خنثیسازی نسخهٔ 1359671 از فرقانی (بحث)
برچسب: برگرداندهشده |
برچسبها: خنثیسازی پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==[[شأن نزول آیه]] == | ==[[شأن نزول آیه]] == | ||
در بسیاری از [[کتابهای تفسیری]]، ذیل [[آیه]] ۲۴ [[صافات]]، در کنار آرایی که درباره مصداق سؤال [[روز قیامت]] مطرح شدهاند، [[پرسش]] از [[ولایت حضرت علی]] {{ع}} یکی از مهمترین نظریههای [[تفسیری]] معرفی و بر آن تأکید شده است. بیشتر آرای [[مفسران]] درباره مصداق آیه ۲۴ صافات و دلالت آن بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} برخاسته از [[روایات تفسیری]] نقلشده از [[معصومان]]{{عم}}، [[صحابه]]، [[تابعین]] و برخی [[محدثان]] متقدم است. | |||
به عنوان نمونه | |||
'''[[فرات کوفی]]''' در تفسیرش، ذیل آیه ۲۴ [[سوره صافات]]، سه [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل میکند که هر سه مضمونی مشترک دارند و آیه را دال بر [[وجوب]] [[پذیرش ولایت]] حضرت میدانند <ref>تفسیر فرات کوفی، ص۳۵۵</ref> فرات ذیل آیه، دو روایت را بهصورت [[معنعن]] از [[ابنعباس]] نقل کرده است. | |||
در '''[[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]'''{{ع}}، پرسش و بازخواست در برابر [[ارکان دین]]، یعنی [[توحید]]، [[نبوت]] و [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} و [[ائمه]] پس از ایشان عنوان شده است <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص، ۴۰۵</ref> | |||
'''علی بنابراهیم [[قمی]]''' در [[تفسیر روایی]] خود، مقصود از مورد سؤال واقع شدن در آیه ۲۴ سوره صافات را پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان میکند و پذیرش ولایت حضرت را عامل [[رستگاری]] میخواند <ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۲۲۲</ref> | |||
در تفسیرهای '''صافی''' <ref>فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۴، ص۲۶۶</ref>، '''[[نور الثقلین]]''' <ref>عروسی حویزی، نورالثقلین، ج۴، ص۴۰۱</ref> و '''[[البرهان]]''' <ref>بحرانی، البرهان، ج۴، ص۵۹۵</ref> نیز این روایت از [[تفسیر قمی]] نقل شده است. سند دو [[روایت تفسیری]] از فرات کوفی در این زمینه به صورت «معنعن» است که در نهایت به ابن عباس منتهی میشود. یک روایت نیز از [[شعبی]] و ابن عباس نقل شده است <ref>همان</ref> | |||
'''[[طبرسی]]''' در [[تفسیر]] مجمع البیان، از سعید بنجبیر از ابن عباس در [[حدیثی]] مرفوع از [[حاکم حسکانی]] به اسنادش، ذیل آیه ۲۴ صافات روایت میکند که از [[مردم]] در روز قیامت درباره ولایت علی{{ع}} پرسیده میشود <ref>طبرسی، ۱۳۷۲: ۸/۱۸۸</ref> گفتنی است که [[طبرسی]] این معنا از [[آیه]] را در کنار مصادیق دیگر، از جمله [[پرسش]] از [[توحید]] و [[دلایل]] [[بدعتگذاری]] در [[جامعه اسلامی]]، مطرح کرده است. | |||
'''عاملی''' در [[تفسیر]] خود این معنا را از مجمع البیان نقل کرده است <ref>عاملی، تفسیر عاملی، ج۷، ص۲۸۵</ref>. | |||
در تفسیر '''روض الجنان'''، ذیل [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، به روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اشاره شده است که فرمودند: «فردای [[قیامت]] رها نکنند هیچکس را که قدم از قدم بردارد تا از او از پنج چیز بپرسند: {{متن حدیث|عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و أین وضعه و ماذا عمل فیما علم}} <ref>از جوانیاش که در چه راهی صرف کرده و از عمرش که در چه راهی از دست داده و از مالش که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده و از عمل کردن بر طبق آنچه میدانسته</ref> و در [[روایت]] دیگر چنین آمده: {{متن حدیث|و عن ولایتنا اهل البیت}} <ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۸۴</ref>. در این روایت، [[آیه]] به [[ولایت]] «[[اهلالبیت]]» تعمیم یافته است که [[ولایت علی]]{{ع}} را نیز شامل میشود. همچنین پرسش از ولایت و چگونگی برخورد با [[حق ولایت]] و [[محبت]] ایشان، در کنار موضوعاتی مانند چگونگی گذراندن عمر و چگونگی کسب و استفاده [[مال]] قرار گرفته است. | |||
