سازماندهی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[بشر]] در دورانهای مختلف به خاطر نیازهای [[اجتماعی]] به صورت گروهی و در درون سازمانهای اجتماعی [[زندگی]] میکرد؛ ویژگی اجتماعی، [[آدمیان]] آنان را به تأسیس [[سازمان]] و [[تفکر]] در | [[بشر]] در دورانهای مختلف به خاطر نیازهای [[اجتماعی]] به صورت گروهی و در درون سازمانهای اجتماعی [[زندگی]] میکرد؛ ویژگی اجتماعی، [[آدمیان]] آنان را به تأسیس [[سازمان]] و [[تفکر]] در سازماندهی نیروها سوق داده و به همین سبب، تقسیم کار و [[وظایف]] و هماهنگی به عنوان اموری ضروری در ساماندهی آنان شمرده میشود<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>. | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
# سلسله مراتب و روابط سازمانی. | # سلسله مراتب و روابط سازمانی. | ||
اکنون به بررسی هر یک از موارد فوق در | اکنون به بررسی هر یک از موارد فوق در سیره مدیریتی امام علی{{ع}} میپردازیم: | ||
=== تقسیم کار === | === تقسیم کار === | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
البته این دو، غیر از کارگزارانی بودند که حضرت برای جمعآوری [[صدقات]] و [[نظارت بر بازار]] انتخاب میکرد، کسانی مانند: [[مصعب بن یزید انصاری]]، عامل صدقات [[مدائن]]<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق محمد رازی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، [بیتا]، ج۱۱، ص۱۱۵.</ref> و [[ابن هرمه]]<ref>قاضی نعمان مغربی، ابی حنیفه، دعائم الاسلام، تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی، دارالمعارف، مصر، [بیتا]، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.«روش حضرت معمولا نسبت به گروه اول، بدینگونه بود که در هنگام اعزام آنها به منطقه مأموریتشان، برای ایشان دو نامه مینوشت. در یک نامه آنها را به این سمت [[منصوب]] میکرد و [[دستورات]] لازم که باید رعایت کنند و سیاستی را که میباید در پیش بگیرند، به آنها یادآوری میکرد. نامه دوم را به [[مردم]] آن منطقه مینوشت و [[حاکم]] جدید را به آنها معرفی میکرد و احیاناً دستوراتی را که به او داده بود، [[تذکر]] میداد. این گروه، اختیارات زیادی داشتند. برپایی [[نماز جمعه]] و جماعت، [[قضاوت]]، فرماندهی لشکر و [[اداره امور]] آن منطقه تماماً به عهده آنها بود؛ چنانکه از [[عهدنامه مالک اشتر]]، این اختیارات تام به خوبی استفاده میشود. گرچه آن عهدنامه منشوری جاویدان و عام است، از مصداقهای بارز آن، مأموریت مالک در [[مصر]] است. از این دسته میتوان استانداران [[مصر]]، [[بصره]] و [[مدائن]] را نام برد. | البته این دو، غیر از کارگزارانی بودند که حضرت برای جمعآوری [[صدقات]] و [[نظارت بر بازار]] انتخاب میکرد، کسانی مانند: [[مصعب بن یزید انصاری]]، عامل صدقات [[مدائن]]<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق محمد رازی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، [بیتا]، ج۱۱، ص۱۱۵.</ref> و [[ابن هرمه]]<ref>قاضی نعمان مغربی، ابی حنیفه، دعائم الاسلام، تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی، دارالمعارف، مصر، [بیتا]، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.«روش حضرت معمولا نسبت به گروه اول، بدینگونه بود که در هنگام اعزام آنها به منطقه مأموریتشان، برای ایشان دو نامه مینوشت. در یک نامه آنها را به این سمت [[منصوب]] میکرد و [[دستورات]] لازم که باید رعایت کنند و سیاستی را که میباید در پیش بگیرند، به آنها یادآوری میکرد. نامه دوم را به [[مردم]] آن منطقه مینوشت و [[حاکم]] جدید را به آنها معرفی میکرد و احیاناً دستوراتی را که به او داده بود، [[تذکر]] میداد. این گروه، اختیارات زیادی داشتند. برپایی [[نماز جمعه]] و جماعت، [[قضاوت]]، فرماندهی لشکر و [[اداره امور]] آن منطقه تماماً به عهده آنها بود؛ چنانکه از [[عهدنامه مالک اشتر]]، این اختیارات تام به خوبی استفاده میشود. گرچه آن عهدنامه منشوری جاویدان و عام است، از مصداقهای بارز آن، مأموریت مالک در [[مصر]] است. از این دسته میتوان استانداران [[مصر]]، [[بصره]] و [[مدائن]] را نام برد. | ||
