بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
چگونه میتوان [[انگیزهها]] را به حرکت درآورد. برای رسیدن به این مطلب باید عواملی را که موجب انگیزش میشود، [[شناسایی]] نموده، سپس از آن عوامل در جهت [[مدیریت]] استفاده کرد. [[انسان]] در جهت کاهش تنشها و ارضای خواستههای خود، وادار به حرکت میشود. ارضای نیازها در او ایجاد انگیزه میکند و عدم ارضای نیازها او را دچار [[یأس]] و ناکامی مینماید. | چگونه میتوان [[انگیزهها]] را به حرکت درآورد. برای رسیدن به این مطلب باید عواملی را که موجب انگیزش میشود، [[شناسایی]] نموده، سپس از آن عوامل در جهت [[مدیریت]] استفاده کرد. [[انسان]] در جهت کاهش تنشها و ارضای خواستههای خود، وادار به حرکت میشود. ارضای نیازها در او ایجاد انگیزه میکند و عدم ارضای نیازها او را دچار [[یأس]] و ناکامی مینماید. | ||
آنچه در مورد نیازهای دوگانه مادی و [[معنوی]] [[انسان]] گفته شد نظر به دیدگاه [[اسلامی]] در زمینه نیازها داشت. اما در دیدگاه دانشمندان غربی، در [[دانش مدیریت]] نیازها به گونه دیگری طبقهبندی میشوند. به طور کلی | آنچه در مورد نیازهای دوگانه مادی و [[معنوی]] [[انسان]] گفته شد نظر به دیدگاه [[اسلامی]] در زمینه نیازها داشت. اما در دیدگاه دانشمندان غربی، در [[دانش مدیریت]] نیازها به گونه دیگری طبقهبندی میشوند. به طور کلی نیازهای انسان را به نیازهای اولیه و ثانویه تقسیم کردهاند. نیازهای فیزیولوژیکی را «نیازهای اولیه» و نیازهای روانی، [[اجتماعی]]، هنری و [[عقیدتی]] را «نیازهای ثانویه» دانستهاند<ref>قلیپور، آرین، مدیریت رفتار سازمانی (رفتار فردی)، سمت، تهران، ۱۳۸۶، ص۴۰.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۱.</ref> | ||
=== انگیزههای معنوی === | === انگیزههای معنوی === | ||
مهمترین اهداف دولت اسلامی عبارت است از: [[اقامه حق]] و دفع [[باطل]]. برپا داشتن [[حدود الهی]]، ایجاد [[عدالت]]، برپا ساختن نشانههای [[دین]]، [[نصیحت]] و [[ارشاد]] [[مردمان]]، [[رفاه]] و [[آبادانی]] [[مردم]]. با نگاهی گذرا به این اهداف میتوان دریافت که عمده این اهداف را همان [[اهداف]]«دین» در [[جامعه]] تشکیل میدهد. بدین ترتیب از منظر علی{{ع}} [[حکومت]] ابزاری است برای تحقق اهداف [[دینی]] و اندکاندک آنچنان حکومت و دین بایکدیگر آمیخته میشوند که تمایز و جدایی میان این دو در خارج مشاهده نمیشود. | مهمترین اهداف دولت اسلامی عبارت است از: [[اقامه حق]] و دفع [[باطل]]. برپا داشتن [[حدود الهی]]، ایجاد [[عدالت]]، برپا ساختن نشانههای [[دین]]، [[نصیحت]] و [[ارشاد]] [[مردمان]]، [[رفاه]] و [[آبادانی]] [[مردم]]. با نگاهی گذرا به این اهداف میتوان دریافت که عمده این اهداف را همان [[اهداف]]«دین» در [[جامعه]] تشکیل میدهد. بدین ترتیب از منظر علی{{ع}} [[حکومت]] ابزاری است برای تحقق اهداف [[دینی]] و اندکاندک آنچنان حکومت و دین بایکدیگر آمیخته میشوند که تمایز و جدایی میان این دو در خارج مشاهده نمیشود. | ||
ثمره بسیار مهم آمیختگی دین و حکومت این است که همان انگیزههایی که باعث رویآوردن داوطلبانه افراد به دین میشود در | ثمره بسیار مهم آمیختگی دین و حکومت این است که همان انگیزههایی که باعث رویآوردن داوطلبانه افراد به دین میشود در کارایی [[سازمان]] نیز به کار گرفته میشود و از آنجا که انگیزههای دینی بسیار [[قوی]] است، بهترین موقعیت برای ایجاد انگیزههای بالا در [[کارگزاران]] و کارمندان [[نظام]] در [[اختیار]] [[مدیران]] قرار میگیرد و به این ترتیب دست مدیران در [[حکومت اسلامی]] برای ایجاد انگیزه افراد، باز میشود. | ||
