←احادیث مرتبط با آیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
== شأن نزول == | == شأن نزول == | ||
== شرح و تفسیر آیه == | == شرح و تفسیر آیه == | ||
== | == [[نصوص]] [[روایی]] == | ||
=== [[روایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | |||
نقل اول: سعید بن منصور، ابن راهویه، [[ابن ابی شیبه]]، عبدبن [[حمید]]، [[ابن منذر]]، ابن ابیحاتم، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|یا ایها الذین ءامنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} [[قدمت]] بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها [[احد]]، فنزلت {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|یا ایها الذین ءامنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}}»<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ [[فتح القدیر]]، ج۵، ص۱۹۱؛ [[تفسیر]] [[آلوسی]]، ج۲۸، ص۳۱؛ [[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ [[تفسیر طبری]]، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر [[ثعلبی]]، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ [[الکشاف]] عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>. | |||
نقل دوم: در [[روایت]] دیگری از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل شده است که فرمودند: {{متن حدیث|لما نزلت: {{متن قرآن|یا ایها الذین ءامنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة...}} قال النبی{{صل}}: «ما تری، دینارا؟» قلت: لایطیقونه قال: فنصف دینار قلت لایطیقونه، قال: فکم؟ قلت: شعیرة، قال: انک لزهید، قال: فنزلت: {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}} قال: فبی خفف [[الله]] عن هذه الامة}}؛ «هنگامی که این آیه نازل شد: {{متن قرآن|یا ایها الذین ءامنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة...}}، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به من فرمودند: نظر تو درباره اینکه یک دینار را به عنوان صدقه مقرر کنیم، چیست؟ گفتم: [[مردم]] [[طاقت]] نمیآورند. فرمود: نیم دینار چطور؟ عرض کردم: طاقت نمیآورند. فرمود: پس چقدر باشد؟ گفتم: یک مشت جو. فرمود: همانا تو کم گفتی. امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: پس این آیه نازل شد: {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}} آن حضرت فرمودند: آنگته [[خداوند]] به واسطه من به این [[امت]] [[تخفیف]] داد [و آن [[حکم]] را [[نسخ]] کرد]»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ لباب النقول، ص۱۹۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ ترمذی، سنن، ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱، ش۳۳۵۵؛ فتح الباری، ج۱۳، ص۲۸۳؛ صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۰؛ کنزالعمال، ج۲، ص۵۲۱، ش۴۶۵۲؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۳؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۶، ش۹۵۵ و ص۳۱۷، ش۹۵۷؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>. | |||
[[سیوطی]] این [[حدیث]] را از [[ابن ابی شیبه]]، [[عبد بن حمید]]، [[ترمذی]]، أبویعلی، [[ابن جریر]]، [[ابن منذر]]، [[ابن مردویه]] و نحّاس [[روایت]] کرده و یادآور میشود که ترمذی سند آن را [[نیکو]] دانسته است<ref>ر.ک: لباب النقول، ص۱۹۰.</ref>. | |||
نقل سوم: عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن منذر، [[ابن أبی حاتم]] و ابن مردویه [[حدیثی]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع{}} نقل کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|ما عمل بها أحد غیری حتی نسخت و ما کنت الا ساعة یعنی آیة النجوی}}؛ هیچ کس غیر از من به [[آیه نجوا]] عمل نکرد و [[زمان]] کوتاهی نگذشت که این [[آیه نسخ]] شد<ref>الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ [[فتح القدیر]]، ج۵، ۱۹۱؛ [[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۵.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۲.</ref> | |||