'''[[تفسیر جوامع الجامع]]'''، [[تأویل]] {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} به ملزم بودن در قبال پاسخ به پذیرش [[ولایت حضرت علی]]{{ع}} را به سعید بن [[جبیر]] و [[ابو سعید خدری]] نسبت داده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۵: ۵/۲۸۱</ref> در تفسیر عزّ بن عبد [[السلام]]، یکی از مصادیق {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در [[آیه شریفه]]، ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان شده است <ref>ابن عبد السلام، ۱۴۲۹: ۲/۱۳۴</ref> وی این مصداق از آیه را در کنار مصادیقی چون پرسش از توحید آورده است. نویسنده تفسیر [[جلاء]] الأذهان نیز در تطبیق آیه بر ولایت علی{{ع}}، به روایتی از سعید بن جبیر استناد کرده که بر اساس آن، سؤال این است که «آیا سؤال شونده تولّای علی{{ع}} را دارد؟» <ref>جرجانی، ۱۳۷۸: ۸/۱۰۶</ref> طبق این دیدگاه، [[ولایت]] حضرت با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] یافته است. | |||
[[استرآبادی]] در '''[[تأویل الآیات الظاهرة]]'''، پس از نقل روایتی از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] به [[ولایت امام علی]]{{ع}}، این [[تأویل]] از آیه را دال بر [[واجب]] بودن [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمام [[خلق]] میداند و [[معتقد]] است آیه بر [[برتری]] حضرت بر تمام خلایق، جز حضرت خاتمالأنبیاء{{صل}}، دلالت واضح دارد <ref>حسینی استرآبادی، تاویل الآیات الظاهرة،ص۴۸۴</ref> تأکید این [[روایت تفسیری]] ذیل آیه بر برتری حضرت بر دیگران، با استناد به آیه ۲۴ [[صافات]] است. | |||
نویسنده '''[[تفسیر منهج الصادقین]]''' پس از بیان مصادیقی برای [[آیه کریمه]]، [[تفسیر آیه]] به [[ولایت علی]]{{ع}} را به [[مصحف]] [[ابن مسعود]] نسبت میدهد و معتقد است در مصحف وی اینگونه نوشته شده: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} عن ولایة علی<ref>کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۶۴</ref> | |||
در تفسیر '''[[اثنیعشری]]''' نیز این معنا به ابن مسعود نسبت داده شده است <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> این توضیح خارج از آیه از نوع اضافات [[تفسیری]] یا [[تفسیر مزجی]] است که ذیل برخی [[آیات]] در بعضی از [[مصحفها]]، از جمله مصحف [[ابنمسعود]]، درج شده است. وی در ادامه نظریه، [[ابوسعید خدری]] و سعید بن [[جبیر]] را موافق این [[رأی]] تفسیری میداند و در [[تأیید]] این دیدگاه به [[روایت نبوی]]{{صل}} مذکور اشاره میکند که در [[روز قیامت]] از امور مختلف، از جمله ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} و [[اهلبیت]]{{ع}}، پرسیده میشود. <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> | |||
ملافتح [[الله]] [[کاشانی]] نیز در دیگر تفسیر خود، تفسیر آیه به [[پرسش]] در روز قیامت از ولایت علی{{ع}} را ذیل آیه ۲۴ صافات، به ابن عباس و [[ابو سعید خدری]] ارجاع میدهد <ref>کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۴۷</ref> | |||
در '''[[تفسیر بیان السعادة]]'''، آیه ۲۴ صافات با آیات {{متن قرآن|عَمَّ یتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ}} <ref>سوره نبأ: آیات ۱ و ۲</ref> گره خورده است. این تفسیر هر دو آیه را مرتبط به ولایت امام علی{{ع}} میداند که در روز قیامت از آن پرسش میشود، سپس به [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} و [[امام باقر]]{{ع}} اشاره میکند که: [[بنده]] گامى برنمىدارد، مگر آنکه درباره چهار چیز از او سؤال میشود: از جوانىاش که در چه چیز صرف کرده، از عمرش که در چه چیز فنا کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا [[انفاق]] کرده، و از دوستى ما [[اهل بیت]]{{ع}} <ref>گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ج۱۲، ص۲۱۵</ref>. طبق این [[تفسیر]] نیز [[پذیرش ولایت امام علی]]{{ع}} با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] دارد. | |||
'''تفسیر [[عقود]] المرجان''' نیز پس از بیان دلالت [[آیه]] بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مینویسد: «زمانی که [[قیامت]] برپا میشود، در موقف [[صراط]] به هیچکس [[اجازه]] عبور داده نمیشود، مگر آنکه [[ولایت علی]]{{ع}} در قلبش وجود داشته باشد» <ref>جزایری، عقود المرجان، ج۴، ص۲۷۰</ref> باید توجه داشت که با در کنار هم نهادن [[روایات تفسیری]] میتوان دریافت که مراد از [[ولایت]]، وجوب محبت و [[مودت]] حضرت است که لازمه [[نجات]] از [[جهنم]] و موقفهای [[روز قیامت]] به شمار میرود. | |||
صاحب '''[[تفسیر]] الجوهر الثمین''' [[اخبار]] و آرای [[تفسیری]] و [[روایی]] درباره دلالت [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] بر [[ولایت علی]]{{ع}} را [[مستفیض]] میداند <ref>شبر، عبدالله، جوهر الثمین، ج۵، ص۲۴۷</ref> | |||
'''[[علامه طباطبایی]]''' در [[تفسیر المیزان]]، منظور از بازخواست در آیه را مورد [[اختلاف]] [[مفسران]] میداند، سپس برخی آرای تفسیری را در این زمینه نقل میکند، از جمله [[پرسش]] از [[ولایت امام علی]]{{ع}} را به برخی از مفسران و [[راویان]] نسبت میدهد. او در ادامه مینویسد: «این وجوه، بر فرض که درست باشند، هر یک به یکى از مصادیق اشاره دارد، نه اینکه منحصراً از فلان چیز بازخواست خواهند کرد» <ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ج۱۷، ص۱۹۹</ref> بنابراین از دیدگاه [[علامه]]، تمام آرای مطرح شده در [[تفسیر آیه]] محتملاند و هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند؛ از این رو [[انحصار]] آیه در مصداقی خاص [[نفی]] میشود. علامه سپس در بحث روایی، روایاتی از [[تفسیر مجمع البیان]] و برخی از [[کتابهای حدیثی]] و روایی متقدم [[شیعه]] درباره تفسیر آیه ۲۴ صافات به [[وجوب]] [[پذیرش امام]] علی{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} نقل میکند <ref>همان، ج۱۷، ص۲۱۳</ref> | |||
'''[[آیتالله مکارم شیرازی]]''' نیز پس از شمردن وجوه مختلف آیه، تأویلی که آیه را ناظر به ولایت علی بنابیطالب{{ع}} میداند را به بسیاری از مفسران و [[محدثان]] [[فریقین]] نسبت میدهد. او در ادامه دیدگاهی مانند [[نظریه ]]علامه طباطبایی را درباره [[آیه کریمه]] مطرح میکند: «این [[تفاسیر]] با هم منافاتى ندارند؛ چراکه در آن [[روز]] از همه چیز سؤال مىشود، از [[عقاید]]، از [[توحید]] و [[ولایت]]، از گفتار و [[کردار]] و از [[نعمتها]] و مواهبى که [[خدا]] در [[اختیار انسان]] گذارده است» <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۶</ref> بر این اساس، مکارم شیرازی نیز انحصاری انگاشتن [[پرسشها]] در [[روز قیامت]] را مردود میداند و بر ملزم بودن به پاسخ بازخواستها در امور مختلف، از جمله ولایت امام علی{{ع}}، تأکید میکند. | |||
علاوه بر [[مفسران شیعه]]، بسیاری از [[علمای اهل سنت]] نیز به این تفسیر از آیه کریمه اشاره کردهاند. با مراجعه به [[کتابهای تفسیری]] [[اهل سنت]]، ملاحظه میشود دیدگاهی که [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] را ناظر به [[ولایت امام علی]]{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} میداند، [[میزان]] قابل توجهی از آرای [[تفسیری]] را به خود اختصاص داده است. [[ثعلبی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} را نقل میکند: در [[روز قیامت]] قدم هیچ بندهای [[حرکت]] نخواهد کرد تا از چهار چیز سؤال شود: از [[جوانی]] که در چه چیز به [[پیری]] رساند، از عمرش که در چه راه صرف کرد، از مالش که از کجا آورد و در چه راه [[انفاق]] و صرف کرد و از [[دوستی]] ما اهلبیت{{عم}}<ref>ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸/۱۴۲</ref> | |||
'''[[حاکم حسکانی]]''' در شواهد التنزیل، ذیل آیه ۲۴ [[صافات]]، شش [[روایت]] در این خصوص نقل میکند. مضمون هر شش روایت تطبیق آیه بر [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} است. در پنج روایت، مقصود از {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[ولایت]] حضرت و در یک روایت <ref>حدیث شماره ۷۸۶</ref>[[ امامت]] حضرت مصداق سؤال عنوان شده است. سند یک [[روایت تفسیری]] حاکم حسکانی <ref>روایت ۷۸۵</ref> به صورت مرفوع به [[رسول خدا]]{{صل}} بر میگردد. یک روایت <ref>حدیث ۷۹۱</ref> نیز از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است. دو روایت <ref>روایات ۷۸۶ و ۷۸۷</ref> به [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده که [[ابوسعید]] نیز از [[پیامبر]] {{صل}} نقل کرده است. همچنین دو روایت <ref>روایات ۷۸۹ و ۷۹۰</ref> به [[ابنعباس]] بر میگردد که واسطه یکی از آنها سعید بن [[جبیر]] و واسطه روایت دیگر ابنعباس است <ref>حسکانی، شواهد التزیل،ص ۱۶۲ ـ ۱۶۴، ح۷۸۵ ـ ۷۹۱</ref> در تفسیر النکت و العیون درباره آیه ۲۴ صافات، شش دیدگاه مطرح شده است که هیچ کدام متناقض دیگری نیست <ref>ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۴۴</ref> | |||
