بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
=== دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === | === دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === | ||
بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت [[اثبات حقانیت]] و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به [[نزول]] [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت [[اثبات حقانیت]] و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به [[نزول]] [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | ||
== مناقشات [[اهل سنت]] == | |||
=== مناقشات [[ابن تیمیه]] === | |||
ابن تیمیه از چند جهت به دلالت [[آیه]] بر [[امامت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]] و [[احادیث]] مشعر به آن، اشکال کرده است که خلاصه آن چنین است | |||
#مطالبه [[صحت]] این [[حدیث]] | |||
#به اتفاق حدیث پژوهان و حدیث شناسان، [[حدیثی]] که [[ابن مغازلی]] در این خصوص نقل کرده،[[ دروغ]] است و وی همچون [[ابونعیم]] و امثال او از کارشناسان حدیث نیستند. او همچنین به مانند [[ثعلبی]] و امثال او از گرد آورندگان [[علم]] نیستند و غالب آنچه را ذکر میکنند،[[ حق]] و برخی مطالبشان [[باطل]] است. بلکه این حدیث ساخته و پرداخته او هم نیست و او به آنچه در کتب درباره [[فضائل علی]] یافته [[اعتماد]] کرده و آنها را گردآورده است. همچون اخطب خوارزم که چنین کرده است و هر دو حدیث شناس نیستند. [[ابوالفرج]] [[ابن جوزی]] هم این حدیث را در [[الموضوعات]] آورده لیکن به سیاقی دیگر و گفته است این [[حدیث ساختگی]] است... کلبی هم متهم به ساخته و پرداخته کردن حدیث است و لذا به [[اعتقاد]] من اگر این حدیث در [[تفسیر کلبی]] معروفتر از آن نباشد، در زمره احادیثی است که پس از او ساخته شده است که این به واقع نزدیکتر است. ابوالفرج هم گفته است: گروهی این حدیث را عینا [[سرقت]] کرده و اسنادش را [[تغییر]] دادهاند. | |||
#از قرائنی که [[دروغ]] بودن این حدیث را آشکار میسازد این است که [[ابن عباس]] [[نزول]] [[سوره نجم]] را به هنگام فرود آمدن [[ستاره]] در [[منزل]] علی گزارش کرده است در حالی که سوره نجم به اتفاق همه [[مردم]] از نخستین سورههایی است که در [[مکه]] نازل شده است. همچنین ابن عباس به هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[نوجوان]] بوده و در آستانه [[بلوغ]] و هنوز محتلم نمیشده است و این چنین در [[صحیحین]] از وی ثبت شده است... و نزدیکتر به واقع این است که او هنگام نزول سوره نجم متولد نشده باشد؛ چراکه این [[سوره]] از آغازین سورههای نازل شده [[قرآن]] است. | |||
#قطعا نه در [[مکه]] و نه در [[مدینه]] و نه در محلی دیگر هرگز ستارهای به [[زمین]] فرود نیامده است. | |||
#[[نزول]] [[سوره نجم]] در آغاز [[اسلام]] بوده است و علی{{ع}} در آن هنگام [[کودک]] بوده است... و امر [[وصایت]] به [[امامت]] اگر [[حق]] باشد، باید در آخر کار باشد چنان که آن را در [[روز غدیر خم]] ادعا میکنند، پس چگونه میشود که در آن [[وقت]] این [[امر الهی]] صادر شده باشد؟! | |||
#[[تفسیر]] شناسان بر خلاف این قول [[اتفاق نظر]] دارند | |||
#به [[راستی]] آنکه به [[رسول خدا]]{{صل}} گفته است به [[بیراهه]] رفتی، [[کافر]] است و [[پیامبر]]{{صل}}، [[کفار]] را پیش از گفتن [[شهادتین]] و دخول در [[اسلام]] به فروع ]یعنی [[امامت]][[[ امر]] نمیکند. | |||