=== [[روایت]] [[ابن عباس]] === | |||
یکی از [[راویان]] این روایت ابن عباس است. | |||
# نقل اول: [[سیوطی]] ذیل [[آیه]] مذکور به سند خود و به نقل از ابن عباس مینویسد: {{متن حدیث|اخرج ابن المنذر و ابن ابیحاتم، عن ابن عباس فی قوله: {{متن قرآن|اذ ناجیتم الرسول...}}، قال: ان المسلمین اکثروا المسائل علی [[رسول الله]]{{صل}} حتی شقوا علیه فأراد [[الله]] أن یخفّف عن نبیه{{صل}} فلما قال ذلک: امتنع کثیر من [[الناس]] و کفوّا عن المسألة فأنزل الله بعد هذا {{متن قرآن|ءأشفقتم}}، فوسّع الله علیهم و لم یضیّق}}؛ «[[ابن منذر]]، [[ابن ابیحاتم]] و [[ابن مردویه]] از ابن عباس نقل کردهاند که درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|اذ ناجیتم الرسول...}}، گفت: [[پرسش]] [[مسلمانان]] از [[رسول خدا]]{{صل}} زیاد شد به طوری که ایشان به [[زحمت]] افتادند؛ از این رو [[خداوند متعال]] خواست که به پیامبرش [[تخفیف]] دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از [[مردم]] از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا [[خداوند]] پس از آیه {{متن قرآن|ءأشفقتم}}، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳.</ref> | |||
# نقل دوم: [[حاکم حسکانی]] در شواهد التنزیل به نقل از ابن عباس مینویسد: «به ما خبر رسید که مردی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} که نخستین عمل کننده به این [[فرمان الهی]] بود یعنی [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در مقابل ده سخن که با رسول خدا{{صل}} [[گفتگو]] کرد، یک دینار [[صدقه]] داد اما سایرین این دستور را عمل نکردند و با اینکه دوری از رسول خدا{{صل}} و [[کلام]] آن حضرت برای آنان سخت بود ولی از پرداخت صدقه [[بخل]] ورزیدند»<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲۲، ص۳۲۲.</ref>. | |||
در این روایت تصریح شده است که تنها [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[امر خداوند]] را [[امتثال]] کردهاند و سایر [[صحابه]] از عمل به [[دستور خدا]] [[سرباز]] زدند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.</ref> | |||
=== [[روایت]] [[مجاهد]] === | |||
# نقل اول: [[سیوطی]] در [[الدر المنثور]] و در ذیل [[آیه]] از [[عبد بن حمید]]، [[ابن منذر]] و [[ابن ابیحاتم]] از [[مجاهد]] چنین نقل کرده که گفت: {{متن حدیث|نهوا عن مناجاة النبی{{صل}} حتی یثدموا صدقة، فلم یناجه الا [[علی بن ابیطالب]] فأنه قد قدّم دینارا فتصدق به ثم [[ناجی]] النبی{{صل}} فسأله عن [[عشر]] [[خصال]] ثم نزلت الرّخصة}}؛ «[[مسلمانان]] از [[رازگویی]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[نهی]] شدند مگر اینکه پیش از آن [[صدقه]] دهند. کسی با پیامبر{{صل}} جز علی بن ابیطالب رازگویی نکرد و ایشان هم یک دینار قبل از [[گفتگو]] با آن حضرت، صدقه داد. سپس درباره ده موضوع از ایشان به صورت خصوصی سؤال کرد. آنگاه [[آیه رخصت]] نازل شد (و [[حکم]] [[آیه نسخ]] گردید)<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷؛ تحفة الأحوذی، ج۹، ص۱۳۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۷، ش۲۶۱۶۸؛ تفسیر السمرقندی، ج۳، ص۲۹۷؛ تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۱، ش۹۴۹؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۰.