#از [[توحید]] و [[اقرار]] به {{عربی|لاإله إلا الله}} پرسیده میشود؛ چراکه مهمترین رکن [[دین توحید]] است. این دیدگاه از یحیی بن [[سلام]] نقل شده است. | |||
#مقصود از [[پرسش]] در [[آیه]]، بازخواست در برابر بدعتهایی است که پس از [[پیامبر]]{{صل}} گذاشتهاند. این نظریه به صورت مرفوع به انس بن مالک بر میگردد. | |||
#پرسیده میشود که آیا [[حق]] [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} را به جا آوردهاند یا خیر. [[روایات]] این وجه [[تفسیری]] به ابوهارون و [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده است. | |||
#از آنان درباره نشست و برخاستهایی که داشتهاند پرسش میشود. این دیدگاه به عثمان بن زیاد نسبت داده شده است. | |||
#به [[اعتقاد]] [[ابن عباس]]، مقصود از {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در آیه پرسش از [[اعمال]]، [[کردار]] و [[رفتار انسان]] در [[دنیا]] است. | |||
#{{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} بدون هیچ قید و توضیح و ارجاعی، یکی از مصادیق آیه دانسته شده است. | |||
وجوه مطرحشده هیچ تناقضی با هم ندارند. برای نمونه میتوان گفت همانطور که از توحید میپرسند، از [[ولایت]] نیز خواهند پرسید و مورد سؤال در موضوعی خاص منحصر نیست. این وجوه، علاوه بر [[تفسیر]] ماوردی، در تفسیر رموز و الکنوز نیز نقل شدهاند <ref>رسعنی، عبدالرزاق، رموز الکنوز، ج۶، ص۳۷۹</ref> | |||
نویسنده تفسیر '''[[روح المعانی]]''' نیز پس از آنکه آرای تفسیری، همچون [[مسئول]] بودن در برابر توحید و اعمال و [[عقاید]]، را برای آیه میشمرد، پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} را به [[طایفه]] [[امامیه]] و روایات آن را به ابن عباس، سعید بن [[جبیر]] و ابوسعید خدری ارجاع میدهد و مینویسد: «قول صحیح این است که در مورد عقاید و اعمال پرسیده میشود که در رأس آنها {{عربی|لا إله إلّا الله}} و از مهمترینشان ولایت علی بنابیطالب{{ع}} است» <ref>آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۷۸</ref>.<ref>خلیلی، میثم، غفوری منش، محمد، بررسی چگونگی دلالت آیه 24 صافات بر ولایت امام علی{{ع}}، شیعه پژوهی، سال چهارم، تابستان 97</ref> | |||
== [[مفردات]] آیه == | == [[مفردات]] آیه == | ||
| خط ۴۱: | خط ۹۱: | ||
بر اساس [[احادیث]] متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر [[قواعد]] رجالی سنّیان صحیح و مورد [[اعتماد]] است، "مسئول عنه" در این آیه، [[ولایت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} سؤال میکند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به [[آتش جهنم]] معذب خواهد ساخت.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16</ref>. | بر اساس [[احادیث]] متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر [[قواعد]] رجالی سنّیان صحیح و مورد [[اعتماد]] است، "مسئول عنه" در این آیه، [[ولایت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} سؤال میکند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به [[آتش جهنم]] معذب خواهد ساخت.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16</ref>. | ||
== روایات اهل | == روایات [[فریقین]] == | ||
=== [[روایات شیعه]] === | |||
در منابع تفسیری، حدیثی و کلامی شیعه روایات متعددی از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده که همگی شان نزول آیه را ولایت امیرالمومنین {{ع}} و یا محبت اهل بیت{{عم}} میدانند. در ادامه به ذکر چند نمونه از این روایات میپردازیم. | |||