'''جلوگیری از تداخل وظایف''': یکی از مسائلی که باعث از هم پاشیدگی امور است | '''جلوگیری از تداخل وظایف''': یکی از مسائلی که باعث از هم پاشیدگی امور است دخالت [[کارگزاران]] در امور یکدیگر است که علی{{ع}} شدیدا با آن برخورد میکرد. | ||
در دورانی که سپاهیان [[غارتگر]] معاویه به مناطق [[حکومت امیرمؤمنان]]{{ع}} حمله میکردند، [[کمیل بن زیاد]] فرماندار [[امام]] بر «[[هیت]]» به جای آنکه در برابر [[دشمن]] بایستد و حوزه [[کارگزاری]] خود را [[حفظ]] کند، از آن منطقه خارج شد و به «[[قرقیسیا]]» که تحت فرماندهی معاویه بود حمله برد و در واقع [[مسؤولیت]] خود را رها کرد و به کاری پرداخت که در حوزه وظایفش نبود و نباید چنان میکرد، پس امام{{ع}} نامهای بدو نوشت که جنبه | در دورانی که سپاهیان [[غارتگر]] معاویه به مناطق [[حکومت امیرمؤمنان]]{{ع}} حمله میکردند، [[کمیل بن زیاد]] فرماندار [[امام]] بر «[[هیت]]» به جای آنکه در برابر [[دشمن]] بایستد و حوزه [[کارگزاری]] خود را [[حفظ]] کند، از آن منطقه خارج شد و به «[[قرقیسیا]]» که تحت فرماندهی معاویه بود حمله برد و در واقع [[مسؤولیت]] خود را رها کرد و به کاری پرداخت که در حوزه وظایفش نبود و نباید چنان میکرد، پس امام{{ع}} نامهای بدو نوشت که جنبه توبیخ داشت و در آن نامه او را از اینگونه امور به شدت پرهیز داد و فرمود: «اما بعد، واگذاردن [[آدمی]] آنچه را به عهده دارد و عهدهدار شدن وی کاری را که دیگری باید گزارد، ناتوانیای است آشکار و اندیشهای تباه و نابکار. [[دلیری]] تو در [[غارت]] [[مردم]] [[قرقیسیا]] و رها کردن مرزهایی که تو را بر آن گماردهایم و کسی در آنجا نیست که آن را بپاید، و [[سپاه]] [[دشمن]] را از آن دور نماید، رأیی [[خطا]] و اندیشهای نارسا است»<ref>نهجالبلاغه، نامه ۶۱.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰۷.</ref> | ||
== روشهای سازماندهی == | == روشهای سازماندهی == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
یکی از مهمترین روشهای سازماندهی که امروزه نیز در سازمانها کاربرد زیادی دارد سازماندهی بر مبنای [[وظیفه]] ([[هدف]]) است؛ در این روش مأموریت و [[رسالت]] [[سازمان]]، به اهداف [[خرد]] و وظایف جزئی تا حدی تقسیم میشود که بتوان آنها را در قالب وظایف جزیی ترسیم کرد «تقسیمبندی وظیفه تا حدی ادامه پیدا میکند که وظیفه حاصله برای یک [[شغل]] از جهت کمّیت، همگونی اجزا و کیفیت مناسب باشد»<ref>الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، ص۱۶۳.</ref>. | یکی از مهمترین روشهای سازماندهی که امروزه نیز در سازمانها کاربرد زیادی دارد سازماندهی بر مبنای [[وظیفه]] ([[هدف]]) است؛ در این روش مأموریت و [[رسالت]] [[سازمان]]، به اهداف [[خرد]] و وظایف جزئی تا حدی تقسیم میشود که بتوان آنها را در قالب وظایف جزیی ترسیم کرد «تقسیمبندی وظیفه تا حدی ادامه پیدا میکند که وظیفه حاصله برای یک [[شغل]] از جهت کمّیت، همگونی اجزا و کیفیت مناسب باشد»<ref>الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، ص۱۶۳.</ref>. | ||