</ref> | |||
# نقل دوم: سعید بن منصور نیز از مجاهد نقل کرده است که گفت: {{متن حدیث|کان من ناجی النبی{{صل}} [[تصدّق]] بدینار و کان أول من صنع ذلک علی بن ابیطالب ثم نزلت الرخصة: {{متن قرآن|فأذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم}}}}؛ «هر کس با پیامبر رازگویی میکرد، باید یک دینار صدقه میداد و نخستین کسی که این کار را انجام داد علی بن ابیطالب{{ع}} بود. آنگاه آیه رخصت نازل شد که میفرمود: {{متن قرآن|فأذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم}}}}»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ سیوطی، الخصائص الکبری، ج۲، ص۱۹۹؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۰، ص۳۱۲؛ فتح الباری، ج۱۱، ص۶۸، عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷ ـ ۲۶۸؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۲، ش۹۶۵.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵.</ref> | |||
=== [[روایت]] مُقاتل === | |||
ابن ابیحاتم از [[مقاتل]] چنین روایت کرده که وی گفت: {{عربی|إن الاغنیاء کانوایأتون النبی{{صل}} فیکثرون مناجاته و یغلبون الفقراء علی المجالس حتی کره النبی{{صل}} طول جلوسهم و مناجاتهم فأمر [[الله]] بالصدقة عند المناجاة فأما [[اهل]] العسرة فلم یجدوا شیئا و کان ذلک [[عشر]] لیال و اما [[أهل]] المیسرة فمنع بعضهم ماله و [[حبس]] نفسه الا طوائف منهم جعلوا یقدمون الصدقة بین یدی النجوی و یزعمون أنه لم یفعل ذلک غیر [[رجل]] من المهاجرین من [[أهل]] [[بدر]] فأنزل [[الله]] {{متن قرآن|ءأشفقتم}}، الآیة}}؛ «همانا [[ثروتمندان]] نزد [[پیامبر]] میآمدند و [[رازگویی]] آنان با ایشان زیاد میشد و [[فقرا]] از این امر باز میماندند تا اینکه طولانی شدن جلساتشان بر پیامبر{{صل}} ناخوشایند شد از این رو [[خداوند]] دستور داد تا به هنگام رازگویی با آن حضرت، [[صدقه]] دهند اما از سویی تنگدستان چیزی برای صدقه دادن نمییافتند و از سوی دیگر متمولان از دادن صدقه [[پرهیز]] میکردند و برخی دیگر هم از حضور نزد پیامبر خودداری میکردند جز گروهی از آنان که پیش از هر رازگویی، صدقه میدادند. این موضوع ده شب طول کشید و کمان میرود که این کار را کسی انجام نمیداد جز مردی از [[مهاجران]] [[اهل]] بدر پس خداوند این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|ءأشفقتم}}»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵.</ref>. | |||
لازم به ذکر است که [[مقاتل]] به دلیل [[بغض]] و کینهای که از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد، به جای نام بردن از آن حضرت از تعبیر مردی از مهاجران اهل بدر استفاده میکند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۵ ـ ۲۹۶.</ref>. | |||
=== [[روایت]] [[سعد بن ابیوقاص]] === | |||
[[طبرانی]] و [[ابن مردویه]] از سعد بن ابیوقاص نقل کردهاند که گفت: {{عربی|نزلت: {{متن قرآن|یا أیها الذین ءامنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة}} فقدّمت شعیرة، فقال [[رسول الله]]{{صل}}: إنک لزهید. فنزلت الآیة الاخری: {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}}}}؛ «این آیه نازل شد: {{متن قرآن|یا أیها الذین ءامنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة}}. من مشتی جو بردم، آنگاه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «تو چه کم مقدار هستی» پس آیه دیگری نازل شد که: {{متن قرآن ءأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات}}<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>. | |||
[[سیوطی]] درباره این [[حدیث]] میگوید: طبرانی و ابن مردویه این حدیث را به سندی که در آن [[ضعف]] وجود دارد، آوردهاند<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>. | |||
این [[حدیث]] از سویی بیانگر [[بخل]] ورزیدن [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} است و از سویی دیگر [[بررسی سند]] آن ضرورتی ندارد زیرا اسانید [[روایات]] بیانگر [[بخل]] و ممانعت [[صحابه]] از پرداخت [[صدقه]] هستند و تنها کسی که به این [[امر الهی]] عمل کرده است، را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانستهاند. [[حاکم]] [[نیشابوری]] سند برخی از این روایات را تصحیح کرده است و [[ترمذی]] نیز به صراحت این [[حدیث]] را حسن معرفی کرده و در صحیح خود آورده است.[[ حدیث]] پژوهان و [[مفسران]] دیگر نیز این گونه روایات را بدون خدشه در سند ذکر کردهاند از این رو به [[تصحیح روایت]] [[سعد بن ابیوقاص]] نیازی نیست<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۶ ـ ۲۹۷.</ref>. | |||
=== [[روایت]] سلمة بن کهیل === | |||
عبد [[حمید]] از [[سلمة بن کهیل]] آورده است که در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن| یا أیها الذین ءامنوا إذا ناجیتم الرسول...}} گفت: نخستین کسی که به این امر الهی عمل کرد، علی{{ع}} بود، سپس این [[آیه نسخ]] شد<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۷.</ref> | |||
=== روایت [[ابوایوب انصاری]] === | |||
در روایتی به نقل از ابوایوب انصاری آمده که گفت: «این آیه درباره علی{{ع}} نازل شده است {{متن قرآن|یا أیها الذین ءامنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة}}، همانا علی{{ع}} ده بار [پس از [[نزول آیه]]] با [[رسول خدا]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشت و در هر [[رازگویی]] یک دینار صدقه داد»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹.</ref> | |||
=== روایت [[جابر بن عبدالله انصاری]] === | |||
در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که گفت: «همانا رسول خدا{{صل}} در [[غزوه طائف]] روزی با علی{{ع}} خصوصی [[گفتگو]] کرد. آنگاه [عدهای از صحابه] گفتند: امروز رازگویی تو با [[علی]]{{ع}} طولانی شد! رسول خدا{{صل}} فرمود: من با او رازگویی نمیکردم و لیکن [[خداوند]] با او [[نجوا]] داشت»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۷.</ref>. | |||
این حدیث بیانگر [[اعتراض]] برخی صحابه به رسول خدا{{صل}} است ولی نام معترضان در ان ذکر نشده است اما در [[حدیثی]] دیگر از [[جابر بن عبدالله انصاری]]، نام معترضان هم مشخص شده است. در این [[روایت]] آمده است که جابر گفت: «[[رسول خدا]] در [[غزوه طائف]] با علی{{ع}} [[رازگویی]] کرد و گفتگوی ایشان طولانی شد. آنگاه [[ابوبکر]] و عمر به ایشان گفتند: رازگویی با علی{{ع}} را طول دادی! [[رسول خدا]]{{صل}} هم فرمودند: من با او رازگویی نمیکردم بلکه [[خداوند]] با او رازگویی میکرد»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۸.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> | |||
=== [[راویان احادیث]] [[شأن نزول آیه]] === | === [[راویان احادیث]] [[شأن نزول آیه]] === | ||
حدیث [[تصدّق]] امیرالمؤمنین{{ع}} و رازگویی آن حضرت با [[رسول اکرم]]{{صل}} توسط بسیاری از صحابه و [[تابعین]] [[روایت]] شده و در اعصار مختلف نیز حدیثپژوهان و [[راویان]] مشهور سنّی به نقل آن پرداختهاند. نام برخی از راویان این حدیث عبارت است از: | حدیث [[تصدّق]] امیرالمؤمنین{{ع}} و رازگویی آن حضرت با [[رسول اکرم]]{{صل}} توسط بسیاری از صحابه و [[تابعین]] [[روایت]] شده و در اعصار مختلف نیز حدیثپژوهان و [[راویان]] مشهور سنّی به نقل آن پرداختهاند. نام برخی از راویان این حدیث عبارت است از: | ||
| خط ۸۱: | خط ۱۲۵: | ||
# قاضی [[شوکانی ]](م۱۲۵۰)؛ | # قاضی [[شوکانی ]](م۱۲۵۰)؛ | ||
# شهاب الدین [[آلوسی]] (م۱۲۷۰)<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۳ ـ ۳۰۵.</ref>. | # شهاب الدین [[آلوسی]] (م۱۲۷۰)<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۳ ـ ۳۰۵.</ref>. | ||
== دیدگاه فریقین == | == دیدگاه فریقین == | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||