وقتی که حکومت با [[دین]] [[مردم]] عجین شد، [[ایمان]] قویترین [[انگیزهها]] را ایجاد میکند. در این صورت انسانهایی که راه صلاح را برگزینند، در [[حقیقت]] راه [[پیامبران]] را در پیش گرفتهاند و [[اوامر]] [[خداوند]] در آنها بهترین انگیزشها را ایجاد میکند. اینان در [[امور معنوی]] و [[سیر]] به سوی کمال، دارای مراتب متفاوتی هستند برخی از [[ترس]] [[عذاب]] و عدهای برای رسیدن به [[بهشت]]، [[دستورات]] خداوند را عمل میکنند. اما عدهای دیگر صرفاً برای اینکه خداوند لایق [[پرستش]] است، او را میپرستند و در این زمینه از همه چیز گذشته، قویترین محکمترین و بادوامترین فعالیتها را بروز میدهند. | وقتی که حکومت با [[دین]] [[مردم]] عجین شد، [[ایمان]] قویترین [[انگیزهها]] را ایجاد میکند. در این صورت انسانهایی که راه صلاح را برگزینند، در [[حقیقت]] راه [[پیامبران]] را در پیش گرفتهاند و [[اوامر]] [[خداوند]] در آنها بهترین انگیزشها را ایجاد میکند. اینان در [[امور معنوی]] و [[سیر]] به سوی کمال، دارای مراتب متفاوتی هستند برخی از [[ترس]] [[عذاب]] و عدهای برای رسیدن به [[بهشت]]، [[دستورات]] خداوند را عمل میکنند. اما عدهای دیگر صرفاً برای اینکه خداوند لایق [[پرستش]] است، او را میپرستند و در این زمینه از همه چیز گذشته، قویترین محکمترین و بادوامترین فعالیتها را بروز میدهند. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
علی{{ع}} در موارد متعددی حکومت خویش را به عنوان «حق» و مخالفان خویش را «[[باطل]]» خطاب میکنند. [[امام]] در نامهای به [[قثم بن عباس]] [[کارگزار]] خود در [[مکه]] مینویسد: «بعد از [[حمد الهی]]: مأمور مخفی من در [[مغرب]] ([[شام]]) به من گزارش داده و برای من نوشته است که مردمی از [[اهل شام]] به سوی [[حج]] گسیل گشتهاند کوردل و نابینا؛ کسانی که حق را از راه باطل میجویند و در [[معصیت]] آفریننده و [[خالق]] و [[نافرمانی خدا]]، از [[آفریده]] شده، و مخلوق [[پیروی]] میکنند و به بهانه دین، شیر [[دنیا]] را میدوشند و دنیای حاضر را به عوض [[آخرت]] [[نیکوکاران]] [[پرهیزگار]] میخرند و هرگز به خیر و [[نیکی]] نرسد، مگر [[نیکوکار]] و هرگز [[کیفر]] بدی نیابد، مگر بدکردار. | علی{{ع}} در موارد متعددی حکومت خویش را به عنوان «حق» و مخالفان خویش را «[[باطل]]» خطاب میکنند. [[امام]] در نامهای به [[قثم بن عباس]] [[کارگزار]] خود در [[مکه]] مینویسد: «بعد از [[حمد الهی]]: مأمور مخفی من در [[مغرب]] ([[شام]]) به من گزارش داده و برای من نوشته است که مردمی از [[اهل شام]] به سوی [[حج]] گسیل گشتهاند کوردل و نابینا؛ کسانی که حق را از راه باطل میجویند و در [[معصیت]] آفریننده و [[خالق]] و [[نافرمانی خدا]]، از [[آفریده]] شده، و مخلوق [[پیروی]] میکنند و به بهانه دین، شیر [[دنیا]] را میدوشند و دنیای حاضر را به عوض [[آخرت]] [[نیکوکاران]] [[پرهیزگار]] میخرند و هرگز به خیر و [[نیکی]] نرسد، مگر [[نیکوکار]] و هرگز [[کیفر]] بدی نیابد، مگر بدکردار. | ||
پس بر آنچه در اختیار توست ([[حکومت مکه]] و [[حفظ نظام]] و [[آرامش]] آن) [[پایداری]] و [[ایستادگی]] کن؛ ایستادگی شخصی [[دوراندیش]] [[استوار]] و [[پند]] دهنده [[خردمند]] که پیرو [[سلطان]] و [[فرمانبردار]] امام و پیشوایش میباشد. مبادا کاری کنی که به | پس بر آنچه در اختیار توست ([[حکومت مکه]] و [[حفظ نظام]] و [[آرامش]] آن) [[پایداری]] و [[ایستادگی]] کن؛ ایستادگی شخصی [[دوراندیش]] [[استوار]] و [[پند]] دهنده [[خردمند]] که پیرو [[سلطان]] و [[فرمانبردار]] امام و پیشوایش میباشد. مبادا کاری کنی که به عذرخواهی بکشد و در هنگام خوشیهای فراوان، زیاد شادمان و در هنگام سختیها، هراسان و دلباخته مباش والسلام»<ref>نهجالبلاغه، نامه ۳۳.</ref>. | ||
در اینجا در [[حقیقت]] علی{{ع}} با خطاب کردن اهل شام و | در اینجا در [[حقیقت]] علی{{ع}} با خطاب کردن اهل شام و مخالفین خود به عنوان «[[اهل باطل]]» در کارگزار خود برای پایداری در برابر آنها ایجاد انگیزش [[معنوی]] میکند؛ چراکه [[گرایش]] هر [[انسانی]] به حق است و هر انسانی فطرتاً بر آنچه آن را حق میداند، پایداری میکند و از آنچه باطل است دوری میجوید<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۵.</ref>. | ||
==== حکومت اسلامی مظهر حاکمیت الهی ==== | ==== حکومت اسلامی مظهر حاکمیت الهی ==== | ||
علی{{ع}} از آنجا که حکومتش را براساس [[دستورهای الهی]] بنا نهاده است، اطاعت از حکومت را [[اطاعت]] از [[فرامین الهی]] و [[مخالفت]] با آن را مخالفت با [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}} میداند. | علی{{ع}} از آنجا که حکومتش را براساس [[دستورهای الهی]] بنا نهاده است، اطاعت از حکومت را [[اطاعت]] از [[فرامین الهی]] و [[مخالفت]] با آن را مخالفت با [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}} میداند. | ||
[[امام]] پس از پیروزی در جنگ [[جمل]] طی نامهای [[مردم کوفه]] را از این [[پیروزی]] مطلع ساخت. [[محمد بن بشیر]] میگوید: با شنیدن ارسال نامه، [[شهر]] یکپارچه | [[امام]] پس از پیروزی در جنگ [[جمل]] طی نامهای [[مردم کوفه]] را از این [[پیروزی]] مطلع ساخت. [[محمد بن بشیر]] میگوید: با شنیدن ارسال نامه، [[شهر]] یکپارچه غرق در [[شادی]] شد و همه برای شنیدن آن به [[مسجد]] آمدند. و اما متن نامه: «اما بعد: ما برخوردیم به آن گروهی از امتمان که [[بیعت]] ما را شکسته بودند و جماعت ما را گرفتار [[تفرقه]] نموده، بر ما [[طغیان]] کردند ما به خاطر خدا با آنها [[محاجه]] و [[جنگ]] کردیم و [[خداوند]] ما را بر آنها [[پیروز]] گرداند و [[طلحه]] و [[زبیر]] کشته شدند. اما قبل از کشته شدن آنها را [[انذار]] کردم و [[صالحان]] [[امت]] را به [[گواهی]] گرفتم و امکان بیعت مجدد را برای آنها فراهم کردم؛ اما آنها از [[ارشاد]] کنندگان اطاعت نکردند و [[جواب]] ناصحین و [[خیرخواهان]] را ندادند و بعد از اینکه به [[قتل]] رسیدند [[اهل بغی]] و طغیان به [[عایشه]] پناه بردند. گروه زیادی - که تنها خداوند عدد آنها را میداند در اطراف او کشته شدند و خداوند بقیه آنها را [[خوار]] کرده، پس فرار کردند. [[ناقه]] «[[حجر]]»<ref>مقصود از ناقه «الحجر» ناقه صالح میباشد که چون از دل کوه بیرون آمد، بر آن ناقه سنگی نام نهادند.</ref> نسبت به [[مردم]] آن شهر، بدشگونتر از این نبود. علاوه بر اینکه عایشه [[گناه]] بزرگی مرتکب شد به خاطر اینکه با این جنگ، برخلاف [[فرمان خدا]] و پیامبرش عمل کرد؛ عدهای را [[فریب]] داد و باعث [[تفرقه]] بین [[مؤمنین]] گردید و [[خون]] [[مسلمان]] را بدون دلیل و عذر و [[حجت]] ریخت»<ref>شیخ مفید، الجمل، مکتبه الداوری، قم، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۸.</ref> | ||
