ارتباطات: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۵۷: خط ۱۵۷:
از نظر [[بینش]] [[اسلامی]]، نه تنها توجه به بازخورد و عکس العمل دیگران لازم است، بلکه بالاتر از آن، سفارش شده است که از مخاطب، درخواست بازخورد شود. چنین بازخوردی می‌تواند در [[اصلاح]] پیام‌ها، خط‌مشی‌ها و سیاست‌گذاری‌های هر [[سازمان]] و مؤسسه و حتی [[نظام حکومتی]]، نقشی سازنده و حیاتی داشته باشد.
از نظر [[بینش]] [[اسلامی]]، نه تنها توجه به بازخورد و عکس العمل دیگران لازم است، بلکه بالاتر از آن، سفارش شده است که از مخاطب، درخواست بازخورد شود. چنین بازخوردی می‌تواند در [[اصلاح]] پیام‌ها، خط‌مشی‌ها و سیاست‌گذاری‌های هر [[سازمان]] و مؤسسه و حتی [[نظام حکومتی]]، نقشی سازنده و حیاتی داشته باشد.


اساساً اگر رابطه مدیر و کارکنان، مبتنی بر [[انتقاد]] سالم و بیان معایب و محاسن امور، در جهت اصلاح سازمان باشد، آن سازمان به سمت [[پیشرفت]] و [[ترقّی]] پیش خواهد رفت؛ و فقدان چنین رابطه‌ای موجب رکود و گاهی [[سقوط]] سازمان خواهد بود. بنابراین [[مدیران]] باید توجه داشته باشند که در [[حقیقت]]، منتقدان، [[خیرخواه]] و دوست آنها هستند. البته این مسئله زمانی به حقیقت نزدیک می‌شود که میان مدیران و کارکنان رابطه [[دوستی]] برقرار باشد؛ از طرف دیگر، در [[سازمانی]] که راه [[نصیحت]] و انتقاد بسته باشد، [[عیب‌ها]] پوشیده می‌ماند و گامی در جهت [[اصلاح امور]] برداشته نمی‌شود. مدیرانی که راه انتقاد را می‌بندند و زبان کارکنان را می‌برند، در واقع دشمنانی را در سازمان برای خود پرورش می‌دهند؛ زیرا سرپوش گذاشتن روی [[عیوب]] دیگران و بازگو نکردن آن برای خود آنها، یک نوع [[دشمنی]] است. باز [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با تعبیر گویایی می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ سَاتَرَكَ عَيْبَكَ فَهُوَ عَدُوُّكَ}}؛ هر که [[عیب]] تو را از تو پنهان کند، [[دشمن]] تو است<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ح۸۲۱۱.</ref>.<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۴.</ref>
اساساً اگر رابطه مدیر و کارکنان، مبتنی بر [[انتقاد]] سالم و بیان معایب و محاسن امور، در جهت اصلاح سازمان باشد، آن سازمان به سمت [[پیشرفت]] و [[ترقّی]] پیش خواهد رفت؛ و فقدان چنین رابطه‌ای موجب رکود و گاهی [[سقوط]] سازمان خواهد بود. بنابراین [[مدیران]] باید توجه داشته باشند که در [[حقیقت]]، منتقدان، [[خیرخواه]] و دوست آنها هستند. البته این مسئله زمانی به حقیقت نزدیک می‌شود که میان مدیران و کارکنان رابطه [[دوستی]] برقرار باشد؛ از طرف دیگر، در سازمانی که راه [[نصیحت]] و انتقاد بسته باشد، [[عیب‌ها]] پوشیده می‌ماند و گامی در جهت [[اصلاح امور]] برداشته نمی‌شود. مدیرانی که راه انتقاد را می‌بندند و زبان کارکنان را می‌برند، در واقع دشمنانی را در سازمان برای خود پرورش می‌دهند؛ زیرا سرپوش گذاشتن روی [[عیوب]] دیگران و بازگو نکردن آن برای خود آنها، یک نوع [[دشمنی]] است. باز [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با تعبیر گویایی می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ سَاتَرَكَ عَيْبَكَ فَهُوَ عَدُوُّكَ}}؛ هر که [[عیب]] تو را از تو پنهان کند، [[دشمن]] تو است<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ح۸۲۱۱.</ref>.<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۴.</ref>


== موانع ارتباطات در گزاره‌های علوی ==
== موانع ارتباطات در گزاره‌های علوی ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش