه‌اش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال می‌کنی یک‌چشمی است، او از اولاد ابو سفیان است. وی خروج می‌کند و به کوفه (یا نجف) می‌آید و بر منبر آن می‌نشیند. گروه کثیری را فریب می‌دهد و آنان را با خود همدست می‌نماید و مناطق: شام، دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را تصرف می‌نماید<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶؛ منتخب الاثر، ص ۴۵۸.</ref>. وی گروه بسیاری از شیعیان را به قتل می‌رساند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵ و ۲۲۲.</ref>، سپس از ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} اطلاع پیدا می‌کند. لشکری انبوه به سوی او می‌فرستد اما به خود امام دست نمی‌یابد و سرانجام در بیابانی بین [[مکه]] و [[مدینه]] به زمین فرو می‌روند<ref>همان، ص ۲۳۸.</ref>. از [[امام صادق]] {{ع}} آورده‌اند که فرمود: گویی می‌نگرم که سفیانی در کوفه و در میدان شهر شما، بساط‍‌ خویش را گسترده است و جارچی‌های او جار می‌زنند که: "هرکس سر شیعه‌ای را بیاورد یک هزار درهم جایزه دارد"<ref>غیبة طوسی، ص ۲۷۳؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.</ref>. آن‌گاه است که همسایه بر همسایه می‌شورد و او را به جرم شیعه بودن سر می‌برد تا هزار درهم جایزه بگیرد. اصل خروج سفیانی، صرف‌نظر از ویژگی‌ها و قضایای جزئی، امری مسلّم است، ولی این‌که سفیانی کیست و چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه شورش می‌کند، چندان روشن نیست. در برخی از روایات، از [[امام علی]] {{ع}} در مورد نام سفیانی پرسیده شده و آن حضرت، از بیان آن خودداری کرده‌اند<ref>همان، ص ۲۰۶.</ref>. حال آن‌که اگر نام وی مشخص بود، دلیلی نداشت که از بردن نام وی، خودداری کند. به نظر می‌رسد، سفیانی فرد مشخصی نیست، بلکه فردی است با ویژگی‌های ابو سفیان، که در آستانه ظهور مهدی {{ع}} به طرفداری از باطل، خروج می‌کند و مسلمانان را به انحراف می‌کشاند. امام سجاد {{ع}} می‌فرماید: "ظهور قائم {{ع}} از ناحیه خداوند، قطعی و خروج سفیانی نیز، قطعی است. در برابر هرقیام‌کننده و مصلحی، یک سفیانی وجود دارد"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.</ref>. و یا [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "ما و خاندان [[ابو سفیان]]، دو خاندانی هستیم که بر سر دین خدا باهم دشمنی داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابو سفیان، با [[پیامبر]] {{صل}} مبارزه کرد و [[معاویه]] با [[امام علی|علی]] {{ع}} و یزید با [[امام حسین|حسین بن علی]] {{عم}} به مخالفت برخاستند و سفیانی نیز با قائم {{ع}} خواهد جنگید"<ref>همان.</ref>.
::::::براساس این [[روایات]]، سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است و رودررویی بین حق و باطل در این دو خانواده، نمونه بارزی از جریان این دو خط‍‌ است. پس بر فرض که سفیانی را از نسل ابو سفیان هم بدانیم، آخرین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور قائم {{ع}} خروج می‌کند. این‌که همزمان با خروج سفیانی از منطقه شام، یمانی و خراسانی به طرفداری از حق در ناحیه خراسان و یمن، قیام می‌کنند، نیز مؤید این نظر می‌تواند باشد"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰ و ۲۱۷.</ref>. ابو سفیان، به عنوان سردمدار شرک و بت‌پرستی و سرمایه‌داری طاغوتی، هرنوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و آزادی می‌زد، دشمن خود می‌دانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه برمی‌خاست. سفیانی، فردی است با این ویژگی‌ها که در برابر انقلاب بزرگ جهانی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} خروج می‌کند. بر این اساس، در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص<ref>چشم‌به‌راه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص ۲۷۵.</ref>»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۰۴.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۷. نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛}}
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]
::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
خط ۱۱۶: خط ۱۳۰:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۷. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛}}
{{جمع شدن|۸. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛}}
[[پرونده:1368303.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]]]
[[پرونده:1368303.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]]]
::::::'''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
::::::'''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
۸۰٬۴۸۳

ویرایش