=== انگیزههای مادی === | === انگیزههای مادی === | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
در یک [[نظام اداری]] تأمین [[زندگی]] و [[معیشت]] [[کارگزاران]] از مسائل حیاتی آن [[نظام]] شمرده میشود کسانی که دغدغه مایحتاج اولیه زندگی خویش را دارند، و مرتب برای تأمین نیازهای مختلف خود به این سو و آن سو بروند و دست نیاز پیش هر کس و ناکس دراز کنند، نمیتوانند به [[مسؤولیت]] خویش بیندیشند و در آن از خود پشتکار به [[خرج]] دهند. آنها نه توان اداره خویش را دارند و نه توان انجام مسؤولیتی را که بر عهده آنها گذاشته شده است. | در یک [[نظام اداری]] تأمین [[زندگی]] و [[معیشت]] [[کارگزاران]] از مسائل حیاتی آن [[نظام]] شمرده میشود کسانی که دغدغه مایحتاج اولیه زندگی خویش را دارند، و مرتب برای تأمین نیازهای مختلف خود به این سو و آن سو بروند و دست نیاز پیش هر کس و ناکس دراز کنند، نمیتوانند به [[مسؤولیت]] خویش بیندیشند و در آن از خود پشتکار به [[خرج]] دهند. آنها نه توان اداره خویش را دارند و نه توان انجام مسؤولیتی را که بر عهده آنها گذاشته شده است. | ||
مهمترین | مهمترین نیازهای انسان را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: | ||
# نیازهای اولیه یا نیازهای زیستی که فوریترین نیازهای انسانی است و [[بشر]] برای زنده ماندن به آن احتیاج مبرم دارند؛ مانند آب، غذا، [[پوشاک]]، [[مسکن]]، هوا. | # نیازهای اولیه یا نیازهای زیستی که فوریترین نیازهای انسانی است و [[بشر]] برای زنده ماندن به آن احتیاج مبرم دارند؛ مانند آب، غذا، [[پوشاک]]، [[مسکن]]، هوا. | ||
# نیازهای ثانویه یا نیازهای [[اجتماعی]]؛ مانند نیاز به [[امنیت]]، [[عشق]] و [[محبت]]، قدر و [[منزلت]]، خودیابی و [[خودسازی]]، رسیدن به کمال<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۴۵.</ref>. | # نیازهای ثانویه یا نیازهای [[اجتماعی]]؛ مانند نیاز به [[امنیت]]، [[عشق]] و [[محبت]]، قدر و [[منزلت]]، خودیابی و [[خودسازی]]، رسیدن به کمال<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۴۵.</ref>. | ||
==== پرداخت به موقع ==== | ==== پرداخت به موقع ==== | ||
از دیگر نکاتی که در مورد تأمین نیازهای کارمندان در [[زندگی]] [[حضرت امیر]]{{ع}} دیده میشود پرداخت به موقع [[حقوق]] و مزایاست: «بدانید که [[حق]] شما ـ [[مرزداران]] [[مسلح]] [[کشور]] ـ بر من این است که هیچ رازی را ـ جز اسرار نظامی درباره [[جنگ]] از شما پوشیده ندارم، در هیچ جریانی ـ جز در | از دیگر نکاتی که در مورد تأمین نیازهای کارمندان در [[زندگی]] [[حضرت امیر]]{{ع}} دیده میشود پرداخت به موقع [[حقوق]] و مزایاست: «بدانید که [[حق]] شما ـ [[مرزداران]] [[مسلح]] [[کشور]] ـ بر من این است که هیچ رازی را ـ جز اسرار نظامی درباره [[جنگ]] از شما پوشیده ندارم، در هیچ جریانی ـ جز در اجرای قانون [[خداوند]] ـ بیرایزنی با شما تصمیم نهایی را نگیرم. پرداخت حقوقتان را به تأخیر نیندازم و جز به پرداخت کاملش بسنده نکنم و در رابطه با حق تمامی شما را به یک چشم بنگرم چون من چنین باشم حق است که شما نیز [[نعمت خداوند]] را پاس دارید از من [[فرمان]] برید [[وظیفه]] خویش بدانید که دعوتم را بیبهانهای پاسخ مثبت دهید؛ در [[خودسازی]] و سامان دادن به حوزه [[مسؤولیت]] خویش کوتاهی نکنید و در راه حق بیمحابا خود را به امواج خطر بسپارید»<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۰.</ref>. [[سیره امام]] در [[تقسیم بیت المال]] همچنین بود. | ||