بدیهی است | بدیهی است نیروهای انسانی که در این روش گروهبندی میشوند، بهتر با هم هماهنگشده و برای انجام دادن فعالیتها و کارهای مشابه بیشتر [[همکاری]] میکنند، یا از نظر مهارت و [[میزان]] معلومات در سطح مشابهی هستند<ref>دفت، تئوری و طراحی سازمان، ص۲۰۲.</ref>؛ سازماندهی در سازمانهای [[اسلامی]]، با توجه به شرایط محیطی، میتواند بر مبنای [[وظیفه]] یا [[هدف]] انجام گیرد. | ||
یکی دیگر از روشهای سازماندهی، سازماندهی بر مبنای [[زمان]] است؛ در این روش، عنصر زمان مبنای سازماندهی قرار گرفته و گروهبندی فعالیتها بر حسب زمان انجام آنهاست برای مثال، استفاده از نوبت کاری، در سازمانهایی مانند بیمارستانها، آتشنشانیها و... براساس سازماندهی بر مبنای زمان انجام میگیرد؛ بدیهی است که این روش برای سازمانهایی که [[ضرورت]] داشته باشد به صورت شبانهروزی فعال باشند، مؤثرترین روش است. با این وجود، «مشکل عمده این روش سازماندهی، افزایش [[هزینه]] فعالیت در نوبتهای عصر و شب، و کاهش | یکی دیگر از روشهای سازماندهی، سازماندهی بر مبنای [[زمان]] است؛ در این روش، عنصر زمان مبنای سازماندهی قرار گرفته و گروهبندی فعالیتها بر حسب زمان انجام آنهاست برای مثال، استفاده از نوبت کاری، در سازمانهایی مانند بیمارستانها، آتشنشانیها و... براساس سازماندهی بر مبنای زمان انجام میگیرد؛ بدیهی است که این روش برای سازمانهایی که [[ضرورت]] داشته باشد به صورت شبانهروزی فعال باشند، مؤثرترین روش است. با این وجود، «مشکل عمده این روش سازماندهی، افزایش [[هزینه]] فعالیت در نوبتهای عصر و شب، و کاهش کارایی در نوبتهای مذکور در مقایسه با نوبت [[روز]] است؛ همچنین در این روش، [[اعمال]] [[نظارت]] [[مدیران]] بر فعالیتهای کارکنان دشوارتر میشود»<ref>رضائیان، علی، اصول مدیریت، ص۳۱۶.</ref>. | ||
یکی دیگر از روشهای مهم | یکی دیگر از روشهای مهم سازماندهی، سازماندهی بر مبنای محصول است؛ در این روش، واحدهای سازمانی بر مبنای انواع محصولات و خدمات سازمان، طراحی و ایجاد میشود؛ به گونهای که هر واحد سازمانی، [[مسئول]] انجام تمامی عملیات ساخت و [[تولید]] محصولی معین میگردد و واحدهای پشتیبانی خود را نیز به طور مستقل ایجاد مینماید. | ||
علاوه بر روشهای فوق، ساختهای جدیدی مانند سازمان ماتریسی یا خزانهای، سازمان گروهی یا متداول و الگوی پنجبخشی «هنری مینتزبرگ» مطرح هستند<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>. | علاوه بر روشهای فوق، ساختهای جدیدی مانند سازمان ماتریسی یا خزانهای، سازمان گروهی یا متداول و الگوی پنجبخشی «هنری مینتزبرگ» مطرح هستند<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>. | ||
== عناصر سازماندهی == | == عناصر سازماندهی == | ||
# تقسیم وظایف و کارها: یکی از عناصر مهم در سازماندهی، تقسیم وظایف و کارهاست؛ بدین معنا که برای دستیابی به ساختاری منسجم باید فعالیتهای سازمان به وظیفههای شناختهشده تقسیم شود. این کار باعث میشود که کار به اجزای فرعی تقسیم شود، تا حدی که بتوان عملیات مختلف را به هر یک از کارکنان واگذار کرد<ref>پارکینسون، سیریل نورث کوت، اندیشههای بزرگ در مدیریت، ترجمه مهدی ایراننژاد پاریزی، ص۱۷.</ref>. | # '''تقسیم وظایف و کارها:''' یکی از عناصر مهم در سازماندهی، تقسیم وظایف و کارهاست؛ بدین معنا که برای دستیابی به ساختاری منسجم باید فعالیتهای سازمان به وظیفههای شناختهشده تقسیم شود. این کار باعث میشود که کار به اجزای فرعی تقسیم شود، تا حدی که بتوان عملیات مختلف را به هر یک از کارکنان واگذار کرد<ref>پارکینسون، سیریل نورث کوت، اندیشههای بزرگ در مدیریت، ترجمه مهدی ایراننژاد پاریزی، ص۱۷.