#آن [[ستاره]] اگر [[صاعقه]] بوده است پس فرود آمدن صاعقه در [[خانه]] یک شخص [[فضیلت]] و کرامتی برای او نیست و اگر از [[ستارگان]][[ آسمان]] بوده پس این [[فلک]] را نشکافته است و اگر شهاب سنگی بوده پس این چیزی بوده که برای [[رجم]] [[شیاطین]] پرتاب شده است.<ref>احمد بن عبدالحلیم، ج۷، ص۴۵-۴۹</ref>.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۹-۳۴۲</ref> | |||
==== نقد و بررسی اشکالات [[ابن تیمیه]] ==== | |||
#ادعای ابن [[تیمه]] در مورد عدم [[صحت]] این [[حدیث]] و ساختگی بودن آن با زیر سؤال بردن نقل برخی از بزرگان [[اهل سنت]] یا جایگاه آنها مثل [[ابن مغازلی]]، ثغلبی، کلبی و...، ادعایی واهی و گزاف است که به تفصیل در بخش مناقشات [[ابن عساکر]]، [[ابن جوزی]] و [[سیوطی]] بررسی خواهد شد. | |||
#در مورد عدم رسیدن [[ابن عباس]] به سن [[بلوغ]] یا احتمال عدم تولد وی هنگام [[نزول]] این [[سوره]] باید گفت: | |||
##بر اساس نظر [[قرآن پژوهان]] [[سنی]]، [[سوره نجم]] مکی است اما حتی اکر این [[سوره مکی]] هم باشد، باز هم درمورد اینکه سوره نجم از آغازین سورههای نازل شده در [[مکه]] است، هیچ اتفاق نظری وجود ندارد و این ادعایی [[دروغ]] و افترایی بیش نیست. به این نمته هم باید توجه داشت که اساسا مکی بودن یک سوره اعم از آن است که آن سوره پیش از [[هجرت]] در مکه نازل شده باشد یا پس از آن،؛ چراکه در اصطلاح به هر سورهای که در مکه نازل شده باشد و لو نزول آن بعد از [[هجرت به مدینه]] باشد، سوره مکی گفته میشود. <ref>البرهان، زرکشی، ج۱، ص۱۸۸؛ الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۵، آلوسی، روح المعانی، ج۱۸، ص۹</ref> | |||
##نکته دیگر اینکه [[نوجوان]] بودن [[عبدالله بن عباس]] به هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با نقل این [[حدیث]] از وی منافاتی ندارد؛ زیرا بر اساس شواهد مورد قبول [[اهل سنت]]، [[ابن عباس]] در [[زمان]] رحلت پیامبر پانزده ساله بوده است. [[ابن عبدالبر]] از طریق [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] از پدرش و به سند وی از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] نقل میکند که گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} [[وفات]] کرد در حالی که من پانزده سال داشتم، عبدالله بن احمد بن حنبل گفت: پدرم گفته این قول همان قول صحیح است». <ref>ابن عبدالبر، الااستیعاب، ج۳، ص۹۳۴؛ سیوطی، تاریخ صغیر، ج۱، ص۱۶۱-۱۶۲</ref>بسیاری از [[اندیشمندان]] و [[حدیث]] پژوهان [[سنی]] نیز همین قول را قبول کردهاند<ref>ر.ک: الکفایة فی علم الروایة، ص۷۸؛ تهذیب الکمال، ج۱۵، ص۱۶۱، س۳۳۵۸</ref>خود [[ابن تیمیه]] نیز در خلال همین بحث به این مطلب [[اعتراف]] کرده و گفته است: «هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} ]به [[مدینه]][ [[مهاجرت]] کرد، ابن عباس حدود پنج سال داشت. <ref>احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، ج۷، ص۴۷</ref>بر این اساس ابن عباس به هنگام [[صدور حدیث]] [[نزول]] [[ستاره]] در [[منزل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} چهارساله بوده است؛ چراکه این حدیث در [[روایت]] کلبی از [[ابوصالح]] از ابن عباس در ضمن مباحث مروبط