←حدیث هفتم
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸</ref>. | {{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸</ref>. | ||
«پیامبر اکرم{{صل}} میفرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود میآیند تو را قسم میدهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبهام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نامهای آنان خواند و خدا توبهاش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیدهای نیست که با [[نیت خالص]]، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود». | «پیامبر اکرم{{صل}} میفرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود میآیند تو را قسم میدهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبهام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نامهای آنان خواند و خدا توبهاش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیدهای نیست که با [[نیت خالص]]، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود».<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱</ref>. | ||
=== [[احادیث عامه]] === | === [[احادیث عامه]] === | ||