</ref>. | ||
# هماهنگی: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|مَكَانُ الْقَيِّمِ بِالْأَمْرِ مَكَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ فَإِنِ انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَ ذَهَبَ ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً}}؛ جایگاه [[رهبر]] و [[مدیر]] در کار، جایگاه رشتهای است که مهرهها را به هم فراهم آرد و برخی را ضمیمه برخی دیگر کند (هماهنگی ایجاد کند) اگر رشته بریده شود، مهرهها پراکنده شود و از میان رود و دیگر به تمامی فراهم نیاید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.</ref>. این فراز از گفتار امام علی{{ع}} علاوه بر توجه به جایگاه و [[منزلت]] مدیر و نقشی که او میتواند ایفا کند، دارای این نکته مهم است که اگر هماهنگی انجام نشود، کارها از هم پاشیده میشوند و اگر این رشته بگسلد و مهرهها از هم پراکنده گردند، [[سازمان]] نیز به اهداف خود نخواهد رسید. | # '''هماهنگی:''' [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|مَكَانُ الْقَيِّمِ بِالْأَمْرِ مَكَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ فَإِنِ انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَ ذَهَبَ ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً}}؛ جایگاه [[رهبر]] و [[مدیر]] در کار، جایگاه رشتهای است که مهرهها را به هم فراهم آرد و برخی را ضمیمه برخی دیگر کند (هماهنگی ایجاد کند) اگر رشته بریده شود، مهرهها پراکنده شود و از میان رود و دیگر به تمامی فراهم نیاید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.</ref>. این فراز از گفتار امام علی{{ع}} علاوه بر توجه به جایگاه و [[منزلت]] مدیر و نقشی که او میتواند ایفا کند، دارای این نکته مهم است که اگر هماهنگی انجام نشود، کارها از هم پاشیده میشوند و اگر این رشته بگسلد و مهرهها از هم پراکنده گردند، [[سازمان]] نیز به اهداف خود نخواهد رسید. | ||
# سلسله مراتب سازمانی: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ}}؛ تو نیز باید [[مطیع]] مافوق خود باشی<ref>نهج البلاغه، نامه ۵.</ref>. با توجه به این فراز از گفتار [[امیر مؤمنان]]{{ع}} اصل سلسله مراتب سازمانی صحه گذاشته شده است؛ چه اینکه در ساختارهای سازمانی، یکی از مواردی که رعایت آن لازم است، سلسلهمراتب سازمانی است؛ بر این اساس، افراد در سازمان باید سلسله مراتب را [[حفظ]] نمایند به این معنا که از مافوق مستقیم خود [[فرمان]] ببرند؛ به او گزارش دهند و ارتباط خویش با او را حفظ نمایند. چنانچه سلسلهمراتب سازمانی رعایت نشود، ساختارهای تشکیلاتی، بیحاصل خواهد بود شاید فرمایش امیرالمؤمنین علی{{ع}} ناظر بر همین مطلب باشد که فرمود: {{متن حدیث|أَطِعْ مَنْ فَوْقَكَ يُطِعْكَ مَنْ دُونَكَ}}؛ از مافوق خود [[اطاعت]] کن، زیردستانت نیز از تو اطاعت خواهند کرد<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۱۴۳.</ref>. | # '''سلسله مراتب سازمانی:''' [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ}}؛ تو نیز باید [[مطیع]] مافوق خود باشی<ref>نهج البلاغه، نامه ۵.</ref>. با توجه به این فراز از گفتار [[امیر مؤمنان]]{{ع}} اصل سلسله مراتب سازمانی صحه گذاشته شده است؛ چه اینکه در ساختارهای سازمانی، یکی از مواردی که رعایت آن لازم است، سلسلهمراتب سازمانی است؛ بر این اساس، افراد در سازمان باید سلسله مراتب را [[حفظ]] نمایند به این معنا که از مافوق مستقیم خود [[فرمان]] ببرند؛ به او گزارش دهند و ارتباط خویش با او را حفظ نمایند. چنانچه سلسلهمراتب سازمانی رعایت نشود، ساختارهای تشکیلاتی، بیحاصل خواهد بود شاید فرمایش امیرالمؤمنین علی{{ع}} ناظر بر همین مطلب باشد که فرمود: {{متن حدیث|أَطِعْ مَنْ فَوْقَكَ يُطِعْكَ مَنْ دُونَكَ}}؛ از مافوق خود [[اطاعت]] کن، زیردستانت نیز از تو اطاعت خواهند کرد<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۱۴۳.