به [[معراج]] نقل شده است و ابن عباس هنگام معراج چهار سال داشته و [[تحمل حدیث]] در این سن نیز امکان پذیر است و اتفاقا با شرح حالی که [[اهل سنت]] برای برخی از بزرگان خود نقل کردهاند، کاملا [[همسویی]] و سازگاری دارد. به عنوان نمونه در شرح احوالات [[عبدالله بن زبیر]] آمده است که وی در [[جنگ خندق]] حضور داشته و داستانخندق را کاملا ضبط کرده است در حالی که وی در آن [[زمان]] کمتر از چهار سال سن داشته است. <ref>نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۵، ص۱۸۹</ref>نمونه دیگر شرح حال [[سفیان بن عیینه]] است که گفتهاند او در سن چهار سالگی [[قرآن]] را [[حفظ]] کرده است <ref>لواقع الانوار فی طبقات الاخبار، ترجمه سفیان بن عیینه</ref> | |||
#در پاسخ به این ادعای ابن تیمیه که با استناد به سن کم امیرالمؤمنین{{ع}}، مدعی است [[تعیین وصی]] برای [[امامت]] ضرورتا باید در سالهای آخر [[عمر شریف پیامبر]]{{صل}} صورت گیرد، میگوییم: روشن است که این سخن نیز ادعایی بیاساس است و هیچ دلیلی بر [[اثبات]] و [[درستی]] آن وجود ندارد زیرا نه سن کم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و نه [[اعلان]] [[وصایت]] و [[خلافت]] ایشان در [[آغاز بعثت]] هیچ کدام منع [[عقلی]] و [[شرعی]] ندارند، بلکه وصایت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از همان آغاز از سوی [[خداوند سبحان]] تعیین و ثابت شده و [[رسول خدا]] نیز در [[طول عمر]] [[پربرکت]] و [[شریف]] خود بارها و به مناسبتهای مختلف از این [[امر الهی]] [[مردم]] را [[آگاه]] ساختهاند که نمونه بارز و روشن آن در [[یوم الانذار]] بوده است که به عنوان مثال میتوان به [[حدیث یوم الدار]] اشاره کرد. بنابراین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از همان آغاز [[دعوت]] خویش بر [[وصایت]] و [[خلافت الهی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تأکید داشتهاند. شاید [[ابن تیمیه]] چنین توهم کرده که منظور از معرفی [[وصی]] همچون وصیتهای رایج در میان مردم است که معمولا در کهن سالی صورت میگیرد اما باید دانست چنین توهمی بسیار دور از [[خرد]] است و هر کسی میداند که منظور از وصی در [[کلام پیامبر اکرم]]{{صل}} [[جانشینی]] پس از ایشان است و صایت در اینجا به معنای [[امامت]] و [[خلافت]] است چنانچه در [[حدیث]] معروف از [[ابوالفرج]] بن جوزی و برخی دیگر از حدیث پژوهان به جای وازه وصی، تعبیر "خلیفتی" به کار رفته است. | |||
#اما در مورد اینکه ابن تیمیه ادعا میکند که نه در [[مکه]] و نه در مدینههرگز ستارهای فرود نیامده و یا برای آن احتمالاتی فرض میکند که آن را از [[فضیلت]] و کمال بودن برای امیرالمؤمنین{{ع}} خارج نماید، باید گفت چنین سخنان سرد و بیمغزی تنها صرف ادعاست که از [[درک]] پایین وی نسبت به این ماجرا حکایت دارد؛ چراکه فرود آمدن [[ستاره]] آن هم با [[اخبار]] قبلی یک [[پیامبر]] در [[منزل]] شخصی، امری عادی و طبیعی نبوده تا وی با ناممکن شمردن آن از نظر طبیعی، [[حدیث پیامبر]]{{صل}} را [[انکار]] نماید. این ستاره از [[ستارگان]][[ آسمان]] و یا از نوع [[صاعقه]] و شهاب سنگ معمولی نبوده است بلکه از سراسر حدیث کاملا هویداست که این واقعه [[معجزه]] و بینهای برای تثبیت وصایت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده و انکار ابن تیمیه و امثال و [[اتباع]] او نظیر واکنش همان کسانی است که در آن جریان حضور داشته و حتی پس از [[مشاهده]] عینی آن واقعه نیز نسبت [[گمراهی]] به [[رسول خدا]]{{صل}} دادند. حتی اگر مراد از ستارهای که به [[منزل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرود آمده [[صاعقه]] باشد، از آنجا که این صاعقه بینهای آشکار برای [[اثبات حقانیت]] و [[حقیقت]] ایشان بوده و مورد اشاره [[پیامبر]] قرار گرفته است، به [[یقین]] [[کرامت]] بزرگی برای آن حضرت خواهد بود. اما باید دانست منزلی که به [[امر خداوند]][[ ستاره]] به آن نازل میشود هرگز جای سنگهایی نیست که برای [[رجم]] [[شیاطین]] پرتاب میکنند بلکه دلهای سیاه [[لشکریان شیطان]] که تاب [[تحمل]] مهجزه [[الهی]] را ندارند، محل اصلی فرود آمدن این سنگهاست. | |||
#در پاسخ به اشکال دیگر [[ابن تیمیه]] میگوییم: [[اظهار اسلام]] همواره به معنای [[کفر]] نیست بلکه مسلمانانی هستند که در ظاهر [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[شریعت]] او را پذیرفتهاند اما سخنان آن حضرت را [[انکار]] میکنند و معجزههای ایشان را [[سحر]] مینامند و به سخره میگیرند. این [[منافقان]] نه تنها از نسبت [[گمراهی]] و [[بیراهه]] رفتن و [[هذیان]] گویی به [[پیامبراسلام]]{{صل}} ابایی ندارند بلکه سخنانی شنیعتر و زشتتر از این هم به زبان میرانند. از آنها در اطراف [[پیامبر]] هم بسیار بودهاند چنانکه [[خدای متعال]] در کتاب خود از این [[حقیقت]] پرده برداشته است. <ref>{{متن قرآن|وممن حولکم من الاعراب منافقون و من اهل المدینة مردوا علی النفاق...}}، سوره توبه، آیه۱۰۱</ref> | |||
#ادعای ابن تیمیه مبنی بر [[اتفاق نظر]] [[مفسران]] بر خلاف این [[حدیث]] نیز بیپایه و اساس است زیرا کسانی که این حدیث را در ذیل [[آیه]] مطرح کردهاند نیز از مفسران [[سنی]] هستند هر چند که ابن تیمیه هر جا سخنی بر خلاف [[هوای نفس]] خود ببیند صاحب آن را مورد [[طعن]] قرار میدهد. با این حال حتی اگر این مفسران مورد [[تأیید]] ابن تیمیه هم نباشند، ادعای اتفاق نظر مفسران را نقض میکند و هرگز نمیتوان با [[طعنه]] بر [[اندیشمندان]] [[قوم]] همچون ثغلبی، [[ابونعیم]]، خوارزمی، [[ابن مغازلی]] و نظایر آنها، دیدگاهی را [[نفی]] و طرد کرد. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۶-۳۵۲</ref> | |||
=== مناقشات [[ابوالفرج]] [[ابن جوزی]] === | |||
درباره [[سند حدیث]] نیز نظرات مختلفی وجود دارد. ابوالفرج ابن جوزی این حدیث را به سند خود در کتاب موضوعات به صورت زیر [[روایت]] کرده: {{متن حدیث|محمد بن مروان عن الکلبی عن ابی صالح عن ابن عباس... فی دار من وقع هذا النجم، فهو خلیفتی من بعدی}} | |||
«[[محمد بن مروان]] از کلبی از [[ابوصالح]] از [[ابن عباس]]... این [[ستاره]] در [[خانه]] هر کس واقع شود، او پس [[خلیفه]] و [[جانشین]] من خواهد بود». | |||
وی سپس درباره سند این [[روایت]] میگوید: «در [[اسناد حدیث]]، تاریکیهایی هست از جمله اینکه [[ابوصالح]] بارذام که درغگو است. کلبی و [[محمد بن مروان]] سدی ]هم از نقاط تاریک این سند هستند[ و کلبی ]به ساخته و پرداخته کردن [[حدیث]][ متهم است. [[ابوحاتم]] [[ابن حبان]] گفت: کلبی در زمره کسانی است که قائلند علی{{ع}} نمرده است و به [[دنیا]] باز خواهد گشت و هرگاه ابری میدیدند، میگفتند: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در آن است.[[ احتجاج]] به وی هم جایز نیست». <ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۳۷۲ و ۳۷۳</ref> | |||
