عزت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲:۴۰
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۸: خط ۲۸:
# [[نهی]] از [[تمایل]] و اتکا به [[ظالمان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
# [[نهی]] از [[تمایل]] و اتکا به [[ظالمان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
# اعلان [[استقلال]] [[اعتقادی]] از [[کافران]]، به عنوان رویه [[مؤمنان راستین]]، در [[سوره کافرون]] به [[صراحت]] بیان شده است<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>.
# اعلان [[استقلال]] [[اعتقادی]] از [[کافران]]، به عنوان رویه [[مؤمنان راستین]]، در [[سوره کافرون]] به [[صراحت]] بیان شده است<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>.
==[[حفظ]] و تقویت [[عزت]] [[اسلامی]]==
«عزت» حالتی [[نفسانی]] است که [[انسان]] را [[مقاوم]] و شکست‌ناپذیر می‌کند. اصل این واژه از تعابیری چون {{عربی|أَرْضٌ عِزَازٌ}} به معنای [[زمین]] سخت، محکم و نفوذناپذیر، و {{عربی|تَعَزَّزَ اللَّحْمُ}} یعنی گوشت نایاب که نمی‌توان به آن دست‌یافت، گرفته شده است<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ماده عزز.</ref>. پس معنای اصلی آن [[صلابت]] و [[شکست‌ناپذیری]] است و از باب [[توسعه]] در استعمال، در معانی دیگری چون [[غلبه]]، صعوبت، [[سختی]]، [[غیرت]] و [[حمیت]] به کار رفته است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۲.</ref>. برخی گفته‌اند: «عزت به معنای [[عظمت]]، [[ارجمندی]]، [[سرافرازی]] و [[بزرگواری]] است و در معنای دقیق‌تر، عزت همان [[شناخت]] انسان به [[حقیقت]] نقش خود و قرار دادن آن در [[مقام]] و [[منزلت]] خود است»<ref>علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ماده عزت.</ref>.
در مقابل آن واژه «[[ذلت]]» به معنای [[خواری]]، [[ذلیل]] شدن، [[زبونی]] و نیز به معنای تسلیم‌شدن با خواری آمده است. [[قرآن]] کسانی را که از [[اطاعت]] [[اوامر]] [[خداوند]] [[سرپیچی]] می‌کنند، این‌گونه معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ}}<ref>«و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند» سوره بقره، آیه ۶۱.</ref>.
«عزت» در قرآن در ساختارهای مختلف و با معانی گوناگون به کار رفته است. تقویت‌کردن و قدرت‌بخشیدن<ref>{{متن قرآن|إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ}} «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۴.</ref>، چیره‌شدن و غلبه‌کردن<ref>{{متن قرآن|فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ}} «و می‌گوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد» سوره ص، آیه ۲۳.</ref>، سربلند کردن و [[شوکت]] و [[قدرت]] دادن<ref>{{متن قرآن|وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ}} «و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ}} «و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بی‌گمان ماییم که پیروزیم» سوره شعراء، آیه ۴۴.</ref>، [[نیرومندی]] و [[شکست‌ناپذیری]] در توصیف [[خداوند]]<ref>{{متن قرآن|وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ}} «و بر آن پیروزمند بخشاینده توکل کن» سوره شعراء، آیه ۲۱۷.</ref>، سخت و ناگوار<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ}} «بی‌گمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>، ممتنع و نشدنی<ref>{{متن قرآن|وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ}} «و این بر خداوند دشوار نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۰.</ref>، آسیب‌ناپذیری و چیزی که در آن [[تغییر]] و تبدیل راه ندارد<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ}} «و به راستی آن کتابی است ارجمند * در حال و آینده آن، باطل راه ندارد» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>، و [[خودبزرگ‌بینی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}} «و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتن‌بینی او را به گناه می‌کشاند پس دوزخ او را بس و بی‌گمان، این بستر بد است» سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>، برخی از کاربردهای این مفهوم در [[قرآن]] هستند. در یک نگاه عمیق و تحلیلی، در همه معانی یادشده می‌توان به‌نوعی [[هم‌گرایی]] و اشتراک [[معنوی]] دست یافت و آن اینکه «[[عزت]]» در مواضع مختلف و ساختارهای گوناگون، دارای معنای قوت، [[قدرت]]، [[غلبه]] و حالت شکست‌ناپذیری است و وجودداشتن این حالت در [[انسان]]، نوعی ویژگی مثبت و [[ارزش]] شمرده می‌شود و صاحب این ویژگی در نظر دیگران نیز ارجمند و [[محترم]] می‌شود. بنابراین [[برتری]] و [[ارجمندی]]، لازمه عزت و از نتایج آن است و در مواردی که عزت به این معانی آمده است، در لازم معنای خود به کار رفته است<ref>محمد صادق شجاعی، توکل به خدا راهی به سوی حرمت خود و سلامت روان، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref>.