</ref>. | ||
# مهندسی سازمانی گروههای اجتماعی در گزارههای علوی: امیر مؤمنان علی{{ع}}: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقَاتٌ لَا يَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ وَ لَا غِنَى بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ}}؛ بدان که رعیت از نظر شغلی و کاری به چند طبقه تقسیم میشوند که هر طبقهای به طبقه دیگر وابسته و کار هر طبقه با [[یاری]] طبقات دیگر [[اصلاح]] میشود و هیچیک از دیگری | # '''مهندسی سازمانی گروههای اجتماعی در گزارههای علوی:''' امیر مؤمنان علی{{ع}}: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقَاتٌ لَا يَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ وَ لَا غِنَى بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ}}؛ بدان که رعیت از نظر شغلی و کاری به چند طبقه تقسیم میشوند که هر طبقهای به طبقه دیگر وابسته و کار هر طبقه با [[یاری]] طبقات دیگر [[اصلاح]] میشود و هیچیک از دیگری بینیاز نیست<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. در سازمانها ممکن است گروههای متعددی باشند که هر کدام نقشهای کلیدی را بر عهده دارند. همانگونه که گروههای کاری در سازمانها ایفای نقش میکنند، گروههای اجتماعی نیز در ابر [[سیستم]] [[جامعه]] نقشهای زیادی را بر عهده داشته و [[وظایف]] مشخصی را انجام میدهند. طبیعی است که مهندسی گروههای اجتماعی بدون [[وابستگی]] و پیوستگی آنان و طرحریزی نظاممند وظایف آنان امکانپذیر نیست. در مهندسی سازمانی نوعی ارتباط سیستمی میان خردهسیستمهای یک ابرسیستم است؛ اگر میان خردهنظامهای یک ابرنظام ارتباط ایجاد کنیم به گونهای که هر یک از خردهنظامها به یکدیگر وابسته گردند این مفهومی از مهندسی سازمانی است؛ از اینرو، برای رسیدن به این [[هدف]]، لازم است نظامی طراحی شود و گروهها به عنوان خردهسیستمهای [[نظام]] ابرسیستم جامعه، در طبقات اجتماعی مختلف قرار گیرند و وابستگی و پیوستگی آنان در نظام مهندسی سازمانی نشان داده شود. | ||
# تفویض اختیار، تمرکز و عدم تمرکز: یکی از مباحث مهم در | # '''تفویض اختیار، تمرکز و عدم تمرکز:''' یکی از مباحث مهم در سازماندهی تفویض اختیار است؛ اصولاً تفویض اختیار با عدم تمرکز تناسب داشته و همخوانی دارد؛ به تعبیر دیگر، هرجا تفویض اختیار صورت پذیرد با ساختار عدم تمرکز مواجه میشود؛ با این توصیف، تفویض اختیار با عدم تمرکز رابطه مستقیم و با تمرکز رابطهای معکوس دارد؛ چه اینکه، تفویض اختیار به مفهوم دادن اختیارات به نیروهای دیگر است که همراه با عدم تمرکز صورت میگیرد. تفویض اختیار، اصولی دارد که اگر به دقت به کار بسته نشود ممکن است نابسامانیهای جدی در [[سازمان]] به وجود آورده و چه بسا موجب ازهمگسیختگی سازمان در نیل به اهدافش شود. برخی از این اصول به شرح زیر است: تناسب [[مسئولیت]] با تواناییها و روحیات فرد؛ تفویض اختیار پس از [[امتحان]]؛ تفویض اختیار توام با [[نظارت]]؛ تفویض اختیار همراه با [[حسابرسی]]؛ تفویض اختیار و عدم سلب [[مسئولیت]] از واگذارنده آن و تفویض اختیار همراه با رعایت [[شایستهسالاری]]<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۷۱-۸۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||