بنابراین از نظر [[ابن جوزی]] این [[حدیث ساختگی]] است. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۳</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات ابن جوزی ==== | |||
این سخن از وی پذیرفته نیست؛ چراکه بسیاری از [[اندیشمندان]] [[اهل سنت]] تأکید دارند که [[اعتماد]] به آراء و انظار ابن جوزی در [[کتاب الموضوعات]]، جایز نیست. این دسته از اندیشمندان به صراحت [[اذعان]] میکنند که بسیاری از [[احادیث]] ذکر شده در موضوعات صحیح هستند و هیچ دلیلی بر ساختگی بودن آنها وجود ندارد. در نتیجه نظر ابن جوزی و آراء وی در کتاب موضوعات قابل اعتماد و مقبول نیست، ولی از آنجا که این سخن ابن جوزی به دلخواه [[ابن تیمیه]] است، وی به آن استناد میکند. | |||
نکته دیگری اینکه [[مفسران اهل سنت]] کاملا به آراء کلبی اعتماد میکنند و [[روایات تفسیری]] را از او میپذیرند. در نتیجه [[اتهام]] [[جعل]] و وضع حدیث به وی مردود و غیر قابل قبول است.(میلانی، [[سید]] علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۴-۳۴۵</ref> | |||
=== مناقشات [[جلال الدین سیوطی]] === | |||
[[سیوطی]][[ حدیث]] فرود آمدن [[ستاره]] در [[منزل]] امیرالمؤمنین{{ع}} را به اسناد از جوزقانی، به نقل از انس روایت کرده و درباره آن مینویسد: «حدیث اصلی ندارد. ابوالفضل [[عطار]]،[[ سلیمان]]، استادش و مالک بن [[غسان]] هر سه مجهولند و ثوبان [[صوفی]] و [[زاهد]] است، لیکن [[ضعیف]] است و ابوقطاعه نیز متروک است. <ref>اللآلی المصنوعة، ج۱، ص۳۲۷</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات [[سیوطی]] ==== | |||
بر این اساس از نظر سیوطی نیز این [[حدیث ساختگی]] نیست. بلکه وی این [[حدیث]] را صرفا از جهت سندی [[ضعیف]] میداند. با این حال اسانید حدیث و اشتهار آن در میان [[اندیشمندان]] و [[حدیث]] پژوهان [[سنی]]، موجب [[وثوق]] و [[اطمینان]] به آن است. به علاوه از نظر متن نیز این حدیث با [[احادیث]] فراوان دیگری که در آنها به [[وصایت]] و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}}، تصریح شذه است کاملا همسو و سازگار است و این قرینه دیگری بر وثوق به [[صدور حدیث]] به شمار میآید. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۶</ref> | |||
=== مناقشات [[ابن عساکر]] === | |||
ابن عساکر پس از [[نقل حدیث]] به اسناد خود از [[سعید بن جبیر]] مینویسد: «این [[حدیث منکر]] است و افرادی که در میان [[ابوعمر]] و هشیم قرار گرفتهاند، مجهول و ناشناختهاند». <ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ۳۹۲</ref> | |||
==== نقد و بررسی سخن ابن عساکر ==== | |||
روشن است که حدیث منکر غیر از [[حدیث ساختگی]] است. [[نووی]] در تعریف حدیث منکر میگوید: «نوع چهاردهم [[شناخت]] حدیث منکر است. [[حافظ]] بردیجی گفته است: حدیث منکر، تک [[حدیثی]] است که متن آن از غیر روایش شناخته نمیشود و بسیاری این چنین اطلاق کردهاند و نظر صحیح تفصیلی است که در [بحث حدیث] شاذ گذشت». <ref>تدریب الراوی، ج۱، ص۲۳۸ – ۲۳۹</ref>.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۵</ref> | |||
==منابع == | |||
== پانویس == | |||
== منابع == | |||