به‌تصریح [[قرآن مجید]] همه عزت از آن خداوند است<ref>{{متن قرآن|أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}} «آیا عزّت را نزد آنان می‌جویند با آنکه بی‌گمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹؛ {{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} «گفتار آنان تو را اندوهگین نگرداند که عزّت یکسره از آن خداوند است، او شنوای داناست» سوره یونس، آیه ۶۵.</ref>؛ زیرا [[عزت]] یکی از [[فروع]] [[ملک]] است و معلوم است که مالک [[حقیقی]] کسی جز [[خدای متعال]] نیست. عزت حقیقی و استقلالی نیز خاص او و ملک اوست<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۱۵.</ref>. نوع دیگر عزت یعنی عزت اکتسابی برای دیگران نیز امکان دارد و خداوند آن را به آنان عطا می‌کند<ref>{{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ}} «بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی می‌بخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز می‌ستانی و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>.
یکی از اصولی‌ترین [[اهداف انبیا]]، [[رهایی]] [[انسان]] از [[بندگی]] [[طاغوت‌ها]] و پیوند انسان با سرچشمه عزت و [[کرامت]]، یعنی خداوند است. [[پیامبران]] برانگیخته شدند تا [[بشر]] به عزت [[واقعی]] و [[آزادی]] حقیقی برسد و سر بر آستان معبودهای ساختگی و [[دروغین]] نساید. در غیر این صورت، [[آدمی]] به هر [[پستی]] تن می‌دهد و به هر گناهی دست می‌زند؛ چراکه ریشه همه تبهکاری‌ها در [[ذلت نفس]] است و ازاین‌رو بهترین راه برای [[تربیت]] فرد و [[جامعه]]، عزت‌بخشی و عزت‌آفرینی است تا فرد و جامعه از [[تباهی]] و [[سقوط]] [[نجات]] یابند و [[زندگی]] [[نیک]] این [[جهان]] و آن جهان را به دست آورند.
[[عزت‌مداری]] بخشی جدایی‌ناپذیر از [[سیره رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} است و در گفتار، [[رفتار]] و موضع گیری‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] آنان نقشی پررنگ دارد. عزت زوال‌ناپذیر آنان، برگرفته از عزت خداوندی است؛ همان‌گونه که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرمودند: «کثرت و ازدحام [[مردم]] در اطرافم بر عزتم نمی‌افزاید و پراکندگی آنان از اطرافم، مرا به [[وحشت]] نمی‌اندازد»<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، نامه ۳۶، ص۹۴۶؛ ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۲۹۶.</ref>.
از منظر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[زندگی]] با [[سرافرازی]]، [[حیات]] [[واقعی]] است و زنده‌بودن با [[ذلت]]، با مُردن تفاوتی ندارد. وی در خطبه‌ای به لشکریانش در [[نبرد صفین]] می‌فرماید: «[[خوار]] شدن و زنده‌ماندن شما مُردن است، و کشته‌شدن و پیروزشدن شما، زنده‌بودن»<ref>{{متن حدیث|فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ}} (شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۵۱).</ref>. ایشان در بیانی دیگر یکی از ریشه‌های ذلت را، [[ترک جهاد]] و [[شهادت]] معرفی می‌فرماید: «هر که از آن [[جهاد]] دوری کند، [[خداوند]] [[لباس]] [[خواری]] و ردای [[گرفتاری]] بر او می‌پوشاند و آن‌گاه او بر اثر [[حقارت]]، بیچاره می‌شود»<ref>{{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ}} (شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷).</ref>. [[تاریخ]] زندگی [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، سرشار از [[عزت‌مداری]] و عزت‌آفرینی برای [[جامعه اسلامی]] و [[مسلمانان]] است. در همه میدان‌های [[نبرد]] با [[مشرکان]] در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}}، نقش وی در عزت‌آفرینی برای [[اسلام]] چنان برجسته بوده است که احدی را نمی‌توان با وی مقایسه کرد. بعد از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} نیز، چه در دوران [[خانه‌نشینی]] و چه در دوران [[خلافت]]، با وجود همه کارشکنی‌ها و [[تحمل]] محرومیت‌ها و مظلومیت‌ها، برای تقویت [[عزت]] [[اسلامی]] کوشید.