==== [[روایت]] [[ابن عباس]] ==== | |||
{{متن حدیث|ابنعباس: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}... قِیلَ: مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج۷، ص۱۵۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۱۵۶</ref>. | |||
از [[ابنعبّاس]] نقل شده که گفته است: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} درباره [[ولایت]] علیّ بن ابیطالب است. | |||
==== روایت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث| عن النبی{{صل}}: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقَفُ أَنَا وَ عَلِیٌّ عَلَی الصِّرَاطِ، فَمَا یَمُرُّ بِنَا أَحَدٌ إِلَّا سَأَلْنَاهُ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ. فَمَنْ کَانَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا أَلْقَیْنَاهُ فِی النَّارِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}.}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۱۹۶ و ج۳۹، ص۲۰۲؛ اربلی، کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۷</ref>. | |||
از پیامبر اکرم{{صل}} نقل شده که وقتی [[روز قیامت]] و [[رستاخیز]] کبری فرا رسد من و علی بر [[صراط]] گماشته میشویم و هیچ کس از کنار ما نمیگذرد مگر اینکه از [[ولایت علی]] از او میپرسیم، اگر با ولایت علی زیسته باشد، [[نجات]] یابد و خندان بگذرد و اگر ولایت علی را نداشته باشد او را در [[آتش]] میاندازیم و این همان فرمایش [[خداوند]] است که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} | |||
==== [[روایت]] اول [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث|عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَاللَّهِ{{صل}} یَقُول: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ مَلَکَیْنِ یَقْعُدَانِ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَا یَجُوزُ أَحَدٌ إِلَّا بِبَرَاءَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ إِلَّا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مِنْخَرِهِ فِی النَّارِ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: {{متن قرآن|وقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} قُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَا تَعْنِی بَرَاءَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ{{ع}} قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت {{عم}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، التحصین، ص۵۵۸، فیه: «شجره» بدل «منخرهًْ»، ص۳۶</ref> | |||
ابوسعیدخُدری گوید: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: «چون [[روز قیامت]] فرا رسد، [[خداوند متعال]] به دو [[فرشته]] [[فرمان]] میدهد تا بر [پل] [[صراط]] بنشینند، پس هر کس جواز [[امیرالمؤمنین]] علی بن ابیطالب را همراه داشته باشد، از آن میگذرد و هر کس جواز [[امیر مؤمنان]] را نداشته باشد، [[خداوند]] او را با سر به سوی [[آتش دوزخ]] واژگون میکند و این همان [[کلام]] خداوند متعال است که فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} عرضکردم: «پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! جواز امیرالمؤمنین چیست»؟ فرمود: {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللهِ}} | |||
==== [[روایت]] دوم [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث|أَخْرَجَ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (وَ أَهْلِ الْبَیْتِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ نَبِیَّهُ أَنْ یُعَرِّفَ الْخَلْقَ أَنَّهُ لَا یَسْأَلُ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهًَْ فِی الْقُرْبی وَ الْمَعْنَی أَنَّهُمْ یُسْأَلُونَ هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالَاهًِْ کَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِیُّ أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَکُونَ عَلَیْهِمُ الْمُطَالَبَهًُْ وَ التَّبِعَهًُْ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۷۸</ref> | |||