[[امیرمؤمنان]] در تقسیم و توزیع «[[بیتالمال]]» شیوهاش همان شیوه [[پیامبر خدا]] بود، و انحرافهایی را که در دوران خلفای پیشین پدیدار شده بود مُلغی ساخت و جنسهای ضروری را در هر شبانهروز به صاحبانش میرسانید، و آن دسته از ابزار و مایحتاج عمومی را که جنبه [[ضرورت]] نداشت، بیش از یک هفته نگه نمیداشت و تأخیر در توزیع اموال را مسؤولیتآور ذکر میفرمود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۵۰.</ref>. | [[امیرمؤمنان]] در تقسیم و توزیع «[[بیتالمال]]» شیوهاش همان شیوه [[پیامبر خدا]] بود، و انحرافهایی را که در دوران خلفای پیشین پدیدار شده بود مُلغی ساخت و جنسهای ضروری را در هر شبانهروز به صاحبانش میرسانید، و آن دسته از ابزار و مایحتاج عمومی را که جنبه [[ضرورت]] نداشت، بیش از یک هفته نگه نمیداشت و تأخیر در توزیع اموال را مسؤولیتآور ذکر میفرمود<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۵۰.</ref>. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
نتیجه اینکه اگر فرد به خاطر عملکردش پاداش مناسب و منصفانهای دریافت نموده باشد، اولاً این امر منجر به رضایت وی میگردد و ثانیاً با بازخور مثبتی که او از این [[تجربه]] موفق به دست میآورد، احتمال تکرار و ادامه عملکردش در [[آینده]] افزایش مییابد. | نتیجه اینکه اگر فرد به خاطر عملکردش پاداش مناسب و منصفانهای دریافت نموده باشد، اولاً این امر منجر به رضایت وی میگردد و ثانیاً با بازخور مثبتی که او از این [[تجربه]] موفق به دست میآورد، احتمال تکرار و ادامه عملکردش در [[آینده]] افزایش مییابد. | ||
از دیدگاه [[دانش مدیریت]] اصولاً [[پاداشها]] بر دو نوع تقسیم میشوند پاداشهای بیرونی و درونی. پاداشهای درونی منشأ آن خود فرد است؛ چراکه این پاداش در [[حقیقت]] احساس [[رضایتمندی]] است که براثر انجام کار به افراد دست میدهد در این صورت فرد بیآنکه در خارج تشویقی صورت پذیرد احساس میکند با انجام درست فعالیت، به کمال و آرمانهایی دست یافته است که برای او ارزشمندند. اما پاداشهای بیرونی پاداشهایی است که وسیله و ابزاری در دست | از دیدگاه [[دانش مدیریت]] اصولاً [[پاداشها]] بر دو نوع تقسیم میشوند پاداشهای بیرونی و درونی. پاداشهای درونی منشأ آن خود فرد است؛ چراکه این پاداش در [[حقیقت]] احساس [[رضایتمندی]] است که براثر انجام کار به افراد دست میدهد در این صورت فرد بیآنکه در خارج تشویقی صورت پذیرد احساس میکند با انجام درست فعالیت، به کمال و آرمانهایی دست یافته است که برای او ارزشمندند. اما پاداشهای بیرونی پاداشهایی است که وسیله و ابزاری در دست مسؤولان است و با پرداخت آنها و سازوکارهایی که برای آن تعریف میکنند و [[رفتار]] کارکنان را در جهت مطلوب سوق میدهند. معمولاً پاداش درونی از آنجا که کمهزینه بوده و ریشه در وجود فرد دارد موثر است و لذا توصیه میشود تا [[مدیران]] تلاش کنند پاداشهای درونی در [[مشاغل]] به حداکثر ممکن خود برسد. پاداشهای درونی در [[سیره علوی]] را در بخش انگیزههای معنوی بررسی کردیم و نشان دادیم. چگونه علی{{ع}} تلاش میکرد تا با ایجاد انگیزههای درونی، [[کارگزاران]] خود را [[تشویق]] کند و به همین دلیل در اینجا به آن اشارهای نخواهیم داشت<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۵۱ ـ ۲۶۷.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||