آیه اشتری: تفاوت میان نسخهها
←مناقشات عامه
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
#'''هشتم''': همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایستهترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود. | #'''هشتم''': همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایستهترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود. | ||
#'''نهم''': اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref> | #'''نهم''': اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref> | ||
=== نقد و بررسی اشکالات ابن تیمیه === | |||
در ادامه به نقد و بررسی کلیه اشکالات و مناقشات ابن تیمیه در احادیث این آیه در قالب عناوین مرتبط با هر اشکال میپردازیم | |||
==== عدم پایبندی به موازین علمی و فقدان مبنایی مشخّص ==== | |||
باز هم مشاهده میشود که ابن تیمیه مطابق معمول خود، از شگرد نفی و انکار و نسبت جعل بهره جسته و از همان آغاز در صحّت حدیث تردید میکند و ثعلبی را به صراحت و سایر حدیث پژوهان و اندیشمندان سنّی را به تلویح ردّ میکند و غیر قابل اعتماد میشمارد. او هر بار تعصّب و عناد خود را بیش از پیش علنی میسازد و آشکارا به ستیز با حق میرود و از تناقض گویی و بی آبرو شدن نیز باکی ندارد. این بار جهل، عناد و تعصّب او بیشتر از پیش رخ مینماید و ما دوباره برای زدودن غبار از آئینه حقّ و حقیقت، به نقد آراء پوچ و متعصّبانه وی میپردازیم. ابن تیمیه در وجه نخست، ثعلبی را متّهم به نقل اسرائیلیات میکند و صرف استناد حدیثی به او را حجّت نمیداند. ما نیز معتقدیم که ثعلبی و دیگر مفسّران، حدیث پژوهان، مورّخان و متکلّمان سنّی اسرائیلیات فراوانی نقل میکنند و کلام و نقلشان فاقد حجّیّت و بلکه فاقد ارزش و اعتبار است، اما خود سنّیان باید به احادیث موجود در منابع معتبرشان ملزم شوند والّا اگر کسی بدون هیچ مبنایی هر جا که مطلبی برخلاف میلش باشد آن را نفی و طرد کند، حقیقت هیچ گاه آشکار نمیشود و حق جویی معنای خود را از دست میدهد و مباحثات علمی بی ارزش میشوند و جهل، تاریکی و باطل، جای علم، روشنایی و حقیقت را میگیرد. از شیوه جدال ابن تیمیه معلوم میشود که او هرگز به دنبال شناخت حقّ و حقیقت نیست و همواره در غبار آلود کردن چهره حق میکوشد، چرا که وی هرگز به موازین علمی پای بند نیست و سخنانش مبنایی مشخّص و پایه و اساس درستی ندارند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۸۸ ـ 389.<ref/>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||