دیلمی از ابوسعید خدری روایت کرده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: این [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی در برابر [[ولایت علی]] و [[اهل بیت]] مسؤل هستند و این بدان جهت است که [[خدای تعالی]] به پیغمبرش دستور داد [[خطاب]] به [[مردم]] بفهماند: بابت [[تبلیغ رسالت]] پاداشی درخواست نمیکند مگر دلبستن به [[محبّت]] [[خویشاوندان]] آن حضرت و معنای این [[کلام]] آن است که از ایشان سؤال میشود آیا [[حق]] [[موالات]] را آن�گونه که پیامبر سفارش فرمود، درباره آنان به جا آوردند یا اینکه آن را تباه ساخته و توجهی بدان ننمودند که در این صورت باید پاسخگو باشند و تبعات آن را بپذیرند. | |||
==== [[روایت]] [[عبدالله ابن عباس]] از [[پیامبر]] در [[معراج]] ==== | |||
{{متن حدیث|سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی. قِیلَ: إِنَ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ سِتُّ سِنِینَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ؟ قَالَ النَّبِیُّ: وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی! فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ: یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ{{صل}} وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ لِوَلَدِهِ: أَتُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ یَا حُسَیْنُ أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی عَدُوِّی: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ. أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الدِّینَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ خَیْبَر}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ الفضایل، ص۸۳</ref> | |||
از ابن عبّاس روایت شده است که پیامبر{{صل}} فرمود: هنگامیکه به [[آسمان]] برده شدم دیدم که روی درب [[بهشت]] نوشته بود: «خدایی جز [[الله]] نیست و محمد، [[رسول خدا]] و علی، [[ولی خدا]] و حسن و حسین، نوههای رسول خدا و [[فاطمه زهرا]]، برگزیده خداست. [[لعنت خدا]] بر منکرین و [[دشمنان]] آنها»! گفته شده روزی [[رسول خدا]] نشسته بود و [[امام]] علی بن ابیطالب نزد او حاضر بود که ناگهان حسین بن علی وارد شد. [[پیامبر]] او را گرفت و در دامنش نشاند و میان دو چشمش و لبهایش را بوسید و و حسین آن [[وقت]] شش سال داشت. علی گفت: «ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را [[دوست]] داری»؟ پیامبر فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم!؟ و حال آنکه او عضوی از اعضای من است». علی گفت: «ای رسول خدا کدامیک نزد شما محبوبتریم. من یا حسین»؟ حسین گفت: «ای پدر من! آنکه شرافتش بیشتر است، نزد رسول خدا محبوبتر است و جایگاه نزدیکتری نسبت به او دارد». علی به فرزندش فرمود: «ای حسین آیا به من [[مفاخره]] میکنی؟ به اینکه هر یک از ما ویژگیهای برجسته خود را بیانکند»!؟ گفت: «بله پدر [[جان]] اگر بخواهی»! [[امام علی]] به او فرمود: «ای حسین من [[امیرالمؤمنین]] هستم... من همان کسی هستم که [[خداوند]] تبارک و تعالی در [[شأن]] من و شأن [[دشمن]] من فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی از [[ولایت]] من در [[روز قیامت]] [بازپرسی میشوند]. من آن خبر بزرگی هستم که [[خداوند تعالی]] در [[روز غدیر خم]] و [[خیبر]] دینش را با آن کامل کرد». | |||
=== روایات [[عامه]] === | |||
در [[آیه]] معروف به مسئولون درباره [[کافران]] و [[ظالمان]] چنین آمده که در [[قیامت]] به [[فرشتگان]] [[عذاب]]، [[خطاب]] مىشود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مىشوند در میان [[مفسّران]] [[گفتگو]] و [[اختلاف]] نظر وجود دارد. | در [[آیه]] معروف به مسئولون درباره [[کافران]] و [[ظالمان]] چنین آمده که در [[قیامت]] به [[فرشتگان]] [[عذاب]]، [[خطاب]] مىشود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مىشوند در میان [[مفسّران]] [[گفتگو]] و [[اختلاف]] نظر وجود دارد. | ||
#بعضى گفتهاند: سؤال از بدعتهایى است که گذاردهاند | #بعضى گفتهاند: سؤال از بدعتهایى است که گذاردهاند | ||