در [[دوره امام حسن مجتبی]]{{ع}} گرچه [[کوفیان]] و [[سپاهیان امام]]، با [[بی‌وفایی]] و سستی‌شان جامعه اسلامی را به‌سوی ذلت [[سوق]] دادند، [[امام حسن]]{{ع}} با پذیرش [[صلح]] مصلحتی و قهرمانانه‌ترین [[نرمش]] [[سیاسی]] تاریخ، بسیاری از بهانه‌های مردم‌فریبانه را از معاویه سلب کرد؛ خیانت‌های وی را آشکار کرد و چهره واقعی او را به [[مردم]] شناساند؛ زیرا با ظاهر‌سازی و [[زیرکی]] معاویه و [[سستی]] [[یاران امام]]{{ع}}، اگر [[رویارویی]] دو [[سپاه]] به [[جنگ]] منتهی می‌شد، عزت باقی‌مانده [[شیعه]] به خطر می‌افتاد و چه‌بسا معاویه از طریق یاران امام، ایشان را به شهادت می‌رساند و خود نیز مدعی [[خون]] حضرت، و درعین‌حال [[پیروز]] میدان به‌حساب می‌آمد. با توجه به اینکه امام حسن{{ع}} در جایگاه خلافت قرار داشت، این فرایند، نتیجه‌ای جز [[ذلت]] [[جامعه اسلامی]] در پی نداشت. بنابراین امام حسن{{ع}} با پذیرش [[صلح]]، [[عزت]] [[مسلمانان]] و خون [[شیعیان]] را [[حفظ]] کرد؛ گرچه خود بسیاری از زخم‌زبان‌ها و مظلومیت‌ها را به [[جان]] خرید.
[[دشمنان]] [[اهل‌بیت]] در طول [[تاریخ]]، برای تحقق‌بخشیدن به [[خواسته‌ها]] و نیل به اهداف شیطانی‌شان، از هیچ‌گونه اظهار [[دشمنی]] چون [[سب]] و [[لعن]]، [[افترا]]، [[جعل حدیث]]، [[انکار]] [[فضایل]] و تشکیک در آن و وادارکردن شیعیان به [[اعلام برائت]] از [[ائمه]]{{عم}} کوتاهی نمی‌کردند. هر یک از این دشمن‌ها برای از بین بردن [[عزت اسلام]] و مسلمانان کافی بود؛ اما [[رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} با اقداماتی [[حساب]] شده و دقیق، عزت [[حقیقی]] را به جامعه اسلامی بازگرداندند که نمونه‌هایی از آن اقدامات عبارت‌اند از:
# [[مبارزه با تبعیض]]، و [[گسترش عدالت]] و [[برادری]] در جامعه اسلامی؛
# تلاش برای از بین بردن [[تعصبات قبیله‌ای]] و توجه دادن [[مردم]] به [[خدا]] و [[پارسایی]]؛
# [[ظلم‌ستیزی]] و گرم نگه‌داشتن [[آتش]] [[انقلاب]] و [[قیام]] بر ضد [[طاغوت]]؛
#پرهیزدادن مردم از [[اختلافات]] داخلی، برای [[حفظ عزت]] [[اسلامی]] در مقابل ملت‌های دیگر؛
# [[ترغیب]] مردم به ایجاد [[رابطه معنوی]] با [[خداوند]] و پرورش [[روح]] [[معنوی]] در [[جامعه]]؛
# [[تربیت شاگردان]] و تقویت بنیه [[علمی]] شیعیان و مسلمانان<ref>جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات همایش امام حسین{{ع}} (عزت حسینی)، ص۲۸۹.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۰۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش